کانون حقوق بشر ایران، دوشنبه ۲۴ شهریورماه ۱۴۰۴: گزارشهای رسیده از زندان شیبان اهواز نشان میدهد که جابر آلبوشوکه اخیراً دچار زمینخوردگی شدیدی شده و در پی آن لب و ابروی او بهطور جدی آسیب دیده است. زخمهای ایجادشده به دلیل نبود امکانات پزشکی و امتناع مسئولان زندان از اعزام او به بیمارستان، دچار عفونت شده و وضعیت او را به مرحلهای خطرناک رسانده است.
این حادثه در حالی رخ داده که جابر آلبوشوکه پیشتر نیز با مشکلات جسمی جدی دستبهگریبان بوده است. او سالهاست به بیماری چشمی «ناخنک» مبتلاست؛ بیماریای که نیاز به درمان فوری دارد. پزشکان هشدار داده بودند که در صورت ادامه محرومیت از درمان، خطر از دست دادن بینایی او وجود دارد. با وجود این هشدارها، مقامات قضایی و امنیتی هیچ اقدامی برای درمان او انجام ندادهاند.
علاوه بر این، او ۱۵ سال است که در زندان محبوس بوده، بدون مرخصی، بدون دسترسی به امکانات درمانی و در شرایطی که به گفته نزدیکانش، «هر روز سلامت جسمی و روانیاش تحلیل میرود». محرومیت از درمان در چنین شرایطی عملاً به معنای «اعدام تدریجی» است؛ روشی که بارها علیه زندانیان سیاسی در ایران بهکار رفته است.
جابر آلبوشوکه در اسفند ۱۳۸۹ به همراه چند تن از اعضای گروه فرهنگی الحوار بازداشت شد. این گروه که در حوزه آموزش رایگان برای دانشآموزان محروم، جلسات شعر و داستاننویسی به زبان عربی و تقویت هویت فرهنگی مردم عرب خوزستان فعالیت میکرد، بهسرعت از سوی نهادهای امنیتی متهم به «اقدام علیه امنیت ملی» و «محاربه» شد.
پرونده الحوار از همان ابتدا با احکام سنگین همراه بود. جابر و چند تن دیگر از اعضا ابتدا به اعدام محکوم شدند. در بهمن ۱۳۹۲، هادی راشدی و هاشم شعبانی، دو عضو این گروه، اعدام شدند؛ اقدامی که موجی از اعتراضات داخلی و بینالمللی را برانگیخت. در همان سال حکم اعدام جابر آلبوشوکه و محمدعلی عمورینژاد به حبس ابد تقلیل یافت. با این حال، کاهش حکم، سرنوشت او را تغییر نداد و او همچنان در شرایطی غیرانسانی در زندان نگهداری میشود.
زندان شیبان اهواز که محل نگهداری جابر آلبوشوکه است، یکی از بدنامترین زندانهای ایران به شمار میرود. تراکم بالای جمعیت، قطعیهای مکرر برق، نبود امکانات پزشکی و بهداشتی و برخوردهای خشونتآمیز مأموران، این زندان را به جهنمی برای زندانیان سیاسی و عقیدتی تبدیل کرده است.
جابر آلبوشوکه در این سالها بارها به دلیل محرومیت از درمان و شرایط طاقتفرسا دچار مشکلات جسمی شده، اما مسئولان زندان عملاً او را در شرایطی رها کردهاند که خطر از دست رفتن جانش هر لحظه وجود دارد.
پرونده جابر آلبوشوکه تنها یک نمونه از سرکوب گسترده در خوزستان است. مردم عرب این استان سالهاست که با تبعیضهای ساختاری، محرومیتهای اقتصادی و برخوردهای امنیتی مواجهاند. هرگونه فعالیت مدنی، فرهنگی یا اجتماعی—even اگر صرفاً آموزشی یا هنری باشد—با برچسبهای سنگینی همچون «محاربه» و «اقدام علیه امنیت ملی» مواجه میشود.
بازداشتهای گسترده، صدور «احکام فلهای»، اعدامهای پیاپی و تبعید فعالان مدنی عرب، بخشی از واقعیتی است که خوزستان در دهههای اخیر تجربه کرده است. وضعیت بحرانی جابر آلبوشوکه تنها بخشی از تصویری بزرگتر است که سرکوب سیستماتیک در این استان را نشان میدهد.





