روز سه شنبه ۱۸ شهریور ۱۴۰۴- ۱۰ سپتامبر، جنگنده های اسرائیل چندین ساختمان در دوحه، پایتخت قطر را بمباران کردند. خبرگزاری های اسرائیل به نقل از مقامات این کشور میگویند ۱۰ جت جنگده اسرائیلی با هدف نابودی هیئت مذاکره کننده حماس، ۱۰ بمب به ساختمانهای مسکونی محل احتمالی سکونت رهبران حماس زده اند. ارتش اسرائیل هدف از این حمله را نابودی رهبری حماس نام گذشت و اعلام کرد که دولت امریکا از قبل در جریان این حمله قرار گرفته است. دفتر نتانیاهو و مقامات مختلف اسرائیل ضمن قبول مسئولیت این حمله، از آن دفاع کردند. دولت قطر ضمن محکوم کردن حمله آنرا زیر پا نهادن همه موازین و قوانین بین المللی نام گذاشت و اعلام کرد این اعمال غیر قابل تحمل است. گفته میشود در این حملات ۶ نفر از جمله پسر یکی از رهبران حماس و یک مامور امنیتی قطر کشته و چند نفر زخمی شده اند، خبرگزاری ها میگویند هیئت مذاکرده کننده حماس جان سالم بدر برده است.
بر اساس اخبار رسانه های مختلف حمله اسرائیل در شرایطی انجام میگیرد که رهبری حماس در دوحه برای بررسی طرح ترامپ جهت “پایان جنگ در غزه” و آزادی گروگانهای اسرائیلی و مذاکره با اسرائیل جمع شده بودند. ترامپ قبلا اعلام کرده بود که دولت اسرائیل با طرح او موافقت کرده و در صورت عدم توافق رهبری حماس، عواقب مخربی برایشان دارد. با این وصف دولت اسرائیل با اطلاع قبلی دولت امریکا چندین ساختمان در دوحه را جهت کشتن هیئت حماس بمباران کرد. بعلاوه این حمله و بمباران در کشوری انجام میگیرد که تا کنون نقش میزبان و میانجیگر چندین دور مذاکرات حماس و اسرائیل را داشته است. بعد از این حمله که ظاهرا به اهدافش نرسیده است، ترامپ در کمال بی شرمی از قطر به عنوان محل حمله اسرائیل ابراز “تاسف” کرده است و بعلاوه سیل “محکوم میکنیم ها” و خواست “خویشتنداری” از “طرفین” برای بدتر نشدن اوضاع از جانب روسای دولتهای مختلف، که همیشه بعد از حملات و ترور و کشتار و بمبارانها از جانب اسرائیل، به جریان می افتد، راه افتاده است. محکوم کردنهای ریاکارانه ای که نه در گذشته و نه اکنون، حاوی هیچ اقدام عملی و موثر و هیچ فشاری جدی به اسرائیل برای پایان ترور و کشتارهایش را به همراه ندارد.
حمله و بمباران اسرائیل در دوحه، جایی که بزرگترین پایگاه نظامی امریکا در منطقه در آن مستقر است و آسمان آن تماما در اختیار امریکا است، کوچکترین ابهامی باقی نمیگذارد که اقدام اسرائیل با توافق دولت ترامپ انجام گرفته است. اسرائیل در دهم مرداد ماه ۱۴۰۳ نیز اسماعیل هنیه رهبری سیاسی حماس و مقام اصلی مذاکره کننده این جریان و محافظ او را در تهران، ترور کرد. اسرائیل با همکاری و توافق دولت امریکا درست و در میانه مذاکرات ایران و امریکا در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ نیز با حمله همه جانبه به ایران جنگی را شروع کرد که ۱۲ روز ادامه داشت. حمله اسرائیل به دوحه و تلاش برای کشتن و ترور هیئت مذاکره کننده حماس، برای هزارمین بار به جهانیان نشان داد، که اسرائیل تحت هیچ شرایطی و تا زمانی که دولتهای غربی با همه امکانات مالی، سیاسی، دیپلماسی و زرادخانه نظامی و… در کنار و حامی او هستند، به جنگ و جنایت، به ترور و اشغال ادامه میدهد.
اقدام اسرائیل و تلاش برای ترور هیئت مذاکره کننده حماس، مستقل از اینکه زیر پا گذاشتن تمام موازین و توافقات بین المللی در میان دولتها و بر همین اساس تعرض و تجاوز به حق حاکمیت و تمامیت ارضی قطر است، بیان ظرفیت جنایتکارانه کشوری است که در اعمال تروریستی همه مرزهای تاکنونی را پشت سر گذاشته است. دولتی که در قبال اعمال تروریستی خود، در قبال کشتار جمعی و پاکسازی های قومی و جنایات جنگی در فلسطین و در قبال تعرض و بمباران و اشغال در کشورهای دیگر و ارتکاب صدها مورد ترور و اعمال تروریستی نه تنها مصونیت کامل دارد، بعلاوه کماکان از حمایتها همه جانبه نظامی، اطلاعاتی، سیاسی و … کشورهای “دمکرات” غربی از امریکا تا بریتانیا ، آلمان و… ، برخوردار است.
دولت اسرائیل در اعمال تروریستی، در جنایت و کشتارهای بی سابقه جمعی، با نسل کشی و قصابی دهها هزار انسان بی گناه در فلسطین و منطقه، روی همه گروهها و جریانات تروریستی در جهان از داعش، النصر، بوکوحرام، القاعده تا طالبان و… را سفید کرده است. اسرائیل با اعمال خود در منطقه، به جهانیان ثابت کرده است که عامل پیشبرد تروریستی ترین و جنگ طلبانه ترین سیاست های دولت های سرمایه داری معاصر است. دولتی که توسط مشتی آدم کش حرفه ای اداره میشود و سران و قدرتهای غربی حامی و همکار وفادار او در تمام تاریخ پر از جنایت و ترورش هستند.
حمله اسرائیل نه تنها حاکی از عدم هرگونه تعهد اسرائیل و شرکایش به “طرح های دیپلماتیک” برای پایان دادن به نسل کشی و جنگ غزه، بلکه بن بست کامل غرب در حتی تظاهر به حل مسئله فلسطین است. در دنیای چند قطبی امروز، اعلام رسمی پذیرش کامل مسئولیت بمباران در دوحه توسط نتانیاهو، در عین حال نشانگر به سیم آخر زدن فاشیسم حاکم در این کشور در قبال موقعیت از دست رفته اسرائیل به مثابه دیدبان غرب در منطقه در دوره دنیای سابق دو قطبی غرب و شرق، است. بیانیه رسمی دولت ترامپ و گنجاندن “تاسف” از این حمله، و همچنین اذعان به اینکه این اقدام “نه در خدمت استراتژی اسرائیل و نه آمریکا می باشد” خود گواه بر فشار جاری در هیئت حاکمه آمریکا به ترامپ برای قبول این موقعیت و تلاش برای دستیابی به “راه حل قابل اتکا” برای جلوگیری از افول بیشتر جایگاه آمریکا در کل منطقه خاورمیانه است.
اما، ایست دادن به اسرائیل، به تروریسم عریان و جنایات هر روزه آن، کار میلیاردها انسان صلح طلب و انسان دوست در سراسر جهان است. کار طبقه کارگر و مردم آزادیخواهی که در سراسر جهان نه تنها به اسرائیل و جنایاتش نه گفته اند، و خواهان محاکمه گانگسترهای حکمران آن شده اند، که خواهان جوابگویی شرکای اسرائیل و حامیان تروریسم رسمی او در پایتخت های کشورهای غربی شده اند. جنبش نه به توحش و نسل کشی اسرائیل و در دفاع از مردم فلسطین که سراسر جهان را به هم وصل کرده است، همزمان جنبش نه گفتن به جنگ و میلیتاریسم، به فقر و بربیت و توحش حاکم و برای جهانی آزاد و انسانی و متمدن است.
حزب حکمتیست (خط رسمی)
۱۹ شهریور ۱۴۰۴- ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۵



یک پاسخ
درود بر شما ! شما حقیقت را فدای مصلحت نکردید و فکر میکنم تنها جریان سوسیالیست هستید که چنین موضع درست و انسانی را اتخاذ کرده اید.