اروپا هنوز طعم تلخ جام زهری را که ترامپ نوشید، درک نکرده است – شبنم آذری

سه دهه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، غرب گمان می‌کرد سلطه‌ی بلامنازع خود بر جهان را تثبیت کرده است. اما با قدرت‌گیری چین، ظهور دولت‌های مستقل در جنوب جهانی، و افزایش شکاف در روابط با شرق، چشم‌انداز سلطه‌ی غرب بیش از پیش در هاله‌ای از تردید قرار گرفته است. ترامپ با انتشار تصویر مشترک شی، پوتین و مودی از اجلاس شانگهای، این واقعیت را تلویحاً پذیرفت و جام زهری را که از شکست راهبرد غرب در اوکراین بر جای مانده بود، سر کشید. در حالی که ایالات متحده دست‌کم به‌ظاهر به برگشت ناپذیری روند جاری رسیده، اروپا هنوز طعم تلخ آن جام زهر را درک نکرده است. مقاله غرب غیرقابل پیش‌بینی با تمرکز بر واکنش‌ها به دیدار ترامپ و پوتین در آنکوریچ، نشست شانگهای و تحولات اخیر، ناتوانی اروپا را در درک واقعیت‌های جدید بین‌المللی به چالش می‌کشد.

غرب غیرقابل پیش‌بینی؛ دگرگونی‌هایی در نظم جهانی

از زمان دیدار در انکوریج، اصطلاح «تضمین امنیت» به کلیدواژه‌ای سیاسی در غرب تبدیل شده است؛ با این حال، معنای دقیق آن همچنان مبهم باقی مانده. لندن، پاریس، برلین و بروکسل این مفهوم را صرفاً به اوکراین مرتبط می‌دانند. همان‌طور که راینر لاوترباخ روز جمعه در یادداشت «نشست عجیب و خطرناک ائتلاف خواهان در پاریس» نوشت، آنچه «ائتلاف خواهان» روز پنج‌شنبه ارائه داد، به‌درستی «غیرعقلانی و خطرناک» توصیف شد. کشورهای اروپایی عضو اتحادیه اروپا و ناتو همچنان بر اصلی پایبندند که از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی رایج بوده: این‌که روسیه اصولاً نباید منافع امنیتی داشته باشد. ترامپ با اجلاس آلاسکا پیامی خلاف این روند فرستاد و در عمل، جنگ نیابتی ناتو در اوکراین را شکست‌خورده اعلام کرد. با این حال، از آن زمان دوباره بی‌ثباتی حاکم شده است. او به کی‌یف اجازه داد از تسلیحات دوربرد علیه روسیه استفاده کند؛ تصمیمی که پیش‌تر، وقتی بایدن در نوامبر ۲۰۲۴ همین مجوز را داده بود، آن را «اشتباهی بسیار بسیار بزرگ» نامیده بود. روسیه نیز در پاسخ، برای نخستین بار از موشک «اُرِشنیک» استفاده کرد.

دیدار انکوریج، که به شکلی نمادین در ایالت آلاسکا میان ترامپ و ولادیمیر پوتین برگزار شد، نقطه عطفی در سیاست خارجی آمریکا نسبت به جنگ اوکراین به شمار آمد. برخلاف رویه دولت‌های پیشین، ترامپ در این نشست عملاً موضعی غیرخصمانه نسبت به کرملین اتخاذ کرد و تلاش کرد تا بر شکست راهبردی ناتو در اوکراین مهر تأیید بزند. این دیدار که بدون حضور شرکای اروپایی برگزار شد، حاوی این پیام بود که ایالات متحده دیگر حاضر نیست نقش تأمین‌کننده بی‌قید و شرط امنیت اروپا را ایفا کند. در پی این نشست، واژه «تضمین امنیت» در محافل سیاسی غرب، بدون تعریف روشن، به مفهومی سیال و بحث‌برانگیز تبدیل شد.

نشست موسوم به «ائتلاف خواهان» که پنج‌شنبه گذشته در پاریس برگزار شد، در واقع چارچوبی غیررسمی از کشورهایی بود که از ادامه کمک‌های نظامی و اطلاعاتی به اوکراین حمایت می‌کنند. این گروه شامل چندین کشور ناتو و متحدان غربی است که متعهد به «تضمین امنیت درازمدت» برای اوکراین شده‌اند. با این حال، محتوا و لحن بیانیه نهایی نشست، به‌ویژه تأکید یک‌جانبه بر تضعیف روسیه و تکرار ادعاهای بدون پیشنهادات سازنده، از نگاه برخی ناظران – مانند راینر لائوترباخ – «خطرناک» و حتی «غیرعقلانی» توصیف شده است. چنین مواضعی نه تنها چشم‌انداز صلح را دورتر می‌کنند، بلکه نشانه‌ای از تداوم نگرش امپریالیستی غرب نسبت به مسائل امنیتی جهانی به شمار می‌روند.

ناپایداری سیاست غرب تنها نشانه‌ای از از‌دست‌دادن سلطه جهانی نیست، بلکه بازتابی است از عادت‌های امپریالیستی: برای کشورهای امروزه موسوم به «جنوب جهانی»، حقوق بین‌الملل که در اروپا در دوران مدرن شکل گرفت، هرگز اجرایی نبوده است؛ چه برسد به حقوق بشر. ظهور اتحاد جماهیر شوروی پس از ۱۹۱۷ و سپس شکست تلاش‌های امپریالیستی آلمان و ژاپن برای تشکیل امپراتوری‌های استعماری قاره‌ای، این وضعیت را تغییر داد. اما در دهه‌های اخیر، با قدرت‌گیری چین و دیگر کشورها، برای نخستین بار تقابل با قدرت‌های استعماری سابق بر پایه‌ای اقتصادی، سیاسی و نظامی ـ که گام‌به‌گام باثبات‌تر می‌شود ـ بنا نهاده شده است. این خیزش برنامه‌ریزی‌شده از زمان فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱، هم‌زمان با جنگ‌های نواستعماری مداومی صورت گرفت که غرب، زیر رهبری «تنها ابرقدرت»، در این سال‌ها به راه انداخت.

شاید ترامپ با رفتارهای نسنجیده خود، به نزدیکی سریع‌تر کشورهایی چون هند یا اندونزی به چین دامن زده باشد؛ اما تغییر در توازن قدرت جهانی، دیگر نه به ساکن کاخ سفید وابسته است و نه حتی به ایالات متحده آمریکا. اروپای غربی با همراهی در لشکرکشی‌های آمریکا از ۱۹۹۱ به بعد، و نیز با برخوردهای استعماری‌اش نسبت به روسیه، عملاً خود را به حاشیه سیاست جهانی رانده است.

ترامپ روز جمعه تصویری را منتشر کرد که در آن پوتین، شی و مودی در پکن دیده می‌شوند و در توضیح آن نوشت: «ظاهراً ما هند و روسیه را به چینِ تاریک و عمیق واگذار کرده‌ایم». فارغ از صحت یا واقعیت این گفته: همان‌گونه که پکن این هفته نیز نشان داد، چنین دگرگونی‌هایی با ابزار نظامی قابل بازگشت نیستند. شکل‌گیری شراکت‌هایی برابر و باثبات با این کشورها، برای غرب تجربه‌ای کاملاً تازه خواهد بود.

برچسب ها

یوشکا فیشر، وزیر خارجه پیشین آلمان و یکی از چهره‌های شناخته‌شده جنبش سبزها، در گفت‌وگویی جنجالی دربارهٔ بازدارندگی اروپا، نقش رهبری آلمان و حتی تسلیح هسته‌ای قاره سخن گفت. او در این گفت‌وگو صریحاً اعلام کرد: «اگر امروز جوان بودم، داوطلبانه به خدمت سربازی می‌رفتم»
در پی رفتارهای پرتنش و غیرقابل پیش‌بینی دونالد ترامپ در عرصه بین‌المللی، شماری از متحدان ایالات متحده در حال بازنگری در سیاست خارجی خود و گشودن کانال‌های تازه با چین هستند. از اروپا تا کانادا، دولت‌ها می‌کوشند در شرایط افزایش نااطمینانی، روابط اقتصادی و دیپلماتیک خود با پکن را حفظ یا تقویت کنند...
تهدید به تصرف گرینلند، عقب‌نشینی موقت در داووس و وعده‌ی مذاکره؛ اما نشانه‌ها از پایان بحران خبر نمی‌دهند. ترامپ در داووس «شورای صلح» خود را رونمایی کرد، نهادی که نقش سازمان ملل را نفی و قدرت تصمیم‌گیری را به خود او محدود می‌کند. اروپا و کانادا با یک پرسش فوری روبه‌رو هستند: اگر این فقط یک وقفه باشد، چه باید کرد؟
اظهارنظرهای تازهٔ ترامپ دربارهٔ تصاحب گرینلند ـ حتی با توسل به ارتش آمریکا ـ باید هر توهم باقیمانده‌ای را از میان ببرد که این‌ها صرفاً رفتارهایی نامنظم و پیش‌بینی‌ناپذیرند. مماشات ترامپ را مهار نمی‌کند؛ همان‌گونه که تسلیم، ثبات را حفظ نمی‌کند. این رویکرد فقط این پیام را تثبیت می‌کند که اجبار جواب می‌دهد و اروپا همچنان به سازگاری ادامه خواهد داد، نه مقاومت. ...

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی