نزدیک به دو سال از آغاز تجاوز اسرائیل به غزه و دیگر مناطق اشغالی فلسطین میگذرد. ابعاد پاکسازی نژادی، کشتار جمعی، اخراج اجباری، گرسنگی و تشنگی دادن به مردم غیرنظامی، همچنان ادامه دارد و پایانی برای آن دیده نمیشود. یکی از عرصههای آشکار این جنایات، ترور سیستماتیک کادر درمان، خدمه مراکز بهداشتی و نیروهای امداد رسان به مردم است؛ حوزهای که باید در سختترین شرایط مصون میماند، اکنون خود به صحنه کشتار بدل شده است.
از زمان آغاز جنگ (از اکتبر ۲۰۲۳)، ۱۴۳۸ حمله به مراکز بهداشتی گزارش شده که منجر به کشته شدن ۹۰۷ نفر و مجروح شدن ۱۴۹۰ نفر گردیده است.همچنین بیش از ۱۲۰دستگاه آمبولانس نابود شدهاند
خبرنگاران و عکاسان رسانهها نیز از دیگر قربانیان مستقیم این فاجعهاند. بر اساس گزارشها، از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ تاکنون بیش از ۲۴۰ روزنامهنگار در جنگ غزه کشته شدهاند، هرچند آمار دقیق بسته به سازمان گزارشدهنده متفاوت است. نهادهای مدافع آزادی مطبوعات این جنگ را یکی از مرگبارترین درگیریهای تاریخ برای فعالان رسانهای دانستهاند.

اگر تعداد خبرنگاران قربانی در جنگهای بزرگ قرن بیستم و بیستویکم را مرور کنیم، بهتر میتوانیم درک کنیم که ابعاد این جنایات به دست نظامیان اسرائیلی تا چه اندازه بیرحمانه و هولناک است.
جنگ جهانی اول (۱۹۱۴–۱۹۱۸)
این جنگ چهار سال به طول انجامید و برآوردها نشان میدهد حدود ۹ تا ۱۰ میلیون نظامی و بیش از ۷ میلیون غیرنظامی کشته شدند. در مجموع، تلفات انسانی بین ۱۵ تا ۲۰ میلیون نفر تخمین زده میشود. با این حال، تنها ۲ تا ۵ روزنامهنگار در این جنگ کشته شدند. یکی از دلایل پایین بودن این رقم آن بود که خبرنگاری جنگی در آن دوران هنوز در حال شکلگیری بود و بیشتر خبرنگاران وابسته به ارتشها بودند و کمتر در خط مقدم حضور داشتند.
جنگ جهانی دوم (۱۹۳۹–۱۹۴۵)
این جنگ، شش سال طول کشید و خونبارترین جنگ تاریخ بشر به شمار میرود. حدود ۲۱ تا ۲۵ میلیون نظامی و ۵۰ تا ۵۵ میلیون غیرنظامی کشته شدند و شمار کل قربانیان به ۷۰ تا ۸۵ میلیون نفر رسید؛ یعنی نزدیک به ۳٪ از کل جمعیت جهان در آن زمان. هولوکاست بهتنهایی جان بیش از ۶ میلیون یهودی و صدها هزار نفر از کولیها (رُما)، اسلاوها، کمونیستها و دیگر گروههای تحت آزار نازیها را گرفت.
با وجود پوشش گسترده خبری، آمار خبرنگاران کشتهشده در این جنگ تنها حدود ۶۰ نفر گزارش شده است، عمدتاً در جبهههای اروپا و آسیا یا بر اثر بمبارانها.
جنگ ویتنام (۱۹۵۵–۱۹۷۵)
جنگی ۲۰ ساله با تلفات انسانی سنگین:
حدود ۱٫۱ میلیون نظامی ویتنام شمالی و ویتکنگ
حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰ هزار نظامی ویتنام جنوبی
۵۸٬۲۰۰ نظامی آمریکایی
۵ تا ۶ هزار نظامی متحد آمریکا
۲ تا ۲٫۵ میلیون غیرنظامی ویتنامی
در مجموع، تلفات مستقیم به بیش از ۳ تا ۴٫۳ میلیون نفر رسید (با احتساب قربانیان کامبوج و لائوس). این جنگ یکی از خونبارترین جنگها برای خبرنگاران قرن بیستم بود. طبق گزارش کمیته حفاظت از روزنامهنگاران (CPJ) حدود ۶۳ خبرنگار و عکاس خبری در آن کشته شدند، عمدتاً به دلیل حضور گسترده خبرنگاران مستقل و بینالمللی در میدان نبرد.
جنگ ایران و عراق (۱۳۵۹–۱۳۶۷ / ۱۹۸۰–۱۹۸۸)
یکی از طولانیترین جنگهای قرن بیستم که حدود ۸ سال ادامه یافت. تلفات انسانی تخمیناً:
ایران: ۲۰۰ تا ۲۵۰ هزار نفر
عراق: ۲۵۰ تا ۳۰۰ هزار نفر
مجموع: حدود ۴۵۰ تا ۶۰۰ هزار نفر
مجروحان: بیش از ۱ تا ۱٫۵ میلیون نفر
اما به دلیل سانسور شدید، حضور خبرنگاران خارجی بسیار محدود بود. بر اساس گزارشها، حدود ۸ تا ۱۲ خبرنگار (ایرانی و خارجی) کشته شدند، اغلب در بمباران شهرها یا هنگام گزارش از جبههها.
جنگ آمریکا در افغانستان (۲۰۰۱–۲۰۲۱)
طولانیترین جنگ آمریکا که بیش از ۲۰ سال به طول انجامید. آمارها نشان میدهد:
۲٬۴۵۰ نظامی آمریکایی
۳٬۸۰۰ پیمانکار خصوصی آمریکایی
بیش از ۶۶٬۰۰۰ نیروی امنیتی افغانستان
حدود ۵۱٬۰۰۰ شورشی طالبان
۴۷٬۰۰۰ غیرنظامی افغان
بر اساس تخمینهای دانشگاه براون، تلفات مستقیم به بیش از ۲۴۰٬۰۰۰ نفر رسید و اگر تلفات غیرمستقیم ناشی از بیماری، قحطی و فروپاشی زیرساختها محاسبه شود، آمار بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار نفر است.
طبق گزارش CPJ، بیش از ۵۰ خبرنگار در این جنگ کشته شدند، عمدتاً خبرنگاران افغان که در انفجارها، ترورها یا حملات هوایی جان باختند.
جنگ آمریکا در عراق (۲۰۰۳–۲۰۱۱)
یکی از خونینترین جنگهای معاصر با آمار:
۴٬۵۰۰ نظامی آمریکایی
۳٬۶۰۰ پیمانکار خصوصی
حدود ۳۰٬۰۰۰ نیروی امنیتی عراق
بیش از ۳۵٬۰۰۰ شورشی
بین ۱۸۰٬۰۰۰ تا ۲۰۰٬۰۰۰ غیرنظامی
برآوردها کل کشتهشدگان را ۲۷۰٬۰۰۰ تا ۳۰۰٬۰۰۰ نفر میدانند و با احتساب تلفات غیر مستقیم، برخی منابع این عدد را تا ۵۰۰٬۰۰۰ نفر گزارش کردهاند.
این جنگ برای خبرنگاران بسیار مرگبار بود. بر اساس تحلیل جامع CPJ (۲۰۱۳)، دستکم ۱۵۰ خبرنگار و ۵۴ همکار رسانهای کشته شدند. برخی مستقیماً توسط آتش نیروهای آمریکایی هدف قرار گرفتند؛ از جمله حمله ۸ آوریل ۲۰۰۳ به هتل فلسطین در بغداد که در آن تاراس پروتسیوک (رویترز) و خوزه کوسو (تلویزیون اسپانیایی Telecinco) کشته شدند. همچنین تری لوید خبرنگار ITN بریتانیا در همان سال توسط نیروهای آمریکایی کشته شد و دادگاهی در بریتانیا این اقدام را “غیرقانونی” خواند.
گزارشهای تازهتر آمار قربانیان رسانهای این جنگ را حدود ۲۸۰ نفر (شامل مترجمان و رانندگان) عنوان کردهاند که اکثراً خبرنگاران عراقی بودند.
فاجعه کشتار خبرنگاران در غزه
این مرور تاریخی نشان میدهد که هرچند در جنگهای بزرگ قرن بیستم و بیستویکم خبرنگاران بسیاری جان باختهاند، اما آنچه امروز در غزه رخ میدهد، از نظر شدت، سرعت و ابعاد کشتار رسانهای، بیسابقه است. در هیچیک از جنگهای گذشته، ظرف کمتر از دو سال بیش از ۲۴۰ خبرنگار هدف قرار نگرفته بودند. این واقعیت، عمق فاجعه و سبعیت جنایات اسرائیل را بیش از پیش آشکار میکند
اشارهی من به جنگها و جنایاتی که در یکصد سال گذشته رخ داده، تنها به قصد بازگویی تاریخ خونین جنگهای مدرن نیست. هدفم یادآوری این حقیقت تلخ است که در این بازهی زمانی، بیش از یکصد میلیون انسان در آتش جنگها سوختهاند و شمار بسیاری از خبرنگاران و عکاسان، کسانی که تنها وظیفهشان ثبت حقیقت بوده، به قتلگاه رانده شدهاند. این یادآوری اما، پیش از هر چیز، برای آن است که فاجعهی کنونی غزه را در برابر چشم خود قرار دهیم؛ فاجعهای که در کمتر از دو سال گذشته به دست جنایتکاران اسرائیلی رقم خورده و به شکلی عریانتر از همیشه چهرهی پلید جنگ را بر ما آشکار کرده است.
در این جنگ، که عمق و گسترهی آن حتی در تاریخ پر از خون قرن بیستم نیز کمیاب است، مردمان فلسطین در غزه و دیگر مناطق اشغالی قربانی خشونتی بیوقفه شدهاند. گزارش خبرگزاری Associated Press نشان میدهد که تاکنون بیش از ۶۳ هزار انسان جان خود را از دست دادهاند؛ و بیشتر آنان زنانی بودهاند که زندگی را در آغوش میپروراندند و کودکانی که هنوز فرصت تجربهی جهان را نیافته بودند. وزارت بهداشت غزه با آماری تکاندهنده اعلام کرده است که بیش از ۴۴ درصد از قربانیان، کودکان زیر ۱۸ سال بودهاند؛ و در میان آنان، ۳۳ درصد تنها کودکانی زیر ۱۵ سال بودهاند. تصور این ارقام، هر وجدان انسانی را به لرزه میاندازد: هزاران هزار کودک، در آستانهی زندگی، در خون خود غلطیدهاند. در کنار این کشتار، بیش از ۱۵۶ هزار نفر مجروح شدهاند؛ بدنهایی درهمشکسته، زندگیهایی معلول، خانوادههایی که آیندهشان در آوارِ زخم و درد فروپاشیده است. و اسناد محرمانهی ارتش اسرائیل پرده از حقیقتی بیرحمانه برداشتهاند: ۸۳ درصد از قربانیان این جنگ، غیرنظامیان بودهاند. این دیگر جنگی میان ارتشها نیست؛ این نابودیِ یک ملت است.
اما تراژدی تنها به اینجا ختم نمیشود. در کنار این همه خون، جنایتی دیگر بهطور سیستماتیک تکرار شده است: خاموش کردن صدای حقیقت. خبرنگاران، آنان که تنها سلاحشان دوربین و قلم بود، در صف نخست قربانیان قرار گرفتهاند. فدراسیون بینالمللی خبرنگاران (IFJ) در تازهترین گزارش خود اعلام کرده است که دستکم ۲۳۳ خبرنگار و عوامل رسانهای کشته شدهاند؛ از این میان، ۲۱۹ نفر فلسطینی بودهاند. یعنی تقریباً هر خبرنگاری که در غزه ایستاد تا حقیقت را ثبت کند، بهای آن را با جان خود پرداخته است. این تنها یک آمار خشک نیست؛ این حکایت پدرانی است که هرگز به خانه بازنگشتند، مادرانی که صدایشان برای همیشه خاموش شد، و جوانانی که رویایشان روایت آزادی بود و اکنون در گورستانهای بینام آرمیدهاند.
چنین است که این جنگ، در کنار آنکه یک نسلکشی آشکار علیه مردم غیرنظامی فلسطین است، به معنای دقیق کلمه یک نسلکشی رسانهای نیز هست؛ تلاشی آگاهانه برای کور کردن چشم جهان و خفه کردن صدای حقیقت.
این جنایات ابعادی وسیع دارد: کشتار جمعی، نسلکشی، اجبار به مهاجرت و پاکسازی نژادی. در حقیقت، هرآنچه در تمام کنوانسیونها و اسناد بینالمللی بهعنوان جنایت علیه بشریت ذکر شده، اسرائیل بهطرز بیشرمانه و جنایتکارانه یکییکی اجرا میکند، بیآنکه از هیچکدام کوتاهی کرده باشد.
اگر در جای دیگر جهان گاهی تنها یکی یا دو نمونه از این موارد رخ دهد، همین برای محکومیت کافی است. اما در فلسطین، اسرائیل همهی این موارد را یکجا و به بدترین شکل علیه مردم بیگناه و بیپناه مرتکب میشود: از گرسنگی دادن و محروم کردن مردم از آب و دارو، تا بمباران و تخریب گستردهی مناطق مسکونی.
هدفگیری خبرنگاران و رسانهها
یکی از ابعاد تکاندهندهی این جنایات، حملات هدفمند علیه خبرنگاران و عکاسان است. اسرائیل آشکارا تلاش میکند صدای حقیقت خاموش شود:
با بمبگذاری و ترور خبرنگاران،
با ایجاد فضای رعب و وحشت در میان رسانهها،
و با تحمیل خسارتهای سنگین مالی به مؤسسات خبری که در برابر جان کارکنانشان مسئولیت دارند.
وقتی خبرنگاری کشته میشود، مؤسسهی خبری باید به خانوادهی او غرامت بدهد. همین مسئله سبب میشود که بسیاری از رسانهها از اعزام خبرنگاران به مناطق جنگی خودداری کنند.
نکتهی مهم این است که تقریباً همهی این خبرنگاران و عکاسان قربانی، فلسطینی یا عرب بودند. هرچند برای رسانههای بینالمللی کار میکردند، اما خودشان اروپایی یا غربی نبودند. این هم خود نشانهای است از تبعیض عمیق و نگاه غیر انسانی اسرائیل، که بیپروا جان روزنامهنگاران بومی منطقه را میگیرد تا صدای مظلومیت مردم منطقه خاموش بماند.

پیامدهای هدف قرار دادن خبرنگاران و استمرار جنایات
این حملات هدفمند علیه خبرنگاران و فعالان رسانهای یک پیام روشن دارد: ایجاد وحشت و واداشتن مؤسسات رسانهای به خودداری از اعزام خبرنگاران به مناطق درگیری. چون آنها نگرانند که در صورت کشته شدن خبرنگارانشان، با مسئولیتهای حقوقی و مالی سنگینی مواجه شوند.
اما این جنایات متأسفانه همچنان در برابر چشم همهی جهانیان ادامه دارد. گویی تصویری از یک «توافق نانوشته» شکل گرفته است؛ توافقی که اجازه میدهد این روند ادامه یابد تا برای جنبشهای مقاومت به «درسی خونین» بدل شود. پیامی آشکار که: هرکس مقاومت کند، باید انتظار چنین سرنوشتی را داشته باشد.
پیام مقاومت
با این همه، تجربهی مقاومت در غزه نشان داد که حتی با امکاناتی بسیار محدود، میتوان در برابر چنین ماشین جنگی عظیمی ایستادگی کرد. اگر حماس با کمتر از بیست یا سی هزار نیروی نظامی توانسته است دو سال تمام در برابر اسرائیل، با همهی حمایتهای آمریکا و اروپا، مقاومت کند، این خود نشانهای روشن است که جای ناامیدی نیست.
آیندهی بشر را نه صرفاً سلاحهای مرگبار قدرتهای فاشیستی، بلکه ارادهی ملتها برای زندگی با کرامت، شرف، وجدان و حیثیت انسانی رقم میزند.
درسهای تاریخی
این همان حقیقتی است که پیشتر هم دیدهایم:
در ویتنام، مردمی که در برابر ماشین جنگی آمریکا ایستادند.
در کوبا، که با وجود محاصرههای طولانی دوام آورد.
در ایران، که در جنگ هشتساله با عراق در برابر تجاوز ایستادگی کرد.
و امروز همان درس در غزه و یمن پیش چشمان ما جریان دارد.
بارقههای امید
این تجربهها نشان میدهد که نباید تسلیم شد. نباید تصور کرد که در برابر این قدرت آتش جهنمی، کار تمام است. حتی در برابر اتحاد کثیف جنایتکارانی که میان آمریکا، اروپا و اسرائیل شکل گرفته، و حتی در برابر سکوت مرگبار دولتهای عربی که بخشی از همین جنایتاند، هنوز روزنهی امید وجود دارد.
گرچه این کشورها میتوانستند با بستن شیرهای نفت و ندادن پولهای بیحساب به گردنکلفتهایی مثل ترامپ و همپیمانانش، جلوی این جنایتها را بگیرند؛ اما نکردند و خود شریک جرم شدند.
با وجود همهی اینها، اما، مشعل امید هنوز روشن است. مردم غزه با تمام فشارهای مرگبار، همچنان این مشعل را بالا نگه داشتهاند. این همان چشمانداز زندگی شرافتمندانهای است که آیندهی بشر را رقم خواهد زد.
ماجرای غزه تنها محدود به غزه نخواهد ماند. اشغال کامل غزه پایان کار نیست؛ آغاز مرحلهای تازه است. همان صحنههای مرگبار و ویرانگر که امروز در غزه شاهدیم، فردا به نقاط دیگر منطقه کشیده خواهد شد. این شعلهی آتش خاموش نمیشود و دیر یا زود، ما هم در شمار قربانیان بعدی آن قرار خواهیم گرفت.
چه در انتظار ماست
آیا آنچه را که هرگز در خیال نمیگنجد، در انتظار ماست؟
آیا سه سال پیش مردم غزه میتوانستند تصور کنند که تنها سه سال بعد، دهها هزار نفر از آنان قتلعام خواهند شد، خانه و کاشانهشان در آتش جنگ نابود میشود، و کودکانشان از گرسنگی و بیپناهی در آستانهی مرگ قرار میگیرند؟ آیا میتوانستند بیندیشند که برای بهدست آوردن لقمهای نان و جرعهای آب، دام مرگ برایشان گسترده میشود و هر روز، با پای خود و تنها برای سیر کردن شکم فرزندانشان، به سوی مرگ کشیده خواهند شد؟
آیا مردم اروپا در کمتر از یک دهه، و حتی چند سال پیش از آغاز جنگ جهانی دوم، تصور میکردند که قارهی به اصطلاح متمدن آنان در مدتی کوتاه به قتلگاه چند ده میلیون انسان بدل شود؟
آیا یهودیان اروپا میتوانستند چند سال پیش از قدرتگیری فاشیسم در آلمان تصور کنند که اندکی بعد، میلیونها تن از آنان در کورههای آدمسوزی به خاکستر تبدیل خواهند شد؟
آیا مردم افغانستان هرگز باور میکردند که نیروهای آمریکا و اروپا به نام مبارزه با تروریسم و طالبان به کشورشان لشکر بکشند، دستکم یک میلیون نفر را قتلعام کنند و سرانجام، پس از بیست سال، همان آمریکا پای میز مذاکره با طالبان بنشیند، قدرت را دوباره به آنان بسپارد و در نهایت، حتی همکاران و متحدان محلی خود را در دام طالبان رها کرده و از کشور بگریزد؟
آیا مردم لیبی در خیالشان میگنجاندند که پس از تجاوز ناتو، در کشوری که زمانی از پیشرفتهترین کشورهای آفریقا بود، بار دیگر بساط بازار بردهفروشی برپا شود و زنان و دختران در این بازارها به فروش برسند؟
نه مردم غزه چنین آیندهای را در ذهن داشتند، نه یهودیان در آستانهی کورههای آدمسوزی، نه افغانها در سایهی اشغال آمریکا و اروپا، و نه مردم لیبی در روزهای پیش از ویرانی کشورشان. هیچکدام تصور نمیکردند که چه سرنوشت هولناکی در کمینشان نشسته بود.
امروز نیز ما نمیدانیم چه در انتظارمان است و فردا چگونه رقم خواهد خورد. اگر اکنون به پا نخیزیم، فردای ما نیز بهتر از مردم غزه نخواهد بود. مرگ و ویرانی در کمین همهی ماست. هرگز گمان مبر که در جای امنی نشستهای یا چون در اروپا و آمریکا جا خوش کردهای در امان خواهی بود. مردم اروپا در دههی سی میلادی نیز هرگز تصور نمیکردند که شهرهایشان در آتش ویرانی فرو رود، میلیونها نفر در فاصلهی چند سال نابود شوند و آنان برای لقمهای نان، همهی دارایی و هستی خود را از دست بدهند. همانطور که مردم غزه در خواب و خیالشان هم نمیدیدند که چه جنایاتی در دو سال گذشته بر آنان فرود خواهد آمد.
توفان مرگ و نابودی براه افتاده است. فاشیسم بار دیگر در حال ظهور است و میتواند همهی این فجایع را بر سر ما، در هر کجای جهان که باشیم، فرود آورد. فردا برای بیداری بسیار دیر است، اگر امروز تنها در اتاق انتظار بنشینیم و نظارهگر بمانیم.
وقتی صدراعظم آلمان در کنار رهبران اروپایی از ارتش اسرائیل ـ که به نیابت از آنان دست به جنایت میزند ـ قدردانی میکند، و هیچیک از آن رهبران نه تنها اظهار انزجار نمیکند، بلکه لب به حمایت میگشاید، باید به عمق فاجعهای که در زیر پوست سیاست اروپا و آمریکا لانه کرده است پی ببریم. فاجعهای که در فرصتی نامعلوم میتواند سر برآورد و هولوکاستی تازه بیافریند. هولوکاستی که این بار قربانیان اصلی آن مسلمانان و مهاجران ساکن این کشورها خواهند بود، و همزمان سرزمینهایشان نیز، این بار شاید به بهانهی مبارزه با تروریسم یا حتی به نام مبارزه با یهودستیزی، به خاک و خون کشیده شود.
نگرانم که آنچه را که تصور هم نمی توان کرد، در کمین و در انتظار ما نشسته باشد.
رضا فانی یزدی
۱۱ شهریور ۱۴۰۴






25 پاسخ
در تایید نوشته کاربران عزیز شریفی و کهنسال گرامی:
حماس و جهاد اسلامی اولین سازمانهایی بودند که وقتی جولانی با کمک اردوغان و امریکا و اسراییل و…. قدرت را در سوریه در دست گرفتند در کمتر از ۲۴ ساعت انرا تبریک گفتند…..روزی روزگاری جنبش فلسطین حرج حبشها را داشت که میگفت اگر کسی میخواهد به مردم فلسطین کمک کند به دنبال تغییر حکومت ارتجاعی مملکت خودش باشد.
حالا “چپهای” شرمگین و یا علنی مانند آرش نامی که بی اختیار یادآور جبهه پایداری ها و جلیلی و حسین باز جو ها و مداحان بیت رهبری هستند در زیر پرچم جمهوری اسلامی هواداری از حکومت را آنهم زیر پرچم چپ و …تبلیغ و ترویج میکنند.
اینان یادآور کسانی هستند که در پیروی از خط امام در دهه ۶۰ چه بلاها که سر مردم و نیروهای چپ انقلابی نیاوردند.تبلیغ راهپیمایی روز قدس میکردند و برای امامان جمعه منادی ضد امپریالیسم-صهیونیسم پپسی !بیچاره مردم فلسطین که حکومت کودک کش،سرکوبگر و جنایتکار اخوندها و سازمانهای اخوان المسلمینی سنگ آنها را به سینه میزنند
آیا طراحان چپ مقاوتی حرکاتشان در خدمت منافع ملی است یا اینکه این کشور – که باید در تجاوزات از او دفاع کرد – را ابزاری می دانند که درخدمت نگرش دوقطبی ورشکسته اشان باید باشد؟؟؟
چرا نگرش و رفتار این محور مقاومتی ها با باند حاکم که اسم تندرو بر خود گذاشته اند هماهنگ است یا نزدیک به هم است؟؟
با توجه به محدودیت نوشتاری نکاتی آورده می شود:
وقتی خامنه ای حاکم شد با توجه به حرکات انجام گرفته توسط نیروهایی که وابسته به حکومت بودند و هیجانی کار می کردند و نمایش هایی از غرب ستیزی را انجام داده بودند که این نیروها بعدن اصلاح طلب حکومتی شدند و مورد غضب باند میانه رو ها و اطرافیان خاص خامنه ای قرار گرفتند و آن شرایط به مقتضای وضعیت ایران باید تغییر می کرد
و غرب ستیزی هیجانی و فریبکارانه به غرب خواهی بر اساس موازانه منفی بر اساس برد برد تبدیل می شد و نشد باعث شد
آن شرایط و وجود زمینه غرب ستیزی فریبکارانه در خدمت روش مشکوک شرق خواهی خامنه ای قرار گرفت،
متاسفانه بحث نا تمام می ماند
با درود
یک سال پیش مقاله ای توسط محمود المشتهی روزنامه نگار وفعال حقوق بشر اهل غزه ساکن قاهره منتشر شد که آقای حماد شیبانی انرا ترجمه کرده است. با عنوان “ ما همه چیز را از دست داده ایم ، برای چه؟” با ادامه جنگ خشم غزه از حماس افزایش می یابد.
و اشاره ای است به نارضایتی مردم غزه از حماس و آنکه آنها را رها کرده اندو……
ده ماه بعد از ۷ اکتبر .
برای کسانیکه اخبار را تعقیب میکنند.
کسیکه در امریکا به پزشکیان رای و همزمان برای “عملیات حساب شده و بازدارنده” وعده صادق۱و۲ کف میزد
ضد مردمی است که شعار میدهند:
نه صندوق،نه آراء،تحریم انتخابات
جنگ افروزی کافیه سفره ما خالیه
نه جنگ میخوایم نه کشتار-رفاه میخوایم ماندگار
هم مجلس،هم دولت ظلم میکنند به ملت
”یحیی سنوار در یک ویدیو حرفهای معروف حسن نصرالله را تکرار میکند:«ما صدها کیلومتر تونل و هزاران موشک داریم.اگر ج.ا نبود به اینجا نمیرسیدیم.برخلاف برادران عرب،ج.ا به ما اسلحه و تخصص داد.دولتهای عربی درهایشان را بروی ما بستند و گفتند اول با آمریکاییها صحبت کنید»
جنایات رژیم فاشیستی اسرائیل=جنایات نازیسم!ولی گروههای نیابتی هیچ ربطی به آرمان فلسطین و مردم ستمدیده در خاورمیانه ندارند،حماس و حزبالله و…ابزاری برای عملی کردن ماجراجوییها و رقابتهای ج.ا در منطقه و پیشبرد سیاست «جنگ بازدارنده» به قیمت خون فلسطینیها و گرسنگی ایرانیان هستند.
(از جیب وسفره و حقوق پایه میلیونها کارگر وبازنشسته از۲۱۰$ در۹۵به ۱۰۵$ در۱۴۰۴)
کهنسال گرامی
کاملا با شما هم عقیده هستم که
“گروههای نیابتی هیچ ربطی به آرمان فلسطین “ندارند و ابزاری هستند در دستان سران ج.ا .
در مورد محور مقاومتی های دگم ، واداده و همیشه شکست خورده ایرانی که ارتجاعی ترین و جنایتکارترین نوع سرمایه داری یعنی ج.ا را میستایند . فقط به این علت که ج.ا ادعای واهی و خیالی بالا بردن پرچم جنگ و شکست امریکا را دارد !
شعار ی که باعث میشود که آنها بدون فکر به نتایج و عواقب ان از خوشحالی بی خود شوند و برای اسلام ناب محمدی هورا بکشند و به آن خدمت کنند !
این چگونه چپی است که با ازتجایی دانستن “محور مقاومت” همسویی با سلطنتطلبان صهیونیستها و امپریالیستها دارد ؟ چگونه چپی است که دفاع از وطن را ارتجایی ولی برای استقلال فاشیستهای هنگ آزوف اکراین ، اسرائیل صهیونیستی و”کردستان بزرگ”سینه چاک میدهد. مگر دیگر کشورهای موبلند چشم آبی هنگام تجاوز نظامی از کشور خود دفاع نمیکنند ؟ پس چرا در آن کشورها دفاع از وطن ناسیونالیستی و ارتجاعی محسوب نمیشوند ؟ آیا “چپ” مقایسه گر عراق سوریه لیبی و سازمان حماس را همانند جنگ جهانی اول”امپریالیسم”میداند که جنگ بین امپریالیستها را ارتجایی مینامد ؟! در غیر این صورت مردم هیچ کشوری به تجاوزات بیگانگان اجازه تصرف کشورشان را نداده و نمیدهند ، بجز خائنین وطن فروشان !
مردم ایران صحیح ترین سیاست را در جنگ دوازده روزه نشان دادند . هنگام تجاوز بیگانگان دفاع از وطن بر مطالبات دموکراتیک حق تقدم دانستند .
علاوه بر خواجه شیراز،ننجون کروبی نیز از آنچه که در فلسطین و تکرار «یومالنکبه» ۱ در سال ۱۹۴۷ هست خبر دارند.میلیونها نفرمردم آزاده درهلند-تل آویو-لندن-سوئد…علیه جنایات دولت بی بی به خیابانها آمده اند.
شوری آش به آنجا رسیده که عوامفریبان غربی شریک دزد و رفیق غافله و فروشنده اسلحه به اسراییل و حامی کوچ فلسطینیها از غزه به مصر،اردن، لیبی…ژست انساندوستی گرفته اند!؟طرفداران فوتبال لیورپول بر علیه اسرائیل شعار ولی در ورزشگاههای ایران شعار “چوب پرچم فلسطین …” میدهند و “چپ”محور مقاومت به کمک حکومت نمیتواند ۲۰۰ نفر جلوی دانشگاه جمع کند.
احمد الشرع ها(حماس-جهاد اسلامی )نه تنها نمیتوانند،ملت فلسطین را ازادکنند.بلکه به بخشی از مشکل مردم فلسطین تبدیل شدند.در واقع،مقاومت فلسطین در ۲جبهه است.
اینها که ۷ اکتبر را بوجود آوردند تا گروگانگیری و اسرا را آزاد کنند،صدها اسیر دیگر دادند.
دستور بازداشت،محاکمه بی بی-گالانت-ضیف توسط دیوان بین المللی کیفری لاهه باتهام جنایت و نسل کشی صادر شده
آیا جنایت جنایتکاران را باید برجسته کرد و در پی محاکمه آنها بود ؟
پاسخ از طرف هر انسان آزاده ای آریست
تا این مرحله به روش آقای فانی نمی شود ایراد گرفت
اما دفاع ایشان از حماس که با بازی مشکوکش بهانه به جنایتکاران حاکم بر اسرائیل داد -تا آنها خواست دیرینه اشان که تصرف غزه و تغییر بافت آنجا بوده را عملی کند و پروژه دو کشوره را از ذهن دور کند-
این دفاع آقای فانی از حماس قابل قبول نیست.
ایشان به انتخاب حماس اشاره کرد اما باید گفت
حماس فریبکارانه با به پرسش گرفتن پروژه دو کشوری و سازمان الفتح دو کشوری خواه را سازشکار معرفی کردن و خود را نجات دهنده نشان دادن توانست سپهر هیجانی خلق کند در آن سپهر با رای گیری سوار برکار شود اما روش حماس در مراحل بعدی در خدمت اهداف
اسرائیل قرار گرفت و این هم حاصل کارش.
اگر غزه نشینان قدر موقعیت جغرافیای غزه را می دانستند و تلاش می کردند بکمک دیگران غزه را مانند قطر و امارات می ساختند آنگاه شرایطشان بگونه ای دگر بود
اما در تله حماس و اسرائیل
بیش از دو سال پیش، غزه بزرگترین زندانِ بدون سقف دنیا بود، که در آن چند میلیون انسان بستوه آمده از ظلم و ستم و تحقیر مستمر، در گروگان و حبسِ رژیم اشغالگر و نسل کش اسرائیل بودند. انتخاباتی شده بود که در نتیجه آن حماس بیش از ۴۴ درصد و فتح بیش از ۴۱ درصد و بقیه گروها و گرایشات هر کدام تقریبا” بین دو یا سه درصد رای آورده بودند. مردم غزه در گروگان حماس نبودند، بلکه در زندان و در گروگانِ رژیم نسل کش و اشغالگر اسرائیل بودند. اکنون پس از دو سال قصابی و کشتار و بمباران توسط اسرائیل، غزه به ویرانه تبدیل شده. تصور کنیم، اگر کشور ما ایران و مردم ما، اینطور توسط اسرائیل برای هفتاد و چند سال، اشغال و کشتار میشدند، و در گوشه ای از آن، غزه مانندی هم ساخته میشد که بزرگترین زندانِ بی سقفِ جهان بود، آیا ما از روی ذلّه شدن و له شده گی و بیزاری و استیصال، دست به عملی شتاب زده نمیزدیم و همه مبارزات ما از روی منطق و حساب و کتاب بود؟ کاربران که مدام به حمله حماس در هفت اکتبر گیرمیدن، وجداناً پاسخ بدهند.
در مورد مقالههای آقای فانی مشکل اصولاً متن نیست چون به حمایت ایشان و همفکران از حکومت ایران عادت کرده ایم. بلکه برخورد های دهه شصتی ایشان با نظر مخالف است که مانند آن زمان توأم با پرخاشگری و اتهام و عباراتی از جمله “هار” است. شیوه ایست فرتوت که دیگر کاری نیست. چون انگ ضد فلسطینی زدن به کسانی که حماس را تروریست میدانند منطقی است بسیار رسوا. حماس و جهاد اسلامی و امثالهم با حمایت رژیم ایران نابودی آرمان فلسطین را رقم زدند. تصرف دوباره غزه توسط اسرائیل که با مثلث حماس نتانیاهو و ترامپ در حال تکوین است پایان آرمان فلسطین برای دهههای آینده است. مشوقین “مشعل امید” با اشاعه بیشتر تروریسم خود نیز مسئول این فاجعه هستند. آنها از آینده ای بدشگون که رویارویی غایی جهان با رژیم ایران و تروریست های حماس است می ترسند اما کماکان ان را رقم میزنند.
همانقدر که من با نظریات آقای یزدی در مورد ج.ا مخالفم در اینجا با نظر وی در مورد جنایت و نسل کشی مردم غزه توسط دولت جنایتکار و نژاد پرست اسرائیل در کلیات موافق هستم !
دو پرسش برایم روشن نیست :
۱- آیا رهبران حماس حق داشتند چنین حرکتی را در ۷ اکتبر انجام دهند ؟
وقتی میدانستند و کاملا قابل پیش بینی بودکه دولت نژاد پرست و راست افراطی اسرائیل میتواند چنین پاسخ جنایت باری که منجر به کشتار و زخمی شدن صد ها هزار نفر تا فاجعه نسل کشی غیر نظامیان فلسطینی شود ؟
۲- محمود عباس چند ماه پیش شدید ترین ناسزاها را به رهبران حماس می گوید و هیچ ناظر بی طرفی نظر وعقیده غیر نظامیان غزه در مورد اعمال ونتایج گروه حماس نمیداند ، میتوان نوشت “مشعل امید هنوز روشن است. مردم غزه با تمام فشارهای مرگبار، همچنان این مشعل را بالا نگه داشتهاند.” ؟
۲- آیا بجز کشتار ۷ اکتبر توسط گروه مذهبی حماس ، راه دیگری برای مقاومت و مبارزه با اسرائیل وجود نداشت ؟
جناب مهرداد, بسیار متاسفم که شما با خواندن این مطلب که در آن فقط گوشه ای از جنایات نتانیاهو و رژیم جنایتکار او و در مقایسه با بزرگترین فجایع قرن به تصویر کشیده شد در کمال خونسردی با اتهام تروریست بودن به مردم و نمایندگان آنها در غزه به حمایت جنایتکاران آمده و درست همان حرفهایی را در مورد فلسطینی ها و نمایندگان آنها می گویید که هارترین جناح های حکومت اسرائیل به آنها نسبت می دهند و جنایت های خود را اینگونه توجیه می کنند. تروریست کسی است که در غزه مردم بی گناه را روزانه به هر بهانه ای قتل عام می کند , تروریست کسی است که از این جنایتها حمایت می کند و همان اتهامات کثیف را به مردم و نمایندگان آنها در غزه نسبت می دهد.
جناب فانی دومهرداد در این پانل هستند. من قدری دیرتر پیوستم و خودم را معمولا مهرداد ۲ معرفی میکنم. نام استعاره نیست . نام حقیقی است . خطاب شما کدام یک است ؟
با درودجناب فانی
شما معنی تروریست را هم از نگاه ایدۍولوژیک خودتون تفسیر می کنید ؟ کشتار مردم غزه یک جنایت است و محکوم ، ولی کشتن زن و بچه اسراییلی توسط حماس تروریستی نیست !
در چه محکمه ی انسانی و اخلاقی و حقوقی شما می توانید از گروگان گرفتن یک مادر و دو فرزند ۴ماهه و ۴ ساله و تحویل جنازه ٱنها دفاع کنید ؟ اگر زبانم لال بچه شما یا بچه من توسط جانیان حماس کشته می شد باز از این تروریستها دفاع می کردید؟
برای آرامش خاطر و کاستن از اضطرابِ بخشی از کامنتگذاران محترم—که حسبِ ادعا «چپِ نو» هستند—آیا اجازه میفرمایید متنی با مضامینِ زیر بنویسم؟زندهباد آمریکا، حامیِ خستگیناپذیرِ زحمتکشانِ جهان! زندهباد واگذاریِ حقِ انحصاریِ استخراج و فروشِ نفتوگازِ ایران به اکسونموبیل؛و البته مرگ بر امپریالیسمِ قهار روسیه که فقط ۱۸۹ پایگاهِ نظامیِ خارجی دارد! مرگ بر امپریالیسمِ چین که یک بندر را—نمیدانم کجا—به مستعمرهٔ خود بدل کرده و لابد پروندهٔ ششصدسالهٔ استعمارش هم غیرقابلِ گذشت است.زندهباد آمریکا که کارگرانش، به پاسِ آزادیهای دموکراتیک، حقِ انتخابی «بسیار گسترده» میان بایدن و ترامپ دارند؛ و مرگ بر چین که با وجودِ آن «شش قرن چپاول» و «انباشتنِ ثروتهای ژاپن»، هنوز به این «شعورِ بدیهی» نرسیده که «دو حزب بهتر از یک حزب است»! و بالاخره، زندهباد واگذاریِ یک پایگاهِ نظامیِ ناقابلِ سیهزار نفری به آمریکا. دیدارِ پوتین و کیم «جباریت» است و دیدارِ ترامپ و استارمر «شفقت»
علیرغمتفاوت در برخی دید کاه ها با نویسنده نباید اینموضوع را از خاطر برد که این بحرانی فاجعه فی الواقع « نسل کشی» از یک سال و دو سال پیش آغاز نشده … تاریخ را دوستان بهتر از من میدانند …. شاید کور سوی امید این باشد مه بالاخره ترکی در اتحادیه اروپا در حال شکل گیری است …. فرانسه ، بریتانیا، بلژیک و کانادا و استرالیا و احتمالا مالت تصمیم به شناسایی موجودبت فلسطینی در اجلای عمومی پیش رو در سازمان ملل دارند…. بدون چشم پوشی از عمل کرد ارتحاعی حماس روسیاهی در پایان این شب سیاه بر ذغال می ماند….بگذار امریکا و اسراییل و المان و ایتالیا عمدهکشورهای جانب این وحشی گری و ایجاد و ترویج سرمایه داری لجامگسیخته در غزه باشند …. تشت رسوایی فاشیسم از هر قماش ، از حکومت ارتجاعی ایران تا وحشی گری صهیونیسم تا « ماگا » وووو از بام به زیر افتاده و دیگر AIPAC نیز نمیتواند سناریوی خود را به بیشتر امریکایی ها و حتی نیمی از قشر جمهوری خواه قالب کند …..
تو کز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی
این حق طبیعی دولت و ملت هر کشوری است که در صورت اشغال سرزمین زادگاهی خویش علیه تجاوزگران به هر وسیله و امکانات موجود وحوش جنایتکاران را از میهن خود بیرون کنند . فلسطین به بزرگترین زندان بی سقف جهانی اسراییل نژاد پرست نسل کش تبدیل شده است . راهی بجز شکستن دیوارهای زندان و حمله به زندانباناان کودک کش آن نمانده بود و هست. باید بر مبارزانی که بین زندگی در اسارت ، رهایی در شهادت را انتخاب کرده اند درود فرستاد . این راه آزادگان ، راه تسلیم نشدن در برابر جنایتکاران جهان است .
جای دارد از مردم ایران نیز که با تمام مصائب، شکنجه و زندان، اعدام ، آوارگی ها … که از نظام حکومتی خود کشیده و می کشند ولی حاضر نشدند سرپناه و یادگار زاد میهنی خود را به بیگانگان بفروشند ، نیز درود فرستاد…
فحوای مقاله بیشتر تبلیغ مقاومت و تبدیل جوامع امروزی به فجایعی چون کوبا، لیبی، غزه و یمن است. مینویسد: “آینده روشن است و جای ناامیدی نیست چرا که حماس با کمتر از ۲۰ یا ۳۰ هزار نیروی نظامی توانسته است مقاومت کند!!” بعد از جهان انتظار دارد از فجایع آتی هم جلوگیری کند!! بیمسئولیتی چقدر که با مشاهده تل خاک در غزه هنوز تروریسم حماس را که مسئول شروع این جنایات بود مقاومت نامید؟ با نشستن در جای گرم و نرم و تبلیغ شباهت ویتنام و غزه مطمئناً فاجعهای را که از آن میترسید رقم میزنید. استناد به برد انتخاباتی حماس فراموش کردن فاجعه انتخاب هیتلر است، و به همان موازات مردم فلسطین بهای رهبری تروریستی حماس و جهاد اسلامی با حمایت خامنه ای را میپردازند.
آیا باید به آقای فانی یادآوری کرد که ایشان ایرانی هستند و جنایاتی شنیع تر از همه جهان توسط رژیم ارتجاعی مورد حمایت ایشان در کشور صورت می گیرد؟
چرا نازک تر از گُل به جمهوری اسلامی نمی گویید؟ لابد مسئولیت بشریت را آنهم از موضع ضدیت با دموکراسی و دفاع همیشگی از روسیه و حکومت ضد انسانی آخوندهای حاصل از باصطلاح انقلاب ۵۷ را به شما سپرده اند.
آقای ف. یزدی یادش رفته که در غزه قبل از حمله اسرائیل مردم غزه توسط گروه تروریستی حماس با زور اسلحه به گروگان گرفته شده بودند و در غزه نیروهای جنگی نیابتی تروریستی برای رژیم ملایان تربیت میشدند؟ عجیبه که شما عامل اصلی فاجعه سازی برای مردم غزه که رژیم ملایان باشد را کمتر نقد و انتقاد میکنید و حالا که کارتان گیر کرده از اذهان عمومی جهان میخواهید که سکوت نکنند؟ شما طبق معمول در همان کلیشه فکری گذشته سیر میکنید و این ترساندن بی پایه امثال شما که جنایات بزرگی علیه بشر در راه است هدفی جز گسترش بدبینی خود شما علیه دمکراسی غربی ندارد، ولی باور کنید حکومت های توتالیتاریسم که جنابعالی طرفدارش هستید هم اگر فرصت بیابند جنایات بدتری میکنند.فعلا سنگر دمکراسی در غربی که ما در آن زندگی میکنیم محکم است و سیاهکاری شما محصول دیدگاه تنگ ایدئولوژیکی خودتان است. شده تا حالا جناب ف. یزدی خواهان آزادی گروگانهای اسرائیلی شود تا بهانه تداوم جنگ دست اسرائیل ندهد؟رژیم ملایی اشغالگر ایران هم تروریستی است و مسبب!
البته گویا شما یادتان رفته که مردم در غزه به حماس رای دادند و حماس حکومت قانونی مردم آنجاست و همین امروز هم اگر انتخابات برگزار شود به نقل از مقامات اسراییل باز مردم نه فقط در غزه که در کرانه باختری هم حماس را انتخاب می کنند و دلیل مخالفت اسراییل و امریکا و عباس از برگزاری انتخابات پس از آن زمان تا به امروز هم همین است. گاه شیاد بهتر باشد که کمی صادقانه تر به تاریخ و وقایع تاریخی نگاه کنیم و نه از زاویه چشم جنایتکاران اسراییلی که جز قتل و کشتار کار دیگری نمی کنند .
جناب فانی از اینکه میگویید که مردم غزه به حماس رای دادند و حکومتش قانونی بوده واقعا نه تنها مایه تاسف است بلکه موجب نگرانی میشود که شما چقدر از دمکراسی و حق انتخاب آزاد دور شدید و غرق در تعصبات ایدئولوژیکی خودتان هستید چون بهتر میدانید در غزه مردمش که توسط حماس گروگان گرفته شده بودند در شرایط غیر دموکراتیک مجبور بودند به حماس رای بدهند وگرنه با انتقام جویی حماس روبرو میشدند یا از برخی امتیازات محروم. از دید شما دوران حکومت حماس تروریستی لابد دمکراسی ناب بود و مردم غزه آگاهانه به حماس رای دادند؟
خب اگر حماس نماینده واقعی مردم غزه هست که نیست و مردم غزه هم با آگاهی حماس را برگزیدند خب پس دیگر امثال شما چرا از شکست حماس ناراحتید و نباید مردم غزه در سرنوشت فاجعه باری که گرفتار شدند اینرا به پای انتخاب غلط خودشان هم نوشت؟ شما که از دمکراسی و آزادی زندگی در اروپا بهره میبرید چطور و با چه حقی از یک گروه اسلامفاشیستی حماس حمایت میکنید که برای مردم غزه ثمری جز ویرانی و بدبختی نداشت و ندارد؟؟
سپاس بخاطر این همه احساس مسئولیت برای انسان های بی پناهی که نه تنها جهان سرمایه داری بلکه بسیاری از روشنفکران هم آن ها را نادبده می گیرند. ملتی که سال هاست توسط ارتش اسرائیل قتل عام می شود بی آنکه از سوی جامعه ی به اصطلاح آزاد جهانی محکوم شود . ارتشی که از کشتن نوزادان ابائی ندارد ، ارتشی که آب و نان را از زنان باردار و شیرده دریغ می کند. ارتشی که پای بند به ابتدایی ترین حقوق انسانی نیست . از کشتن خبرنگاران هم ابائی ندارد .ارتش و دولت های مختلف در اسرائیل فقط یک هدف دارند و آن قتل عام مردم فلسطین و توسعه ی سرزمین های اشغالی است.در چنین وضعیتی وظیفه ی وجدان های آگاه است که علیه این بربریت در قرن حاضر خاموش نباشند م بدانند که خاموشی همدستی با جنایتکاران است
نوشته ای بسیار مفید و ضروری که نویسنده محترم برای نگارش آن زحمت کشیده و به ارقام و آمار مختلفی رفرنس داده. باید قدردان آقای ف. یزدی بود که حقایق غیر قابل انکاری را یادآوری و بازگو کرده اند – حقایقی از جنایات دارو دسته جنایتکاری که خود را “دولت اسرائیل” می نامند! اینکه حماس قبلا چکاره بوده و یا چه کسانی به اسرائیل بهانه و زمینه داده اند که نسل کشی کند، اسرائیل را از اعمال جنایتکارانهِ هفتاد و چند ساله اش تبرئه نمیکند. رژیم آپارتائید و نسل کش و اشغالگر اسرائیل، هفتاد و چند سال است که به این جنایات مشغول است؛ و هر عنصر شرافتمند و بیطرفی، این حقیقت را میداند. بعضی از افراد در مخالفت با افراط گرایی حماس و جنایات رژیم ملایان ، چنان افراطی شده اند که این حقیقت را وارونه می بینند و اسرائیل را تبرئه میکنند. اینان فراموش کرده اند که حماس در اواسط سالهای ۱۹۸۰ میلادی
پدیدار شد و رژیم ملایان هم در ۱۹۷۹؛ اما جنایات اسرائیل از سال ۱۹۴۸ آغاز شده و هنوز ادامه دارد! سرخ پوستها هم قبلا قتلعام شدند و
این وظیفه همه ماست هم به عنوان انسانی با وجدان و مسئول و هم به عنوان افردی که نگران آینده بشریت هستیم که خود می توانیم قربانی بعدی باشیم . ممنون از پیام شما