کودکان، معصومترین قربانیان جنگها و خشونتهای نظامی و سیاسی حاکمیتهای جنگطلب و تمامیتخواه هستند. امروز، در گوشهای از جهان، کودکانی که باید در آغوش مادرانشان مهرورزی و آرامش را تجربه کنند، زیر بمبها و موشکهای جنایتکاران یا اقدامات پرخشونت آنان کشته میشوند، آواره میشوند، پدر، مادر و نزدیکان خود را از دست میدهند، مجروح یا معلول میشوند، از گرسنگی میمیرند یا دچار سوءتغذیه غیرقابل جبران میشوند، از حق و امکان آموزش و بازی محروم میمانند، مجبور به ورود زودهنگام به دنیای سخت و بیعاطفه بزرگسالان و کار و فعالیت اقتصادی میشوند، مورد انواع سوءاستفادهها، استثمار و آزار قرار میگیرند و… .
گزارههای زیر تنها بخش کوچکی از وضعیت کودکان را بیان میکند.
تعداد کودکان کشته شده در جنگ غزه در مرز ۱۷۰۰۰ نفر. تعدادی از این کودکان، در اثر سوءتغذیه و یا بمباران در صف غذا از دست رفتهاند.
۹۷درصد از مراکز آموزشی در غزه تخریب شدهاند و ۹۱ درصد از آنها برای راهاندازی مجدد نیاز به بازسازی کامل دارند.
مقامات اسرائیلی همچنان ورود لوازم آموزشی به غزه را محدود میکنند.
در سیستان و بلوچستان بسیاری از کودکان بهویژه دختران از ابتداییترین امکانات برای آموزش محرومند.
با گسترش فقر و بیکاری، سوختبری و کولبری به بسیاری از کودکان و نوجوانان مرزی غرب و شرق کشور تحمیل شده است.
ـ با حضور مجدد طالبان در راس حکومت، دختران افغانستانی از تحصیل جز در مقطع ابتدایی محروم شدند.در مدارس کشور از ثبتنام کودکان افغانستانی حتی آنها که اقامت مجاز دارند، خودداری میشود.
با هجوم به کودکان کار در خیابانها، بسیاری از آنان به مراکز خارج از نظارت و کنترل زیرزمینی، پناه بردهاند.
و …
این اخبار و ارقام هولناک تنها بیانگر پرپر شدن جانهای بیگناه نیست بلکه نشانگر حجم فاجعه انسانی و عمق جنایات علیه کودکانی است که میبایست تحت مراقبت و آموزش قرار بگیرند.
رژیم اشغالگر اسرائیل، با حمایت همهجانبه وبیقیدوشرط قدرتهای جهانی، بهویژه آمریکا، جنایات سازمانیافته بیسابقهای را در حق کودکان فلسطینی مرتکب شده و میشود؛ مدارس، بیمارستانها، خانهها و حتی چادرهای آوارگان، به صورت سیستماتیک هدف حملات هوایی و زمینی قرار میگیرند. هزاران کودک در غزه کشته، زخمی، یا یتیم شدهاند، و آنهایی که زنده ماندهاند، با ترومای عمیق روانی و محرومیت از ابتداییترین نیازهای انسانی و گرسنگی شدید، روبهرو هستند. این جنایات، ناقض آشکار حقوق بینالملل و معاهدات حمایت از کودکان در جنگ است، اما جامعهی جهانی همچنان سکوت اختیار کرده است.
در ایران نیز کودکان قربانی سیاستهای استثمار کننده و تبعیضآمیز هستند. اصرار و لجاجت برای پیگیری سیاستگذاریهای اقتصادی غلط و شکست خورده ضدتوسعه که جز فقر برای اکثریت و تعمیق شکافهای طبقاتی و فرهنگی، حاصلی نداشته، توزیع ناعادلانه همین منابع ناکافی و هدر دادن آن در توسعهطلبیهای شکستخورده ایدئولوژیک -از نوع برگزاری مناسکی به نام اربعین؛ سیاست خارجی تنشزا و ستیزهجویانه منطقهای و بینالمللی که میلیاردها دلار سرمایه کشور را در طی چند روز دود کرده و به هوا فرستاد، … حاصلی جز محرومیت بیش از پیش کودکان این سرزمین از ابتداییترین حقوق انسانی خود از جمله بهداشت و آموزش نداشته است.
نسلکشی آشکار در غزه، کار اجباری کودکان در خیابانها و کارگاههای زیرزمینی و دور از نظارتهای قانونی؛ تبعیض مضاعف نسبت به دختران، محرومیت از تحصیل و بازگشت اجباری برای کودکان مهاجر، پولی سازی آموزش و در حقیقت طبقاتی کردن آن، سلب مسئولیت حکومت در تامین بهداشت و آموزش رایگان و با کیفیت و عدم اختصاص بودجه مناسب برای مدارس دولتی، سوءاستفاده از کودکان در جنگها و اقدامات تروریستی، و… تنها بخشی از نقض سیستماتیک حقوق کودک در منطقه و کشوری است که ما زندگی میکنیم.
کانون صنفی معلمان ایران اقداماتی از نوع موارد یاد شده در این بیانیه را نقض آشکار حقوق کودکان دانسته و شدیدا محکوم مینماید. از مجامع بینالمللی -هرچند امیدی به تاثیرگذاری آنان ندارد- خواهان اقدامات واقعی و جدی برای متوقف نمودن ماشین جنگ و جنایت اسرائیل و آمریکا در غزه و کل منطقه است.
همینطور از حاکمان جمهوری اسلامی انتظار دارد با مرور واقعبینانه وقایع دستکم یک ساله گذشته، از خواب توهمات چند دهه اخیر خارج شده، ورشکستگی سیاسی، عقیدتی و اقتصادیشان را بپذیرند و با تغییر پارادایم، هرچند دیرهنگام، دستکم عامل نهایی فروپاشی کشور نباشند. هرچند همین توصیه مشفقانه نیز میتواند موجب برآشفتگیشان شود؛ کما فیالسابق!
کانون صنفی معلمان ایران(تهران)
۱۴۰۴/۶/۸





