سیوهفت سال از تابستان سیاه و خونین سال ۱۳۶۷ و قتلعام هولناک و جنایتکارانهٔ دگراندیشان و مبارزان راه آزادی زندانی که درحال سپری کردن حکم زندانیشان در زندانهای ایران بودند بهوسیلهٔ رژیم جمهوری اسلامی می گذرد. بلافاصله پس از نوشیدن جام زهر توسط ولی فقیه و پایان جنگ خانمانسوزی که علاوه بر خسارتهای فراوان مادی و معنوی هزاران کشته و مجروح بهجا گذاشته بود و خمینی مصرانه آن را “نعمت” میدانست، کارزاری خونین- بهاصطلاح حاکمان و گزمگان پاکسازی- در زندان ها به مرحله اجرا گذاشته شد. نقشه شومی که رژیم مدتها در پی اجرای آن بود و دنبال فرصتی مناسب میگشت تا با اجرای آن هر چه سریعتر حاکمیت اسلام سیاسی را در میهن ما به تثبیت رساند.
این جنایت شوم و بیسابقه در مرداد و شهریورماه سال ۶۷ و در پی شکست سیاست زیانبار صادر کردن اسلام سیاسی با شعار “راه قدس از کربلا میگذرد“، در خفا و بیخبری مطلق خانوادهها توسط “هیئتهای مرگ” منتخب خمینی بهاجرا گذاشته شد تا انتقام شکست سیاست مفتضحانهشان را از فرزندان راستین تودهها بگیرند. در آن تابستان شوم و سیاه، هفتهها بود که ملاقاتها قطع بودند وخانوادههای زجر کشیدهٔ زندانیان سیاسی- از حزبها و سازمانهای مختلف- با نگرانی به همهٔ مراکز حکومتی و قضایی مراجعه میکردند تا شاید شده حتا کوچکترین خبر از عزیزانشان بهدست آورند، اما بهجز واکنشهای آزار دهنده و تحقیر و اهانت پاسخی به آنان داده نمیشد.
در آذرماه ۶۷ راز این جنایت بزرگ توسط عدهای از خانوادههای زندانیان سیاسی بهویژه توسط مادران شجاعی که بهطورمستمر وضعیت عزیزان گرفتارشان در بندهای رژیم را پیگیری میکردند در میان شوک و بهتی عمیق افشا گردید. این مادران شبانه به گلزار خاوران – جایی که قبلاً مبارزانی جانباخته از سازمانهای چپ را جلادان ولایت در آن دفن کرده بودند- رفتند و با مشاهدهٔ آثاری غیرعادی و مشکوک در این محوطه، در فرصتی اندک و بهدور از چشم گزمگان نگهبان رژیم با کنار زدن خاک آن نقطهٔ مشکوک به نشانهای آشکار از این جنایت هولناک توانستند پی ببرند. حتی گوشهای از آن سند جنایت را با دوربینی بهثبت رساندند تا در تاریخ میهنمان بر جنایت هولناک و ضد بشری رژیم و آنچه بر فرزندانشان گذشت و همچنان میگذرد گواه باشد.
در آن سالهای سیاه خفقان که “خدای دههٔ ۶۰ ” [بخوان: ماشین سرکوب رژیم ولایی] بیداد میکرد، مادران و همسران خانوادههای زندانیان سیاسی از گروهها و سازمانهای مختلف-که برخلاف امروز از حمایتهای مردمی برخوردار نبودند- با تمام آزارها و سرکوبهای وحشیانه و ممانعتهای حاکمیت ولایی خشم و اندوهشان را در جهت افشای جنایت رژیم و فریادهای فروخفتهشان را به نیرویی بالنده در جنبش دادخواهی هدایت کردند، جنبشی که پیش از انقلاب با اعدامهای ممتد رژیم استبدادی پهلوی پا گرفته بود.
در این برههٔ زمانی سیاه بسیاری از خانوادهها که فرزندانشان جزو مبارزان ضد رژیم استبدادی شاه نیز بودند همدیگر را از دوران زندانی در زندانهای ستمشاهی در روزهای ملاقات زندان میشناختند. پیوند عمیق و گسترده خانوادههای زندانیان سیاسی که در پشت دیوارهای زندان یا در جریان پیگیری کردن وضعیت عزیزانشان در مراجعه به نهادهای سرکوبگر قضایی و حکومتی همدیگر را یافته بودند، سبب گردید تا در حرکتهای دادخواهانه- فارغ از وابستگی تشکیلاتی عزیزانشان- اقدامهای اعتراضی جمعی مشترک و گوناگون را سازمان دهند. از حرکتهای دستهجمعی مشترک در شکایت به نهادهای مختلف داخلی و بینالمللی گرفته تا مستند کردن خواستها و جمعآوریِ اسامی اعدام شدگان تا تجمع در جلوی زندانها و نیز جلوی دفتر سازمان ملل برای دیدار با گالیندوپل در تهران و جز اینها.
بهقول منیره برادران، زندانی سیاسی سابق و فعال حقوق بشر، آنان از همان ابتدا نامههایی به مراجع رسمی داخلی و بینالمللی مینوشتند که علاوه بر لحنِ خشم [آلود آنها] همواره با زبانی حقوقی و دادخواهانه همراه بود. برای نمونه، در روز ۵ دیماه سال ۶۷، مادران و خانوادههای جانباختگان و زندانیان سیاسی در کنش جمعی و اعتراضیشان در مقابل کاخ دادگستری، خواستهای خود را در قالب نامهای سرگشاده خطاب به حسن حبیبی، وزیر دادگستری وقت جمهوری اسلامی، نوشتند و در بخشی از این نامه چنین اعلام داشتند:
۱. تاریخ محاکمه، مدتی که محکمه مشغول بررسی پرونده هر یک از قربانیان بوده، دلیل محاکمهٔ دوباره، و محل محاکمه برای تکتک قربانیان را اعلام دارید.
۲. محل دفن و تاریخ اعدام کلیه قربانیان را به خانوادههای آنان اطلاع دهید.
۳. وصیتنامههای قربانیان را به خانوادههای آنان مسترد کنید.
۴. تعداد و اسامی اعدام شدگان را اعلام نمایید.
۵. بهدلیل اینکه این اقدام ناقض صریح اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی و اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر است، ما علیه مسئولین این فاجعه دردناک اعلام جرم میکنیم و خواهان آن هستیم که اینان [مسئولین این فاجعه] بازداشت و در یک محکمهٔ علنی محاکمه گردند.
۶. ما خواهان موافقت جمهوری اسلامی، با بازدید یک هیئت بینالمللی برای بررسی وضعیت زندانهای کشور و اجازهٔ مذاکرهٔ این هیئت با زندانیان سیاسی و خانوادههای قربانیان فاجعه اخیر هستیم (بهنقل از: “نامهٔ مردم”، شمارهٔ ۲۵۲ ).
هر چند این حرکت جمعی نیز مثل همیشه با دخالت مأموران امنیتی و ضربوشتم خانوادهها از جمله مادران مسن و داغدیده و دستگیری برخی از شرکتکنندگان آن نیمهتمام برگزار گردید و بهویژه اینکه از تحویل نامهٔ آنان به دادگستری جلوگیری کردند. با این وصف، صدای رسای دادخواهی مادران خاوران در شرایط خفقانآور آن زمان و نبودِ امکانات خبر رسانی- امری که امروز قابل تصور نیست- به گوش منابع حقوق بشری دنیا رسید و در حافظهٔ تاریخی مبارزات جمعی خانوادههای جانباختگان بهویژه مادران شجاع خاوران ثبت گردید (متن کامل نامه و خواستهای خانوادهها که خواستهایی همچنان عاجل وبهروزاند، در پانوشت این مقاله آمده است)*.
این حرکتهای دادخواهانه در افشای دستان خونآلود آمران و عاملان این کشتار ضد بشری، نقطه مقابل سیاست رژیم برای پنهان نگه داشتن جنایت و سکوت دربارهٔ آن و بهویژه دستکاری در حافظه جمعی است که مادران و خانوادههای دادخواه به شکلها و راههای مختلف برای آشکار شدن حقیقت و نبرد پیگیر علیه بهفراموشی سپردن آن بهمبارزه پرخاستند و این مبارزه همچنان ادامه دارد… سرگذشتِ بهفرجام نرسیدهٔ مادران و خانوادههای دادخواه ایران بهدرستی مصداق سرگذشت تاریخیای است که دربارهٔ مادران دادخواه “میدان مایو” (آرژانتین) نقل گردیده که گفته شده است: “ما نخستین مادرانی بودیم که از فرزندانمان زاده شدیم.”
بسیاری از مادران دادخواه خاوران نیز سیمای مادران شجاع و حقطلبی را بهتصویر کشیدهاند که از فرزندان برومندشان زاده شدهاند و پیگیر آرمانهای انسانی عزیزانشان بودهاندو هستند. این مادران در روند سخت و پرتلاش دادخواهیشان به کنشگرانی شجاع و پیگیر علیه ظلم و فراموشی، علیه استبداد و دیکتاتوری، و علیه هرگونه اِعمال نقض حیات (اعدام) مبدل شدهاند. هر چند که هم اکنون بسیاری از آنان در حسرت پاسخگو کردن جنایتکاران رژیم ولایی دربارهٔ چرایی و چگونگی اعدام عزیزانشان از دنیا رفتند، اما تأثیری ماندگار در جنبش دادخواهی ایران بهجا گذاشتند.
آنان ضمن شرح مستمر و بیوقفه از واقعیت امر این فاجعهٔ ملی و در مقابل توطئه سکوت توانستند شجاعانه پرچم دادخواهی را برافراشته نگه دارند و سپس همدوش و همراه با سایر مادران و خانوادههای دادخواه در زمینهٔهای گوناگون ظلم و جنایتهای رژیم از جمله دادخواهی خانوادههای قربانیان جنایت قتلهای زنجیرهای (سال ۱۳۷۷)، کوی دانشگاه (سال ۱۳۷۸)، قربانیان سرکوب وحشیانه اعتراضهای مردمی دیماه ۹۶ و آبانماه ۹۸، جنایت ساقط کردن هواپیمای اکراینی و خیزش بزرگ زن زندگی آزادی، در روند شکل گرفتن و گسترده شدن گفتمان دادخواهی در میهن ما نقشی عمده داشتهاند. گسترده شدن این گفتمان دادخواهی در امور خصوصی و انتقامجویانه نبوده، بلکه در جهت پی بردن و کشف حقیقت (از جمله از طریق کمیته حقیقتیاب) و محاکمه عاملان و آمران جنایت بهمنظور جلوگیری از تکرار جنایت در آینده بهوسیلهٔ مردم و افکارعمومی فعال بوده و خواهد بود.
روند حرکتهای دادخواهانه در میهن ما در سالهای دهههای اخیر و بهویژه پس از جنبش بزرگ زن زندگی آزادی، جنبشی که پایههای استبداد ولایی را بهلرزه درآورد بهشدت اوج یافته و خواستهای مادران دادخواه از جمله خواستِ آزادیِ همهٔ زندانیان سیاسی و عقیدتی بیش از پیش همگانی تر شده است.
“تشکیلات دموکراتیک زنان ایران” معتقد است جنبش دادخواهی در میهن ما که زنان و مادران خاوران از پیشتازان شجاع آن بودند، به یکی از ستونهای مهم جنبش اجتماعی مبارزه مردم میهن ما علیه هر گونه استبداد، چه از نوع ولایی یا سلطنتی، تبدیل شده است. مادران و همسران خانوادههای جانباختگان جنبش مردمی میهن ما همراه با زندانیان سیاسی و همه نیروهای مترقی و مبارز جنبش مردمی در این مبارزه برای دستیابی به آزادی و عدالت اجتماعی و بهویژه در جنبش “نه” به اعدام نقشی بسزا دارند. آنان آزادی بیقیدوشرط همه زندانیان سیاسی و صنفی و عقیدتی و مطبوعاتی در ایران را قاطعانه خواستار هستند.
یاد و یادگار همهٔ جانباختگان فاجعهٔ ملی و همه جانباختگان راه آزادی و عدالت اجتماعی گرامی باد!
درود بیکران بر مادران و همسران خاوران و همهٔ وابستگان خانوادههای جانباختگان که لحظهای از افشای این جنایت سهمگین بازنایستادند!
تشکیلات دموکراتیک زنان ایران
۷ شهریور ۱۴۰۴
————————————
* متن کامل نامه
آقای دکتر حبیبی وزیر دادگستری
شما را به عنوان وزیر “داد”گستری جمهوری اسلامی مورد خطاب قرار میدهیم.
در ماههای اخیر اقدامات هولناکی در زندانهای کشور ما بوقوع پیوسته است. اعدام هزاران تن از زندانیان سیاسی که اکثر قریب به اتفاق آنان قبلا محاکمه شده و حکم دریافت کرده و دوران محکومیت خود را سپری می کرده اند و حتی دوران محکومیتشان سپری شده بوده، موجی از حیرت و تاثر در افکار عمومی ایران و جهان برانگیخته است و همگان جویای پاسخی در خور برای این اقدام می باشند.
ما که مادر و پدر و بستگان این قربانیان هستیم، هر لحظه از خود مبپرسیم چرا باید چنین بی رحمانه، این فرزندان برومندمان را به خاک و خون کشند. ادعاهائی که می خواهند اینان را به عملیات نظامی این یا آن گروه در مرزهای کشور منتسب کنند، با توجه به اوضاعی که در زندانها حاکم بوده، به طور کلی باطل است، چرا که فرزندان ما در سخت ترین شرایط بسر میبردند، ملاقاتهای ۱۵ روز یکبار آن هم به مدت ده دقیقه از پشت شیشه و بوسیله تلفن و محرومیت اینان از داشتن هر گونه وسیله ارتباط با خارج زندان، که ما آن را در هفت سال اخیر از نزدیک تجربه کرده ایم، حقانیت ادعاهای ما را به اثبات میرساند.-ماسئوال میکنیم:
اگر اقدامات مقامات قانونی بوده است، چرا اعدامها از چشم همگان پنهان نگاهداشته شد؟
ماسئوال میکنیم: اگر این اقدامات موجه بوده چرا صریحا اعلام نمیگردد، چرا باید ملاقاتها که حق طبیعی هر فرد زندانی است قطع شود؟
چرا فرزندان ما را در حصاری که حتی بسیاری از مسئولین نیز بعنوان “نامحرم” در آنجا تلقی میگردند، گروه گروه به جوجه های اعدام سپرده اند؟–
ما سئوال می کنیم: چرا مقامات با بازدید یک هیئت بی طرف بین المللی از زندانها و مذاکره با زندانیان و خانواده های زندانیان و قربانیان مخالفت مینماید؟
ما سئوال میکنیم: کدام اصل قانون اساسی به مقامات این اجازه را داده است که چه در گذشته و چه در حال حاضر محاکمات خود را در پشت درهای بسته و آنهم در شرایطی که زندانی حق حتی یک کلام دفاع از خود را ندارد، انجام دهند؟
ما سئوال میکنیم: کدام محکمه، به چه اتهامی، در چه تاریخی، حکم اعدام عزیزان ما را صادر کرده است؟ آنهم در شرایطی که پرنده مثلا بنیاد نبوت ماهها مورد بررسی قرار میگیرد، در حالی که اتهامات و جرائم آنها برای تمام مردم ایران مثل روز روشن است.
ما سئوال میکنیم: کدام قانون اجازه داده است که حکم اعدام دسته جمعی صادر کنند؟-… و هزاران سئوال ریز و درشت دیگر.ما خانواده های قربانیان فاجعه اخیر و خانواده های زندانیان سیاسی خواستار اقدام فوری ، جدی و مسئولانه شما هستیم. و خواستهای زیر را با شما در میان میگذاریم:
۱- تاریخ محاکمه، مدتی که محکمه مشغول بررسی پرونده هر یک از قزبانیان بوده، دلیل محاکمه دوباره، و محل محاکمه برای تک تک قربانیان اعلام دارید.
۲- محل دفن و تاریخ اعدام کلیه قربانیان را به خانواده ها آنان اطلاع دهید.
۳- وصیت نامه های قربانیان را به خانواده های آنان مسترد کنید.
۴- تعداد و اسامی اعدام شدگان را اعلام نمائید.
۵- به دلیل اینکه این اقدام ناقص صریح اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی و اعلامیه جهانی حقوق بشر است، ما علیه مسئولین این فاجعه دردناک اعلام جرم می کنیم و خواهان آن هستیم که اینان بازداشت و در یک محکمه علنی محاکمه گردند.
۶- ما خواهان موافقت جمهوری اسلامی، با بازدید یک هیئت بین المللی برای بررسی وضعیت زندانهای کشور و اجازه مذاکره این هیئت با زندانیان سیاسی و خانواده های قربانیان فاجعه اخیر هستیم.
گروه کثیری از خانواده های شهدای قتل عام اخیر زندانیان سیاسی
رونوشت:۱- دفتر آیت الله العظمی منتظری
۲- دفتر سازمان ملل متحد در ایران
۳- آقای خاویر پرز دکوئیار دبیر کل سازمان ملل متحد
۴- کلیه سازمانها و محافل بشر دوست و مترقی.



