در شرایطی که میهن بلا کشیده ما، در وضعیتی بسیار نگران کننده قرار دارد، بحران اقتصادی، اجتماعی، فقر، محرومیت که ده میلیون شهروند را به ورطهی خونین فروکشیده و دیگر خط فقر معنی خود را از دست داده است. در صورتی که قطب حاکمیت از سیری بیش از حد به سفرهایی با مبالغ نجومی به قطب جنوب سفر میکنند و سلطان های سرمایه به مانند اختاپوسی، تمامی منابع ملی کشور را به جیب خود و اربابان خارجی می ریزند و ارثیه خاک و آب و منابع کشور را فدای خرافه پرستی اسلام سیاسی کرده و بهشت رویایی را به به توده زحمت و رنج در آخرت توصیه می کنند؛ خود در کاخ ها و ویلاها و تجملی ترین خانه ها زندگی می کنند و فرزندان خود را روانه ی کاخ های کشورهای غربی کرده؛ ظلم و فساد گسترده نهادهای حکومتی در کنار ادامه یافتن حکمرانی مستبدانه، متکی بر سرکوبگری خونین و خشونت دائمی، کشور را برای اکثریت مردم ایران به زندانی بزرگ تبدیل کرده است.
حوادث ماه های اخیر و ماجراجویی های حکام در جنگ افروزی، بمباران شهرهای ایران توسط نیروهای امپریالیستی، فقط فشار به مردم را گسترده تر کرده و بهای آن را ضعیف ترین لایه های اجتماعی به خصوص زحمتکشان پرداخته اند. قطعی برق، گاز، آب، کمبود و نبودن حداقل های زندگی ، بار دیگر نشان داد که جنگ برای حکمرانان رژیم «نعمتی الهی است» و با این بهانه سرکوب بیشتر انجمن ها و نهادهای صنفی و کارگری که خواهان حق معاش هستند در دستور آنها قرار گرفته و حکمرانان از هر جناجی دیگر راهی به جز پذیرش فروپاشی نظام خود بر مردم را ندارند و اینک کشور در آستانه ی انفجار بزرگ احتمالی قرار دارد، و نشانه های این انفجار را در اعتراض های گسترده، و مداوم کارگران و زحمتکشان، بازنشستگان و معلمان و همه آنهایی که خواهان برون رفت از نظام سرمایه داری انگلی فاسد حاکم هستند می توان شاهد بود.
هموطنان شریف! در زمانی که حاکمیت اسلامی در بدترین شرایط تاریخ خود قرار دارد، فقط با اتحاد و یکی شدن در جبهه ای از همه اندیشه ها و اقشار تحت ستم و به دور از جایگزین های امپریالیستی ساخته خارجی، برای کنار نهادن آن به دست پر توان مردم، همان گونه که در طول تاریخ به نبرد با کودتاگران مستبد پرداختیم و نشان دادیم گره شکاف بین حکام جهل سرمایه فقط با دستان پرتوان مان باز می شود، با یکدیگر متحدتر شویم تا آینده کشورمان را با استقرار جمهوری دموکراتیک و خرد جمعی از چنگال غارتگران سرمایه ملی مان بیرون آوریم و به حاکمیت مستبدانه فردی بر جامعه مان پایان دهیم و حول شعار همه گیر زن زندگی آزادی، زندگی نوینی را پی بریزیم. کلید این نبرد اتحاد است. تا دیر نشده دست در دست یکدیگر به میدان بیاییم، زیرا وقت طلا است.
مهدی فراحی شاندیز، ۳ شهریور ۱۴۰۴، زندان اوین




