نه فراموش می‌کنیم و نه می‌بخشیم! به یاد بهمن اخضری؛ – ارسلان عزیزی

به یاد بهمن اخضری (۱)

غروب یکشنبه،

او را به جوخه‌ی آتش سپردند.

او را که نه خنجری داشت،

و نه تفنگی.

او را که دلی تپنده داشت

و گامی استوار.

او ایستاد،

و مرگ در برابرش زانو زد،

بر تپه‌های کردستان.

اکنون پاییز زودرس

برگ‌هایش را افشانده است،

نامش همچون بهار

تکرار خواهد شد،

و جهان فراموش نخواهد کرد

که او را به جوخه‌ی آتش سپردند

در غروب یکشنبه‌ی تابستانی.

‌ (مرتضی ثقفیان)

یکی از قربانیان عصر روز یکشنبه، سوم شهریور ۱۳۵۸، دکتر بهمن اخضری بود؛ مردی کوتاه‌قد، خوش‌مشرب و صمیمی که در روزهای کوچ مردم مریوان، همراه با دکتر سعید یزدیان (۲)، بخشی از نیازهای درمانی مردم را برطرف می‌کرد. بهمن اخضری کمی پیش از کوچ تاریخی مردم مریوان، به آن شهر آمده بود و در پارک شهر و مکان‌های دیگر، بە نمایش فیلم، اسلاید و عکاسی مشغول بود (۳). خیلی زود محبوب مردم شد و گرچه پزشک نبود، همه او را «دکتر بهمن» صدا می‌زدند.

زمانی که بهمن اخضری وارد مریوان شد، مردم برای جلوگیری از جنگی که رژیم درصدد تحمیلِ آن به شهر بود و پس از بی‌نتیجه ماندن مذاکرات میان شورای شهر مریوان و هیئت نمایندگی رژیم، بە سرپرستی مصطفی چمران با پیشنهاد رهبران مردم و به ویژه «کاک فواد»، تصمیم گرفتە شد، شهر را ترک کنند و به‌ آن سوی مرز، در نزدیکی شهر  پنجوین بروند.

در واقع، جز شعر مرتضی ثقفیان – که دوست نزدیک دکتر بهمن بود و بعدتر در کتاب «همچون کبوترخانه‌ای متروک» چاپ شد – کسی از گذشته و زندگی او اطلاع چندانی نداشت. اکبر سردوزامی، نویسنده‌ی ایرانی ساکن کپنهاگِ دانمارک، تنها کسی است که پس از سال‌ها، هم شعر ثقفیان را با صدای خودش خوانده و هم بخشی از زندگی سیاسی، اجتماعی و هنری دکتر بهمن را روایت کرده است.

سردوزامی می‌گوید:

«یکی از شخصیت‌های زیبای زندگی من، بهمن اخضری بود. بهمن مثل من، مردی کوچولوموچولو بود. مثل خود من و از من کمی لاغرتر. در میان رفقای من شجاعترین شان بهمن اخضری بود. به این دلیل نمی‌گویم کە رژیم او را در مریوان کشت؛ اصلا یک شجاعت بی نظیری داشت.» (۴)

بهمن اخضری در سال ۱۳۲۶ هجری شمسی در تهران به دنیا آمد. پس از پایان تحصیلات، به خدمت سربازی رفت و در سپاە ترویج، آموزش‌های پزشکی دید. در ۲۴ سالگی، پس از اتمام خدمت، به عنوان حسابدار در یکی از بانک‌های تهران استخدام شد. اما چندی بعد دریافت این شغل با روحیه‌اش سازگار نیست، از آن کناره‌گیری کرد و برای نزدیک شدن به کارگران، در کارخانه‌ی «پشم شیشه» مشغول به کار شد. در همان دوران، گروهی چهار، پنج نفره از اطرافیانش گرد هم آورد و مبارزات ضد پادشاهی را آغاز کردند. او با نیروهای چریکی دهه‌ی چهل و پنجاه در ارتباط بود و اگرچه خودش را از آن‌ها متمایز می‌دانست، اما با کمک‌های مالی و تدارکاتی از آنان حمایت می‌کرد.

بهمن اخضری به تئاتر هم علاقه‌مند بود. همراه با مرتضی ثقفیان و گروه‌های دیگر تئاتری فعالیت می‌کرد و مدتی هم با گروه تئاتر «کوثر» همکاری داشت. او در نمایشنامه‌ی «تسخیرشدگان» اثر داستایفسکی نقش بازی کرد و همچنین در نمایش «در محاق» از ماکسیم گورکی، با گروه سردوزامی همکاری داشت. سردوزامی می‌گوید:

«اخضری پر از انرژی بود. دست به هر کاری می‌زد. اینجا مشغول کاری بود، همزمان کار دیگری هم انجام می‌داد. داستان می‌نوشت، نقش بازی می‌کرد، کار می‌کرد و هیچ‌گاه دستمزدی نمی‌گرفت. ساده، صمیمی و خوش‌مشرب بود و خیلی زود با دیگران دوست می‌شد.»(۵)

سردوزامی در پایان می‌گوید:

«بهمن مردی خاص و خوش‌سیما بود، که در هیچ قفس تنگی نمی‌گنجید. به‌طور کلی، آدم‌هایی مانند او، زندگی‌ای کوتاه نصیب‌شان می‌شود!»(۶)

پس از پایان کوچ، بهمن اخضری مریوان را ترک نکرد و با مردم ماند. سرانجام، عصر یکشنبه سوم شهریور ۱۳۵۸، همراه با هشت نفر دیگر، بە فرمان خلخالی(۷)، در پادگان مریوان تیرباران شد و همانجا و در گورستانِ همان شهر، در کنار فایق عزیزی و علی داستان دو تن دیگر از تیرباران شدگان، بە خاک سپردە شد.

منابع و یادداشت‌ها:

این یادوارە سال گذشتە، بە زبان کوردی و در فیسبوک شخصی چاپ شدە بود.

سعید یزدیان، اهل کرمانشاه، متولد ۱۳۲۷، عضو رهبری کومله و منتخب کمیته مرکزی در کنگره دوم و سوم بود. همچنین مسئول تشکیلات خارج از کردستان کومله بود. در ۲۲ خرداد ۱۳۶۱ در تهران دستگیر شد و پس از شکنجه‌های فراوان و اعترافات اجباری در تلویزیون، در ۶ شهریور ۱۳۶۳ در زندان اوین تیرباران شد.

ملکه مصطفی سلطانی.

اکبر سردوزامی، نویسنده‌ی ایرانی مقیم کپنهاگ دانمارک. مبع: [https://m.youtube.com/watch?v=ggc-DTbLHQQ&t=812s&pp=ygUk2LPYsdiv2YjYstin2YXbjCDYqNmH2YXZhiDYp9iu2LbYsduM]

همان منبع

همان منبع

 عصر یکشنبە سوم شهریور ۱۳۵۸، بە فرمان خلخالی، جلاد بدنام و خون آشام، و در ادامە اعدامهای بدون محاکمە در شهرهای  کردستان،  ۹تن بە نامهای: حسین و امین مصطفی سلطانی، احمد و حسین پیرخضرانیان، جلال نسیمی، بهمن اخضری، فایق عزیزی، احمد قادرزادە و علی دستان تیرباران شدند.

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی