توهمات نوبل ترامپ – نینا ال. خروشچوا، برگردان: شبنم آذری

اگرچه درباره اعتبار و بی‌طرفی جایزه صلح نوبل دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد و برخی آن را ابزاری در خدمت سیاست‌های قدرت‌های غربی می‌دانند، این جایزه همچنان در افکار عمومی نمادی از مشروعیت اخلاقی و صلح‌طلبی به‌شمار می‌رود. همین مشروعیت است که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری جنجالی آمریکا — که با ارسال سلاح به اسرائیل و وتوی قطعنامه‌های شورای امنیت برای آتش‌بس در غزه همچنان حامی جنایاتی‌ست که در دادگاه بین‌المللی به نسل‌کشی متهم شده‌اند — مشتاقانه در پی آن است و سودای دریافت چنین جایزه‌ای را در سر دارد. او نوبل را نه برای صلح، بلکه برای تطهیر چهره‌اش می‌خواهد؛ چهره‌ای که در آیینه افکار عمومی، بیش از آن‌که پیام‌آور صلح باشد، بازتابی از خشونت، عوام‌فریبی و قدرت‌طلبی است. اما آیا جهان آماده است که چنین شوخی تلخی را به رسمیت بشناسد؟

***

در این مقاله، نینا ال. خروشچوا نگاهی تحلیلی به تلاش‌های دونالد ترامپ برای دریافت جایزه صلح نوبل انداخته و آن را در تقابل با عملکرد، رویکرد و سابقه سیاسی او قرار می‌دهد. این نوشته که در پروژه سندیکایی منتشر شده، ابعاد مختلف این جاه‌طلبی را در بستر سیاست داخلی و بین‌المللی بررسی می‌کند.

به نظر می‌رسد که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، نمی‌تواند تحمل کند که باراک اوباما جایزه صلح نوبل دارد، اما او ندارد. با این حال، هرچند جایزه اوباما زودهنگام بود و تنها چند ماه پس از آغاز ریاست‌جمهوری‌اش اهدا شد، دریافت چنین جایزه‌ای توسط ترامپ بیشتر به یک طنز شبیه خواهد بود که جایزه صلح را به یک شوخی تبدیل می‌کند.

نیویورک – تلاش چهره‌های شناخته‌شده – به‌ویژه مردان جاه‌طلب – برای دریافت جایزه نوبل چیز جدیدی نیست. دانشمندان، اقتصاددانان، و حتی شاعران نیز چنین می‌کنند. اما جهان هرگز شاهد کارزاری به این اندازه بی‌پرده و دور از واقعیت نبوده که دونالد ترامپ برای دریافت جایزه صلح نوبل به راه انداخته است.

جایزه صلح نوبل، مشهوررترین جایزه جهانی برای احیای صلح یا تحکیم آن است. برندگان این جایزه توسط کمیته‌ای متشکل از نروژی‌های برجسته انتخاب می‌شوند که توسط پارلمان نروژ منصوب شده‌اند. دشوار است تصور کنیم که آن‌ها به باور ترامپ مبنی بر شایستگی‌اش برای این جایزه، اعتنایی نشان دهند.

یکی از دلایل این امر آن است که ترامپ در هر فرصتی، اروپا – که نروژ نیز بخشی از آن است – را تحقیر و خیانت می‌کند. او بارها تهدید کرده است که گرینلند، قلمرو خودمختارِ همسایه نروژ یعنی دانمارک، را تصاحب خواهد کرد و به نظر می‌رسد مشتاق است اتحاد ناتو (که نروژ نیز عضو آن است) را تضعیف کند. در عین حال، ترامپ در برابر خودکامگی که مسئول بزرگ‌ترین جنگ زمینی اروپا از زمان جنگ جهانی دوم است کرنش می‌کند، و نسبت به رئیس‌جمهور کشوری که در حال دفاع از خود است، رفتاری از سر بالا دارد.

ترامپ به‌طور کلی به نظر می‌رسد که از خودکامگان حمایت می‌کند. او اخیراً تعرفه‌های سنگینی علیه برزیل وضع کرده است تا این کشور را به‌خاطر تلاش برای پاسخگو کردن ژائیر بولسونارو، رئیس‌جمهور پیشین برزیل، بابت تحریک به کودتایی به سبک ترامپ در سال ۲۰۲۲، مجازات کند. او همچنین با شدت از بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، حمایت کرده است، حتی در شرایطی که نتانیاهو حمله‌ای بی‌رحمانه به غزه را شدت بخشیده و ضربه نهایی را به توافق‌نامه اسلو – بزرگ‌ترین دستاورد دیپلماتیک نروژ در نیم‌قرن گذشته – وارد کرده است.

هرچند توافق‌نامه اسلو به‌طور صریح تأسیس آینده‌ی کشور فلسطینی در کنار اسرائیل را تأیید نکرد، اما پایه‌های راه‌حل دوکشوری را با ایجاد نهادهای خودگردان فلسطینی در کرانه باختری و غزه بنا نهاد. اکنون، علاوه بر ویران‌سازی غزه و گرسنگی دادن به جمعیت آن، اسرائیل پروژه شهرک‌سازی جدیدی را در کرانه باختری تصویب کرده است که عملاً امکان تشکیل کشور فلسطینی را در آن منطقه از بین می‌برد. اما ترامپ نه تنها از اقدامات نتانیاهو دفاع می‌کند، بلکه منتقدان او – از جمله نروژ – را مجازات می‌نماید.

رفتار ترامپ در داخل کشور نیز نشان‌دهنده همان بی‌اعتنایی به گفتگو و آشتی است. در دوره نخست ریاست‌جمهوری‌اش، گزارش شده که او از رئیس ستاد مشترک ارتش، ژنرال مارک میلی، پرسیده بود آیا نیروهایی که برای سرکوب اعتراضات به واشنگتن دی‌سی اعزام کرده، می‌توانند به پای معترضان شلیک کنند. امروز نیز، او نیروهای گارد ملی را به شهرهایی می‌فرستد که نه نیازی به آن‌ها هست و نه از آن‌ها استقبال می‌شود، در حالی که پناه‌جویان، مهاجران قانونی و حتی شهروندان آمریکایی – از جمله کودکان – را بدون رعایت روند قانونی بازداشت و اخراج می‌کند.

البته، در دنیای ترامپ – جایی که پاسخ‌گویی «شکار جادوگر» نام می‌گیرد، واقعیت‌ها به عنوان افسانه کنار گذاشته می‌شوند و دروغ‌گویی امری همیشگی است – هر چیزی ممکن است. ما پیش‌تر شاهد آن بوده‌ایم که یکی پس از دیگری، رهبران جهان در برابر ترامپ سر فرود آورده‌اند و تسلیم زورگویی‌هایش شده‌اند. و در واقع، او پیش‌تر نامزدی برای جایزه محبوب خود، یعنی نوبل، دریافت کرده است. یکی از این کشورها، پاکستان است که دقیقاً نماد صلح به شمار نمی‌رود و کشور دیگر، کامبوج است که رهبری از نوع مستبدانی دارد که ترامپ ستایش‌شان می‌کند.

با این حال، کمیته نوبل در گذشته نیز فریب نمایش‌های حتی زننده‌تر از آن‌چه ترامپ ارائه کرده را نخورده است. در سال ۱۹۳۹، دوازده عضو پارلمان سوئد، نخست‌وزیر وقت بریتانیا، نویل چمبرلین را برای نقش‌اش در مذاکره درباره «توافق مونیخ» با آدولف هیتلر در سال پیش از آن، برای دریافت جایزه صلح نوبل نامزد کردند. در نهایت، کمیته نوبل تصمیم گرفت که آن سال جایزه‌ای اهدا نکند.

این تصمیم آینده‌نگرانه بود: توافق چمبرلین، که به رژیم نازی چراغ سبز داد تا منطقه “سودتن‌لند” چکسلواکی را ضمیمه خاک خود کند، تنها هیتلر را جسورتر کرد تا حملات برق‌آسای خود به دیگر دموکراسی‌های اروپایی را آغاز کند. طعنه‌آمیز است که ترامپ تصور می‌کند بهترین شانسش برای دریافت جایزه صلح نوبل، توافقی شبیه به مونیخ است؛ توافقی که اوکراین را وادار می‌سازد بخش‌هایی از قلمرو حاکمیتی‌اش را به روسیه واگذار کند – کشوری که احتمالاً تا زمانی که اوکراین کاملاً تحت سلطه درنیاید، قانع نخواهد شد.

بر خلاف ترامپ، کمیته نوبل بیشتر تمایل دارد در کنار مخالفان استبداد بایستد تا در کنار طرفداران آن. در سال ۲۰۱۰، این کمیته جایزه صلح را به لیو شیائوبو، مخالف چینی زندانی، اعطا کرد؛ به‌خاطر «مبارزه‌ای طولانی و غیرخشونت‌آمیز برای حقوق بنیادین بشر در چین». مقام‌های چینی این تصمیم را محکوم کردند که به شکافی بلندمدت میان چین و نروژ انجامید، اما کمیته نوبل بر ارزش‌های خود ایستاد. اهدای جایزه به ترامپ برای تشویق به تجزیه اوکراین، پیامی کاملاً مخالف ارسال خواهد کرد و حتی ممکن است شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین را به حمله به تایوان جسورتر کند.

پس، چرا اصلاً ترامپ خواهان جایزه صلح نوبل است، آن هم با توجه به بی‌اعتنایی آشکارش به اصول (و سختی‌های) صلح‌سازی؟ محتمل‌ترین پاسخ آن است که باراک اوباما یکی دارد. از ترویج دروغ درباره اینکه اوباما در خارج از ایالات متحده به دنیا آمده، گرفته تا متهم کردنش به خیانت، کینه‌توزی ترامپ در برابر نخستین رئیس‌جمهور سیاه‌پوست آمریکا پایانی ندارد. با این حال، اوباما برنده نوبل است، و ترامپ – به طرز تحمل‌ناپذیری – نیست.

البته، مشخص نیست دقیقاً چرا اوباما این جایزه را دریافت کرد، آن هم تنها چند ماه پس از آغاز ریاست‌جمهوری‌اش در سال ۲۰۰۹، زمانی که تنها دستاورد واقعی‌اش، الهام‌بخشی با سخنرانی‌های پرشورش بود. شاید او بیش از آنکه به‌خاطر کاری مشخص پاداش گرفته باشد، برای متفاوت بودنش با جورج دبلیو بوش، رئیس‌جمهور پیشین که در سال ۲۰۰۳ بر پایه ادعای ساختگی وجود سلاح‌های کشتار جمعی در عراق به آن کشور حمله کرد، مورد تجلیل قرار گرفت.

اگرچه جایزه صلح نوبل اوباما زودهنگام بود، اما دریافت آن توسط ترامپ کاملاً مضحک خواهد بود. اگر او به طریقی بتواند کمیته نوبل را با فشار وادار به اهدای جایزه کند، جایزه صلح بدل به یک شوخی خواهد شد.

منبع: https://www.project-syndicate.org/commentary/trump-nobel-peace-prize-ambition-is-delusional-by-nina-l-khrushcheva-2025-08

برچسب ها

ترامپ ادعا می‌کرد که جنگ اوکراین را «در ۲۴ ساعت» پایان خواهد داد اما اين جنگ همچنان ادامه دارد. ادعای دونالد ترامپ درباره پایان دادن به جنگ مرزی میان کامبوج و تایلند زیر فشار رویدادها رنگ باخته و اعتبارش را از دست داده است. دو کشور اخیراً بار دیگر درگیری‌ها را از سر گرفته‌اند. همین الگوی تراژیک در جمهوری دموکراتیک کنگو نیز در حال تکرار است. در غزه، طرح صلحِ ۲۰‌بندی به تسهیل پیشروی تدریجی اسرائیل منجر شده است...
جنگ تعرفه‌ای ترامپ اقتصاد آمریکا را به آشفتگی کشانده است؛ قیمت‌ها صعود کرده و کشاورزان و تولیدکنندگان متحمل زیان‌های سنگین شده‌اند. تلاش‌ها برای کاهش کسری تجاری و احیای مشاغل صنعتی ناکام مانده و کسری‌ها همچنان در حال افزایش است. با وجود این شکست‌ها، ترامپ هیچ تغییری در مسیر خود نشان نمی‌دهد و آسیب‌های اقتصادی ادامه دارد...
انتشار مصاحبه‌های صریح سوزی وایلس، رئیس دفتر و از نزدیکان ترامپ، با ونیتی فر جنجالی تازه در واشنگتن ایجاد کرده است. او در این مصاحبه‌ها از تلاش نافرجام برای مهار ترامپ، حلقه جنجالی نزدیکان، پرونده اپستین، رقابت جانشینی و برنامه تغییر رژیم در ونزوئلا پرده برداشته و خود هیچ‌یک از این روایت‌ها را تکذیب نکرده است...
دونالد ترامپ در گفت‌وگو با پولیتیکو اعلام کرد که قصد دارد قانون بیمه درمانی اوباما را از کار بیندازد و منابع آن را «مستقیماً به مردم» بدهد، اقدامی که منتقدان آن را خريد حمایت سیاسی ارزیابی می‌کنند. او هم‌زمان مواضع جنجالی درباره اروپا، روسیه و بحران ونزوئلا را مطرح کرد. ترامپ گفت پوتين دارد به آرزویش می‌رسد. این ربطی به من ندارد.

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

یک پاسخ

  1. نوبل به اوباما در واقع سمبل یک نوبل به آمریکا بود و آن هم به خاطر تحقق یافتن رویاهای مارتین لوتر کینگ و بسیار هم به جا. هدف ترامپ پیشی گرفتن از رؤسای جمهور اسبق آمریکاست و در این زمینه نویسنده مقاله محق است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی