زنگزور، پیمان تحمیلی و تهدیدهای ژئوپلیتیک علیه ایران – مهرزاد وطن‌آبادی

منطقهٔ قفقاز جنوبی بار دیگر به میدان رقابت قدرت‌های جهانی تبدیل شده است. پیمان اخیر میان ارمنستان و آذربایجان دربارهٔ تعیین مرزها و ایجاد کریدور زنگزور، تنها یک توافق دوجانبه نیست، بلکه حلقه‌ای از زنجیرهٔ طراحی‌های بزرگ‌تر ژئوپلیتیکی‌ست که با حمایت مستقیم ترکیه، رژیم صهیونیستی و قدرت‌های غربی در حال اجراست. این توافق، که تحت فشارهای نظامی و اقتصادی به ارمنستان تحمیل شد، نه تنها حاکمیت ارضی این کشور را تضعیف می‌کند، بلکه توازن قوا در منطقه را به گونه‌ای تغییر می‌دهد که ایران را در معرض تهدیدات امنیتی و اقتصادی بی‌سابقه‌ای قرار می‌دهد.

زنگزور، این منطقهٔ استراتژیک که قرن‌ها حلقهٔ اتصال ایران به ارمنستان و اروپا بوده، اکنون به بازیچه‌ای در دست بازیگرانی تبدیل شده که هدفی جز حذف ایران از معادلات منطقه‌ای ندارند. طرح ایجاد کریدور زنگزور، که قرار است آذربایجان را به نخجوان متصل کند، در صورت اجرا، ایران را از مسیرهای ترانزیتی و تجاری منطقه حذف خواهد کرد. این طرح، که با حمایت ترکیه و رژیم تجاوز گر اسراییل پیش می‌رود، بخشی از پروژهٔ بزرگ‌تری‌ست که هدف نهایی آن قطع ارتباط زمینی ایران با ارمنستان و اروپا و وابسته کردن منطقه به کریدورهای تحت کنترل غرب و متحدانش است.

پیامدهای این توافق برای ایران به شدت نگران‌کننده است. از یک سو، افزایش نفوذ ترکیه و رژیم صهیونیستی در مرزهای شمالی ایران، امنیت ملی کشور را به مخاطره می‌اندازد. اسرائیل سال‌هاست با فروش سلاح‌های پیش‌رفته به آذربایجان و ایجاد پایگاه‌های اطلاعاتی در این کشور، خود را به مرزهای ایران نزدیک کرده است. حال با اجرایی شدن کریدور زنگزور، این حضور می‌تواند جنبه‌های خطرناک‌تری به خود بگیرد. از سوی دیگر، انزوای جغرافیایی ایران در قفقاز، بازار تجارت و ترانزیت کشور را تحت تأثیر قرار خواهد داد و وابستگی اقتصادی منطقه به مسیرهای تحت کنترل ترکیه و غرب را افزایش می‌دهد.

تحت این شرایط، نقشهٔ امپریالیسم غرب به وضوح قابل مشاهده است. ایالات متحده و اتحادیهٔ اروپا، که در ظاهر حامی صلح‌اند، در عمل به دنبال تضعیف روسیه و ایران به عنوان دو قدرت تأثیرگذار در قفقاز می‌باشند. ایجاد کریدور زنگزور نه تنها ایران را منزوی می‌کند، بلکه نفوذ روسیه در ارمنستان را نیز کاهش داده و این کشور را هرچه بیش‌تر به سمت غرب سوق می‌دهد. ترکیه نیز در قالب سیاست‌های توسعه‌طلبانهٔ اردوغان، به ابزاری برای پیش‌برد اهداف غرب در منطقه تبدیل شده است. هم‌کاری نظامی ترکیه و رژیم صهیونیستی با آذربایجان، نشان‌دهندهٔ اتحاد خطرناکی‌ست که هدف مشترک آن تضعیف ایران و روسیه در قفقاز است.

اما آیا این توافق به صلح واقعی در منطقه منجر خواهد شد؟ تجربه نشان داده است که صلحی که تحت فشار و با نادیده گرفتن حقوق ملت‌ها تحمیل شود، پایدار نخواهد بود. وضعیت ارمنی‌های قره‌باغ که پس از جنگ ۲۰۲۰ در معرض پاک‌سازی قومی قرار گرفتند، گواه روشنی بر این ادعاست. پیمان‌های تحمیلی، که به بهانهٔ ثبات منطقه اجرا می‌شوند، در نهایت تنها به تشدید تنش‌ها و ایجاد بحران‌های جدید می‌انجامند.

ایران نمی‌تواند در برابر این تحولات ژئوپلیتیک سکوت کند. سیاست انفعالی و عدم حضور فعال در دیپلماسی منطقه‌ای، به معنای پذیرش تدریجی حذف ایران از معادلات قفقاز است. راه مقابله با این سناریو، تقویت هم‌کاری‌های استراتژیک با روسیه و ارمنستان، حمایت از حقوق ارمنی‌های قره‌باغ و مقابلهٔ هوش‌مندانه با پروژه‌های ترانزیتی‌ست که منافع ملی ایران را تهدید می‌کنند. هم‌چنین، افشای نقشه‌های پنهان ترکیه و اسرائیل در منطقه می‌تواند به بسیج افکار عمومی علیه این تقسیم‌بندی‌های خطرناک کمک کند.

تحولات اخیر در قفقاز نشان می‌دهد که بازی بزرگ جدیدی در حال شکل‌گیری است. پیمان اخیر ارمنستان و آذربایجان نه یک توافق صلح، بلکه گامی در جهت تغییر موازنهٔ قدرت به نفع امپریالیسم غرب و متحدان منطقه‌ای آن است. ایران باید هوشیار باشد که این توافق تنها آغاز یک بازی خطرناک است که در صورت بی‌تفاوتی، هزینه‌های جبران‌ناپذیری برای امنیت و منافع ملی کشور در پی خواهد داشت. مقاومت در برابر این طرح‌ها، نه تنها دفاع از حاکمیت ملی، بلکه مبارزه‌ای ضد امپریالیستی برای حفظ ثبات در منطقه است.

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

اشتراک
اطلاع از
guest

9 نظرات
جدیدترین
قدیمی ترین
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات
آرسن نظریان
آرسن نظریان
5 ماه قبل

ارمنستان به هیچ وجه تحت فشار قرا رنگرفته و حاکمیت آن تضعیف نشده، بلکه به عکس موقعیت آن در برابر ترکیه و آذربایجان تقویت شده است. ارتباط ایران با ارمنستان هم به هیچ وجه قطع نشده و نخواهد شد، زیرا بخشی از امنیت خارجی ارمنستان به ایران (فارغ از نوع حکومت) وابسته است. بخش دیگر امنیت خارجی ارمنستان به طور تضاد گونه ای به غرب (تا به حال اتحادیه اروپا و اکنون اروپا و امریکا) وابسته است. ایران حضور غرب در ارمنستان را قبلا پذیرفته بود. استقرار صلحبانان اروپایی در مرزهای ارمنستان- آذربایجان از اکتبر۲۰۲۲ گواه بر این ادعاست. غرب نیز حضور ایران (مقصود حضور سیاسی، اقتصادی) در ارمنستان، حتی نوعی از همکاری نظامی ارمنستان- ایران را قبول کرده بود. رزمایش مشترک ایران و ارمنستان در آوریل سال جاری نیز گواه بر این امر است. بنابراین، جمهوری اسلامی و غرب، بدون اینکه به روی خود بیاورند حضور همدیگر در ارمنستان را پذیرفته اند. آیا این واقعیت به شما تحلیلگران و مفسران عالی قدر چیزی نمی گوید؟

ٱرش ادیبان
ٱرش ادیبان
6 ماه قبل

با درود
اگر جمهوری اسلامی نداند که جریان زنگزور چیست ، گوشزد به جمهوری اسلامی خیلی هم خوب است ، ولی شما فکر می کنید برای چه رٸیس جمهور رفت ارمنستان ، حکومت با داشتن وزارتخانه خارجیش از شما و ٱقای وطن ٱبادی و من بهتر در جریان هست.
در ضمن من که نوشته ام ایشان مدافع سیاستهای حکومتی نیستند فقط در مبارزه ضد امپریالیستی و ضد صهیونیستی به حکومت راه و روش خودشون را پیشنهاد می دهند . حالا خود ٱقای وطن ٱبادی بهتر می تونن توضیح بدهند، که سلسله مقالاتشون پیشنهاد است ، مشاوره است، یا نقد همراه مشاوره یا …….. .
با ٱرزوی اتحاد و پیروزی

حبیب
حبیب
6 ماه قبل

با سلام،
به نظرم قدری بی‌انصافی است که نوشته‌ی آقای وطن‌آبادی را «مشاوره به جمهوری اسلامی» بخوانیم. ایشان به‌روشنی گفته‌اند که از سیاست‌های حکومت دفاع نمی‌کنند. نقد نقشه‌های امپریالیستی در قفقاز و اشاره به تهدیدهای ترکیه و اسرائیل الزاماً به معنای «اتحاد با حکومت» نیست، بلکه دفاع از منافع ملی ایران است.
اینکه هرکس علیه پروژه‌های غرب و صهیونیسم سخن گفت فوراً متهم به نزدیکی به حکومت شود، بیشتر به فرار از اصل بحث شباهت دارد تا نقد جدی. اتفاقاً نقطه‌ی قوت نوشته‌های ایشان همین است که بدون افتادن در دام شعارهای حکومتی، خطر انفعال ایران و حذف تدریجی کشور از معادلات منطقه را یادآوری می‌کند.
ای کاش به جای برچسب‌زنی‌های تکراری، درباره‌ی محتوای هشدارها بحث می‌کردیم؛ چرا که تهدید زنگزور و پروژه‌های پشت پرده‌ی آن مستقل از هر حکومتی، متوجه ایران و مردمش خواهد بود.

نیک
نیک
6 ماه قبل

سیاست های حزب توده در دامن زدن به مبارزه ضد امپریالیستی از فردای انقلاب که محبوب و مقبول همه شده بود بیش از آنکه منافع ملی ایران را در نظر گیرد مجبور کردن ایران به نزدیکی به شوروی را مد نظر داشت. این نزدیکی تا زمانی که تصور سوسیالیستی بودن شوروی وجود داشت میتوانست مدعی حمایت از منافع ملی باشد که با تفسیر خط مردمی امام همخوانی داشت. اما پس از فروپاشی “سوسیالیسم واقعا موجود” و جایگزینی با الیگارشی در روسیه و غلبه جناح ضد مردمی مؤتلفه در ایران ادامه همان خط از طرف توده ای های سابقی چون شما نه عجیب که سوال برانگیز است. تفکر شما و همفکرانتان همچنان منافع ایران و رژیم را یکی نشان میدهند تا سیاست های حمایت از رژیم را توجیه کنند. کسی مخالف نزدیکی و همکاری ایران با روسیه نیست سوال اینجاست که چرا این همکاری در زمینه توسعه فناوری پالایشگاهی و اکتشاف و استخراج نفت و گاز نیست؟ چرا به رژیم توصیه نمیکنید که همچون روسیه اسرائیل را به رسمیت بشناسد و با امریکا روابط سیاسی و اقتصادی داشته باشد؟

ٱرش ادیبان
ٱرش ادیبان
6 ماه قبل

با درود
جناب وطن ٱبادی طبق گفته خودشون مدافع سیاستهای حکومتی نیستند ، ولی نگفتن که ضد سیاستهای حکومتی هستند ، در سلسله مقالات جناب وطن ٱبادی شما ملاحظه می کنید که ایشان از سیاست قدیمی حزب توده و سازمان اکثریت ” انتقاد و اتحاد ” با اسم جدید( اتحاد و مشاوره ) با جمهوری اسلامی برخورد می کند و چون معتقد به اصلاح رژیم هستند مقالاتشون یک جوری مشاوره دادن برای ادامه و مبارزه بهتر بر علیه امپریالیسم و صهیونیسم می باشد.
با ٱرزوی سلامتی

مهرزاد وطن آبادی
مهرزاد وطن آبادی
6 ماه قبل

مهرداد گرامی،
من همان‌طور که بارها گفته‌ام مدافع سیاست‌های جمهوری اسلامی نیستم. بحث من بر سر منافع ملی ایران است، نه توجیه رفتار حکومت. تجربه همین ۴۵ سال نشان داد که تکیه صرف بر «غرب» هم سراب است: هر زمان که لازم بدانند، مثل نمونه اوکراین یا همین ارمنستان، کشورها را قربانی بازی‌های بزرگ‌تر می‌کنند. پس نه وابستگی به غرب راه‌حل است، نه انفعال.
ایران برای بقا و امنیت خود ناچار است استقلال عمل داشته باشد و در برابر طرح‌هایی که عملاً به محاصره و حذف آن می‌انجامند مقاومت کند. نقد من به پروژه زنگزور دقیقاً از همین زاویه است. این به معنای جنگ‌طلبی یا شعارزدگی نیست، بلکه دفاع واقع‌بینانه از جایگاه ایران در منطقه است.

و در پایان: نسبت دادن «لغزش فرویدی» به من بیشتر نشانگر شتابزدگی در داوری شماست تا خطای من. منافع ملی ایران را با روان‌کاوی نمی‌توان نادیده گرفت.

مهرداد ۱
مهرداد ۱
6 ماه قبل

جناب وطن آبادی

با پیشنهاد همکاری با ارمنستان و روسیه برخلاف ادعایتان شما راه حل مستقل ارائه نمی‌دهید. به نظر شما هرگونه استقلال نظر و عمل ایران از طریق مبارزه با امپریالیسم می‌گذرد. اما پس از ۴۵ سال شکست و فاجعه این روش که ایران در ورطه ویرانی قرار گرفته هنوز حاضر به تشویق رژیم برای تعامل با غرب و توقف شعار نابودی اسرائیل و حمایت از نیابتی‌ها نیستید بلکه حتی آن را بیشتر تقویت می‌کنید. ارمنستان و روسیه در عرض فقط یک هفته گذشته هر دو به تعظیم و تکریم ترامپ مشغول بودند و محال است که ایران را به انزوا از طرف آمریکا و اروپا ترجیح بدهند. فلسطین و غزه یک مسئله بین‌المللی است نه فقط ایرانی. شک نکنید که ادامه آن سیاست‌ها و راه حل شما در بالا بار دیگر فقط به یک جنگ بسیار مصیبت بار منجر خواهد شد. جنگ ۱۲ روزه نشان داد که ایران از آنی که ادعا می‌کرد بسیار ضعیف‌تر است.

در کامنت اول من اشاره ای به دفاع شما از “سیاست‌های غلط جمهوری اسلامی” نیست بلکه این فقط لغزش فرویدی خود شماست.

مهرزاد وطن آبادی
مهرزاد وطن آبادی
6 ماه قبل

مهرداد عزیز، بحث من دفاع از منافع ملی ایران است، نه تکرار شعارهای حکومتی. حذف ایران از معادلات منطقه‌ای و ایجاد کریدوری که امنیت کشور را تهدید می‌کند، خطری واقعی است که هیچ ایرانی نمی‌تواند نسبت به آن بی‌تفاوت باشد. وابسته کردن قفقاز به ترکیه و اسرائیل یعنی محاصره تدریجی ایران. نقد من متوجه همین پروژه‌های امپریالیستی است، نه دفاع از سیاست‌های غلط جمهوری اسلامی. ایران اگر حضور فعال و مستقل نداشته باشد، نتیجه‌اش چیزی جز تضعیف جایگاه منطقه‌ای و ضربه به مردم خودش نخواهد بود.

مهرداد ۱
مهرداد ۱
6 ماه قبل

در ارتباط با زنگزور علی اکبر ولایتی گفت اجازه نخواهیم داد و مهرزاد وطن آبادی می‌گوید نباید بگذاریم یعنی کمی هم از ولایتی افراطی‌تر!! اسرائیل سال‌هاست که کمک‌های تکنولوژیک به آذربایجان می‌کند و ترکیه نیز از طریق همین کریدور قادر است صادراتش را از ۱۶۰ میلیون دلار به ۵۰۰ میلیون دلار در سال برساند در مقایسه با ایران که قرآن و تروریسم صادر میکند. چرا دنیا این دو را رها کند و ایران را بچسبد؟ شما به جای تشویق حکومت به مدارا و حذف شعارهای ضد غرب و نابودی اسرائیل برعکس آنها را با نیرویی که ندارند تشویق به مقابله میکنید. عاقبتش رویارویی مجدد با اسرائیل و آمریکاست و این بار نابودی منابع نفتی و گازی ایران خواهد بود. البته شما به خاطر اوهامات ضد امپریالیستی احساس مسئولیت نخواهید کرد.

آگهی

9
0
لطفا اگر نظری دارید برای ما ارسال کنید.x