بوی مرگ، آمیخته با انزجار، درد و کینه، بر دلهای بیصدای مردمانی نشسته که سالها از بیلیاقتی و بیکفایتی رهبران خود رنج بردهاند. افکار خسته آنان چون زخمی کهنه، آرامآرام جانشان را میفرساید.
در حالی که میلیاردها دلار صرف اکتشافاتی میشود که راهی جز نابودی زیست بشر ندارد، مردم بسیاری از گرسنگی و بیخانمانی رنج میبرند. رهبران جهان به دنبال سیاراتی میگردند که در تخیل خود، ساکنانی با هوشی فراتر از بشر دارند؛ بیآنکه بفهمند همین کره خاکی، همان سیارهی گمشدهای است که به دنبالش میگردند — و آن را با دست خود ویران میکنند.
خرجهای بیهوده و بیحساب، جز گرسنگی و آوارگی، دستاوردی برای انسان زمینی نداشته است. آمارها نشان میدهد حدود ۹٫۱ درصد از جمعیت جهان، یعنی نزدیک به ۷۳۳ میلیون نفر، با گرسنگی دست و پنجه نرم میکنند. این در حالی است که سالانه ۹۳۱ میلیون تن مواد غذایی در جهان دور ریخته میشود و ۶۱ درصد آن، یعنی ۵۶۹ میلیون تن، در خانهها و مراکز تجاری به هدر میرود.
این وضعیت ساخته و پرداختهی سیاستمدارانی است که گوششان به هیچ هشدار و فریادی بدهکار نیست. اگر چنین ادامه یابد، انفجار خشم و ناامیدی مردم، جهان را به ورطه نابودی خواهد کشاند.
نبود عدالت اجتماعی و تقسیمبندی درست در جامعه، ضعف آشکار دولتها را فریاد میزند. دهههاست که درباره این نابرابریها هشدار داده میشود و نوشتههای بیشماری از گروهها و اندیشمندان گوناگون منتشر شده است، اما سیاستمداران همچنان در خواب خوش قدرت به سر میبرند.
امروز جهان به سمی به نام فحشا، در اشکال گوناگون، آلوده شده و این سم، قدرتمندان را در بستری از لذت و بیخیالی غرق کرده است. بیتفاوتی کشورها نسبت به یکدیگر، ضربهای سنگین بر بنیان انسانیت وارد کرده است. ارزشهای انسانی زیر پای دولتمردان لگدمال میشود و پیامهای کمک به گرسنگان در رسانههای بینالمللی نادیده گرفته میشود.
ناشران بسیاری از چاپ حقیقت سرباز میزنند؛ کلمات بیجان، تنها کاغذها را سیاه میکنند و سرانجام در زبالهها دفن میشوند.
آیا روزی خواهد رسید که بشر راهی برای زیستن بهتر بیابد؟ یا باید همچنان در انتظار نابودی ایستاد؟






کلماتت عمیق میبُرند و حقیقتی را بیان میکنند که بسیاری ترجیح میدهند نادیده بگیرند. شیوهای که پیوند میان اسراف، بیعدالتی و فروپاشی اخلاقی را ترسیم کردهای، هم دلخراش است و هم غیرقابل چشمپوشی. امیدوارم صداهایی مانند صدای تو، پیش از آنکه بشریت به نقطه بیبازگشت برسد، به گوش صاحبان قدرت برسد.»
براستی که سران کشورها جایگاه خود را در پر قو پهن کرده اند و در خواب غفلت فرو رفته اند.باشد روزی که تا دیر نشده چشمانش را به حقایق اطراف خود باز کنند.
تا مردم به انفجار نرسیده اند.
مرسی آقای پارسا از دیدگاهتان به بی سر و سامانی دنیا.
موافق و پیروز باشید
آری جناب پارسا, کارتونیستی گرگی را به تصویر کشیده که در پشت بلندگو خطاب به گوسفندان میفرماید که چنانچه در انتخابات رهبری به او رای دهند قول میدهد که از آن پس گیاهخوار شود. کارتونیست بدرستی میپرسد تا زمانی که گوسفندان گفته های این گرگ را باورمیکنند آیا او نیازی به شکار دارد؟
تازه کارتونیست چراگاه نادری را به تصویر میکشد که گوسفندان حق انتخاب نسبی دارند وگرنه در سراسر دشت ها و سبزه زار های این سیاره زیبا و پر نعمت, گرگان, دریدن را حق طبیعی خود میدانند و حتی خود را ملزم به فریب گوسفندان هم نمی دانند.