
نازک بین- پس از سه دهه زندگی مشترک، پپ گواردیولا و همسرش کریستینا سرا ،تصمیم به پایان دادن به رابطهای گرفتهاند که همواره با احترام، آرامش و دوری از هیاهوی رسانهای همراه بود. طبق گزارش نشریه انگلیسی سان، این زوج شناختهشده اسپانیایی ،بهزودی بهطور رسمی طلاق خود را ثبت خواهند کرد؛ روندی که گفته میشود با همکاری و توافق کامل و بدون درگیری حقوقی پیش میرود.روند جدایی از دسامبر گذشته آغاز شده و هر دو طرف با توافقی خارج از دادگاه، تصمیم گرفتهاند فقط یک وکیل برای رسیدگی به امور حقوقیشان داشته باشند. این تصمیم نیز نشان از احترام متقابل دارد؛ چیزی که همواره در رابطه پپ و کریستینا مشهود بود.
کریستینا سرا، طراح مد و کارآفرینی موفق که در خانوادهای مرتبط با دنیای مد رشد کرد، سالها در کنار گواردیولا ایستاد، از دوران بازی در بارسلونا تا مربیگری در بارسا، بایرن مونیخ و منچسترسیتی. آنان در فروشگاه پوشاک خانوادگی کریستینا ،در بارسلونا با یکدیگر آشنا شدند؛ زمانی که گواردیولا تنها یک بازیکن جوان بود.در تمام این سالها، کریستینا با حفظ حریم شخصی و دوری از جنجالهای رسانهای، نقشی کلیدی در زندگی پپ ایفا کرد؛ چه در دوران اوج و چه در لحظات دشوار.همزمان با زمزمههای جدایی، تیم فوتبال منچسترسیتی نیز وارد یکی از پرنوسانترین مقاطع خود در دوران مربیگری گواردیولا شد. برخی تحلیلگران معتقدند تنشهای شخصی، از جمله مسائل مربوط به زندگی خانوادگی، بر رفتارهای اخیر او تأثیر گذاشته است؛ از جمله عصبانیت در کنفرانسهای خبری، درگیریهای کلامی با هواداران و نمایشهای پرتنش در کنار زمین.منچسترسیتی، در ماههای آخر فصل قبل فوتبالی از لحاظ ثبات تاکتیکی و روحیه تیمی با چالش مواجه شده بود. این پرسش مطرح شده که آیا ذهن مشغول مربی اسپانیایی، دلیل افت نسبی عملکرد تیم بوده است؟
پپ و کریستینا، سه فرزند دارند: ماریا (متولد ۲۰۰۱) که در دنیای مد و رسانههای اجتماعی فعالیت میکند، ماریوس (حدوداً ۲۲ ساله) و والنتینا ۱۵ ساله. با وجود پایان رابطه زناشویی، این زوج تصمیم گرفتهاند روابطی دوستانه و همسو با منافع فرزندانشان حفظ کنند، تا گذار از این مقطع برای خانوادهشان با کمترین آسیب صورت گیرد.
با توجه به این اتفاق شخصی بزرگ، شایعاتی درباره تصمیم احتمالی گواردیولا برای ترک فوتبال پس از پایان قراردادش با منچسترسیتی در سال ۲۰۲۷ مطرح شده است. او ،پیشتر نیز چندین بار از میل به استراحت، تأمل و کشف تجربههای تازه صحبت کرده بود. شاید این طلاق، آغازی باشد برای مرحلهای جدید در زندگی فردی و حرفهای او.ولی،یک چیز روشن است: پپ گواردیولا و کریستینا سرا، حتی در پایان رابطهشان، الگویی از بلوغ، احترام و نجابت را به نمایش گذاشتهاند.
بعد از آمریکا؛ تیم ملی کشتی آزاد ایران نایبقهرمان جهان شد
تیم ملی کشتی آزاد نوجوانان ایران با کسب ۵ مدال نقره و ۲ برنز با چهار اختلاف امتیاز بعد از آمریکا بهعنوان نایب قهرمانی جهان رسید.
به نقل از ایسنا، تیم ملی کشتی آزاد نوجوانان ایران در ۵ وزن دوم و پایانی رقابت های قهرمانی جهان ۲۰۲۵ در یونان، صاحب یک مدال طلا و ۲ نقره شد تا در مجموع با کسب ۵ مدال نقره و ۲ برنز بر سکوی نایب قهرمانی جهان قرار گیرد. ایران در پایان ۵ وزن نخست ۱۶ امتیاز از امریکا پیش بود. در پایان این مسابقات آمریکا با ۱۵۴ امتیاز اول شد و ایران با ۱۵۰ امتیاز بهعنوان نایب قهرمانی جهان رسید. قزاقستان نیز با ۹۱ امتیاز سوم شد.
در ۵ وزن دوم این مسابقات پارسا طهماسبی در ۴۵، آرشام مهرابیان در ۷۱ و امیرعلی علیزاده در وزن ۹۲ کیلوگرم، هر ۳ با شکست در فینال مقابل رقبای آمریکا و روس صاحب مدال نقره شدند تا ایران تنها با چهار امتیاز اختلاف کمتر از آمریکا بر سکوی نایب قهرمانی جهان بایستد.
در وزن ۴۵ کیلوگرم، پارسا طهماسبی در دیدار فینال مقابل کیگان جکسون از آمریکا به روی تشک رفت و در مدت زمان ۴۳ ثانیه در حالیکه ۶ بر صفر از حریف قدرتمند خود عقب بود، ضربه فنی شد و به مدال نقره دست یافت.
طهماسبی پیش از این در دور مقدماتی که روز گذشته شنبه برگزار شد، در دور نخست استراحت کرد، سپس ۱۲ بر صفر ارنور نورسعیداف از قرقیزستان را برد، وی سپس ۱۰ بر صفر ولادمیر واتل از اوکراین را مغلوب کرد و در نیمه نهایی نیز ۵ بر صفر و ضربه فنی موکامیلوف از ازبکستان را شکست داد و راهی فینال شد.
در وزن ۵۱ کیلوگرم نیز سینا اردو روز گذشته پس از پیروزی ۵ بر ۲ شی لیانگ از چین را برد. اما، در دومین مبارزه با نتیجه ۴ بر ۱ و ضربه فنی مغلوب هاراکو شینا از ژاپن شد و از دور رقابت ها کنار رفت. در این وزن سانچز از آمریکا با شکست ۵ بر ۲ رشید اف از ازبکستان صاحب مدال طلا شد.
در وزن ۶۰ کیلوگرم، آرین مهرعلیزاده در دیدار رده بندی مقابل بکاسیل آسامبک از قزاقستان یه روی تشک رفت و در پایان با نتیجه سنگین ۹ بر صفر شکست خورد و از رسیدن به مدال برنز بازماند. در فینال این وزن سیتندر از هند با نتیجه ۹ بر ۴ هیورا از ژاپن را بدد و صاحب مدال طلا شد.
مهرعلیزاده پیش از این در دور نخست ۸ بر ۴ فردریک باچمان از پورتوریکو را مغلوب کرد. وی سپس ۹ بر صفر ماته تسینادزه از گرجستان را مغلوب کرد اما در یک چهارم نهایی با نتیجه ۵ بر ۵ مغلوب سیتندر از هند شد و به گروه بازنده ها رفت. مهرعلیزاده سپس ۵ بر یک مقابل یاهور داروشکا از بلاروس پیروز شد و به رده بندی راه یافت.
در وزن ۷۱ کیلوگرم، آرشام وهابیان دیگر فینالیست ایران در ۵ وزن دوم این مسابقات بود که در دیدار نهایی برابر جایدن جیمز از آمریکا به روی تشک رفت و در پایان با نتیجه سنگین ۹ بر ۲ شکست خورد و به مدال نقره رسید.
وهابیان، پیش از این در دور نخست ۶ بر ۱ الکس گروزدانوف از بلغارستان را مغلوب کرد. وی سپس ۴ بر یک از سد علی اسنوف از ترکمنستان گذشت و در ادامه ۳ بر صفر و ضربه فنی جیسون کیل از آلمان را از پیش رو برداشت. وهابیان در نیمه نهایی نیز ۸ بر ۶ از سد ایوب جان بازارزودا از تاجیکستان گذشت و فینالیست شد.
اما ،در فینال حساس وزن ۹۲ کیلوگرم، امیرعلی علیزاده آخرین نماینده ایران در این رقابت ها در مبارزه ای که تعیین کننده قهرمانی تیمی ایران یا آمریکا در این رقابت ها بود در فینال مقابل داوید ژبیسوف از روسیه به میدان رفت و در پایان با نتیجه ۴ بر ۲ شکست خورد تا با این شکست، ایران تنها با چهار اختلاف امتیاز بعد از آمریکا بر سکوی نایب قهرمانی جهان قرار گیرد.
علیزاده پیش از این در دور نخست ۱۱ بر ۴ هادگینس از آمریکا را شکست داد. وی سپس ۱۰ بر صفر سارول اردنتسوگت از مغولستان را برد و در سومین مبارزه نیز ۱۲ بر ۲ از سعید رضا از ترکیه گذشت و در نیمه نهایی نیز ۱۱ بر صفر مقابل الگویجا لومیدزه از گرجستان به برتری رسید و به دیدار فینال راه یافت.
آزادکاران ایران در ۵ وزن نخست این مسابقات نیز صاحب ۲ مدال نقره و ۲ برنز شدند. سینا بوستانی در ۴۸ و محمد پارسا کرمی در وزن ۸۰ کیلوگرم با شکست مقابل قبایشان از آمریکا و اوکراین، صاحب مدال نقره شدند و مرتضی حاج ملامحمدی در ۶۵ و امیرحسین نقد علی پور در وزن ۱۱۰ کیلوگرم نیز به مدال برنز رسیدند.محمدرضا براری در وزن ۵۵ کیلوگرم نیز از رسیدن به مدال بازماند.
جایگاه مربیان فرانسوی ؛ در لیگهای بزرگ اروپایی به شدت ضعیف شده است.
۱۰ سال پیش، داشتن یک مربی فرانسوی در تیمهای بزرگ یا حداقل تیمهای جاهطلب در لیگهای برتر اروپایی نه تنها امری عادی بلکه نشانهای از کیفیت برتر محسوب میشد. آرسن ونگر، افسانهای سکان هدایت آرسنال را در دست داشت، زینالدین زیدان با رئال مادرید، خیلی زود سه قهرمانی متوالی لیگ قهرمانان اروپا را کسب کرد و رمی گارد ،پس از دوره موفق خود در لیون به استون ویلا پیوست.
رُم ،تحت هدایت رودی گارسیا، سرمربی فعلی تیم ملی بلژیک عملکرد موفقی داشت، والرین اسماعیل سرمربی ولفسبورگ بود، کلود پوئل به ساوتهمپتون پیوست و تیم ملی فرانسه زیر نظر دیدیه دشان درخشید. در لیگ یک فرانسه، پاریسنژرمن به رهبری لوران بلان همه را پشت سر گذاشت. تا پایان فصل ۲۰۱۶-۲۰۱۵ از میان ۱۹ مربی داخلی، تنها یک مربی خارجی در لیگ یک فرانسه فعالیت میکرد.علاوه بر این، طی دو دهه گذشته، ژرار هولیه لیورپول را به جمع نخبگان اروپایی بازگرداند و لوئیس فرناندز و رینالد دنوئکس نیز اتلتیک بیلبائو و رئال سوسیداد را به رتبه دوم لالیگای اسپانیا رساندند اما امروزه یافتن یک مربی برجسته فرانسوی با پرچم سه رنگ در پنج لیگ برتر اروپا به جز در فرانسه (که اکنون تنها هشت مربی بومی در لیگ یک دارد) کاری بسیار دشوار است. تنها پاتریک ویرا است که مسئولیت جنوا در سری آ را بر عهده دارد. چرا مربیان فرانسوی که روزگاری بسیار ارزشمند بودند، ناگهان به حاشیه رانده شدهاند؟
یکی از دلایل اصلی این وضعیت، به صورت متناقض، سختگیری و هزینه بالای سیستم آموزش داخلی مربیان در فرانسه است. برای اخذ بالاترین مدرک مربیگری فرانسه یعنی Brevet en trainer professional de football (BEPF) که معادل مجوز حرفهای یوفا است، باید معیارهای متعددی را رعایت کرد.برای ورود به یکی از معدود ظرفیتهای این دوره که سالانه توسط فدراسیون فوتبال فرانسه (FFF) برگزار میشود، بازیکنان پیشین باید حداقل پنج سال سابقه مربیگری حرفهای داشته باشند یا حداقل ۱۵۰ بازی در لیگ یک یا ۱۰ بازی ملی برای تیم فرانسه انجام داده باشند. این در کنار داشتن مدارک مقدماتی مختلف از جمله دیپلم عالی دولتی (DES) در جوانان، آموزش عمومی و ورزش است که مدرک ملی مربیان ورزشی به شمار میآید. هزینه شرکت در دوره BEPF برای بسیاری مقرون به صرفه نیست و حدود ۶۰ هزار یورو برآورد میشود.شاید تعجبآور نباشد که تعدادی از بازیکنان پیشین مشهور فرانسه در سالهای اخیر تصمیم گرفتهاند گواهینامه مربیگری خود را نه در کشور خود، بلکه در اتحادیه فوتبال ولز (FAW) بگیرند. در میان آنها ویرا، مارسل دسایی، دیوید ژینولا، تیری آنری (مربی سابق تیم زیر ۲۱ سال فرانسه) و گائل کلیشی (کمک مربی فعلی این تیم) دیده میشوند. هزینه این مجوز بسیار کمتر است؛ حدود ۱۴.۳ هزار یورو. در حالی که فدراسیون فوتبال فرانسه به جای کاهش سختگیریها و جذب تعداد بیشتری کاندیدا، الزامات را افزایش داده است. امروزه داشتن مدرک BEPF برای هر مربی که میخواهد در لیگ یک، لیگ دسته دوم یا لیگ دسته سوم فرانسه فعالیت کند، الزامی است. البته شمار کمی از مربیان خارجی چنین مجوزی دارند و در صورت نداشتن آن، باشگاههای فرانسوی باید برای هر بازی که مربی بدون مجوز روی نیمکت مینشیند، ۲۵ هزار یورو جریمه بپردازند. این رویکرد قطعاً به نفع فوتبال فرانسه نیست.
کلود پوئل ،در این باره میگوید: برنامه مربیگری در فرانسه هموطنان من را در موقعیتی دشوار قرار میدهد. علاوه بر شرایط متعدد، باید سالها درس بخوانید، به همین دلیل به ندرت مربی BEPF زیر ۴۵ سال داریم. بسیاری از مربیان خارجی، حتی آنهایی که سابقه حرفهای بازی ندارند، خیلی زود مدرک خود را میگیرند و در ۲۸-۲۷ سالگی مربی میشوند اما در فرانسه باید سابقه بازی و مدرک داشته باشید. در نتیجه وقتی فرانسویها به سطح بالا میرسند، اغلب ۵۰ سال دارند و کارفرما آنها را مانند یک بازنشسته میبیند.حتی اگر مربی فرانسوی موفق به کسب شغل شود، به دلیل ترس از اخراج و از دست دادن فرصت دوباره، از آزادی عمل و نوآوری محروم میماند. مربیان بزرگ گذشته فرانسه مانند آلبرت باتو (رنس و تیم ملی در دهه ۱۹۵۰)، میشل هیدالگو (تیم ملی در دهه ۱۹۸۰)، ژان کلود سودو (نانت) و آرسن ونگر در سالهای ابتدایی موناکو و آرسنال به خاطر فوتبال جسورانه و مبتکرانهشان شناخته میشدند اما واقعیت امروز، مربیان جوانتر را مجبور به رویکردی عملگرایانه کرده است.
برای جامعه مربیان فرانسوی، این موضوع ترویج یا ارائه یک «ایده» مشترک برای فوتبال محلی را دشوار میکند. در حالی که مربیان ایتالیایی به نظم تاکتیکیشان، مربیان اسپانیایی به تعهدشان به فوتبال مالکانه و مربیان آلمانی به فلسفه تهاجمی و پرس متقابل معروف هستند، همتایان فرانسوی سبک متمایز خود را از دست دادهاند. نمونه آن دیدیه دشان است که با وجود رساندن موناکو به فینال لیگ قهرمانان اروپا در ۲۰۰۴ و کمک به مارسی برای پایان دادن به ۱۸ سال ناکامی در لیگ یک در ۲۰۱۰ به دلیل سبک دفاعیاش بارها مورد انتقاد قرار گرفته است. تصویر دشان با وجود قهرمانیهای جام جهانی ۲۰۱۸، نقره یورو ۲۰۱۶ و جام جهانی ۲۰۲۲ دیگر در بهترین حالت خود نیست. در مصاحبهای با «The Athletic»، یکی از کارکنان باشگاه به شرط ناشناس ماندن گفت: «امروزه یک مربی برتر نه تنها باید دانش تاکتیکی و آمادگی روانی بالایی داشته باشد، بلکه باید در رسانهها نیز حضور فعال داشته باشد. یک مربی مدرن باید پویا باشد. اما، فرانسویها انگلیسی را ضعیف صحبت میکنند، چه برسد به زبانهای دیگر که این منجر به ضعف ارتباطات میشود. مردم دنبال سرگرمی، مهارتهای بازیگری و نه فقط یک مربی تکنوکرات هستند. به همین دلیل مربیان فرانسوی معمولاً متوسط تلقی میشوند.»
در فرانسه، آموزش مربیان هنوز به شیوهای قدیمی و سنتی انجام میشود و عنصر رسانهای نادیده گرفته شده است. در مرکز ملی فوتبال کلرفونتن، مربیان همچنان «مربی» نامیده میشوند. بسیاری از بهترین مربیان کشور به خاطر رویکرد آموزشیشان شناخته شدهاند. ژرژ بولونی، مربی سابق تیم ملی کارش را به عنوان معلم ورزش آغاز کرد، هولیه پیشتر معلم انگلیسی بود . اما آرسن ونگر، در انگلستان با عنوان «پروفسور» شناخته میشود.دو مربی اخیر از پذیرفتن موقعیتهای شغلی در انگلستان خوشحال بودند، چون از داشتن نقشهای مدیریتی گسترده و متنوع لذت میبردند. در سطح بالای فوتبال امروز، از مربیان انتظار میرود نقش مدیریتی گستردهتری داشته باشند، در حالی که سیستم فرانسوی مربی تولید میکند نه مدیر.
پوئل ،با تأسف میگوید: «فکر میکنم خیلی عقب هستیم. انگلیسی یاد نمیگیریم، اسپانیایی یاد نمیگیریم، برخلاف دیگر کشورها. به پرتغالیها نگاه کنید. آنها به چند زبان صحبت میکنند. فدراسیون فوتبال فرانسه دورههای زبان برگزار نمیکند و این را مسئولیت فردی کارآموزان BEPF میداند.»این وضعیت باعث شده تا متخصصان خارجی که مهارت بیشتری در فروش خود دارند و مورد توجه ایجنتها قرار میگیرند، بیشتر مورد استقبال باشند. گفته میشود در سالهای اخیر نمایندگان مربیان فرانسوی ارتباط خود را با تصمیمگیرندگان کلیدی در تیمهای بزرگ اروپایی از دست داده و در برقراری روابط با کنسرسیومها، صندوقهای سرمایهگذاری و گروههای وابسته به دولت که به شکل فزایندهای باشگاهها را مدیریت میکنند، ناکام بودهاند.در این میان، مربی فرانسوی معمولی در سالهای اخیر رقیبی قدرتمند و قابلفهم یعنی همکار پرتغالی خود را احساس کرده است. در حالی که مربی فرانسوی باید عملاً به تنهایی راه خود را ادامه دهد، پرتغالیها از ارتباطات گسترده تاجران بانفوذی مانند خورخه مندس بهره میبرند. این مدیر برنامه نماینده خوزه مورینیو است که گرچه اخیراً نتایج خوبی نگرفته است. اما ،همچنان پرتقاضا و پس از اخراجهای متعدد، بیش از ۸۰ میلیون پوند درآمد داشته است. همه اینها به خاطر توانایی فروش بالای اوست.علاوه بر این، در لیسبون نهاد ویژهای برای ارتقای مدیران وجود دارد؛ انجمن مربیان فوتبال پرتغال (ANT F). این سازمان برند خاص خود را دارد؛ «مربی پرتغالی» و به طور فعال از طریق وبسایت، رسانههای اجتماعی، کمپینهای تبلیغاتی، رویدادهای حمایت مالی و مجمع سالانه با حضور ستارگان (از جمله مارکو سیلوا، ژرژ ژسوس و کارلوس کیروش در رویداد اخیر مارس) برای اعضای خود لابی میکند. این اتحاد، تحسین و حسادت زیادی را از خارج فرانسه به دنبال داشته است.مشکل دیگر جهانیشدن است؛ مالکیت خارجی که اکنون ۱۱ باشگاه از ۱۸ باشگاه لیگ یک را در اختیار دارد، به این معناست که لیگ فرانسه دیگر محل آزمایش استعدادهای محلی نیست. روسای باشگاهها معتقدند مربیان خارجی نتایج بهتری میگیرند و شبکههای بینالمللی موثرتری برای یافتن آنها دارند. فرانسه با این واقعیت سازگار نشده است.
به عنوان نمونه، تابستان گذشته کنسرسیوم آمریکایی Blanche که مالک چلسی و استراسبورگ است، ویرا را از استراسبورگ اخراج کرد و لیام روزنیور انگلیسی را جایگزین او نمود. تولوز، متعلق به شرکت سرمایهگذاری آمریکایی Redbird، در سال ۲۰۲۳ فیلیپ مونتانیر را با کارلس مارتینز اسپانیایی عوض کرد. مالک جدید سنت اتین، شرکت کانادایی Kilmer Sports Ventures، پس از جدایی از اولیویه دال اوگلیو در دسامبر گذشته، ایریک هورنلند، بازیکن آیندهدار نروژی را به خدمت گرفت.با اینکه پیر سیج، پس از انتصاب مربی قدیمی آکادمی لیون در نوامبر ۲۰۲۳ پیشرفت قابل توجهی داشت، مالک آمریکایی جان تکستور، او را در ژانویه بازنشسته کرد و پائولو فونسکای پرتغالی را منصوب نمود. با حضور مربیان خارجی در تمامی باشگاههای بزرگ لیگ یک، لوئیس انریکه در پاریسنژرمن، روبرتو دی زربی در مارسی، آدی هاتر در موناکو، فونسکا در لیون، ناامیدی از نادیده گرفته شدن مربیان محلی در فرانسه بسیار مشهود است.




