در سطوحی از نظریههای جامعهشناسی و البته در تقابل و تعامل با رویکردهای طبقاتی در جامعه به دستهبندی متفاوتی از گروههای شغلی و رنگآمیزیهای مرتبط پرداخته شده است که چه بسا و از منظری روشی باشد برای شناسایی گروههای مختلف شغلی در دنیای معاصر جوامع انسانی.
دسته بندی زیر اگرچه بشدت محل چالش است ولی طرحی توسعه یافته از نظرات تورستن وبلن و بخصوص سیرایت میلز است. این شکل از دستهبندی مشاغل اگرچه از نظر یک کارفرما یا رویکرد صرف اقتصادی بیانگر تفاوت هایی باشد ولی فاقد یک رویکرد نظری فراگیرتر و کلان نگری است که ناظر بر جایگاه فرد در مناسبات اقتصادی و روابط تولیدی است.
مهمترین این یقهداران در بازار کار عبارند از:
یقه سفیدها. شامل همه کسانی است که در مشاغل مدیریتی، اداری و حرفهای مشغولند و بیش از نیروی بدنی و جسمی به استفاده از نیروی فکری خود میپردازند. در این قشر افرادی چون پزشکان، معلمان، وکلا، کارشناسان و.. جای میگیرند.
یقه آبیها. دربرگیرنده کسانی است که از قدرت بدنی خود در شغل و کار خود بهره میگیرند خواه در بخش ساختمان، خواه تعمیر و نگهداری یا کار در کارخانه . این قشر شامل افراد با تخصص اندک، مزدبگیر، ساعت کاری محدود و موقت است.
یقه خاکستریها. کسانی را میگویند که ترکیبی از هردو یقهداران پیشین است. این گروه مثلا شامل پلیس، سالمندان شاغل پس از بازنشستگی و نیروهای آتشفشانی میشود که دارای نیمه تخصصی در شغل خود بوده و از بدن و فکر خود استفاده میبرند.
یقه صورتیها. مشتمل بر عمدتا زنانی است که در بخش خدمات مشغول کار منشیگری، نگهداری و مراقبت، پشتیبانی دردرمان و با دستمزدهای پایین هستند. افرادی چون مهمانداران پرواز، کارکنان پذیرش، پرستارها، مددکاران اجتماعی از این جملهاند.
یقه سبزها. عمدتا شامل افرادی است که برای حفظ محیط زیست مشغولند و در تجدید انرژی، هوای سالم، بهداشت شهری و اقلیم و گرمایش و توسعه پایدار درگیرند.
یقه قرمزها. اشتغال در دولت، بخش نظامی و بروکراتیک و خدمات شهری از زمره همین یقهدارانی است که عمدتا کارمندان و مستخدان دولتی محسوب میشوند.
یقه نارنجیها. اغلب شامل شاغلان بخشهای انتظامی، زندانها، مراکز اصلاح و تربیت و کارکنان حبسهای اجتماعی مثلا در کارخانه یا مزارع و خدمات دیگر هستند.
یقه سیاهها. دربرگیرنده افراد شاغل در بخشهای سنگین و مشاغل سخت مانند کار در معادن سنگ، ذغال و نفت یا صنایعی با کار فشرده در خط تولید، و مشاغلی است که در بخشهای غیررسمی، زیرزمینی و مرگآفرین وجوددارد.
یقه طلاییها. شامل شاغلان با تخصص و مهارتهای بسیار بالاست که نیازمند خلاقیت، نوآوری و شایستگی شغلی با درآمدهای بال نظیر سرمایهگذاران بانکی، جراحان، تحلیلگران رده بالا و… است.
یقه زردها. شامل مشاغل آزاد، کارآفرین، بخش سرگرمی و بازی است که مستلزم خلاقیت، استعداد، نوآوری و تلاش فردی برای کارآفرینی است. افرادی چون موسیقیدانان، خوانندگان، فیلمسازان، طراحان بازی، لباس و دکوراسیون، عکاسان و.. از این دستهاند.
یقه جدیدها. مشتمل بر کسانی است که در دنیای مجازی، دیجیتال و صنایع اطلاعاتی و فنی بسیار نوین و روبه رشد مشغولند. بخشی از طراحان شبکههای اجتماعی گسترده در دنیای مجازی و حتی سلبریتیهای بزرگ از این زمره محسوب میشوند.
در همین راستا اگر چنین تعاریفی را بصورت مفروض بپذیریم میتوان به شناسایی کلی اقشار اجتماعی و شغلی در این تیپولوژی شغلی و قشربندی اجتماعی در ایران پرداخت. ویژگیها و چالشهای یقهداران بازار کار در ایران بطورگذرا چنین است :
یقه سفیدها. کارمندان، معلمان و کارشناسان در حال افول، حقوق پایین، فرسودگی شغلی، و کاهش منزلت اجتماعیاند. بخش بزرگی از این قشر زیر نام طبقه متوسط رو به تحلیل و فروکاستن در طبقات دیگر اجتماعیاند.
یقه آبیها. کارگران فنی، صنعتی، رانندگان
ناپایدار و وابسته به مهارت، فاقد بیمه، نیروی کار مهاجر و.. از جمله گروه شغلی هستند که فقر روزافزون از شاخصهای اصلی قشری آنان است.
یقه خاکستریها. پرستاران، نیروهای خدماتی، پلیس که در فشار کاری بالا، کمتوجهی ساختاری و منزلت متغیر و پر مخاطره بسر میبرند. این قشر بشدت در معرض داوریهای اجتماعی اند خواه از سوی شهروندان به هنگام سرکوب جنبشهای اجتماعی و خواه از سوی بیماران به هنگام دریافت خدمات درمانی.
یقه طلاییها. پزشکان، مدیران ارشد، متخصصان فناوری در حال صعود (یا مهاجرت) با درآمد بالا اما در معرض فرار نخبگان بگونهای که بخشی از تحصیلکردگان، استعدادهای درخشان و متخصصان رده بالا با سرمایههای هنگفت مالی و انسانی در معرض ناامنی اجتماعی بوده و میل به خروج از کشور دارند.
یقه سبزها. مشاغل زیستمحیطی، انرژی پاک، بسیار محدود، با فرصتهای بالقوه کاری، نبود زیرساختهای حمایتی و حتی درمعرض تهاجم دستگاه امنیتی کشور را تشکیل میدهد.
یقه صورتیها. مشاغل اغلب زنانه مانند پرستاری، منشیگری، گسترشیافته اما بیثبات، دارای تبعیض جنسیتی، امنیت شغلی پایین و آسیبپذیری شغلی و اجتماعی است.
یقه جدیدها. فریلنسرها، هنرمندان، فعالان دیجیتال، بسرعت در حال رشد، آزادی شغلی بالا بوده اما فاقد حمایت معنوی و امنیتی هستند. بسیاری ازداین افراد در معرض تهدید و خشونتهای جزایی و امنیتی بسر میبرند.
چنانکه پیشتر نوشتم در این تقسیمبندی جای بسیاری از گروههای شغلی مبتنی بر رویکرد اینترسکشنال مانند قومیتی، زبانی، جنسی، سیاسی و دینی خالی است.
علاوه بر این تکلیف بخش بزرگی از کسانی که بیکار بوده و شغلی مشخص و ثابتی برای قرارگرفتن در این گونهشناسی ندارند نیز روشن نیست. از این منظر دور و تکافتادگان درجامعه جایی در این شیوه از قشربندی اجتماعی نمییابند و چنین تعریفی فاقد جامعیت و دربرگیرندگی است.
کار کودکان، کارگران جنسی، کارگران بیمزد و فصلی و مهاجر نیز در یک فضای خلا و مبهمی قرار دارند. اگرچه میتوان بنوعی در یکی از یقهداران دستهبندی شده جای داد ولی فاقد هویت اجتماعی مورد نظر در این روش گونهشناسی اند.
از سوی دیگر ایراد جدی این گونهبندی فقدان توجه به ابعاد فرهنگی و نمادین گروههای شغلی در این روش است. بطوریکه به تعبیر بوردیو سرمایه نمادین و فرهنگیدراین دستهبندیها مغفول است.
از همین رو فقدان جامعیت نظری در این قشربندیاجتماعی برای تحلیل فرایندهای تغییر اجتماعی، ساختار اقتصادی و اجتماعی و در نهایت دستیابی به نظریههای کلان بارویکرد تاریخی ناکارآمد و نامفید است.
*این طبقهبندی بر مبنای مفاهیم نظری مطرحشده میلز و جامعهشناسان کار و شغل و تحلیلهای اخیر درباره بازار کار ایران تهیه شده است.





