بیانیه نهم جبهه آزادی و نجات ایران: در میانه فروپاشی و امید: چشم اندازی به جبهه نجات ملی

سخن نخست:

ما امروز در میانه یکی از حساس‌ترین مقاطع تاریخ معاصر ایران ایستاده‌ایم؛ دورانی که در آن، نه فقط رژیم در حال فروپاشی است، بلکه میدان تصمیم‌گیری ملی نیز در حال بازآرایی است .

در این شرایط پیچیده، ما نیازمند درکی روشن و راهبردی از تعادل قوا

هستیم؛ تا بدانیم:

• رهایی ملی بر کدام نیروها استوار است؟

 • و چگونه می‌توان هم‌افزایی مؤثری برای گذار از جمهوری اسلامی و بنای ایران نوین پدید آورد؟

برای این منظور، چهار قطب اصلی کنش و تعارض در صحنه ملی و جهانی را ترسیم می‌کنیم:

قطب نخست: جمهوری اسلامی ؛قدرتی در آستانه فرسایش کامل

رژیم جمهوری اسلامی، هرچند هنوز ابزارهای سرکوب و تبلیغ در اختیار دارد، اما از درون متلاشی، از نظر مشروعیت تهی، و از حیث اقتصادی در مرز فروپاشی کامل است

• شکاف در بدنه امنیتی، فرسایش سرمایه اجتماعی، و واگرایی درونی جناح‌های قدرت

• سرکوب بی‌نتیجه، چاپ پول بی‌پشتوانه، و فروپاشی خدمات عمومی

• و ناتوانی در مدیریت همزمان فشارهای بین‌المللی و مقاومت‌های مردمی

همگی نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی وارد مرحله احتضار تاریخی شده است.

با این حال، این جنازه سیاسی هنوز خطرناک است؛ زیرا با سلاح سرکوب، جنگ روانی، تفرقه‌افکنی، و توسل به نیروهای خارجی می‌کوشد مانع از شکل‌گیری بدیل ملی شود.

قطب دوم: ملت ایران – در میانه رستاخیز سرنوشت‌ساز

مردم ایران، امروز در قلب یک رستاخیز تاریخی برای بازپس‌گیری حاکمیت ملی قرار دارند.

خیزش زن، زندگی، آزادی، اعتصاب‌های کامیون‌داران، جنبش معلمان، پرستاران، کارگران، و اعتراض‌های اقشار و اقوام سراسر کشور، تنها نشانه‌هایی از این زایش جدید هستند.

اما آنچه برجسته‌تر از همه است:

• رشد آگاهی سیاسی و عبور قطعی از همه اشکال مشروعیت‌سازی دینی و ایدئولوژیک

• ردّ بازگشت به گذشته‌های سلطنتی، دینی یا ایدئولوژیک

• و تمایل به مشارکت در ساختن آینده‌ای سکولار، آزاد، غیرمتمرکز و عادلانه است.

این مردم، نه فقط معترض، بلکه آماده برای معماری ایران نو هستند. اما هنوز فاقد یک ساختار ملی هماهنگ برای بیان اراده سیاسی خود در سطح جهانی‌اند.

قطب سوم: قدرتهای جهانی ؛ در تردید ،مصلحت و دوگانگی

در سطح جهانی، با وضعیتی دشوار روبه‌روییم:

غرب:

 • اروپا و ایالات متحده هنوز به اجماع مشخصی درباره ایران نرسیده‌اند؛ برخی به‌دنبال ثبات از طریق «تغییر مدیریت‌شده درون‌حاکمیتی»، برخی صرفاً نگران امنیت منطقه و انرژی، و برخی (محدودتر) همدلی‌ سیاسی با مردم دارند.

• آنچه هنوز غایب است، حمایت روشن از یک گذار ملی، مستقل، و دموکراتیک است.

شرق:

• قدرت‌های شرقی مانند چین، روسیه و نهادهای وابسته‌شان، حامی مستقیم رژیم‌اند؛ برای آن‌ها ایران یک شریک امنیتی و تجاری در مقابل غرب است، نه یک ملت در حال رهایی.

• اینان دشمنان ملت ایران‌اند، هرچند گاه در پوشش دیپلماتیک یا همکاری اقتصادی ظاهر می‌شوند.

در چنین شرایطی، بدیل ملی باید با اتکا به درون، اما با دیپلماسی هوشمند، مسیر مشروعیت و حمایت بین‌المللی خود را هموار کند.

قطب چهارم: اپوزیسیون؛ از پراکندگی به سمت هم راستاسازی

نیروهای متکثر و متنوع اپوزیسیون، امروز در مرحله‌ای حساس ایستاده‌اند:

• از یک‌سو شاهد طیف وسیعی از نیروهای عدالت خواه ،آزادی‌طلب،لیبرال، ملی‌گرا، سکولار، و مدنی هستیم، که با اراده گذار واقعی از جمهوری اسلامی متحدند.

• از سوی دیگر، همچنان شاهد:

• پراکنده‌کاری، رقابت‌های هویتی، و بی‌اعتمادی گفتمانی

• اتکاهای بخشی از آنان به حمایت‌های بیرونی یا الگوهای شبه‌اقتدارگرا

• و نبود سازوکارهای پایدار برای هم‌راستاسازی استراتژیک هستیم.

در این میان، آن اپوزیسیونی شایسته اعتماد ملت و آماده هم‌پیمانی ملی است که:

متعهد به آزادی، قانون مبتنی بر حقوق بشر، و دموکراسی باشد،

و پیش و بیش از هر امر دیگر، پایبند به ایران‌دوستی ملت‌گرایانه‌ای باشد

که نه به سلطه قدرت، که به شکوفایی ملت می‌اندیشد.

تنها چنین رویکردی می‌تواند راه اتحاد، پیمان‌سپاری شایسته و رهایی راستین را بگشاید.

افزون بر صف بندیهای شناخته شده میان جمهوری خواهان، پادشاهی خواهان ، عدالت طلبان ،ملی گرایان و مدافعان جنبش های قومی، در سالیان گذشته شکافهای تازه نیز حول شعارهای راهبردی شکل یافته است.

• رفراندوم به مثابه ابزار تحول

• انتخابات آزاد به مثابه مسیر گذار

• مجلس موسسان به مثابه تثبیت نظم نوین

این تنوع اگر به درستی مدیریت نشود ‌،می تواند فرصت رهایی را به تهدید تفرقه بدل سازد.

مدیریت هوشمندانه این تنوع، کاهش تنش ها ، و تمرکز بر اصول مشترک ، از الزامات یک گذار دموکراتیک ، درونزا ،نیرومند، مدیریت شده و کم هزینه است.

نتیجه و فراخوان

در این منظومه چهارقطبی، کانون رهایی ملی در آن‌جاست که مردم، با عبور از رژیم و با حفظ فاصله از اقتدارگرایی شرقی و غربی، صدای خود را در قالب یک جبهه مدنی، سیاسی و سازمان‌یافته متبلور کنند.

ما در جبهه آزادی و نجات ایران، اعلام می‌داریم: رهایی، 

• نه در توهم های فردی ، ساختارگریز و اقتدار طلب ،بلکه در اراده ملت است

• نه در اتکا به قدرت های بیرونی، بلکه در پیوند درونی گسترده‌ترین نیروهای مردمی با توان اخلاقی، شایستگی و هوشیاری معماران ایران آینده است.

• نه در بازتولید هر شکل از استبداد، بلکه در همبستگی برای دموکراسی، برابری و نجات ایران.

با گام‌های استوار به‌سوی آزادی،

با مشعل اراده،

و با باور ژرف به رهایی ملی و نجات ایران،

دبیران جبهه آزادی و نجات ایران

فرامرز بهار – البرز سلیمی – فرشید یاسایی

۳۰ تیر ۱۴۰۴ برابر با ۲۱ژوئیه ۲۰۲۵

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

اشتراک
اطلاع از
guest

0 نظرات
جدیدترین
قدیمی ترین
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات

آگهی

0
لطفا اگر نظری دارید برای ما ارسال کنید.x