بیانیه و حضورِ رسانه‌ای و مجازی ضروری است اما جای سیاست را نمی‌گیرد – فرج سرکوهی

فرج سرکوهی

بیانیه‌ها در نفی نظامِ مسلط، با خواست‌هائی چون رفراندم برای گذار از جمهوری اسلامی و..، نشانه‌هائی هستند از زنده بودنِ صداهای مبارزه و مقاومت در داخلِ کشور و تلاش برای خلقِ گفتمان و چشم‌انداز.

اما بیان (حضورِ رسانه‌ای، مجازی، مقاله،‌ بیانیه و…)، گرچه ضروری، بدونِ عملِ متناسب با بیان و بدونِ سازمان‌یابی فعالانِ سیاسی پراکنده و سازمان‌دهی نیروها و گرایش‌ها و لایه‌های مردم، جای سیاست و ارائه‌ی استراتژی عملی برای تحققِ هدف‌های مقطعی و هدفِ نهائی را نمی‌گیرد. 

گرایشِ سیاسی با هر سمت و سوئی، بدونِ رابطه‌ ارگانیک با پایگاه مردمی بالقوه‌ی خود، بدونِ توانائی بسیجِ آن‌ها و بدونِ بالفعل کردن حمایتِ بالقوه، به نیروی موثرِ سیاسی دارای عاملیت بدل نمی‌شود.

اما تمامی گرایش‌های گوناگونِ اپوزیسیونِ جمهوری اسلامی در داخل و خارج، تاکنون، جز در برخی نهادهای صنفی/دموکراتیکِ داخلِ کشور، به دلایلِ گوناگون، از عهده سازمان‌یابی فعالانِ خود و سازمان‌دهی و بسیجِ هوادارن و پایگاه‌های بالقوه‌ی مردمی خود برنیامده‌اند. 

اکثریتِ مردمِ ایران، بارها و بارها و به شکل‌های گوناکون، نشان داده‌ است که خواهان گذار از جمهوری اسلامی است، اما اپوزیسیونِ جمهوری اسلامی تاکنون تنوانسته‌ است از این گرایش برای بسیجِ سازمان‌یافته خود و مردم بهره گیرد. جز در چند مورد و منطقه، جنبش‌ها و مقاومت در ایران، خودانگیخته بوده و نه سازمان‌یافته. به تقریب همه فراخوان‌های همه گرایش‌های اپوزیسیون  به این یا آن کردارِ سیاسی نیز تاکنون با استقبالِ ‌مردم مواجه نشده‌اند.

حضور در رسانه‌ها و فضای مجازی، صدور بیانیه‌‌ها و اعلامِ مواضع، البته که کارهائی مفید و ضروری و بخشی از مبارزه است اما این همه، در غیبتِ سازمان‌دهی و بسیجِ مردمی، می‌تواند به بیانِ بدونِ عمل و توهمِ تاثیر به جای تاثیر بدل شود و توهمِ تاثیر به جای تاثیر، از نشانه‌های آسیب‌شناسی اپوزیسیونِ ناتوان است. 

گرایشی در اپوزیسیون ایرانی به حمایتِ خارجی، حتا در حدِ حمله نظامی، به فروپاشی خودبه‌خودی نظامِ جمهوری اسلامی و ریزش!؟ دل بسته‌ است. کارِ این گرایش، بیانیه و مصاحبه و..،‌ و به‌ویژه تخریبِ گرایش‌ها و چهره‌هائی است که به «رهبری» خودخوانده این گرایش تن نمی‌دهند. این گرایش به سازمان‌دهی مردم و عاملیت در مقطعِ کنونی نیاز ندارد چرا که در سناریوی آن،‌ لحظه موعودِ طلائی، پس از حمله نظامی خارجی و فلج شدنِ حکومت، یا پس از فروپاشی نظام، خودبه‌خود فرا می‌رسد. در آن هنگامه مردم، با الهام از رسانه‌های حامی این گرایش، بر بسترِ نوستالژی گذشته و… نامِ رهبرِ را فریاد زده و برای ورودِ او فرشِ قرمز پهن خواهند کرد و… روی سخنِ من در این یادداشت با این گرایش نیست. روی سخن با گرایش‌های رنگارنگی است که به گذارِ دموکراتیک از جمهوری اسلامی، بر بسترِ مبارزه مردم و عاملیتِ خود و مردم باور دارند. اغلبِ ‌امضاکنندگان چند بیانیه اخیر در بابِ رفراندم خود را در این گرایش تعریف می‌کنند.  

از موسوی، که به نمادِ مقاومتِ جنبش سبز بدل شد، چه با او همراه باشیم و موافق چه ناهمراه و مخالفِ، چشم داشتی جز بیانیه نیست که در حصر است. از زندانیانِ سیاسی نیز. استبداد امکانِ گفت‌وگو و عمل در عرصه واقعی را از موسوی و دیگر زندانیانِ سیاسی سلب کرده‌ است. سازمان‌یابی گرایش‌های سیاسی اپوزیسیون، که فعالان و هواداران آن‌ها،‌ اغلب پراکنده و منفرد هستند،‌ سازمان‌دهی لایه‌های گوناگونِ جامعه رنگارنگِ ایران، تدوین و ارائه استراتژی گذار بر بسترِ تلفیق عمل و نظر و آزمون و خطا و… نیز کارِ فردی نیست. 

اغلبِ امضا کنندگان بیانیه ۷۰۰ نفره در حمایت از بیانیه‌ی موسوی (که در میان آنان نامِ برخی چهره‌ها و حامیانِ حکومت نیز هست!؟)  و برخی از امضاکنندگانِ بیانیه‌ی ۱۷ نفره، که به تقریب در محتوا در همان حال و هوا است، زندانی نیستند.

اما اینان نیز، جز توصیه‌های کلی تکراری چون در بیانیه ۱۷ نفره، به اعلامِ موضع بسنده و درباره‌ی پرسش‌های اصلی چون چگونگی سازمان‌یابی خود و سازمان‌دهی مردمی یا راه‌های توسل به خردِ جمعی برای تدوینِ استراتژی گذار و… سکوت کرده‌اند. 

آینده نشان می‌دهد که این بیانه‌ها مقدمه حرکت‌های عملی و سازمان‌دهی خود و مردم است یا تنها بیانِ مواضعی که چند روزی به خبرِ رسانه‌ها بدل شده، کنش را به بیان تقلیل داده و در غیبتِ عاملیت و سازمان‌دهی، در توفانِ رخدادهای پرشتاب و پی در پی، به دستِ فراموشی سپرده خواهند شد. 

دو توضیح

رفراندم؟

رفراندم و انتخاباتِ آزادِ مجلسِ موسسان برای نوشتنِ قانون ِاساسی نظامِ نو، گام ضروری اما نهائی گذر از جمهوری اسلامی است. دستکم چند ماه آزادی بیان، رسانه، حزب‌ها و نهادهای مدنی، آزادی تجمع و… از استلزامات آن است. 

رفراندم و انتخاباتِ آزادِ مجلسِ موسسان در موقعیتِ کنونی ایران در دو موقعیت تصورپذیر است. زمانی که جمهوری اسلامی در گذارِ دموکراتیک و بر بسترِ مبارزه مردم لغو شده و دولتِ موقتِ جایگزینِ آن، رفراندم را سامان دهد یا زمانی که جنبشِ مردمی تا آن حد قوی شود که نظامِ اسلامی را به عقب‌نشینی در حد چندین ماه تن دادن به استلزامات رفراندم، آزادی‌های گفته شده، رفراندم با نظارتِ بین المللی، یعنی عقب‌نشینی در حدِ نفی و لغو خود مجبور کند. این دو حالت، یا هر حالت دیگری جز حمله خارجی آن هم در حد براندازی نظام، بدونِ سازمان‌دهی و بسیجِ مردم ممکن نیست. 

رفراندم گامِ نهائی است اما پرسشِ اصلی این است که این خواست، به تنهائی و بدونِ خواست‌های بنیادینِ دیگر، که خواست‌ها و نیازهای لایه‌های گوناگونِ مردم را در بردارند، می‌تواند به مولفه‌ی اصلی بسیج  و هم‌سو و هم‌راه شدن لایه‌های مردم برای گذر از جمهوری اسلامی و به یکی از مولفه‌های سازماندهی مردمی بدل شود؟ چگونه و با چه استراتژی و با چه نوع سازماندهی متناسب با شرایط ِ کنونی ایران، می‌توان به جای بسنده کردن به بیان در شکل‌های مختلفِ آن، به عرصه‌ی سیاستِ موثر پا گذاشت و پیوندِ گسسته نظر و عمل و بیان و کردارِ موثر را زنده کرد.  

و…

آن‌چه نوشتم به معنای نفی بیانیه و ارزش‌ِ کارِ امضا کنندگان نیست. من از بیانیه موسوی استقبال کردم اما بیانیه در حمایت از بیانیه او را امضا نکردم.‌ هم به دلیلِ ترکیبِ آن ۷۰۰ نفر و هم به دلیلِ‌ مهم‌تری که در باره‌ی بیانیه ۱۷ نفره نیز صادق است. تکرارِ خواست‌هائی چون رفراندم و… با لحن و زبان‌های گوناگون، بدونِ ارزشِ افزوده و بدونِ پاسخ به یا دستکم طرحِ مسائلِ اصلی که در متن نوشته‌ام و بدون عمل و سازمان‌دهی متناسب با بیانیه‌ها، می‌تواند کنش را به بیان تقلیل داده و رفراندم و… را با تکرار، به کلیشه‌ای بی‌تاثیر و خنثا بدل کند. 

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

اشتراک
اطلاع از
guest

8 نظرات
جدیدترین
قدیمی ترین
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات
کامران
کامران
7 ماه قبل

فرج سرکوهی بیانیه موسوی را درست می داند و امضا نمی کند
فرج سرکوهی به «حضور» در رسانه ها انتقاد می کند اما خود از حاضران همیشگی ایران اینترنشنال این بوق رسوای سلطنت و اسراییل است.سرکوهی بدرستی از فقدان تشکیلات موثر در مبارزه با رژیم چپاول و سرکوب ج.ا. می نویسد اما همزمان به هیچ راه حل یا اقدام کار آمدی برای سازمان دهی اشاره ای نمی کند ٬ او تشکلات مدنی و صنفی حاصل مبارزه و هوشمندی گروه های پایه چون منشور بیست تشکل صنفی در میانه جنبش زن .زندگی . آزادی را نمی بیند
دیگر اینکه نتیجه رفراندم کذایی را گروهی تعیین می کند که برگزار کننده آن باشد٬ در شرایط فعلی اینان یا سلطان دوستان هستند یا اصلاح طلبان رنگارنگ ٬نظارت بین المللی هم تعارفی بیش نیست. نوشته سرکوهی قدم زدن میان جبهه ها است ٬ سرگردان و بی جهت .
کامران کوشانی

سیما
سیما
7 ماه قبل

ایکاش از همه مردم خواسته میشد که در صورت موافقت با محتوای بیانیه امضا کننده ان باشند در انصورت شاید بجای گروه محدودی از نخبگان سیاسی عموم مردم در این کار مشارکت میکردنند و نظر آقای سرکوهی و بسیارانی دیگر نیز تامین میشد. البته هنوز هم برای انجام این کار دیر نشده .

نیک
نیک
7 ماه قبل
پاسخ به  سیما

شاید بهتر باشد بجای گرفتن امضاء از مردم که رژیم براحتی میتواند آنرا ندید بگیرد در صورت عدم پاسخگویی رژیم جناب موسوی پس از یکماه مردم و امضاء کنندگان را به راهپیمایی و مقاومت مدنی دعوت کند تا مشخص شود که امضاء کنندگان و مردم در عمل چگونه رابطه ای با هم دارند و حاضر به چه اقدامی برای دگرگونی هستند.

سعید نورآذر
سعید نورآذر
7 ماه قبل

یک – آقای سرکوهی در پایان نوشته میگوید:
“آن‌چه نوشتم به معنای نفی بیانیه و ارزش‌ِ کارِ امضا کنندگان نیست. من از بیانیه موسوی استقبال کردم اما بیانیه در حمایت از بیانیه او را امضا نکردم.‌”
(به باور نگارنده خمینی هم در ۱۴ بهمن ۵۷ مهندسی بازرگان را مامور تشکیل دولت موقت و مجلس موسسان کرد ولی فقط برای فریب مخالفان استبداد بود و هرگز اجرا نشد. خیانت خمینی و حامیان او فراموش نمی شود و نباید تکرارشود)
دو – سرکوهی میگوید:“فراندم با نظارتِ بین المللی، یعنی عقب‌نشینی در حدِ نفی و لغو خود مجبور کند. این دو حالت، یا هر حالت دیگری جز حمله خارجی آن هم در حد براندازی نظام، بدونِ سازمان‌دهی و بسیجِ مردم ممکن نیست. “
نگارنده بارها گفته ست :جنبش های مردم در ایران و تشکیل جبهه ای از مشارکت آنها با حمایت ایرانیان خارج از کشور می تواند رفراندوم را به حکومت تحمیل کند. مردم شیلی این کار را با ابتکارات علیه ژنرال پینوشه کردند بدون انقلاب و حمله نظامی از دیکتاتوری پینوشه عبور کردند ۱۹۸۹.ما هم می توانیم.

آرمین ا.
آرمین ا.
7 ماه قبل

مطرح کردن رفراندوم بیشتر شبیه تعارف غذایی با رژیم شیعه فاشیستی ملاها میباشد که روی میز است می‌تواند آنرا میل کند یا نه به اختیار خودش. میگن سنگ بزرگ علامت نزدن است و برگزاری رفراندوم هم سنگ بزرگ است که عمرا در حیات این رژیم جنایتکار محال است انجام بشود. بزرگترین ایراد به این خواسته رفراندوم که هیچگونه التیماتوم زمانی ندارد که مثلا گفته شود در عرض سه ماه یا شش ماه آینده باید برگزار شود وگرنه مردم ناراضی از رژیم را به خیابان‌ها می‌کشانند یا جنگ با رژیم مشروعیت پیدا میکند. وقتیکه در حال حاضر رژیم منفور ملایان فشار اعتراضات خیابانی را حس نمیکند چرا بیاید علیه حیات خودش رفراندوم بگذارد؟ خواستن رفراندوم بدون تهدید رژیم و بدون پلان ب که اگر اجرا نشود چه قدم بعدی سرنگونی رژیم در انتظارش هست بیشتر نوعی شوخی بیمزه با حکومت ملاها است بی خاصیت و بی بخار چون هیچگونه اهرم فشاری در دست خودشان ندارند.

نیک
نیک
7 ماه قبل

جناب سرکوهی , از آنجا که پیشنهاد رفراندوم موسوی فاقد ادله حقوقیست و به رژیم امکان توجیه مخالفت با آنرا میدهد شاید امروز بتوانیم از کارت خود رژیم بر علیه آن استفاده کنیم و خواهان رفراندومی شویم که خود جمهوری اسلامی بر پایه آن بنیان گرفت. رفراندم “جمهوری اسلامی آری یا نه”. این رفراندوم را رژیم نمیتواند لوث و غیر قانونی و بی اعتبار جلوه دهد و تشکیل مجلس موسسان و قانون اساسی جدید موکول به آن نه بزرگ خواهد شد, همانگونه که مردم شیلی در ۱۹۸۸ به پینوشه نه گفتند.

کهنسال
کهنسال
7 ماه قبل

در سالهای اخیر بویژه ۹۶ به بعد پیشرو ترین نظرات و موضع گیری ها در زمینه های مختلف سیاسی اجتماعی فرهنگی کشتار مردم بیگناه غزه توسط رژیم فاشیست صهیونیستی و محکومیت جنگ افروزی دو نظام ارتجاعی در منطقه و …اتخاذ شده و بیانیه هایی که همگی نشانگر عبور از اصلاحات و علیه کلیت نظام سرمایه داری جنایتکار حاکم می باشند از سوی دهها تشکل مستقل در این مورد صادر شده است مانند:
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
اتحاد بازنشستگان
کانون نویسندگان
دادخواهان،
مادران پارک لاله
شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران،
زندانیان سیاسی
کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام…
……..
جای تعجب که خارجه نشینان و بیانیه نویسان ریز و درشت توجهی به آنها نکرده و برای نگهداری و حفظ نظام می کوشند!!؟؟

بهمن
بهمن
7 ماه قبل

درود اقای سرکوهی،

آیا مطرح کردن ازادی زندانیان سیاسی و تکرار رفراندوم و مجلس موسسان نیروهای سیاسی و مردم رو حول یک موضوع جمع نمیکند که این خود مقدمه عمل مشترک شود؟

با احترام بهمن

آگهی

8
0
لطفا اگر نظری دارید برای ما ارسال کنید.x