در پی اخراج گسترده و غیرانسانی افغانستانیها از ایران و پاکستان، مشخص شد که دولت آلمان نیز سیاست مشابهی را در دستور کار خود قرار داده است. حتی دولت آلمان به صراحت اعلام کرده برای اجرای چنین تصمیماتی لازم است با گروه طالبان، علیرغم عدم شناسایی رسمی آنان، ارتباط و رایزنی صورت گیرد.
با کنار هم گذاشتن این موارد، پرسشی اساسی مطرح میشود: چرا دولتهای مختلف چنین تصمیمات هماهنگ و گستردهای را اتخاذ میکنند؟ شخصاً باور دارم که یکی از مهمترین دلایل، حفظ و رونق چرخه اقتصادی در افغانستان است.
در این راستا، یکی از پایهایترین اهداف سرمایهداری، استخراج معادن مختلف است که بخشی از نیازهای صنایع و تولیدات خود را از این طریق تامین میکنند. تحقق این هدف منوط به وجود نیروی کار ارزان قیمت است. اما ساختار ارتجاعی و سرکوبگرانه طالبان باعث شده نیروی کار در افغانستان روزبهروز محدودتر شود، چرا که کارگران ترجیح میدهند مهاجرت کنند و در کشورهای دیگر نیروی کار خود را بفروش رسانند.
بنابراین، مسدود کردن راههای مهاجرت، باعث میشود نیروی کار ناچار به ماندن در افغانستان و پذیرش شرایط سخت و تحمیل شده توسط دولت و کارفرماها باشد.
این هماهنگی در اخراجها از یک سو نشاندهنده درهمتنیدگی سرمایهداری جهانی است و از سوی دیگر، واقعیت اشتراک منافع دول سرمایهداری در بهرهبرداری و تولید محصولات مورد نیازشان در افغانستان را آشکار میسازد.
دولت آلمان، علیرغم اعلام نیاز به رایزنی با طالبان اما کوچکترین اشاره ای به علت واقعی نمی کند
بلکه اشاره ای گذرا به علت واقعی این اخراجهای ظالمانه از زبان یکی از مسئولان پیشین رژیم حاکم برایران بیرون می آید آنجا که چنین بیان کرده است:
«بازگشت این افراد میتواند فرصتی برای توسعه افغانستان باشد. بسیاری از مهاجران تحصیلکرده و دارای مهارتهای فنی هستند و میتوانند در بازسازی کشور نقش ایفا کنند… هیچ نیروی خارجی افغانستان را نخواهد ساخت؛ تنها مردم خود افغانستان با علم، مهارت و پشتکار، میتوانند آیندهای بهتر بسازند. این بازگشت هرچند دشوار، میتواند شروع جهش اقتصادی و اجتماعی در کشور باشد.*»
این سخنان نشاندهنده آن حلقه مفقودهای است که توسط یکی از وابستگان رژیم به صراحت بیان شده و گوشهای از دلایل اخراجها را روشن می نماید.
اینکه دولت پاکستان و رژیم حاکم بر ایران دررابطه با اقدامات خود برای اخراج افعانستانها چه نوع رایزنی هایی با طالبان حاکم بر اففانستان نموده اند موضوعی است که حتا درسطح رایزنی های دولت آلمان نیز اطلاعی ازآن وجود ندارد اما بهر صورتی که انجام یافته باشد علیرغم برخی مشکلات اولیه می توان گفت جربان حاکم بر افغانستان بهمراه شرکتها و موسسات مختلف فعال در این کشوربر بستر شرایط پیش امده بر کارگران اخراجی بهره برداریهای مورد نظر خود- بالاخص درزمینه تشدید استثمار نیروی کار- را خواهند نمود.
بنابراین، برای کسانی که مخالف این اخراجهای بیرحمانهاند، ضرورتا پرسش مهمی مطرح می گردد مبنی براینکه : آیا این اخراجها صرفاً ناشی از بحرانهای اقتصادی و سیاسی داخلی کشورهای میزبان می باشد یا دربرگیرنده امرساماندهی تولید و گردش مناسب سرمایه درافغانستان نیزمی باشد؟
پر واضح است که چنانچه بتوان موضوع اخراج ها را به شکل همهجانبه تری مورد واشکافی و بررسی قرار داد آنکاه می توان دریچه ای بازنمود برای درک بهتر و این اقعیات تراژیکی که اکنون جا ری است!
- بخشی از گفتگوی خبرگزاری خبر آنلاین با محسن روحی صفت دیپلمات پیشین رژیم در افعانستان








شرم بر نظام سرمایه داری و مدعی دمکراسی ننگ بر دولت های استعماری