
۱۷ نفر از فعالین مدنی و فعالین حقوق بشر ایران بیانیهای با عنوان «ما نگران سرنوشت ایرانیم» منتشر کردند. در این بیانیه آمده است:
راه رهایی ما از شرایط فعلی، تاکید بر عاملیت و کنشگری مردم و احقاق «حق تعیین سرنوشت» آنان است. راهی که نه سازش و هم راهی با حاکمان و حکومت استبدادی است و نه از مسیر جنگ و اتکا به قدرت های خارجی می گذرد.
ما خواهان برگزاری رفراندوم آزاد، شفاف و تحت نظارت نهادهای مستقل بین المللی و تشکیل مجلس موسسان در راستای شکلگیری یک دولت ملی و فراگیر، برای «گذار دموکراتیک» هستیم.
اینروزها مردم و میهن ما در تقاطع بحرانیترین لحظات تاریخ معاصر خود ایستاده است. ورطهای خطیر و پیچیده که برآمده از مجموعهای از عوامل زمینهدار در ایران، منطقه و نظم ناعادلانۀ جهانی است. وطن ما مبتلای هنگامهای سخت شده که یگانه راه رهایی از آن تأکید بر عاملیت و کنشگری مردم و حق آنان در تعیین سرنوشت خویش است و وظیفۀ تاریخی و ملی ماست که راهی بهسوی این رهایی بگشاییم برای نجات ایران. راهی که نه سازش و همراهی با حاکمان داخلی است و نه از مسیر جنگ و اتکا به قدرتهای خارجی میگذرد. بلکه راه سومی که راه مردم است و مسیری مستقل را سامان میدهد تا با همبستگی و پیگیری اهداف مشترک، سرکوب و استبداد داخلی و جنگ و تجاوز خارجی را عقب براند.
با توجه به این مخاطرات و نیز افزودهشدن لحظه به لحظه بر آن، هماینک و بدون ازدستدادن وقت، وظیفۀ ملی و میهنی خود میدانیم که با صراحت در برابر سیاستهای ایرانسوز نظام ایستاده و حق مردم را برای تصمیمگیری دربارۀ مسائل مبرم و حیاتی پس گرفته و پاس بداریم.
اقدام دو دولت اسراییل و آمریکا -که طبق مندرجات منشور مللمتحد و موازین شناختهشدۀ حقوق بینالملل یک تجاوز آشکار محسوب میشود- متأسفانه امکان تکرار دوباره دارد و هنوز سایۀ شوم جنگ بر سر کشور و ملت ماست. از سوی دیگر بر کسی پوشیده نیست که بیش از دو دهه است تمام ابعاد زندگی مردم ایران تحتتأثیر سیاست هستهای نظام قرار گرفته و حاکمان بر این سرزمین با تبدیل آن به اصلیترین موضوع حکمرانی خود و با ماجراجوییهای مدام در عرصۀ جهانی و تخاصم مستمر در عرصۀ داخلی، هزینههای جبرانناپذیر اقتصادی، امنیتی، اجتماعی و روانی را بر مردم ایران تحمیل کردهاند که بهرغم تمام هشدارها، کشور را عاقبت در مهلکۀ جنگی ویرانگر افکند. دریغ از آنکه تمام سرسختی و خودکامگی نظام حاکم بر این مسیر، کمترین فایده و اثر ملموسی در پی داشته باشد که منتج به خیر همگانی برای ایران و ایرانیان شود.
امروز نیز نگاهداشتن کشور پس از جنگ ویرانگر دوازدهروزه در شرایط جنگی، با سماجت بر مواضع پرهزینه و بیفایدۀ گذشته، نهفقط تهدیدی جدی برای حاکمیت مردم و حقوق و آزادیهای ایشان بهشمار میرود، بلکه زندگی مشقتبار مردم را سختتر و ناگوارتر از پیش کرده است.
ما به شدت نسبت به سرنوشت ایران نگرانیم و معتقدیم:
– اصرار حاکمیت بر سیاستهای ماجراجویانه و خسارتبار آمریکاستیزی و شعار محو اسرائیل؛
– اصرار بر تداوم سیاستهای غیرشفاف هستهای و گرهزدن امنیت ملی و سرنوشت ایران با حد نامتعارف غنیسازی بدون کسب نظر مردم؛
– اصرار بر بهرهکشی از ذخایر طبیعی و منابع انسانی ایرانزمین در راستای اهداف ستیزهجویانه؛
– اصرار بر امنیتیسازی جامعه و سرکوب مداوم زنان، دانشگاهیان، کارگران، معلمان، هنرمندان، بازنشستگان و دیگر اصناف، اقلیتهای دینی و تمام اقوام ایرانی؛
– اصرار بر تداوم حبس زندانیان سیاسی و عقیدتی و دستگیریهای گسترده؛
– اصرار بر اجرای احکام غیرانسانی اعدام که اینروزها برای ارعاب و نمایش اقتدار ازدسترفته و لاپوشانی شکستهای نظامی/امنیتی شدت گرفته؛
– اصرار بر سلب آزادی بیان، نقض حق اعتراض علنی فردی و جمعی، سانسور رسانهای و فیلترینگ اینترنت؛
بزرگترین سیاستهای خطا و وطنبربادده نظام حکمرانی کنونی است که جامعۀ ایران را با مخاطرات جدی مواجه کرده و روزبهروز با تهدید و محدودیت، مردم را از بدیهیترین شمول یک زندگی عادی و بنیادیترین حق خود، «حق تعیین سرنوشت»، محرومتر میکند. ما هشدار میدهیم تداوم شرایط کنونی عاقبتی هولناک را پیش روی ایران عزیز قرار خواهد داد که آیندگان و فردای وطن را هم از تأثیرات مخرب خطاهای نابخشودنی امروز بینصیب نخواهد گذاشت.
ما خواهان برگزاری رفراندوم آزاد، شفاف و با نظارت نهادهای مستقل بینالمللی هستیم برای احقاق حق تعیین سرنوشت خود و تشکیل مجلس مؤسسان، در راستای یک دولت ملی و فراگیر، برای گذار دموکراتیک.
ما نیک میدانیم که هیچ نظام استبدادی، داوطلبانه تن به برگزاری رفراندوم نمیدهد. پس از تمامی تشکلهای، گروهها و کنشگران مستقل سیاسی، مدنی و فرهنگی دعوت میکنیم تلاش برای تغییر شرایط کنونی کشور را به اولویت فوری فعالیتهای خود بدل کرده و با هماندیشی و همبستگی و پیوستگی در مبارزه، از هر طریق ممکن مانند صدور بیانیه، ایراد سخنرانی، تشکیل اتاقهای تبادل فکر جمعی و گفتوگوهای مردمی، و بکارگیری تمام امکانات فردی و جمعی و استفاده از تمام ظرفیتهای نافرمانی مدنی، برای تداوم جنبش مقاومت مدنی خشونتپرهیز اهتمام ورزیده و زمینه را برای احقاق حق تعیین سرنوشت با برگزاری رفراندوم و تشکیل مجلس مؤسسان قانوناساسی در راستای شکلگیری یک دولت ملی و فراگیر، برای گذار دموکراتیک فراهم کنند.
باشد که روزگاری نیک آتیۀ ایران و ایرانی شود و آفتاب رهایی بر وطن بتابد.
ابوالفضل قدیانی، پرستو فروهر، حاتم قادری، حسین رزاق، سعید مدنی، صدیقه وسمقی، عباس صادقی، عبدالله مومنی، عبدالفتاح سلطانی، عطاءالله شیرازی، محمدرضا فقیهی، محمد سیفزاده، منظر ضرابی، مهدی محمودیان، نرگس محمدی، نسرین ستوده، فریبا هشترودی,





بیانیه خوبی است از افرادی میهن دوست و فرهیخته و شجاع که سالهای بسیاری از عمرشان را در زندان های رژیم جنایت و چپاول گذرانده اند . اما رسیدن به اهداف این بیانیه که خواسته ی همه مردم است و حکومتی قدار و خونریز در مقابل ان ایستاده نیاز به راهکار دارد . قطعا حلقه نیرو های امنیتی تحت امر خامنه ای یعنی یکان های کادر بسیج و یگان های سرکوب نپو ( نیروی پیرو ولایت ) و نیروهای عملیاتی اطلاعات و اطلاعات سپاه هر گونه اعتراضات گسترده را مجددا به خاک و خون می کشند امیدی هم به دیگر نیرو های رسمی برای کودتا یا دفاع از مردم نیست . پس برای در هم شکستن حلقه ی امنیتی اطراف خامنه ای یک راه باقی می ماند : مسلح شدن جوانان معترض در سراسر کشور و کشتن و فراری دادن نیروهای درنده سرکوب .
فعالین مدنی میخواهند همه چی در آرامش ومطابق با اصول مدنی پیش برودلذا برایشان مهم نیست حکومتی مانند ج.ا تاکنون چگونه مردم و فعالیتهای مدنی وآرام آنها را با خشونت سرکوب کرده برای گذار از این حکومت ورفراندوم آزاد نسخه نافرمانی مدنی و پرهیز از خشونت میدهند. ولی نمیگویند ملت در این رفراندوم به چی رأی خواهند داد؛ برچیدن ج.ا، جمهوری از انواع آن یا پادشاهی و.؟ اما وقتی از بیانیه دفاع میکنند معلوم میشود چندان هم آدمهای مدنی نیستند وبخش کثیری از مردم و عقیده آنها را کنار میگذارند وقتی رسانه نزدیک به عبدالله مومنی (یکی ازامضا کنندگان)مینویسد تفاوت بنیادین بین پیشنهاد رفراندوم شاهزاده و آنها وجود دارد:” طرح مورد حمایت رضا پهلوی از ابتدا نتیجهای از پیش تعیینشده دارد: بازگشت به سلطنت”. یعنی میدانند که در یک رفراندوم آزاد که گزینه پادشاهی در آن باشد اکثریت مردم ایران به آن رای خواهند داد پس به سمتی میروند که یک رفراندوم حذفی داشته باشند. اینجوری دموکراسی اخته میشود.
بیانیه نسبتا جامعیست و در بر گیرنده حقوق تمامی احاد جامعه میباشد تنها راه رهایی تشکیل شورای رهبریست واتکای مردم بر کنشگران داخلیست ،تنها نقطه ضعف ان اینست که در مقابل پرهیز ازخشونت به حق دفاع شخصی اشاره نشده است
مردم و کشور ایران در یک موقعیت و شرایط برزخی و استثنایی گرفتار شده اند؛ توگویی، آنهمه سرکوب و ستم و وضیعت وخیم و کمر شکن اقتصادی و..کافی نبود، که به تجاوز و جنگ اسرائیل/امریکا هم “آراسته شد”! درین وانفسای خطیر و غیر قابل پیش بینی، گروههایی از هموطنان ما، اینجا آنجا، بنا به احساس مسئولیت و تعهد خود، بیانه هایی صادر میکنند. نفس وجود این بیانه ها، ناظر بر خطیر بودن شرایط است، و البته شکی
نیست که در هر بیانیه ای میتوان نقصی هم پیدا کرد. اما باید از همه بیانیه هایی که هم تجاوز خارجی و جنگ و هم دیکتاتوری و فساد رژیم ملایان را، محکوم میکنند، دفاع و حمایت کرد. بباور من شکی نیست، که جنگ و تجاوز به کشور ما و مردم ما را اسرائیل و امریکا شروع کردند، و همچنین شکی ندارم که ماجراجویی رژیم ملایان، به نفع زمینه سازی برای این تجاوز کمک کرد؛ اما از دیگران انتظار ندارم که در بیانیه های خود، همه این حقایق را لحاظ کنند. ولی با این وجود، از همه این بیانیه ها حمایت میکنم و از صادر کنندگانشان تشکر میکنم.
پرسشی است آیا این بیانیه در تقابل با بیانیه میر حسین موسوی است یا کامل کننده آن بیانیه است؟
وقتی به متن این افراد دقت کنیم
اینها قصدشان مطرح کردن خود آنهم در تقابل با موسوی نیست
اما چرا بغضی از هم میهن های نظردهنده
دنبال تقابل سازی از هر موضوعی هستند
که گروه هایی را در این تقابل سازی مورد حمله قرار دهند.
سلام کهنسال گرامی.برداشتم از شما اینست که پیگیر نوشتجات سیاسی در این سایت هستید. اگر این درست باشد، منطقا انتظار می رود مفاد نوشته ها را بدانگونه در ذهن داشته باشید که در آنها آمده است. من در نوشته ی پنج روز پیش مربوط به هم اصالت و هم نارسایی در پیام مهندس موسوی، تاکید کردم که ایده ی رفراندوم برای مجلس موسسان قانون اساسی از همان اول می باید مقید به نظارت سازمان ملل متحد باشد. لذا نوشتم که از پیام موسوی لازم است پشتیبانی کرد و در همان حال نارسایی هایش را برطرف نمود. ارزش بیانیه ی ۱۷ کنشگر از جمله به برطرف کردن این نقص است و تاکید بر لزوم نظارت سازمان ملل متحد. من از این بیانیه «نمی آموزم» بلکه هم حمایت می کنم و هم این رادیکال را هم رادیکال تر می خواهم.من، شیوه ی کنشگری را به این می شناسم: همراهی با ایده ای درست و در همان حال تکمیل و ارتقای آن. موفق باشید.
آقا بهزاد گرامی:
خانه از پای بند ویران است///خواجه در بند نقش ایوان است
از این بیانیه «نیاموزید»! بلکه از گذشت روزگار بیاموزید!
تندرست و شاد باشید.
ببخشید دوستان ، من چند بار این بیانیه را خواندم متوجه نشدم منظور نویسندگان بیانیه از ذکر نگرانی از سرنوشت ایران که بدان اشاره کرده اند آیا این بوده که سایه جنگ هنوز بر سر کشور است و باید بار دیگر اگر آمریکا و اسرائیل به ایران حمله کردند دیگر مثل مرحله اول جنگ دوازده روزه نباشه و این دفعه مردم مستقیما بروند دنبال پیگیری تشکیل مجلس موسسان ؟
اگر درست فهمیده باشم پس باید عرض کنم مردم ایران اگر فقط در یک مورد شانس آورده باشند این است که این فرهیختگان و منورالفکران ، خوشبختانه هیچ نفوذی دربین این مردم ندارند و گرنه بدا به حالمان میشد.
بیش از پیش امکان پذیر است.
“ما نیک میدانیم که هیچ نظام استبدادی، داوطلبانه تن به برگزاری رفراندوم نمیدهد”
از اصلاحات فاصله گرفته و از بیانیه ۸۰۰ نفر که “چپهای” خط امام و محور مقاومت… را هم شامل می شود و از گذشت روزگار نیاموخته اند، ۲ سر و گردن بالاتر است. کاش آقای بهزاد کریمی و دوستانش از اینان می آموختند.