باتاسف درگذشت دوست ورفیق مبارزمان پرویز مرسلی راباطلاع میرسانیم.
او در سالهای ۱۳۶۰تا ۱۳۷۲ در شرایط طاقت فرسای زندانهای ارومیه وتبریز ماننددوست ورفیقی صمیمی مرزهای انسانی را درنوردیده بود. او در زندان و بیرون از زندان رفیق و یار و یاور همه بود. همه دوستانی که او را می شناختند معترف به صفات عالی انسانی او هستند.او در روستای پیر کندی خوی بدنیا آمد. در کودکی و نوجوانی بدون والدین بسختی بزرگ شد.در رشته ریاضی دانشگاه مشهد تحصیل کرد و در هنگام تحصیل دستگیر شد. بعد از ۱۲ سال زندان دوباره در رشته شیمی تحصیل کرده و در کارگاه کوچکی لعاب ورنگ تولید میکرد. باهمه دوستان ورفقا در ارتباط بود. .ما بدین وسیله تسلیت خودرا به همسر محترمشان زهرا خانم و فرزندانش رزا و روزبه ابراز میداریم.
نادر اسداللهی، وحید برزگرامینی، حسن تبریزی، ناصر جهانی اصل، محمودچلبی، حسین چیره، یاشار روشنی، علیرضا حیدرلو، توفیق سهرابی، محمد شجاعی، زهره صالحی، معصومه صالحی، علی فایض پور، صمد غلامی، مازیار متین، محمدرضا متین، منصور نورجهانی، حسن نویدلو، مرتضی نیکی، جعفر یزدانفر.





2 پاسخ
بعد از ۳ سال که ازاد شدم مرا دو پا دوپا به کنار خاوران ان خانه عاشقان زندگان که اتاقی در کنار همان محل در زیر زمین کرایه کرده بود با شرابی در قدح سفالی دست سازش پذیرا شد پرویز بی غل وغش بود وسادگی خاص روستاییش را عیان در عملش بیان میکرد . از همان سال اول دانشگاهش در مشهد ۵۲ نیز از زبان مادریش حتی در مقابل استاد انگلیسی ایش دفاع میکرد ( عشق دور بنیان عالم عشقسیز دنیا ندور؟+ بنیان جهان نهفته در عشق است وبی عشق جهان بی معناست) پرویز جان حتی در مقابل جلادی چون لاجوردی نیز از ارمان خود دفاع میکرد یادش ماناست در دل یارانش
پرویز جان بسان طرلان پر کشید ولی هدیه ایی ارزنده ایی را که در این بستر بس جانگزا کسب کرده بود برای ما هدیه داد ورفت ( پرویز جان تمامی ان خط کشی های مصنوعی حزبی وسازمانی در عمل پاره کرد) هر جا شمعی میافت پروانه اش میشد از اربیل تا امریکا از شمال ایران تا میاندواب خانه عاشقان را عاشقانه می کوبید و خود را در دل مستان درونی میکرد از همان دم که دونفری بر وسط اتاقمان در سال ۶۶ ( ۴۱ نفر زندانی سیاسی که یازده نفرشان مجاهد بود وهمه انها در تابستان ۶۷ سر بر دار شدند از ارومی تبعید شده بودند) پرت کردند بند به بند وسلول به سلول در بزم مستان مستانه می رقصید و بعد از ازادی در سال۷۲ نیز سوسیالیسم را نه در حرف ونوشته وگفتار ها بلکه در عمل از خود بما نشان داد وپر کشید