با شروع جنگ ارتجاعی میان دولتهای جنایتکار ایران و اسراییل، سیاستهای سرکوبگرانه رژیم جمهوری اسلامی در داخل ایران ابعاد وسیعتری پیدا کرد. برقراری آتشبس نه تنها از دامنه این سرکوبها نکاست، بلکه رژیم با دستاویز قراردادن حمله خارجی، جو “امنیتی” را تشدید کرده و با جاسوس خواندن مخالفین دست به سرکوب بیش از پیش آنان و به ویژه زندانیان سیاسی، فعالین کارگری و زنان پرداخته است. دامنه اعدامها گسترش یافته است، و اینک با پروژه جنایتکارانه “پاکسازی قومی” به نحو بیسابقه و گستردهای دست تعرض به جان و مال و بنیادهای اساسی زندگی مهاجرین و به ویژه زنان و کودکان افغانستانی دراز کرده و با روانه کردن تعداد بیشماری از آنها به بیابانهای واقع در مرزهای دو کشور، آنان را در معرض نابودی فیزیکی و روانی قرار داده است. این اخراج ضد انسانی و فاشیستی همچنان ادامه دارد و ابعاد فاجعه افزایش روزانه دارد. با توجه به این که اکثریت مهاجرین جزو کارگران و زحمتکشان جامعه هستند، این پروژه با هدف ایجاد شکاف میان اقشار مختلف طبقه کارگر و نیز برای لاپوشانی عدم توانایی رژیم در جلوگیری از نفوذ گسترده جاسوسان در تاروپود دستگاههای دولتی، نظامی و امنیتی خود است.
اخراج مهاجرین، به ویژه زنان پناهنده و مهاجر افغانستانی را در معرض فجیعترین شکلهای خشونت جنسی، تبعیض جنسیتی و حذف اجتماعی قرار داده است. این زنان که از جهنم طالبان گریختهاند، در ایران به چنگال دولت دیگری گرفتار آمدهاند که به بهانهی “امنیت ملی”، آنان را از ابتداییترین حقوق انسانی محروم کرده و با تحقیر مورد تعرض قرار داده و به بیابانهای مرزی تبعید کرده است. اخراج دختران افغانستانی علاوه بر این به معنای محروم کردن قطعی آنان از حق تحصیل است. زنان افغانستانی که در جستجوی امنیت جانی و جنسی از دیار مادری خود گریخته و به ایران پناهنده شدهاند، امروز با شرایطی به مراتب پیچیدهتر و دهشتبارتر روبرو شدهاند. این فاجعه را نمیتوان به هیچ بهانهای نادیده گرفت.
اخراج گسترده و اجباری مهاجران افغانستانی، که در بسیاری موارد با غارت اموال، خشونت فیزیکی، و قطع دسترسی به خدمات زیستی همراه است، جنایتی جنسیتی، ضدمهاجر، و ضدکارگر است. این پروژه تنها به معنای سرکوب مهاجرین نیست؛ بلکه حملهای است هدفمند به کل طبقه کارگر با دامن زدن به ایدئولوژیهای ناسیونالیستی و نژادپرستانه.
در این میان، سکوت بخشی از جامعه و حتی همراهی بخشی با این پروژه نژادپرستانه، نتیجه سالها تبلیغات دولتی و نظام آموزشی مردسالار و نیز تزریق گفتمان ناسیونالیستی در اذهان عمومی است. نژادپرستی و زنستیزی، ابزارهای نظام سرمایهداری و حکومت فاشیستی-مذهبی ایران برای کنترل تودهها، ایجاد تفرقه و بازتولید سیطره ارتجاع هستند. بر ما است که بهعنوان نیروهای سوسیالیست انقلابی، در برابر این جنایات سکوت نکنیم و فریاد قربانیان این یورش ضد بشری حکومت باشیم.
ما با تمام توان اعلام میکنیم:
اخراج مهاجرین باید بلادرنگ متوقف شود. آنان باید به محل زندگی خود بازگردانده شوند.
خسارات وارده به آنان اگرچه قابل ترمیم نیستند اما میتوان و باید بخش مالی آن را جبران کرد.
از زنان و کودکان پناهنده افغان، که قربانیان گمنام این فاجعهاند، با تمام قوا دفاع کنیم.
سکوت در برابر این جنایات، همراهی با فاشیسم مذهبی و سرمایهداری حاکم است.
دفاع از پناهجویان، کارگران مهاجر و به ویژه زنان تحت ستم تنها یک مسئولیت انسانی نیست. این بخشی جداییناپذیر از مبارزه رهاییبخش ما برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی و ساختن جامعهای آزاد و سوسیالیستی است.
ما با تمامی قوا بر همبستگی انترناسیونالیستی با کارگران، پناهندگان، زنان و فرودستان تأکید داریم.
ما با تمام قوا فریاد دادخواهی زندانیان سیاسی هستیم. آنان در معرض وحشیانهترین تعرضات قرونوسطایی قرار دارند، هر تعرضی بر حقوق آنان جنایت علیه انسانیت است. این جنایات باید متوقف گردند. ما خواهان لغو سریع احکام اعدام و آزادی بدون قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی و فعالین زندانی جنبش کارگری هستیم.
سرنگون باد رژیم سرمایهداری و مردسالار جمهوری اسلامی
زنده باد انقلاب، زنده باد سوسیالیسم
بلوک متحد سوسیالیستی
ژوئیه ۲۰۲۵





