همه اش با خودم کلنجار میرفتم… مهاجرستیزها یا حکومتی و یا کراواتی های سلطنت طلب هستند؛ نه مردم کوچه و بازار. نمی خواستم بپذیرم که افغانستان ستیزی موج شده است. وقتی یکی از بستگانم نسبت به اخراج اجباری شمار زیادی از افغان هایی که در ایران به دنیا آمده اند؛ اگر توانسته اند با هزار رنج و تحقیر به مدرسه بروند و کار کنند و باصطلاح «مجاز» بوده اند؛ در کامنتی واکنش مثبت اش را نشان داد مغزم سوت کشید.
جلو مدرسه رفتنشان رو گرفتند؛ جلو دانشگاه رفتنشان رو گرفتند؛ هزار اما و اگر و تبصره و مانع برای تحصیلشان ایجاد کردند و باید پول های هنگفتی برای مدرسه یا دانشگاه می پرداختند. پشت سرشان طالبان ای که مخالف تحصیل دختران بود؛ پیش رو هم طالبان ای بوده است که نه فقط علیه مهاجران آشکارا ستم میکند بلکه بسیاری از کوردها و بلوچها و اهل سنت و بهایی و زنان را اعدام کرده و میکند؛ دلخوشی ام این بود همین کوردها و زنان و بسیاری دیگر که رنج حاشیه بودن و تبعیض را با جان و دل لمس کرده اند؛ قاعدتا نباید مهاجرستیز باشند.
اما وقتی فحاشی دنیای مجازی را با بگیر وببند دنیای واقعی علیه مهاجران درهم تنیده میشوند باید بپذیریم که افغانستان ستیزی پدیده ای است که بخشی از زنان و کوردهای ستمدیده هم عملا با حکومت جنایتکار جمهوری اسلامی همزادپنداری میکنند و علیه مهاجرت اجباری دسته جمعی آنها با حکومت اعدام همدست شده اند. فحاشی شبکه های اجتماعی علیه افغانستانی ها هر روز بیشتر و بیشتر میشود. اگرچه بسیاری از این اینها هوادار سلطنت هستند؛ اما میتوانند درمیان مردم غیرهوادار جناح سیاسی هم باشند.
زیر سایه حمله نظامی اسراییل و وارد شدن زخم ها و ناامنی روانی به تن و جان و پیکر مردمان ایران بنظر میرسد پدیده افغانستان ستیزی که سالها پیش از جنگ اسراییل شروع شده بود شکل تازه ای بخود گرفته و وحشی تر از پیش به مهاجران تاخته است.
این دومین باری است که مردمان ما دو جنگ را طی کمتر از نیم قرن تجربه کرده اند. جنگ عراق در سال ۱۳۵۹ و جنگ اسراییل۲۳ خرداد امسال با پشتیبانی امریکا و اروپا.
بسیاری در جنگ ایران و عراق هنوز به دنیا نیامده بودند. اما در این جنگ دوازده روزه اگر شانس زنده ماندن را پیدا کردند رنج دربدری ؛ ناامنی روحی؛ بی پولی؛ توهین و تحقیر نیروهای نادان انتظامی به زنان بیحجاب همه را زیر سایه های جنگ خارجی به تلخی چشیدند.
این دوازده روز سخت و بیجایی و درماندگی و دربدری میتوانست فرصتی باشد برای درک متقابل رنج ها و دربدری های افغانستانی های مقیم ایران که چند دهه کوچ اجباری داشته و به ما پناه آورده بودند. شوربختانه مخالفان جمهوری اسلامی در این کارزار با اخراج اجباری آوارگان همسایه شرقی در شبکه های اجتماعی با استبداد حاکم همدست شدند و باران فحاشی را نصیب آنها کردند.
بعضی از رسانه ها و مدیران دولتی جمهوری اسلامی پروژه اهریمن سازی از افغانستانی ها و هراس اجتماعی از مهاجران را راه اندازی کرده اند و آنها را منبع شر و مسئول جرایم معرفی میکنند. مهاجرستیزی کارکردهای مثبتی برای جمهوری اسلامی دارد: در شرایط بحران اقتصادی؛ فقر؛ ناکارآمدی و فساد و نابرابریهای طبقاتی و اجتماعی
مهاجرستیزی تحلیل های ساختاری را به حاشیه می برد و راه حل هم طرد و اخراج اجباری مهاجران است.
یادمان نرود در مهاجرستیزی هم زن ستیزی نهفته است هم نژادپرستی.
به قول دوستی خود برتربینی نژادی یک وهم ابلهانه است.


یک پاسخ
انسانیت هنوز نمرده . در مقابل این سیل فحاشی از ناحیه حکومت و سلطنت طلب و متاسفانه اقشار مورد ستم اخبار خمیاری و همدلی بلوچ ها با این پناهجو بان در آستانه اخراج چراغی است در دل تاریکی و امید به آینده …..