شاهزاده‌ی تبعیدی فراخوانِ “رژیم چنج” می‌دهد، امّا؛ گوش شنوایی نیست – فایننشال تایمز – برگردان: خسرو باقرپور

چشم‌اندازها، موانع و واقعیت‌های میدانی در ایران

“اندرو انگلند”، سردبیر امور خاورمیانه‌ی “فایننشال تایمز”

* توضیح مترجم: نگاهِ سیاسی‌ی پیش‌رو، نظر به اهمیتِ تاثیر قدرت‌های سیاسی و اقتصادی‌ی جهان غرب بر روندهای سیاسی‌ی جاری در ایران، از سوی بسیاری از ناظران سیاسی، با اهمیت ارزیابی شده است. فایننشیال تایمز که از سال ۱۸۸۸ در بریتانیا منتشر و در آمریکا نیز بسیار جدی گرفته می‌شود، به مثابهِ کاونده‌ی نظرگاه‌های موجود در سیستم اقتصادی‌ی این قدرت‌ها، شهرت دارد. این نشریه، به طور سنتی از “نئولیبرالیسم اقتصادی” به مثابه نظریه، اقتصادِ بازار آزاد، روندِ مسلط کنونی در سیستمِ تجارت جهانی، و نهادهای بین‌المللی آن مانند WTO، IMF، و اتحادیه اروپا دفاع می‌کند. این نشریه، به شدت منتقد برگزیت (Brexit) و مخالفِ خروج از اتحادیه اروپا بود و آن را ضربه‌ای به موقعیت بریتانیا در جهان و ثبات اقتصادی آن می دانست. فایننشیال تایمز، از نظر سیاسی، گرایشی “میانه‌رو” (در معنی‌ی واژگانی‌ی مسلط بر مبانی‌ی اندیشه‌ی اقتصادی‌ی “نئولیبرال”) دارد و به طور کلی، دیدگاه‌های اقتصادی‌ی جهان غرب و پیوندهای آن با سیاست را بازتاب می‌دهد.

رضا پهلوی، دهه‌هاست که دور از سرزمین مادری‌اش زندگی می‌کند و در جستجوی نشانه‌ای از ضعف در نظام اسلامی ایران بوده که پدرش، آخرین شاه، را سرنگون کرد. او عمدتاً چهره‌ای حاشیه‌ای بوده و منتقدان او را به صفاتی چون: نداشتن اعتبار و ناتوانی در ایجاد اپوزیسیونی منسجم برای به چالش کشیدن رهبران تئوکراتیک حاکم از سال ۱۹۷۹، موصوف کرده‌اند.

اما اینک، در شرایطی که بمب‌های اسرائیلی از آسمانِ ایران فرو می‌بارد و رژیم درگیر نبردی برای بقاست، رضا پهلوی امیدوار است که بالاخره لحظه‌اش فرا رسیده باشد. وی به فایننشال تایمز گفت:
“این نخستین بار در تمام این سال‌هاست که ما شاهد برابری نسبی در میدان بازی برای تحقق یک تغییر هستیم.”

از زمان آغاز حمله‌ی اسرائیل به ایران در روز جمعه، رضا پهلوی، از مخالفانِ رژیم در تبعید، از این فرصت استفاده کرده تا از ایرانیان بخواهد که “برخیزند” و “ایران را بازپس گیرند.” در این مسیر، او عملاً با تلاش‌های بنیامین نتانیاهو برای تحریک یک خیزش در ایران هم‌صدا شده است؛ اقدامی که باعث شده بسیاری از ایرانیان نسبت به نیت نخست‌وزیر اسرائیل برای تغییر رژیم مشکوک شوند.

با این حال، تا این لحظه هیچ نشانه‌ای از پاسخ مثبت به فراخوان‌های این دو دیده نمی‌شود. نارضایتی دیرپای ایرانیان از حاکمان‌شان اینک تحت‌الشعاع تلاش برای بقا و خشم شدید از بمباران‌های اسرائیلی قرار گرفته است.
ولی نصر، استاد دانشگاه جانز هاپکینز، گفت فضای عمومی ایران به‌شدت ضداسرائیلی شده، “فارغ از اینکه کسی طرفدار رژیم باشد یا مخالف آن”، و نوعی حس میهن‌دوستی بر مردم غالب شده است.
او افزود:
“جمهوری اسلامی به‌ناگزیر با یک حساب‌کشی روبه‌رو خواهد شد؛ مردم خواهان پایان آن هستند، اما علاقه‌ای به اشغال شدن کشورشان ندارند، نمی‌خواهند زندگی‌شان نابود شود. آن‌ها در حال حاضر علاقه‌ای به دعوت به اسلحه علیه رژیم ندارند؛ این دغدغه‌شان نیست.”

حاکمیت ایران سال‌هاست که با نارضایتی‌ی عمومی، به‌ویژه در میان نسل جوانی که خواهان آینده‌ای بهتر است و از دهه‌ها سرکوب، انزوا و سختی اقتصادی خسته شده، در کشمکش بوده است. این نارضایتی در دو دهه گذشته بارها به اعتراضات خیابانی گسترده منجر شده است. میلیون‌ها نفر در انتخابات مناقشه‌برانگیز سال ۲۰۰۹ در جنبش “سبز” به خیابان آمدند. سه سال پیش، جوانان در اعتراض به مرگ مهسا امینی ۲۲ ساله در بازداشت پلیس پس از بازداشت به دلیل حجاب، خواهان پایان حاکمیت آیت‌الله علی خامنه‌ای شدند.

اما در هر نوبت، رژیم با سرکوب شدید پاسخ داد و گهگاه با امتیازاتی جزئی کوشید از فشار داخلی بکاهد. در طول این سال‌ها، هیچ اپوزیسیون ساختاریافته‌ای در داخل کشور مجال شکل‌گیری نیافت. حکومت هرگونه نشانه‌ای از اعتراض سازمان‌یافته را شناسایی و خنثی کرده و فعالان، منتقدان و حتی وفاداران سابق به نظام را زندانی کرده است.

رضا پهلوی، که از سال ۱۹۷۸ و در سن ۱۷ سالگی به آمریکا رفت و دیگر به ایران بازنگشت، تلاش کرده تا خلأ موجود را پر کرده و از مقر خود در آمریکا به‌عنوان “صدای مخالفان رژیم” سخن بگوید. او اکنون خود را به‌عنوان “رهبر انتقالی” برای یک آلترناتیو سکولار و دموکراتیک معرفی کرده است.

با این حال، بسیاری از کارشناسان ایرانی نسبت به این ادعا بدبین‌اند. تحلیلگران می‌گویند او در داخل ایران ممکن است تا حدودی حامیانی داشته باشد و توانسته باشد با بهره‌گیری از نارضایتی‌های موجود و ایجاد حس نوستالژی برای دوران پیش از انقلاب، نظر برخی را جلب کند. اما میزان این حمایت محل تردیدهای بسیار است و اپوزیسیون خارج‌ نیز سال‌هاست که دچار اختلافات داخلی و اتهام‌هایی مبنی بر دوری از واقعیات ایران بوده است.

 رضا پهلوی و دیگر مخالفان تبعیدی، پیش‌تر نیز در جریان اعتراضات “زن، زندگی، آزادی” پس از مرگ مهسا امینی، فرصت مشابهی برای پیشبرد هدف تغییر رژیم دیده بودند. اما دیاسپورای ایرانی به‌سرعت دچار تفرقه شد، رهبران علیه یکدیگر موضع گرفتند، اعتراضات سرکوب شدند و اپوزیسیون تبعیدی دوباره به حاشیه رانده شد.

اکنون که حملات اسرائیل تهدیدی جدی‌تر به شمار می‌رود، تحلیلگران معتقدند شانس موفقیت برای اپوزیسیون پراکنده همچنان پایین است.
محسن میلانی، نویسنده کتاب “ظهور ایران و رقابت با آمریکا در خاورمیانه”، گفت:
“برای راه‌اندازی یک انقلاب یا تغییر رژیم، بدون استقرار نیروهای آمریکایی، نیاز به کاریزما، سازماندهی و افراد آماده برای مبارزه در داخل ایران دارید. باید چشم‌اندازی قابل‌قبول برای آینده ارائه دهید و توان ایجاد یک ائتلاف ملی‌ی گسترده علیه رژیم موجود را داشته باشید. من شواهد زیادی در این زمینه نمی‌بینم.”

او افزود که حملات نظامی اسرائیل به ایران، شکاف‌ها در میان مخالفان را تشدید کرده است: “بسیاری با آن مخالف‌اند، در حالی که حامیان رضا پهلوی از آن حمایت کرده‌اند.”
میلانی ادامه داد:
“بسیاری از افراد در ایران نیز با جمهوری اسلامی مخالف‌اند و بهای آن را با جان و آزادی و زندگی‌ی خود پرداخته‌اند. دشوار است که باور کنیم آن‌ها به‌راحتی میدان را خالی کنند و اجازه دهند فرد دیگری بیاید و قدرت را به‌دست گیرد.”

یکی دیگر از خطرات برای رضا پهلوی که در سال ۲۰۲۳ در سفر به اسرائیل با نتانیاهو دیدار کرد، این است که ممکن است با ‌عنوان خیانت و همکاری با دشمن متجاوز به ایران رو‌به‌رو شود و حمایت اندک خود را نیز از دست بدهد.
او اما تأکید کرده است که ایرانیان “به‌قدر کافی آگاه هستند” که بدانند این “جنگ اسرائیل با ایران نیست.”
او گفته است:
“تنها خائن واقعی در این میانه خامنه‌ای است.”

مهرزاد بروجردی، استاد ایرانی‌تبار باشنده‌ی آمریکا، گفت حتی در سناریویی که اسرائیل و آمریکا (در صورت مداخله) ایران را شکست دهند و بر فرض هم بخواهند پهلوی را به قدرت برسانند، این پایان ماجرا نخواهد بود.
او افزود:
“با توجه به میزان دوقطبی شدن سیاسی در کشور، بسیاری او را عروسک خیمه‌شب‌بازی اسرائیل و آمریکا خواهند دید.”

سازمان مجاهدین خلق ایران که از حمایت چهره‌های ضد رژیم ایران مانند جان بولتون در آمریکا برخوردار است، ساختارمندترین گروه اپوزیسیون تبعیدی به‌شمار می‌آید. این گروه در دهه ۱۹۸۰ از رژیم وقتِ عراق در جنگ با ایران حمایت کرد و رژیم اسلامی همواره آن را متهم به تحریک اعتراضات، ایجاد بی‌ثباتی و همکاری با اسرائیل کرده است.

تحلیلگران می‌گویند این جنبش شبه‌نظامی، که اغلب با ‌خصلتِ “فرقه‌ای” توصیف می‌شود، در ایران محبوبیتی ندارد و مورد هراس است و احتمال جلب حمایت عمومی ندارد.
بروجردی گفت:
“آن‌ها می‌توانند نیروهایی برای ایجاد اخلال به داخل کشور بفرستند، اما پرسش اصلی این است: کدام نیرویی ظرفیت، ساختار و شبکه‌ی سراسری لازم برای اقدامات مؤثر در سطح ملی را دارد؟”

در نتیجه، کارشناسان معتقدند در حال حاضر هیچ آلترناتیو روشنی برای جمهوری اسلامی، چه در داخل و چه در خارج کشور وجود ندارد.
اما آنچه می‌تواند معادله‌ی داخلی را تغییر دهد، انشقاق از درون رژیم است. از جمله در ارتش یا سپاه پاسداران.
بروجردی گفت:
“نکته‌ی اصلی این است که آستانه‌ی تحمل نظام و حامیانش کجاست؟ در چه مرحله‌ای شاهد انشقاقی جدی، به مثل؛ در سپاه خواهیم بود؟ در حال حاضر، هیچ نشانه‌ی قابل‌توجهی از چنین شکاف‌هایی در میان نخبگان نمی‌بینیم.”

با این حال، جمهوری اسلامی اکنون وارد قلمرو ناشناخته‌ای شده است: حملات هوایی و بمباران‌های بی وقفه‌ی اسرائیل، رده‌های بالای نظامی را نابود کرده، شبکه اطلاعاتی‌اش به‌شدت نفوذپذیر شده و نتانیاهو احتمال ترور خامنه‌ای را نیز منتفی ندانسته است.

ولی نصر گفت که ایران ممکن است در آستانه‌ی ظهور و حضور لحظه‌ای مانند نمونه‌ی “یلتسین” در شوروی باشد. (اشاره به بوریس یلتسین که فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی را رقم زد و نخستین رئیس‌جمهور منتخب روسیه شد.)
او افزود:
“آنچه مردم به آن جذب خواهند شد، فردی است که بتواند چراغ‌ها را دوباره روشن کند، نظم بیاورد و روابط خارجی را تثبیت کند. چنین کسی می‌تواند بوروکراسی را با خود همراه کند.”

بزرگ‌ترین نگرانی‌ی ایرانیان، فروپاشی‌ی یکپارچگی‌ی کشور چندقومیتی‌ی ۹۰ میلیونی است، چراکه فجایع پس از حمله‌ی آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ و جنگ‌های داخلی‌ی پس از انقلاب‌های ۲۰۱۱ در سوریه و لیبی را دیده‌اند.
میلانی گفت تجربه‌ی آن درگیری‌ها و انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ در ایران باعث شده است که طبقه متوسط، به مثابه محرک اصلی‌ی تغییر در ایران، اکنون در برابر تلاش‌های تغییر رژیم بسیار محتاط‌تر عمل کند.
او گفت:
“مردم امروز حاضر نیستند بدون تضمینی مبنی بر این‌که بدیلی بهتر جایگزین جمهوری اسلامی خواهد شد، دست به اقدام بزنند.”

منتشره در تاریخ ۱۹ژوئن ۲۰۲۵

*عنوان اصلی‌ی مطلب:  

Iran’s exiled royal calls for regime change — but few are listening

ترجمه و تلخیص نوشتار برای اخبار روز: خسرو باقرپور

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

یک پاسخ

  1. با درود
    با تشکر از ٱقای باقرپور برای ترجمه ای روان از مقاله،
    تحلیلی بر اساس واقعیت روز ، مستقل و غیر ایدٸولوژیک.
    با ٱرزوی صلح

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی