دیشب اسرائیل سایتهای هسته ای و پادگانهای نظامی و منازل برخی از سران رژیم ضدمردمی ایران را هدف قرار داد، مطابق اخبار و منابع گوناگون به کلیه اهداف خود رسیده، در واقع، واکنش های آتی رژیم را فلج کرده است.
در چهل و شش سال گذشته رژیم ضدمردمی حاکم بغیر از رجزخوانی، تهدیدهای بی محتوا، هیچ دستاوردهای بهتری نداشته، بطوری که منازل مسئولانش در پایتخت کشور مورد حمله هواپیماهای نظامی اسرائیل قرار میگیرد، سران مورد هدف به هلاکت میرسند.
بنظر میرسد، اسرائیل دست سران رژیم در در حنا گذاشته، واکنش های آتی موجب خنده مردم، ریزش هواداران، ترس در دل سایر عربده کشان ارگانهای گوناگون شده، پاسخ درخوری صورت نخواهد گرفت، احتمال چرخش آینده بر چند سناریو ذیل محتمل میگردد:
سناریوی نخست؛ تسلیم رژیم، نشستن پای میز مذاکرات آتی!.
در چند روز اخیر ترامپ نا امید در روند مثبت مذاکرات بود، دائما به رژیم هشدار میداد که عواقب آن بسیار خطرناک است. همزمان دستگاه به رهبری خامنه ای طبق روال رجزخوانی میکرد، خامنه ای اطمینان میداد که نه جنگ می شود و نه مذاکره خواهیم کرد. طبق رویکردهای اخیر سران و مسئولان رژیم با از دست دادن ترس حمله نظامی، بطرز کذایی شهامت یافته، سلامی فرمانده سپاه پاسداران، در مصاحبه روز قبل از مرگش گفت که: برخورد آتی ما با صهیونیستهای از جنس وعده های صادق نیست، بسیار کوبنده تر و ویرانه کننده تر و مخربتر خواهد بود.
از این قبیل مصاحبه های در روزهای گذشته تقریبا همه جا دیده میشد، که گویای نوعی اطمینان به عدم حمله نظامی بود. بنظر اتاق فکر رژیم در محاسبات خود بشدت دچار تحلیل غلط گشته، یقین چنان بالا بود، که ژنرالهای رژیم خانه های خود را امن تر از پناهگاه ها میدانستند.
اما، با حملات اخیر، بدون تردید میتوان گفت که ترس کلیه ساختار رژیم را دربرمیگیرد، سران بفکر حفظ جان خود، بدنه از بیم فروپاشی و مجازات مردمی، از مستی شکست ناپذیری و اقتدار به خود میایند، با سری افکنده در آینده ای بسیار نزدیک پای میز مذاکره بخزند. در این حالت برنده مذاکرات از پیش مشخص است، دستگاه و خامنه ای کاملا تسلیم خواهند شد و طرف برنده، نه تنها هیچ امتیازی نخواهد داد، بل کلیت دارایی کشور را خواهد گرفت، در راستای ادعای این نظر میتوان منابع معدنی اکرائین در قرارداد اخیرش با امریکا را یاداوری کرد.
سناریوی دوم؛ تغییرات در هرم رژیم، برکناری عاجل خامنه ای رفتن پای میز مذاکره.
در راستای حفظ قدرت، ممکن است، در چند ماه آینده دگرگونیهایی در هرم رژیم بصورت عاجل صورت بگیرد، برخی چهره های منفی و مورد انزجار عمومی میدان را خالی کرده، به گوشه ای دنج بخرامند، قدرت در دست نیروهای ملایم تر که در معرکه بد و بدتر برای جامعه قابل تحمل است، جای انها بنشینند، با برخی اصلاحات اقتصادی، سیاسی موجب شرایطی برای حفظ کلیت رژیم منهای اصل ولایت فقیه گردند.
در سناریوی فوق، کلیه نیروهای پروکسی در منطقه فدا میشوند، روابط با روسیه روبه خاموشی رفته، روابط با چین محدودتر میشود، در مقابل روابط اقتصادی – سیاسی با امریکا- غرب شدت بیشتری خواهد گرفت.
سناریوی سوم؛ بستن سایتهای هسته ای، رها کردن نیروهای پروکسی، اعمال سرکوب شدید در درون!.
در سناریوی فوق، رژیم با عقب نشینی از اهداف چهل و شش ساله سیاست خارجی خود، لبه تیز شمشیر را رو به مردم میگیرد، هرصدایی را تحت نام عوامل سیاست، اسرائیل… بشدت سرکوب خواهد کرد، کلیه ارگانهای نظارتی- انتظامی حفظ شده، روابط خارجی در رابطه با نیروهای پروکسی و اهداف بلند مدت نظامی از سیاست خارجی رژیم حذف میشود، روابط با چین و روسیه و سایر کشورهای دیکتاتوری ادامه می یابد، بحرانهای اقتصادی افزایش یافته، کلیه مخالف های ظاهری و باطنی علیه رژیم سرکوب میشود، رژیم در کلیت خود تا زمان فروپاشی به یک کره شمالی در خاورمیانه تبدیل میگردد.
سناریوی چهارم؛ ادامه حملات اسرائیل واکنش رژیم در صورتی که اگر توانی بماند، کشیده شدن پای امریکا و بمباران شدید، تاسیسات نظامی و غیر نظامی، ترور گسترده سران رژیم، فرار بسیاری از انها احتمالا به روسیه و پایان حکومت اسلامی.
در انجام هرکدام از سناریوهای محتمل، نقش خامنه ای بعنوان ولی فقیه کمرنگ و یا بطور کلی بی رنگ میشود، دستگاه دیگر توان حکومت بسان گذشته را نخواهد داشت، کشور چه با رژیم و چه بدون آن مسیری دیگر را در پیش خواهد گرفت.
اردشیر قلندری







سلام آقای قلندری، منتظر نقدی بر تحلیل خود تان هستیم. قلم رنجه فرموده، بر ما منت نهید.
آقای قلندری،کاش کمی به تحلیل های گذشته خود می انداختید و می دید چقدر تحلیل هایتان درست از آب درآمده و حداقل از خود می آموختید. نوشته تان را را با جعل وقایع شروع کردید. به این فکر کنید شاید خواننده متن در ایران ساکن و دارای چشم و مغز تحلیل گر است.
گزینه زنی های معقول
شاید در نهایت گزینه چهارمی اتفاق بیفتد