
اظهارات بی ساقه دونالد ترامپ در مورد تصرف غزه و راندن فلسطینیان از سرزمین خود، روز چهارشنبه به گسترده ترین واکنش های اعتراضی در جهان منجر شد. نیروهای دموکراتیک اسرائیل با این پیشنهاد چطور روبرو شده اند؟ در زیر خلاصه ای از دو مقاله در روزنامه ی هاآرتص را می خوانید.
از گروگانها تا تصرف غزه: ترامپ با تغییر اهداف، به نتانیاهو یک فرصت سیاسی داد
ترامپ به جای اعمال فشار بر نتانیاهو برای پیشبرد توافق آتشبس و آزادی باقیماندهی گروگانها، چیزی را به او داد که، حتی اگر غیرواقعی و غیرعملی باشد، بتواند آن را بهعنوان یک امتیاز به شرکای راستگرای افراطی خود ارائه کند.
پیش از دیدار مهم بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، با دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، انتظار میرفت تمرکز اصلی در ان دیداربر میزان فشاری باشد که ترامپ بر نتانیاهو اعمال خواهد کرد تا او را به اجرای توافق آتشبس و آزادی گروگانهای باقیمانده وادار کند.
اما همه چیز تغییر کرد. ترامپ ناگهان مسیر گفتگوها را از گروگانها به پیشنهاد تصرف غزه توسط آمریکا، همراه با اسکان دائم فلسطینیان در مکانی دیگر، تغییر داد.
اگر دو هفته پیش کسی پیشنهاد آمریکا برای تصرف غزه و انتقال دائمی دو میلیون فلسطینی را مطرح میکرد، با ناباوری مواجه میشد. اما حالا این موضوع به بخشی از بحثهای سیاسی تبدیل شده است. ترامپ بارها به ایدهی تبدیل غزه به «ریویرای خاورمیانه» اشاره کرده، ایدهای که پیشتر جرد کوشنر، داماد او، دربارهی پتانسیل اقتصادی و سرمایهگذاری در غزه مطرح کرده بود.
با این حال، زمانی که ترامپ در کنار نتانیاهو از وضعیت «جهنمی» غزه صحبت میکرد، این سوال مطرح شد: چه کسی مسئول تخریب کامل این منطقه و بیخانمان شدن ساکنان آن است؟
حتی اگر ترامپ این پیشنهاد را بهعنوان یک ابزار فشار برای پایان دادن به جنگ مطرح کرده باشد، مشخص نیست، با توجه به مخالفت شدید متحدان عرب آمریکا در سراسر جهان، این طرح چگونه باید عملی شود.
ترامپ و استیو ویتکوف، نماینده ویژه آمریکا، تنها افرادی هستند که میتوانند نتانیاهو را به اجرای توافق آتشبس و آزادی گروگانها وادار کنند. اما در عوض، دولت آمریکا با ارائهی این پیشنهاد، یک فرصت طلایی را در اختیار نتانیاهو قرار داد.
این فرصت در حالی به نتانیاهو داده شد که بسیاری از تحلیلگران، این سفر را مهمترین دیدار یک نخستوزیر اسرائیل از واشنگتن در تاریخ معاصر ارزیابی میکردند. اما دولت ترامپ بهجای اعمال فشار بر نتانیاهو، مسیر گفتگوها را تغییر داد و احتمال موفقیت توافق را کاهش داد.
ویتکوف هرچند تا پیش از این از همکاریهای دولت بایدن به خاطر نحوه تنظطم آتش بس از دولت بایدن تقدیر کرده بود، پیش از ورود نتانیاهو به کاخ سفید، دولت بایدن را به این خاطر مورد انتقاد قرار داد.
او گفت: «مشکل این است که این توافق اولیه میان اسرائیل و حماس چندان توافق خوبی نبود و دولت ترامپ نقشی در تنظیم آن نداشت.» این اظهارات نشان داد که دولت ترامپ ممکن است، بهجای تضمین موفقیت این توافق، آن را مقصر جلوه دهد.
ویتکوف قرار است با نخستوزیر قطر در فلوریدا دیدار کند و گفته است: «امیدواریم که بتوانیم فاز دوم توافق را به نتیجه برسانیم.» اما او همزمان تلاش کرده تا فاز سوم توافق را غیرممکن جلوه دهد و تخریب گستردهی غزه را بهانهی آن کند.
ترامپ آنچه را که نتانیاهو میخواست، به او داد.
درحالی که ترامپ در داخل اسرائیل محبوبیت بالایی دارد؛ نتان یاهو به مخاطبان داخلی خود در اسرائیل نشان داد روابطش با ترامپ خوب است. ترامپ همچنین تنشهایی را که در پایان دورهی اول ریاستجمهوریاش با نتانیاهو داشت، کماهمیت جلوه داد و او را بهعنوان رهبر مناسب اسرائیل معرفی کرد.
نتانیاهو همچنین تأییدی از سوی ترامپ دریافت کرد که عربستان سعودی برای عادیسازی روابط با اسرائیل، خواستار تشکیل دولت مستقل فلسطین نیست. با این حال، عربستان بلافاصله پس از کنفرانس خبری ترامپ، این ادعا را رد کرد.
نتان یاهو، همچنین با این تضمین به اسرائیل بازمیگردد که ترامپ دیگر برنامه صلح سال ۲۰۲۰ خود را بهترین راهحل برای بحران نمیداند، زیرا به گفتهی او «بسیاری چیزها تغییر کرده است.»
مهمتر از همه، نتانیاهو اکنون یک طرح، هرچند غیرواقعی و غیرعملی، برای ارائه به متحدان راستگرای افراطی خود در اختیار دارد. حتی اگر این طرح بیپایه و اساس باشد، نتانیاهو میتواند از آن بهعنوان راهی برای حفظ ائتلاف سیاسی شکنندهی خود استفاده کند.
حالا بهجای تمرکز بر آزادی گروگانها، بحثها به سمت ایدهی غیرواقعی تصرف غزه توسط آمریکا و اسکان مجدد فلسطینیان در کشورهای دیگر سوق پیدا کرده است. این تغییر مسیر نشان میدهد ترامپ، بهجای استفاده از نفوذ خود برای به نتیجه رساندن توافق، ترجیح داده است از این بحران برای بازیهای سیاسی استفاده کند.
فانتزی ترامپ درباره غزه؛ رسانههای راستگرای اسرائیل در توهمی سرخوشانه غرق شده اند
در حالی که اظهارات ترامپ درباره غزه کاملاً دور از واقعیت بودند، واکنش رسانههای اسرائیل نشان داد که توهمی عمیقتر در جریان است: این باور که میتوان تنها با خیالپردازی، سیاستگذاری کرد.
اگر مردم اسرائیل هنوز به یادآوری دیگری نیاز داشتند که نشان دهد مفسران راستگرا چقدر از واقعیت فاصله گرفتهاند و به بلندگوهای مطیع توهمات سیاسی تبدیل شدهاند، این یادآوری در کنفرانس خبری مشترک دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو در کاخ سفید ارائه شد. در این نشست، دو رهبر ایده اخراج دستهجمعی فلسطینیان از غزه را با لحنی کاملاً معمولی مطرح کردند.
ترامپ، در حالی که کنار نتانیاهو ایستاده بود، گفت: «امید من این است که بتوانیم چیزی واقعاً خوب و عالی انجام دهیم، بهطوری که آنها دیگر نخواهند به آنجا بازگردند.» این سخنان، آرزویی بود که نتانیاهو نمیتوانست برای جلب نظر متحدان راستگرای خود، از جمله بتسلئیل اسموتریچ، بهتر از آن را تصور کند.
ترامپ افزود: «همه آنچه در غزه میبینید مرگ، ویرانی، آوار و ساختمانهای تخریبشدهای است که در حال فرو ریختن هستند… و اوضاع فقط بدتر خواهد شد.» ترامپ مانند یک دلال املاک به نابودی منطقهای که در نتیجه حملات ارتش اسرائیل به ویرانه تبدیل شده است، نگاه میکرد و گفت: «اگر آمریکا بتواند با تصرف غزه ثبات و صلح را به خاورمیانه بیاورد، این کار را خواهیم کرد.» گویی که در مورد گرینلند یا کانال پاناما صحبت میکند.
رسانههای راستگرای اسرائیل به جای برخوردی جدی با این اظهارات، با هیجان و شادی به استقبال آن رفتند.
در کانال ۱۲ اسرائیل، آوری گیلاد و یائیر چرکی، مجریهای تلویزیونی، با ذوق و شوق به این سخنان واکنش نشان دادند. گیلاد گفت: «این سخنان تاریخی هستند، نقطه عطفی برای فلسطینیان.» چرکی نیز اظهار داشت: «باید ببینیم چگونه این شخصیت و ویژگیها در واقعیت پیاده خواهند شد» – گویی انتقال دو میلیون نفر به کشورهای دیگر، مانند جابهجایی کیسههای برنج و سیبزمینی است.
آمیت سگال، یکی از مفسران سیاسی راستگرای اسرائیل، بهشدت هیجانزده بود. او گفت: «ترامپ میخواهد غزه را از فلسطینیان تخلیه کند، و این نه فقط ۱۰۰ درصد چیزی است که نتانیاهو میخواهد، بلکه ۲۰۰ درصد چیزی است که او میخواهد.» سگال، مانند بسیاری از راستگرایان اسرائیلی، اصلاً به روند اجرایی این ایده فکر نمیکرد. برای او، تنها چشمانداز اسرائیلی بزرگتر بدون فلسطینیان اهمیت داشت.
او و دیگر تحلیلگران راستگرا همچنان این واقعیت را نادیده میگیرند که مصر و اردن بهطور قاطع هرگونه پذیرش فلسطینیان آواره را رد کردهاند.
در همین حال، در کانال ۱۳، موریا عسراف، گزارشگر دیپلماتیک، که اجازه سفر با هواپیمای رسمی نتانیاهو را نیافت، مشغول گزارش از استودیو در اسرائیل بود. کنار گذاشتن او از این سفر باید منجر به اعتراض سایر خبرنگاران دیپلماتیک میشد، اما آنها بهراحتی او را نادیده گرفتند و برای انتشار «نکات کلیدی» دستچینشده از یک مقام ارشد اسرائیلی به راه خود ادامه دادند.
اما همین فاصله باعث شد که عسراف نگاهی واقعبینانهتر داشته باشد. او اشاره کرد ترامپ هرگز خواستار شهرکسازی یهودیان در غزه نشد، به این واقعیت اشاره کرد که بسیاری از فلسطینیان از ترک خانههایشان امتناع خواهند کرد، و یادآور شد که اخراج اجباری یک گزینه عملی نیست.
حتی خود ترامپ هم گفت: «من نمیبینم که این اتفاق بیفتد. این خیلی خطرناک است… سربازان نمیخواهند آنجا باشند.» اما برای راستگرایان افراطی مانند سگال و طرفدارانش، این سخنان کافی نیست.
تحلیلگر کهنهکار، گیل تاماری، نسبت به سخنان ترامپ تردید داشت و گفت: «اسرائیل از این اظهارات لذت میبرد، اما وقتی رهبری فاقد قدرت تصمیمگیری منطقی باشد، چه اتفاقی میافتد؟» او هشدار داد که ترامپ ایدههای بزرگ دارد، اما مهارت لازم برای اجرای آنها را ندارد.
در کانال دولتی کن، خبرنگاران گیلی کوهن و سلیمان مسوده دیدگاه واقعبینانهای داشتند، در حالی که تحلیلگر سیاسی مایکل شماش این سخنان را یک بلوف دیگر از سوی ترامپ دانست.
اما آکیوا نوویک، که قبل از این اظهارات گفته بود نتانیاهو چیزی از معاملهی گروگانها به دست نیاورده است، به محض شنیدن سخنان ترامپ، چنان آن را باور کرد که گویی وحی منزل است.
این واقعیت امروز جناح راست اسرائیل است: فضایی از توهم مسیحایی که در آن، حزب لیکود و متحدان ملیگرای مذهبی آن به جای سیاستگذاری واقعی، به دنبال سرابهایی خیالی هستند.
اصلاً دور از ذهن نیست که بهزودی، برخی ترامپ را بهعنوان «ربّی مار-ئه-لاگو» معرفی کنند – مردی که قرار است رستگاری خیالی بیاورد، اما هرگز نخواهد آمد.




آیا ترامپ یک بیمار روانی است؟ به این پرسش یک روانشناس و روانپزشک به نام «آلن فرانسس»( Allen Frances) پاسخ میدهد. خلاصه میکنم : برای اینکه یک فرد، بیمار روانی تشخیص داده شود، میبایستی رفتار او، منجر به درد و رنج فراوانی برای خود وی شود. چنین علایمی در ترامپ دیده نمیشود. پس مشکل چیست؟ ترامپ علامت یک مشکل بزرگ اجتماعی در جافراهم کرده است.مغز میلیون ها آمریکایی، دهه هاست که، بوسیله تبلیغات پوپولیستی و راهبردهای رسانه ای، دستکاری و فریفته شده است، تا تصویری از جهان را، بصورتی وارونه و تحریف شده ایجاد کند. دردهای ذهنی را، نباید برای توضیح رفتار بد بکار برد.بیشتر کسانی که رفتار بد دارند، لزومن بیمار روانی نیستند، و بیشتر کسانی که بیمار روانی هستند، لزومن رفتار بد ندارند.خطرناک است که ترامپ را در این مورد یک استثنا بدانیم، زیرا که تمرکز را، از روی مشکلات سیاسی و اجتماعی در عمق جامعه ای که، ترامپ را به مقام ریاست جمهوری رساند، دور و منحرف میسازد. آیا ترامپ بیمار است؟ شاید ترامپ رهبری نامناسب باشد، اما، رفتار او ریشه در یک تشخیص بالینی ندارد، بلکه ریشه در سوء استفاده از یک انشقاق و جدایی و شکاف، در بین مردم آمریکا دارد.پرسش این نیست که عیب ترامپ چیست، بلکه اینست که مشکل در جامعه آمریکا چیست که، منجر به انتخاب ترامپ شده است؟ وقت همگان خوش!
نوع حکومت یک سرزمین است که مشکل سازی میکند نه اینکه مردم مقصر باشند. اگر در غزه گروه تروریستی حماس نبود و دمکراسی نیم بندی بود و اسلام زورگو وجود نداشت چه بسا مردم غزه اوضاع بهتری داشتند. ترامپ میتوانست بجای کوچ دادن مردم غزه پیشنهاد اداره غزه توسط آمریکا یا اروپا را به مدت چند سال بدهد البته با سیستم دمکراسی و جدایی دین اسلام از سیاست چون نمونه مثبت مستعمره هم داریم مثل هنگ کنگ که ۱۵۰ سال زیر حاکمیت بریتانیا به مروارید چین تبدیل شد بدور از نظام کمونیستی ویرانگر چین طوریکه حتی با برگرداندن حاکمیت هنگکنگ بعد از ۱۵۰ سال دوباره به چین مردم هنگکنگ که طعم دمکراسی و آزادی طولانی مدت چشیده اند حتی امروزه حاضر نیستند زیر بار حکومت تک حزبی خفقان کمونیسم چینی بروند و بارها دیدیم که مقاومت و اعتراضات خیابانی کردند و نظام حکومت یکنفره کمونیسم چینی را قبول ندارند و چین با زور اسلحه است که مردم هنگ کنگ را زیر فرمان برده. غزه را چرا نشود دمکراتیزه کرد و تا دست اسلامیست ها کوتاه نشود مردمش اسیر و فقیر و بدبختند!