
حکومت اسلامی در ایران با سلطه نظام ولایی مافیایی برازنده هزاران صفات ناپاک است. از ستمگر و فاسد تا تبهکار و کودککش. اما ورای همه این خصایص که شایسته براندازی است، یک خصیصه دیگر حکومت استبداد اسلامی در ایران خائن بودن است.
در این تحلیل حکومت از اینرو «خائن» نامیده میشود که ائتلاف مسلطِ طبقاتیِ حاکم، منافع کار و زیست اکثریت فرودست را فدای بازتولید قدرت خود و پیوندهای فراملی سرمایه کند. در این رویکرد، خیانت نه یک صفت اخلاقی، بلکه نتیجه آرایش نیروهای طبقاتی و ساختار انباشت است.
بر اساس نظریه آلتوسر دولتهای ایدئولوژیک از نهادهای دینی، آموزشی و رسانهای برای بازتولید نظم مسلط استفاده میکنند. در این تحلیل، دین میتواند دستگاه ایدئولوژیک دولت باشد؛ یعنی ابزار مشروعیتبخشی و کنترل اجتماعی.
اینجا مسئله «خیانت» نه به معنای اخلاقی، بلکه به معنای گسست میان منافع طبقات فرودست و ایدئولوژی رسمی است.
برای تعریف مصادیق این خیانت به ملت شواهد بسیاری وجود دارد که نشان میدهد درکدامین فرازهای تاریخی، مردم ایران به عهد و وفاداری به حکومت پایبند بودند ولی در نهایت به خیانت و کشتار مردم توسط حکومت انجامید:
یک. اکثریت رای مردم به حکومت در رفراندوم ۵۸ و پذیرش حکومت آخوندها و دین در سیاست
دو. مشارکت جان برکفانه مردم، جوانان، زنان و کودکان در هشت سال جنگ تحمیلی حکومت به ملت
سه. مقاومت در دوران جنگ، بیخانمانی و فقدان امنیت جانی و اقتصادی
چهار. پذیرش فشارهای گزینشی و تسویه خیل عظیمی از مردم از نظام بروکراتیک و نهادهای علمی
پنج. دادن رانتهای متعدد به هواداران و حامیان خودی و محرومیت عمومی غیرخودیها
شش. مشارکت در انتخابات فرمایشی و دورهای برای انتخاب بد از بدتر و دادن فرصت به اصلاح ساختاری
هفت. حمایت از جریان اصلاحات سیاسی در کشور و دادن هزینههای جانی و مالی، و فرصت زندگی بهتر
هشت. مدارای روزافزون دربرابر گرسنگی، فقر، تبعیض طبقاتی و حاشیهنشینی به امید وضعیت بهتر
نه. اشتغال کودکان در بازار کار، زنان در مشاغل غیررسمی و چندپیشگی مردان برای تامین معشیت
ده. حضور در همایشهای دینی و انجام مناسک دینی و حتی سیاسی برای نمایش یک عهد
یازده. دفاع ار فرهنگ ملی و محلی توسط مردم در برابر بیاعتنایی و هجوم فرهنگی حاکمیت به فرهنگ عمومی
دوازده. طاقت و پذیرش بیمارهای عدیده تا آخرین پاندمی کرونا و مرگ و سوگ ناشی از ان در ازای عدم تعهد حکومتی
سیزده. پذیرش فشار اقتصادی ناشی از چند دهه تحریم اقتصادی مردم تحمیل شده از روی حکومت به ملت
چهارده. مقاومت و همدلی دربرابر حمله دوازده روزه اسراییل
پانزده. مدارا در برابر اعتیاد میلیونی، فحشای ناشی از فقر، فروش اعضای بدن،
شانزده. سرکوب و کشتار مردم بلوچ، عرب، کرد، لر و آذری و سایر اتنیکها در کشور و تضییع حقوق اولیه آنان درکشور
و….دهها مصداق دیگر نشان از این دارد که مردم بارها و بارها برای بقا، اصلاح و بهبود نظام سیاسی کشور فرصت لازم دادند ولی هر بار با خیانت، بیعهدی، عدم تعهد، فقدان مسیولیت، ناکارآمدی، سرکوب و سانسور، اعدام و قتلهای خیابانی و صحرایی مردم روبرو شدند.
اینک نیز با آخرین جنبش مردم برای تغییر سیاسی، با کشتار دهها هزار ایرانی درخیابانها، بازداشتگاهها، بیمارستانها و در خفا و آشکار، به اعتراضات مسالمت جویانه مردم پاسخ داده و ملتی را در سوگی ملی و تاریخی در انداختند.
بیتردید اتمام حجت مردم با حکومت، شکاف و تضاد آشتیناپذیر مردم با حکومت و میل قوی برای تغییر سیاسی و حتی با حمله کشور خارجی و گرایش به ارتجاع سلطنت ناشی از یک خیانت فراگیر و ملی است که حکومت اسلامی در طول قریب ۵۰ سال علیه ملت خود اعمال کرد.
هرگونه زیان انسانی، تاریخی و ملی بر جامعه ایران ناشی از عملکرد حکومت ولایی مافیایی است که در غایت فساد و تباهی، کشور را به سوی کشمکشهای داخلی، بیثباتی، بازتولید استبدادی دیگر و حتی خطر فروپاشی ارضی سوق داده و میدهد.







