دموکراسی کارگری – آنتونیو گرامشی، ترجمه: مهرداد نقیبی

یکی از مشکلات آزاردهنده ای که همه سوسیالیست ها در این برهه تاریخی به گونه ای زنده و فعال درگیر آن هستند احساس مسئولیت تاریخی بر دوش طبقه و حزبی است که بیانگر آگاهی نقادانه و عملی رسالت این طبقه است .

چگونه می توان نیروی اجتماعی عظیمی که جنگ سبب افسارگسیتخگی آن شده است را کنترل کرد ؟

چگونه می توان به آن انضباط و شکل سیاسی بخشید که در خود توسعه قاعده مند و ادغام متداوم داشته باشد ، تا بتواند به پیکربندی دولت سوسیالیستی تبدیل شود که دیکتاتوری پرولتاریا در آن تجسم خواهد یافت . چگونه می توان حال را با آینده پیوند داد ، به گونه ای که هم نیاز های ضروری کنونی را محقق سازد و هم برای پیشبرد آینده ثمربخش باشد؟

هدف این نوشتار ایجاد محرکه ای برای تفکر ، کار و جذب بهترین و  آگاه ترین کارگران است  تا با تامل در هرکدام از حوزه های توانایی و اقدام خود در حل مسئله همکاری کرده و توجه رفقا و نهاد ها را متمرکز سازند . تنها از طریق کار متحد و مشترک در آگاه  سازی ، اقناع و آموزش متقابل است که عمل حقیقی و عینی سازماندهی شکل می گیرد .

 دولت سوسیالیستی به شکلی باالقوه از پیش در زیست اجتماعی مختص طبقه استثمار شده طبقه کارگر وجود دارد . همبستگی این نهاد ها با یکدیگر، در جهت هماهنگ کردن و تابع کردن آن در سلسله مراتبی از صلاحیت ها و قدرت ها ، تمرکزی استحکام یافته بر آنها  ، ضمن احترام به خودمختاری و انعطاف پذیری ، به معنای خلق یک دموکراسی کارگری حقیقی و مناسب ، در تقابل موثر و فعال با دولت بورژوایی است که از پیش آماده جایگزینی دولت بورژوایی در تمامی کارکردهای اساسی آن در مدیریت و مالکیت ملی است .

امروز جنبش کارگری توسط حزب سوسیالیست و کنفدراسیون کار هدایت می شود ، اما اعمال قدرت اجتماعی حزب سوسیالیست برای توده وسیع کارگران به صورت غیرمستقیم ، با اتکا به نیروی اعتبار و اشتیاق صورت می گیرد ، با فشاری مقتدرانه ، قلمرو و اعتبار حزب روز به روز ، در میان طبقات کارگری که تاکنون دست نخورده مانده اند گسترش می یابد ، اجماع و خواست به کارپرشور برای فرارسیدن کمونیسم در میان نهاد ها و افرادی که تاکنون از مبارزه سیاسی جدا مانده اند را القا می کند ، ضروری است به این نیروی آشفته و نامنظم شکلی منظم و سیاسی داده شود تا آنها را جذب کرده و توانمند ساخت  ، از پرولتاریا و نیمه پرولتاریا یک طبقه سازمان یافته ساخت تا با آموزش خود ، تجارب خود را بسازد  ، آگاهی مسئولانه ای را کسب کند که بر عهده طبقاتی است که خواهان به دست آوردن قدرت سیاسی است .

حزب سوسیالیست و اتحادیه های کارگری نمی تواند تمام طبقه کارگر را جذب کنند ، مگر از طریق دهه ها و سالها تلاش ، آنها بلافاصله با دولت پرولتری یکی نمی شوند ؛ در واقغ در جمهوری های کمونیستی همچنان مستقل از دولت (حزب) یا کنترل و درک جزئی (اتحادیه ها) فعالیت می کنند . حزب باید همچنان ارگان آموزش کمونیستی ، کانون باورمندی ، جایگاه آموزه ها ، قدرت برتر که نیروهای سازمان یافته و منظم طبقه کارگر و دهقان را هماهنگ کرده و به یک نقطه مشخص می رساند . اصولا برای آنکه نقش خود را به طور استحکام یافته و با انضباط پرورش دهد ، حزب نمی تواند درب هایش را روی اعضای جدیدی باز گشاید که با مسئولیت پذیری و انضباط خو نگرفته اند . اما زندگی طبقه کارگر سرشار از نهاد هاست ، خود را در فعالیت های چندگانه بیان می کند. دقیقا این نهاد ها و این فعالیت ها  نیازمند آن است که توسعه یابند و با همدیگر سازماندهی شوند ، در شبکه ای وسیع با ساختاری انعطاف پذیر و مفصل بندی شده که کل طبقه کارگر را در برگرفته و سامان می دهد. محیط کار با کمیته های داخلی ، حلقه های سوسیالیستی ، اجتماعات دهقانی ، کانون زیست پرولتری که باید مستقیما در آنها کار کرد .

در کمیته های داخلی ارگان های دموکراسی کارگری اند که باید از محدودیت های تحمیل شده از سوی مالکان آزاد شوند  و زندگی و قدرت نوینی در آنها دمیده شود . امروز کمیته ها قدرت سرمایه داری را در کارخانه محدود می کنند و وظایف

داوری و انضباط بخشی را انجام می دهند ، هنگامی که توسعه یابند و بارور شوند ، فردا باید به ارگان های قدرت پرولتری مبدل شوند که جایگزین موثر سرمایه داری در تمام اشکال مدیریتی و هدایتی خواهد شد .

در حال حاضر کارگران باید به سوی انتخاب مجامع وسیعی از نمایندگان  که از بهترین و آگاه ترین رفقا انتخاب می شوند و با شعار ( تمام قدرت کارگاه به کمیته های کارگاه) و در کنار شعار دیگر ( تمام قدرت دولت به دست کارگران و دهقانان) حرکت کنند. عرصه گسترده از تبلیعات عینی انقلابی برای کمونیست ها در حزب و در حلقه های محلی سازماندهی می شود . این حلقه ها باید در توافق با مناطق شهری یک شناسایی دقیق از نیروی کار منطقه انجام دهند و به  نمایندگان مرکز شوراهای  کارگاه ها تبدیل شوند ، گروهی که انرژی پرولتاریایی منقطه را به هم پیوند داده و متمرکز می سازند .  سیستم های انتخاباتی می توانند بنا به اندازه کارگاه متفاوت باشد ، اما هدف باید انتخاب یک نماینده برای هر ۱۵ کارگری باشد که بر اساس رده تقسیم می شود  (به مانند آنچه در کارگاه های انگلیسی انجام می شود ) و از طریق انتخابات تدریجی ، به نمایندگان کمیته های کارخانه ای دست یافت که دربرگیرنده مجموعه ای از کارگران : ( یقه آبی ، یقه سفید ، فنی ) است . کمیته های محلی همچنین باید در پی آن باشند نمایندگانی از دیگر تقسیم بندی های کارگری که در این محدوده محلی زندگی می کنند مانند : خدماتی ، حمل و نقل ، راه آهن و غیره را نیز در بر بگیرند .

کمیته های محلی باید تجلی همه طبقه کارگری باشد که در آن محل زندگی می کنند ، به شکلی قانونی و با اعتبار قادر به اعمال انضباط ، برخوردار از قدرت ، به طور خودجوش منصوب گشته و بتواند توقف فوری و کامل تمام کار ها را در دستور کار قرار دهد .

کمیته های محلی در کنفدراسیون های شهری گسترش یافته و توسط حزب سوسیالیست و فدراسیون های صنفی کنترل و گسترش خواهند یافت . چنین سیستمی از دموکراسی کارگری ( در همبستگی با سازمان های دهقانی ) به توده ها شکل و انضباط می بخشند ، مکتبی ارزشمند از تجربه سیاسی و اداری خواهد بود ، توده ها تا آخرین نفر گرد هم آورد و به استقامت و پایداری عادت می دهد و به آن ها می آموزد که خود را نیرویی در صحنه میدان بدانند که برای نجات از نابودی و بردگی نیازمند انسجامی مستحکم است . هر کارخانه یک یا چند هنگ از این ارتش را تشکیل می دهند ، با سرجوخه ها ، با سرویس های ارتباطی اش ، با افسران ، با ستاد کل و اختیارات واگذار شده اش برای انتخابات آزاد ، نه به صورت استبدادی و تحمیلی از طریق تجمعاتی که درون کارگاه ها برگزار می شود و با کار بی وفقه تبلیغاتی و اقناع توسط آگاه ترین عناصر توسعه می یابد ، یک تحول رادیکال در روانشناسی کارگران تحقق می یابد و توده ها را برای اعمال قدرت آماده تر و قادرتر می سازد ، آگاهی از وظایف و مسئولیت های همرزم و کارگر گسترش خواهد یافت ، آگاهی که عینی و کارآمد است زیرا به طور خودجوش و از تجربه تاریخی به وجود آمده است .

پیشتر گفتیم : این نوشتار صریح برای برانگیختن تفکر و عمل ارائه شده است . هر جنبه ای از مسئله مستلزم بررسی گسترده و عمیق ، شفاف سازی و ادغام فرعی و هماهنگ است . اما راه حل عینی و کامل مسائل زیست سوسیالیستی تنها می تواند از طریق عمل کمونیستی قابل ارائه باشد : بحث و تبادل نظر عمومی که آگاهی را با هم هماهنگ می کند ، آنها را به هم پیوند داده و از شور و اشتیاق کارگری سرشار می سازد .

گفتن حقیقت و رسیدن باهم به حقیقت ، خود عملی کمونیستی و انقلابی است .

فرمول دیکتاتوری پرولتاریا تنها نباید یک فرمول باقی بماند یا بهانه ای برای فوران شعارهای انقلابی باشد . هرکس که به اهداف می اندیشد ؛ باید به ابزار ها نیز بیاندیشد . دیکتاتوری  پرولتاریا سرآغاز یک دولت جدید به شکل نمونه پرولتاریایی است که تجارب نهادینه شده طبقه ستم دیده در آن ترکیب می شود و زیست اجتماعی طبقه کارگران و دهقانان به یک سیستم سازمان یافته و گسترده تبدیل می شود . 

این دولت یک دولت تصادفی نیست : کمونیست های بلشویک های روس به مدت هشت ماه تلاش کردند تا شعار : تمام قدرت برای شورا ها را ترویج داده و عینیت ببخشند و شوراها از سال ۱۹۰۵ برای کارگران روس شناخته شده بود . کمونیست ها باید تجربه روسیه را گرامی بدارند و در زمان و تلاش صرفه جویی نمایند : کار نوسازی به تلاش و زمان بسیاری نیاز دارد که هر روز و هر عمل به آن اختصاص یابد .

ترجمه این نوشتار تاریخی از این سایت صورت گرفته است

https://www.marxists.org/archive/gramsci/1919/06/workers-democracy.htm

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی