غنچه‌های من – اسعد رشیدی

آه… ماه

پنهان شده ای میان

ابرهای سرگردان

چرا جلوه ی درخشانت را نمی بینم؟

و آفتاب

که چشمانم بروی شعله های سپید و ارغوانیت

گشوده می شد

کجایی… کجایی!

و تو دریا

میان موجهای گُرگرفته و کبودت

گُم می شدم

و بوی نمناکت را 

ازلبان برگهای بازیگوش می نوشیدم

… و تو و تو ….

زمین،

در آغوشت آرام خواهم گرفت

و یا، شعله های رقصان آتشی

مرا در خود فرو خواهد برد.

و شما غنچه های گمشده ام

کجا می شکفید

تا همه ی زیباهای جهان را

یکجا در آغوش بگیرم. 


۳۱/۱/۲۰۲۶








برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی