گروه آذرنگ: دریغ است ایران که ویران شود! 

میهن ما در شرایطی ویژه و نگرانی‌آور قرار دارد ! هزاران تن از هم‌میهنانمان در اعتراض به این وضعیت فاجعه ‌‌بار، آماجِ سرکوب حکومت و حملات مزدوران بیگانه و سلطنت‌طلبانِ وطن فروش قرار گرفته و جان‌باخته، مجروح یا بازداشت شده‌اند! 

این شرایط از یک‌سو نتیجه چند دهه حکمرانیِ جریان‌هایی است که منافع ملی را فدای مطامع سودجویانه خویش کرده‌اند؛ و از دیگرسو حاصل فشار نیروهای سلطه طلب جهانی، به سرکردگی آمریکای جهان‌خوار، برای چندپاره کردن و بازگرداندنِ سرسپردگی ایران به امپریالیسم است. 

نزدیک به نیم سده پس از انقلاب بهمن ۱۳۵۷ عملکرد حاکمان جمهوری اسلامی ایران به گونه‌ای بوده است که آرمان‌های انقلاب، یعنی آزادی و عدالت اجتماعی، دست نیافتنی شده و دستاوردهای انقلاب، یکی پس از دیگری برباد رفته است. توده‌های پُرشمار مردم به فقر و فلاکت افتاده، اموال عمومی چپاول شده، محیط زیست رو به نابودی رفته و اعتیاد، فحشا، تظاهر، ریا و چاپلوسی گسترش، هنر متعالی سرکوب و آثار مبتذل رواج یافته است. میهن دوستی و ملی‌گرایی تحقیر و بسیاری از اندیشمندان، دانشمندان، هنرمندان، فن‌آوران و شایستگان از خدمت به مردم و میهن محروم شده و جامعه از رشد همه جانبه بازمانده و واپسگرایان قدرت گرفته‌اند. 

سیاست‌های اقتصادی سرمایه‌داری نولیبرال کژدیسه، ضدکارگری و ضدتولیدی حکومت، شکاف طبقاتی را دوچندان‌ کرده و بر فقر و بی سرپناهی افزوده است. فساد در ارکان حکومت نهادینه شده و بی‌اعتمادی به حاکمان  به اوج رسیده است. 

بیزاری از حکومت چنان است که همه مواضع و هر اقدام حکومت- حتی اگر در راستای منافع ملی باشد- از نظر بسیاری از مردم مردود است. چنین است که حمایت از جنبش ‌های رهایی‌بخش مانند فلسطین، که روزگاری معیار بشر دوستی بود، امروز به نفرت تبدیل گردیده و اسرائیل نسل کش تطهیر شده است! 

و چنین است که همکاری با چین و روسیه مذموم و رابطه با غرب سلطه‌جو- حتی اگر زیانبار باشد- خواستنی شده است! 

مردم، چند دهه نابخردی‌ها، بی‌تجربگی‌ها و اشتباهات حکمرانی مسئولان جمهوری اسلامی ایران را برای حفظ یکپارچگی وطن و به امید بهبود، تاب آورده‌اند ولی حکمرانان، نه فقط عملکرد خود را اصلاح نکرده‌اند، بلکه فشار بر مردم را افزوده‌اند و وقیحانه، چپاول از سفره مردم را شدت بخشیده‌اند!  

حکومت، حقوق و آزادی‌های دموکراتیک را – که از اهداف انقلاب بهمن ۱۳۵۷ بود- نقض و احزاب و تشکل‌های مردمی را سرکوب و مردم را از مبارزه جمعی و متشکل و مسالمت آمیز برای پیگیری مطالبات برحقشان محروم کرده و زمینه فرارفتن نارضایتی‌ها و اعتراضات را به عصیان و خشونت و تخریب فراهم آورده و بر طمع دشمنان خارجی افزوده است. 

عملکرد حاکمان، بسیاری از جوانان نسل‌های پس از انقلاب را که تجربه‌ای از دوران ستمشاهی ندارند، از انقلاب بیزار کرده و به دامان بیگانگان و سلطنت‌طلبان وطن فروش انداخته و کشور را در خطر حمله خارجی، فروپاشی و تجزیه قرار داده است. 

بی‌سبب نیست که امپریالیسم و وطن فروشان برون مرزی و مزدوران داخلی‌شان، به یاری رسانه‌های وابسته به امپریالیسم، همواره بر موج اعتراضات و دادخواهی بحق مردم سوار می‌شوند تا آن را به سود خود مدیریت و مصادره کنند و هربار صدها جان گرامی از هموطنانمان، قربانی دخالت خارجی و خیانت داخلی می‌شود!  

حکومت جمهوری اسلامی ایران با چند دهه عملکرد ضدمردمی و بی‌توجهی به هشدارهای پُرشمار نیروهای مترقی و شخصیت‌های ملی و آزادیخواه و ادامه روندهای ایران بربادده، زمینه‌های دخالت بیگانگان و خطر تجزیه ایران را فراهم و مردم را در برابر این حملات بی‌دفاع ساخته است. 

بنابراین لازم است بی‌درنگ نیروهای مترقی‌ چپ، ملی، آزادیخواه و عدالت‌جو، پیرامون مهمترین نیازهای مرحله کنونی جامعه متحد شوند و با نظارت شورایی مردمی، متشکل از شخصیت‌های ملی و آزادیخواه و نمایندگان احزاب و تشکل‌های پیشرو : 

• احکام اعدام لغو و کمیته حقیقت یاب برای روشن شدن ابعاد کشتار اعتراضات اخیر تشکیل شود. 

• زندانیان سیاسی- عقیدتی، فعالان صنفی، معترضان و دادخواهان اعتراضات اخیر، که در آسیب رساندن به مردم نقشی نداشته‌اند، آزاد شوند. 

• مطالبات دیرینه کارگران، معلمان، پرستاران، بازنشستگان و دیگر زحمتکشان برآورده شود. 

• غارتگران و دزدان بیت‌المال، رانت‌خواران و مسئولان فاسد و مزدوران آمریکا و اسرائیل، ممنوع‌الخروج، بازداشت و محاکمه شوند و اموال و دارایی‌های غارت شده، به خزانه عمومی واریز شود. 

• بانک‌های خصوصی برچیده شوند و خصوصی سازی دارایی‌های عمومی و دولتی متوقف و آنچه پیش از این خصوصی شده، به مالکیت عمومی بازگردد.

• آزادی احزاب، سندیکاها و تشکل‌های مردمی، رسمیت یابد. 

• زمینه برگزاری آزادانه همه‌پرسی و انتخابات، برای اهداف مهم و پایدار ملی، در راستای منافع ملی، فراهم شود.  

و …  

در شرایط خطیر کنونی، هیئت حاکمه نه فقط باید پاسخگو باشد، بلکه وظیفه دارد هرچه فوری‌تر همه موانعِ تحقق حقوق و آزادی‌های دموکراتیک را بردارد تا مردم بتوانند نیروی متشکل خود را باز یابند و وطن را از این ورطه هولناک رهایی بخشند!  

برقرار باد استقلال، آزادی، عدالت اجتماعی 

گروه آذرنگ – بهمن ۱۴۰۴

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

3 پاسخ

  1. آیا به واقع نویسندگان این بیانیه از ماهیت حکومت فعلی با همه ی اصلاح طلبان و اصولگرایانشان که سابقه ی دولت هایشان را دیده ایم خبر دارند؟! آیا گوش شنوایی برای توصیه و اعتراض وجود دارد؟
    آیا چپ هایی که در بیانیه به آن ها اشاره شده اگر بر مسند حاکمیت ایران نشسته بودند عملکرد دیگری داشتند؟ باور آن ها به وطن چیست ؟ آیا آن ها ایران را اولویت می دادندیا می دهند؟
    آیا آنچه در ۵۰ سال پیش از انقلاب اسلامی در مدیریت ایران رخ داد وطن فروشی بود؟ شاخص توسعه ی ایران در آن بازه ی زمانی آیا نشاندهنده ی وطن فروشی بود؟
    مردم ایران چه سهمی از ثروت وطنشان از سال ۵۷ تا کنون داشته اند؟ چقدر میراث فرهنگ ملی شان محترم شمرده شده است ؟ اگر از دنیا رانده شده اند، آیا در کشورشان حق و حرمت داشته اند؟
    وقتی نویسندگان بیانیه بدون تمرکز بر فاجعه ی عظیم انسانی ، باز هم سیستم غرق در خون فعلی را ناصحانه خطاب قرار می دهند ، معنی اش چیزی جز اولویتِ باقی ماندن خودشان حتی به بهای نابودی ایران و ایرانیان نیست.

  2. با درود به خوانندگان و نویسندگان بیانیه
    به نظرم در جایی که بیانیه دهندگان در داخل ایران با امضا خواهان برچیدن سیستم ولایت فقیه و مجازات شخص علی خامنه‌ای هستند چنین بیانیه هایی که حتی نامی از علی خامنه‌ای به عنوان سرکرده جنایتکاران در آن نیست بیش از حد کلی است. مگر چند سال دیگر باید صبر کرد تا گروههای ملی و مترقی با هم متحد شوند در صورتی که توده‌های خشمگین جان به لب رسیده در پی کشیش گاپو در خیابانها کشتار می‌شوند؟

  3. ۱.کدام نیروهای مترقی و ملی هستند که گرد چنین خواسته‌های متحد شوند؟
    ۲.احصا و رسیدگی و پیگیری به این‌همه خواسته به چه میزان نیروی متخصص و تا چه اندازه آزادی عمل نیاز دارد؟
    ۳.غارتگران و دزدان بیت المال چه کسانی هستند و چگونه باید و می‌توان این دزدان را یافت و چگونه و در کدام دادگاه محاکمه کرد؟
    ۴.زمینه‌ برگزاری همه پرسی و انتخابات آزاد را چه کسانی یا گروهها یا تشکیلاتی باید فراهم کند؟ اساسا این زمینه سازی چه هستند؟
    ۵.زندانیان سیاسی- عقیدتی آن چنان گنگ و مبهم هست که موجب سر در گمی میشود.
    ۶.برخی‌ بندها در یک پروسه چندین ساله هم محقق نخواهند شد، مانند بازگرداندن اموال ملی به دولت برخی گنگ و دو پهلو هستند مانند آزادی زندانیان سیاسی که بیشتر به زندانی کردن عده‌ای شبیه است یا خواسته ها و مطالبات دیرینه (؟) کارگران و برخی نیاز به اجازه کارگروه نیروهای مترقی ندارند مانند رسمیت یافتن آزادی احزاب به عبارتی رسمیت یافتن معنی دیگری که همان محدودیت است را به ذهن متبادر می‌کند و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی