وقتی ملت-دولت مدرن تشکیل نشده باشد، مردم ایران رعیت سلطان هستند. رعیت را سیر کردن از کرم سلطان است و هرچه سلطان مرحمت کند لطف اوست در حق رعیت که باید بستانند و شاکر و دعاگو باشند.
در آئین زرسالاری مذهبی، ثروت متعلق به خدا است که آن را به زرسالاران مذهبی داده و آن ها هر مقدار از این ثروت را که دلشان خواست به رعیت می دهند و رعیت هم باید به هرچه زرسالاران مذهبی صلاح می دانند که به آنها داده شود راضی باشند و هرچه را هم به آنها داده نمیشود مطالبه نکنند و اگر چنین نکنند مستحق کیفری سخت هستند (وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۖ إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِِِ _ آنچه را پیامبر به شما عطا کرد بگیرید و از آنچه شما را نهی کرد، باز ایستید و از خدا پروا کنید؛ زیرا خدا سخت کیفر است).
زرسالاری مذهبی یک آئین نامه کاملا روشن برای بازی روانی با معیشت مردم دارد که صدها سال است آن را با موفقیت اجرا کرده و قدرت و ثروتش را گسترش داده است. وقتی اکثریت جامعه در مرز فقر و ناامنی معیشتی نگه داشته شوند، هر پرداخت موقت (یارانه، سبد کالا، واریزی موردی) میتواند ترس از دست رفتن همان کمک ناچیز را به ترمز پیوستن به اعتراضات تبدیل کند. فردی که پیشتر «هیچ» نداشت، با یک واریزی یا اعتبار کالابرگ، بهطور کاذب احساس میکند اکنون چیزی برای از دست دادن دارد. بنابراین، مکانیسم بقای او از «خیزش و اعتراض» به «حفظ همین اندک» جابهجا میشود. در نتیجه بحران اقتصادی نه خطری برای زرسالاران مذهبی بلکه ابزاری برای بازتولید قدرت آنها است.
زرسالاری مذهبی منابع هر سرزمینی را که تصرف می کند ملک خدا می داند که خدا آن را به انسان های برگزیده خود سپرده و رعیت فقط به قدر اذن و صلاحدید زرسالاران مذهبی حق بهرهبرداری از آن منابع را دارد نه بر اساس حق برابر شهروندان نسبت به منابع ملی. این منطق، هر مطالبهٔ فراتر از عطایای سلطان را نوعی عصیان بر خواست و اراده الهی معرفی و آن را به شدت سرکوب میکند.
بر خلاف ملت-دولت مدرن که بر اساس قرارداد بین شهروندان شکل می گیرد، نظام زرسالاری مذهبی یک رابطه یک طرفه را بر مردم تحمیل می کند: «هرچه میدهیم بگیر و شکر کن، هرچه نمیدهیم حق نداری بخواهی وگرنه مستحق عقوبت دنیوی و اخروی هستی». این دقیقا سخنی است که سید علی خامنهای دیروز به صراحت بیان کرد. نزد او، اعتراض یعنی اغتشاش در نظم زرسالاری مذهبی و کسی را که نظام زرسالاری مذهبی را به چالش بکشد مزدور دشمن است که باید سر جایش نشانده شود.
اقتصاد آخوندی اقتصاد چپ و سوسیالیستی نیست. در نظام زرسالاری مذهبی دادن کوپن و یارانه یک اقدام حمایتی برای حفاظت از اقشار آسیب پذیر نیست بلکه ابزار وابسته سازی روانی است. نگهداشتن اکثریت بر مرز فقر و سپس دادن یارانه و کالابرگ، برای ساختن نوعی رابطهٔ روانی بر اساس وابستگی معیشتی به کار می رود. در واقع رعیت میآموزد که بقایش بسته به لطف و کرم سلطان و زرسالاران مذهبی است نه حق ساختاری مردم برای بهره مندی از ثروت های کشور.
نظام زرسالاری مذهبی با دادن کمک های معیشتی گاه و بیگاه مردم را وارد یک بازی کثیف روانی کثیف می کند. این پرداخت ها در واقع اطاعت از سلطان را با ترس از قطع یارانه و کمک معیشتی گره می زند و مردم را از نظر روانی بر سر یک دو راهی قرار می دهد: یا اطاعت کن تا از لطف و کرم سلطان چیزی نصیبت شود یا اعتراض کن تا سرکوب و کشته شوی. بدین ترتیب بحران اقتصادی، نه تهدیدی برای زرسالاران مذهبی، بلکه ابزاری برای بازتولید قدرت سیاسی آنها است.
در نظام زرسالاری مذهبی، سیر کردن شکم رعیت نه حق مردم، بلکه کرم سلطان است. هرآنچه داده میشود لطف است، و هرچه داده نمیشود اصولاً قابل مطالبه نیست. وظیفه رعیت، گرفتن، شکر کردن و دعاگویی است. هر مطالبهای فراتر از عطای سلطان، نه خواست اجتماعی بلکه عصیان الهی معرفی میشود و مستحق عقوبت دنیوی و اخروی تلقی میگردد.
تأسیس ملت-دولت مدرن در ایران ضرورت تاریخی و شرط نجات مردم این سرزمین است. ادامه اداره ایران با آئیننامه زرسالاری مذهبی (شریعت) به جای یک قانون اساسی مدرن مردم ایران را در صورت شوریدن بر نظام زرسالاری مذهبی به بردگانی در جهان مدرن تبدیل می کند. شریعت بهمثابه آئیننامه زرسالاری مذهبی، اصولاً با مفهوم شهروندی مدرن ناسازگار است و تداوم حاکمیت آن در ایران، بازتولید رابطه ارباب–رعیت و از پس آن بردگی ایرانیان در جهان مدرن است. در آئین زرسالاری مذهبی، رعیتی که در برابر زرسالاران مذهبی عصیان کند فورا به برده تبدیل می شود. باید توجه داشت که برده داری هنوز هم در شریعت ممنوع نشده است و زرسالاران مذهبی هیچ منعی برای برده کردن رعیتی که بر آنها شوریده ندارند.
برده (عبد/أمَه) نزد زرسالاران مذهبی انسانی مکلف به تبعیت از دستورات شریعت است که در اثر شوریدن بر سلطان برده شده و از نظر حقوقی در مرتبهای پایینتر از رعیت معمولی قرار میگیرد. در ایران تحت سلطه زرسالاران مذهبی، ساختار حقوقی بردگی منتفی نشده، بلکه در روابط امروزی رعیت–ولیفقیه وارد شده است. شورش رعیت علیه ولیفقیه در قانون مجازات اسلامی ایران، مصداق «محاربه» یا «بغی» است. کسی که در محاربه و جنگ به چنگ حاکم اسلامی بیافتد برده است. بنابراین روشن است که مردم ایران از نظر زرسالاران مذهبی حاکم رعیتی هستند که باید آنچه را سلطان به آنها می دهد بگیرند و هرچه را به آنها نمی دهد مطالبه نکنند و اگر این وضع را قبول نکنند و بر زرسالاران مذهبی بشورند تبدیل به برده می شوند. امروز زرسالاران مذهبی تصمیم گرفته اند که چند میلیارد دلار از صدها میلیارد دلاری را که غارت کرده اند به صورت بخشش یک میلیون تومان هر ایرانی بین مردم پخش و از این طریق آن ها را از پیوستن به اعتراضات منصرف کنند. از نظر آنان رعیت گرسنه ایران یا باید این کرم و لطف سلطان را بستانند و قدردان و شاکر باشند و دست از اعتراض بکشند یا باید منتظر مشت آهنین نظام اسلامی باشند.


