
فیلمِ مَستَنَدِ آلمانیِ “ریفِناشتال” [Riefenstahl]، به کارگردانیِ “آندرِس فایِل” [Andres Veiel]، ۶۵ساله، مُستَنَدی است در باره ی “لِنی ریفِناشتال” سینماگرِ آلمانی در دورانِ ۱۲سالهی فاشیسمِ آلمان. این فیلم در سالِ ۲۰۲۴م (۲۰۲۳خ) ساخته شده است و در همان سال، در «جشنوارهی فیلمِ ونیز» نمایش داده شد.
“لِنی ریفِناشتال” (۲۰۰۳ – ۱۹۰۲م) [۱۳۸۲ – ۱۲۸۱خ] یکی زنانِ سینماگرِ پُر آوازه در دورانِ حکومتِ نازیها [۱۹۴۵ – ۱۹۳۳م (۱۳۲۴- ۱۳۱۲خ)] در آلمان بود. از میانِ فیلمهایی که آشکارتر از دیگر آثارِ او، همبستهگی و بلکه وابستهگیِ فکری/سیاسیِ او به رژیمِ هیتلری و به اندیشههای اجتماعیِ راست و نژادپرستانه را نشان میدهند، یکی، فیلمِ “پیروزیِ اراده” (Triumph des Willens)) است که فیلمِ مُستَنَدی از کنگرهی ششمِ حزبِ نازیها «حزبِ ناسیونال سوسیالیستیِ کارگرانِ آلمان (NSDAP) در سال ۱۹۳۴م [۱۳۱۳خ] است؛ و دیگری، فیلمِ “اُلُمپیا” (Olympia) است که گزارشی تصویری از بازیهای تابستاتیِ المپیک ۱۹۳۵م (۱۳۱۴خ) است که در برلین برگزار شده بود. این فیلم در سالِ ۱۹۳۸ پخشِ عمومی شد.
هر دو فیلم، ستایشگرِ دروغ هستند. در هر دو فیلم، دروغ، عینِ زیبایی است، و بلکه یگانه زیبایی است. زیبای این دو فیلم، در حقیقت، آن زشتِ پُر آوازه است که در زندهگیِ بشر پیشینهی کهن دارد و جامعهی بشری را همواره زشت ساخته و به زشتی کشیده است. این دو فیلم میکوشند تا این زشتی را با ابزارهای تازهی سینمایی زیبا جلوه دهند. میکوشند دروغ را به طرزِ زننده و مشمئزکننده ای بَزَک کنند و زیبا جلوه دهند.
زیباشناسیِ نژادپرستِ “ریفِناشتال” در بارهی انسانِ سالم را میتوان در فیلمِ او “اُلُمپیا” دید،. تصویری که او از ورزشکاران در “اُلُمپیا” عرضه میکند، تصویرِ انسانهای زبون و حقیری است که جز به افتخار -و آن هم به هر قیمتی- نمی اندیشند. اندامِشان برای آنها چیزی جز ابزاری برای به چنگآوردنِ پول و قدرت و افتخار نیست.
زیباشناسیِ سلطهطلبِ “ریفِناشتال” را میتوان در فیلمِ «پیروزیِ اراده» دید. او در این فیلم، سُلطه را زیبا جلوه میدهد، جهانخواری را زیبا جلوه میدهد، پیشواپرستی را زیبا جلوه میدهد. منظورِ اصلیِ او ولی سلطهی آلمان بر جهان است، این، آن زیبا، آن زیباییِ محبوبِ او است.
این زیباشناسیِ ضدّ انسانی، منحصرِ به “لِنی ریفِناشتال”ها و یا هممسلکانِ رنگارنگِ راستِ نژادپرستِ شان در آلمان نیست. گیریم که امواجِ این زیباشناسیِ ضدّ انسانی، مرزهای راست و چپ را در آلمان، مدّتها است که در نودردیده است.
ولی این زیباشناسیِ جنگطلبانه، منحصر به آلمان هم نیست. این زیباشناسی را در جهانِ کنونی، میتوان در رنگهای گوناگون در همهجا -در شرق و غرب- دید. سودبرندهگانِ همیشهگیِ این زیباشناسی، امروزه، بلواهای فاجعهباری را در سراسرِ این جهانِ کوچکِ ما به راه انداختهاند تا میلیونها انسان را به زیرِ یوغ بکشند. تا “افتخار” بیافرینند.
“لِنی ریفِناشتال”، در پس از جنگِ جهانیِ دوّم تا پایانِ زندهگیِ صد سالهاش، ستایشِ این زیباییِ دروغ را ادامه داده است. او در راهِ دفاع از دروغ، همه کار کرده است: سکوت، انکارِ همکاریاش با رژیمِ فاشیستیِ آلمان، و توجیهِ آن. او در راهِ دفاع از دروغِ، از هیچ دروغی خودداری نکرد.
او برای توجیهِ مشارکتاش در جنایاتِ فاشیسم، دروغ میگفت، و انبوهی از محافلِ معیّنِ اقتصادی/سیاسی در آلمان نیز دروغهای او را، آگاهانه و حسابگرانه، حقیقت نامیدند و هنوز مینامند. این محافل، در همانحال، آثارِ سینماییِ او، بهویژه این دو فیلمِ او را، همچنان میستایند و آنها را اوجِ تواناییِ هنریِ نژادِ آلمانی قلمداد میکنند.
فیلمِ مُستَنَدِ “ریفِناشتال”، اگرچه برخی از وجوهِ مهمّ دروغهای «لِنی ریفِناشتال»، کارگردانِ فاشیستِ دورانِ نازیسم را نشان میدهد، ولی با توجّه به آن انبوهِ بزرگِ مدارکی که ادّعا شده است برای این ساختنِ این فیلم در دسترس بود، هنوز در زمینهی افشای آن جریانهای سیاسی/اجتماعی/اقتصادی در آلمان که از کسان و جریانهایی مانندِ “ریفِناشتال” پشتیبانی میکردند و میکنند، بسیار محافظهکار است.
فیلمِ مُستَنَدِ «ریفِناشتال»، نزدیک به صد دقیقه است. و آن را میتوان در برخی کانلهای اینترنتی دید. من چند صحنه از این فیلم را دستچین کردم و در یک فیلمِ ۱۳ دقیقهیی آوردم و آن را پیوستِ این گزارشِ کوتاه میکنم. امیدوارم مفید باشد. متنِ فیلم را ترجمه و در زیرنویسِ آوردم. در ترجمهی متنِ این فیلمِ کوتاه، که زیرنویس شده است، مطالبِ درونِ […] -که تبدیلِ گاهشمارهای میلادی به خورشیدی و … است- از مترجم هستند.
ــــــــــ
محمّدرضا مهجوریان، آذر/ ۱۴۰۴






