سه شنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۴

«کافه رادیو» مهدی اصلانی پرسه در پس‌کوچه‌های خاطره – محمود معمارنژاد

«کافه رادیو» اثری است که به روایت زندگی، خاطرات و تجربه‌های نویسنده می‌پردازد از کودکی و نوجوانی در «محله و زندگی قبل از ۵۷»، تا حضور در دوره انقلاب، رفتن به حبس و در نهایت تبعید.

آن‌چه «کافه رادیو» را از رمان یا خاطره‌‌نویسی صرف متفاوت می‌کند، همان ترکیب «گفتار‌روایت، خاطره، تحلیل شخصی» است.

 اثر را نمی‌توان صرفاً داستان یا خاطره خواند، بلکه می‌توان آن‌را نوعی «گفتارروایت» نامید. مهدی اصلانی چه در نوشتن و بیان خاطرات زندان و چه در اثر تازه‌اش «کافه رادیو» به زبانی مخصوص خود رسیده که مُهر دارد و خواننده تنها با خواندن چند خط یا حتا جمله قادر است به هویت نویسنده پی ببرد.

طرح جلد و صفحه‌آرایی و قطع کتاب از جمله امتیازهای کتاب است. نشر باران «کافه رادیو» را شکیل و خوش‌دست و خوش‌فرم منتشر کرده.

طرح جلد و فضای بصری کتاب کار جهانگیر سروری است. طرح جلد با نمادهایی چون دیوار زندان، دوربین مداربسته که لنزِ آن سیاه است، ساعت شکسته‌ که نمادِ توقف زمان است. پرنده‌ای در افق که نماد امید است و راوی و شخصی که از پس رادیو دیر و دور خاطره را روایت می‌کند. این‌ها همگی نشانه‌هایی از «گذشته» «محدودیت» «زمان» «آزادی در ذهن» و «صداحافظه» است و بیانگر مضمون اصلی کتاب. با برگ زدن کافه رادیو تصویری بزرگ بر پرده نقره‌ای ظاهر می‌شود. از لابه‌لای برگ‌های کتاب می‌توان بوی جعفری و خیارشور نول و کالباس سیردار آرزومان را به مشام کشید. و سرخوش از صدای جواد یساری در کنار مرضیه شد.

 صداقت روایت و شفافیت تاریخی                                                      

«کافه رادیو» برخلاف بسیاری آثار «خاطره‌محور» با فاصله‌گیری از سانسور یا مصلحت‌جویی، با صداقتی قابل احترام با زبان کوچه به بازنمایی شرایط، فضاها و ذهنیت فردی نویسنده در دوره‌های مختلف می‌پردازد. این صداقت هم در بازخوانی گذشته و هم در تحلیل امروز نقطه قوتی است که خواننده را با خود همراه می‌کند.                                                                            


مخاطب قرار دادن نسل جوان و بازخوانی تاریخ اجتماع    
                        

نویسنده با بازگشت به «قبل از ۵۷»، «انقلاب»، «تبعید»، «مهاجرت» و زخم‌هایی که این تحولات بر فرد و جامعه گذاشتند، فرصتی فراهم کرده تا «فراموشی» به پرسش کشیده شود. برای جوانانی که ممکن‌ است نسبت به آن دوران چیزی نشنیده باشند. کتاب ابزاری برای شناخت متفاوت تاریخ اجتماعی به ویژه در دوران پیش از ۵۷ است.

سبک مینیمال و روایت ادبی — بین خاطره و تفکر

«کافه رادیو» نه صرفاً خاطره است و نه تحلیل سنگین سیاسی، بلکه گفتارروایتی است که با زبانی ساده، صمیمی و گاه شاعرانه تجربه را منتقل می‌کند. این سبک باعث شده حتی اگر مخاطب با زندگی نویسنده وجه اشتراک نداشته باشد، حس «انسان بودن»، «اندوه»، «تنهایی»، «امید» و «حقیقت‌طلبی» را درک کند.

هرچند صداقت روایت در کتاب ارزشمند است، اما باید پرسید تا چه حد «تجربه یک نفر» می‌تواند نماد «تجربه میلیون‌ها نفر» باشد. آیا نویسنده به هنگام نوشتن به این مهم فکر کرده؟  به شهادت مضمون اصلی کتاب گمان بر آن است که نویسنده مطلقا نخواسته خود را درگیر مسائل تحلیلی کند. او فیلم خودش را (گفتارروایت) خوب تعریف می‌کند حتا اگر شنونده با او هم‌سلیقه نباشد. او فیلم را شیرین روایت می‌کند و اجازه نمی‌دهد خواننده موقع تماشای فیلم چرت بزند و خمیازه بکشد 

«کافه رادیو» آگاهانه از ورود به تحلیل اجتماعی‌سیاسی پرهیز می کند. 

مخاطب «کافه رادیو» چه کسی است؟ آیا نسل جوان و درگیر امروز جامعه‌ ایران می‌تواند مخاطب اصلی «کافه رادیو» باشد؟

بی‌تردید کسانی که ایران، انقلاب، زندان، تبعید یا مهاجرت را تجربه نکرده‌اند ممکن است با بخش‌هایی از کتاب ارتباط نگیرند. «کافه رادیو» از جانب یکی از بچه‌های کوچه نوشته شده. فرزند کوچه که به حبس می‌رود. شاهدی زنده‌مانده از کشتار تابستان ۶۷ است و بعد به تبعید پرت می‌شود. کتاب از این منظر می‌تواند برای کسانی که در جست‌و‌جوی وقایع پیش از ۵۷ هستند مفید و پراطلاع باشد.

چرا «کافه رادیو» مهم است

«کافه رادیو» اثری است شجاع، صادق و انسانی و تابوشکن. روایت شخصی از تاریخی تلخ، اما همراه با امید، آگاهی و دعوت به گفتگو. این کتاب نشان می‌دهد که خاطره فقط برای یادآوری گذشته نیست، بلکه وسیله‌ای است برای فهم حال و شکل دادن به آینده. سندی زنده از زندگی، رنج، مقاومت و هویت. خصوصاً امروز که تاریخ شفاهی ایران تحت فشار تحریف و فراموشی است، «کافه رادیو» صدایی است برای کسانی که می‌خواهند بشنوند، بفهمند و یادبگیرند.

پرسش‌هایی تأمل‌برانگیز که پس از مطالعه‌ی کتاب کافه رادیو مقابل خواننده قرار می‌گیرد.

آ یا تجربه‌ی فردی را می‌توان به عنوان تجربه‌ی نسلی تلقی کرد؟

نویسنده روایت‌هایی از دوران انقلاب، سرکوب، تبعید و مهاجرت را از زاویه‌ی خود بازگو می‌کند. اما این پرسش مطرح می‌شود که آیا این روایت، «نماینده» تجربه‌ی یک نسل است؟ یا فقط یکی از چندین روایت ممکن؟

به نظر می‌رسد مراد نویسنده تنها بیان آن بخش از خاطرات است که خود با آن درگیر بوده. 

 نقش خودِ راوی در حوادث تاریخی چقدر بازتاب یافته؟

در روایت‌هایی که از گذشته گفته می‌شود، چقدر خود نویسنده با نگاه انتقادی به نقش و تصمیمات شخصی‌اش پرداخته؟ آیا فقط قربانی بوده یا گاهی همراه؟ مسئول؟ یا ناظر خاموش؟

می‌توان از لابلای کافه رادیو تحلیل کرد اما نویسنده آگاهانه از ورود به میدان تحلیل پرهیز کرده.

نویسنده مخاطب خود را به قهوه‌خانه یا همان کافه رادیو دعوت می کند و صدای رادیو را بلند می‌کند تا هم خبر و هم موسیقی را خوب بشنوند.

کافه رادیو کتابی‌ است سزاوار بحث. چون از رنج می‌گوید، از حافظه، از پرسش، از امید و درمان زخم.

مهدی اصلانی مخاطب خود را بر بال خیال می‌نشاند. از کافه رادیو در سه‌راه اکبرآباد به پس‌کوچه‌های لاله‌زار و تهران قدیم می‌برد. در خیابان‌گردی‌هایش مخاطب را به سینما خرم می‌برد تا به تماشای دوفیلم با یک بلیط بنشینند. یول برینر و هفت دلاور. برت لنکستر و آلکاتراز و پل نیومن و مرد. از محله‌ی بدنام هم‌راه صدای سوسن عبور می‌دهد  و سری به افق‌طلایی و پرسه در تهران قدیم.

پادکست‌های کافه رادیو را باید شنید و کافه رادیو را باید خواند

اخن . المان                                                                                     

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی