سه شنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۴

خامنه ای؛ صدای لرزش شکست شنیده شد! – نسان نودینیان

آنچه خامنه‌ای امروز بر زبان آورد نه «سخنرانی» بود و نه «پیام» روایتِ فرسودهٔ رهبری بود که دیگر حتی خود نیز به افسانه‌هایی که سال‌ها به جامعه تحمیل کرده باور ندارد.

او که زمانی جهان را در چارچوب «امت اسلامی» ترسیم می‌کرد، امروز جهانش چنان تنگ شده که تنها سایهٔ بسیج در آن جای می‌گیرد؛ و این کوچک‌شدن جهانِ او، نشانهٔ بزرگ‌شدن بحرانِ زیر پایش است. بحران گرانی و چالش آب برق زندگی حق مسلم ماست.

خامنه‌ای هنگام ادعای این‌که «هرکس در جنگ ۱۲ روزه کشته شد، بسیجی است» نه از حقیقت گفت و نه از مسئولیت. این جمله اعترافی ناخواسته بود: اعتراف به فروپاشی تعریف قدرت.

وقتی رهبری همه‌چیز را به یک عنوان نظامی تقلیل می‌دهد، یعنی دیگر نه مردم در کنار او هستند، نه ملت، نه امت، و نه حتی روایت‌هایی که سال‌ها بر آنها تکیه می‌کرد.

در این سخنرانی، امت اسلامی غایب بود. نه از مقاومت جهانی خبری بود، نه از محورهای ادعایی، نه از نبردهای تمدنی. و نه خبری از نیابتی و مقاومتی ها بود!

آنچه حضور داشت تنها «ترس» بود؛ ترس از مردمی که زیر بار گرانی، تورم، ظلم، بی‌حقوقی، فقر مطلق به مرز انفجار رسیده‌اند.

اینکه او پس از سه دهه شعارهای آتشین این‌بار نسخهٔ «صرفه‌جویی» برای مردم پیچید، یعنی می‌داند که جامعه در حال خروج از دایرهٔ تحمل است.

در کشوری که خودش و دستگاهش هرگز به ریاضت تن نداده‌اند، تنها چیزی که امروز از مردم می‌خواهند «تحمل بیشتر» است؛ در حالی که صبر مردم سال‌هاست از سقف‌های دروغ عبور کرده و به کف خیابان رسیده است.

خامنه‌ای امروز تنها بود؛ اتاقی پر از سکوت و لنزهایی که باید چهرهٔ رهبری را ثبت کنند که از واقعیت جدا شده است. نمایشی که زمانی با جمعیت‌های هدایت‌شده تزئین می‌شد، این‌بار حتی ریتم تصنعی گذشته را هم نداشت. سخنرانی او بیانیهٔ عدم‌اقتدار بود.

این مانیفست شهادت می‌دهد: خامنه ای، امروز در برابر همان جامعه‌ای ایستاده که چهار دهه با زبان وعده، شعار و دشمن‌تراشی از آن مشروعیت گرفت. اما اکنون جامعه با هزاران زخم باز، با سفره‌ای تهی و ستم طبقاتی  و با تکیه بر خیزش زن زندگی آزادی، و خیزش های مردمی ۹۸ و ۹۷ علیه گرانی، فساد و جنبش علیه اعدام دیگر آن سخنان را نمی‌پذیرد.

امروز، حقیقت از پشت پردهٔ سخنرانی او آشکار شد:

قدرتی که ادعای جهان‌گشایی داشت، امروز از مواجهه با مردمِ هراس دارد.

و همین هراس است که این بار نه در میان سطور، بلکه در کلمات خودِ او دیده شد.

نسان نودینیان 

۶ آذر ۱۴۰۴

۲۷ نوامبر ۲۰۲۵

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

یک پاسخ

  1. جناب نودینیان تصور نکنید که جناب رهبر در گذشته در اوج قدرت نظامی و حال چون شکست خورده ای در جنگ در ذلت است. ذلت ایشان از جنس دیگریست, ایشان و سرداران سپاهش ارکستر وار نزد خلق الله لاف بسیار زدند که دشمنان جرات حمله ندارند و با شعار های مرگ بر و غرق کردن ماکت ناو هواپیمابر آمریکا قدرت نداشته خود را با غلو و دروغ بخورد ملت دادند. خامنه ای بیش از هر کس از ضعف نظامی رژیم با خبر بود و تمامی تلاشش از طریق قاسم سلمانی جبران این ضعف داخلی با ایجاد نیروهای نیابتی در منطقه نه برای حمله به اسرائیل بلکه بازدارنده ای موقت برای خریدن زمان تا ساختن بمب اتمی و کره شمالی شدن بود. اشتباه حمله ۷ اکتبر حماس در واقع جمهوری اسلامی و جبهه مقاومت را از موضع تدافعی به موضع تهاجمی که برای آن اصلا آمادگی نداشت کشاند و طی ۱۲روز جنگ در واقع مشت رژیم حتا بین هوادارانش باز شد که چگونه اینان بدون ذره ای تدارکات دفاعی برای کشور و مردم تمام این سالها شعار نابودی امریکا و اسرائیل سر داده اند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی