سه شنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۴

ققنوسِ اهوازِ ما (برای احمد بالدی) – سیدعلی صالحی

احمد…

احمد بالدی… برادرم!

سرِ راهت

رو به باران که می‌روی

به حضرتِ فردوسی بگو

برگرد

سرنوشتِ سیاوش را

دوباره برای ما بنویس،

ما دارد تاریخ از یادمان می‌رود.

احمد… کا…!

سرِ راهت

رو به بهشت که می‌روی

حتماً به بیهقی بگو

برگرد

سرنوشتِ حلاج را

دوباره برای ما بنویس،

ما دارد دلاوریِ دریا

از یادمان می‌رود.

احمد… وُلِک!

سرِ راهت

رو به رهاییِ مطلق که می‌روی

به کریم‌پورِ شیرازی بگو

برگرد وُ 

باز از آوازِ آرامِ آزادی

سخن بگو،

ما دارد حتی تکلمِ آدمی

از یادمان می‌رود.

احمد…

هی احمدِ بالدی…!

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

یک پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی