
روزهای سهشنبه و چهارشنبه، ۱۳ و ۱۴ آبان ۱۴۰۴، در میانهی آبانماه ۱۴۰۴، از ماکو تا شیراز، از شیراز تا تهران،از خارک تا هفت تپه، اعتصابها و اعتراضهای کارگری بهسوی سراسری شدن، طبقاتی و تهاجمی جاری شده است. جامعه بار دیگر شاهد طغیان اعتراضی کارگران و زخمتکشان، از جمله پرستاران، کشاورزان و بازنشستگان در دهها شهر بوده است. از میدانهای نفت و بیمارستانها تا دشتهای نیشکر و کارگاههای شهرداری، صدای واحدی برخاست:
صدای طبقهی کارگر در برابر فقر، تبعیض و سیاستهای ویرانگر حکومتی
– اعتصاب کارکنان شرکت نفت فلات قاره ایران – بهرگان، خارک و سیری
بامداد چهارشنبه ۱۴ آبان، کارگران شرکت نفت فلات قاره در مناطق عملیاتی بهرگان، خارک و سیری دست از کار کشیدند و گرد هم آمدند. این اعتصاب، یکی از گستردهترین حرکتهای اخیر در بخش انرژی کشور بود.
مطالبات کارگران به روشنی بیان شد:
اصلاح فوری ساختار مزدی و حذف سقف حقوق؛
لغو مالیاتهای غیرقانونی بر دستمزدها؛
استقلال صندوق بازنشستگی و حذف تبعیض میان نیروهای رسمی و پیمانی.
نمایندگان کارگران اعلام کردند که «سالها وعده شنیدهایم و هیچ اصلاحی صورت نگرفته است».
خشم انباشتهی کارگران نفت، بار دیگر نشان داد که مرکز ثقل اقتصاد کشور در حال جوشش است.
🔹 همایش کارگران پیمانی و قراردادی صنعت نفت – تهران
همزمان در تهران، صدها نفر از کارگران پیمانی و ارکان ثالث صنعت نفت در برابر نهاد ریاستجمهوری همایش اعتراضی برپا کردند.
شعارها علیه پیمانکاران دلالگونه و وعدههای بیسرانجام دولت طنینانداز شد.
کارگران خواستار:
حذف کامل شرکتهای پیمانکاری و تبدیل وضعیت نیروها؛
اجرای نظام پرداخت برابر با کارکنان رسمی؛
پرداخت فوری معوقات و اصلاح احکام مزدی.
این همایش اعتراضی در تهران، حلقهی دیگری از زنجیرهی اعتصابهای صنعت نفت،یعنی حیاتیترین شاهرگ حیاتی حکومت و جامعه است که در ماههای اخیر سراسر جنوب و مرکز ایران را در بر گرفته و با تداوم خود میتواند به اعتصاب سراسری نفتگران بدل شود.
🔹 اعتراض پرستاران و کارکنان درمانی – مشهد و اهواز
در روز ۱۴ آبان، پرستاران بیمارستان قائم مشهد علیه بیتوجهی به تعرفهها و تأخیر مزدی تجمع کردند.
در همان روز، پرستاران و کارکنان خدمات درمانی اهواز با پهن کردن سفرههای خالی در محوطهی بیمارستان، تصویر تکاندهندهای از فقر و تبعیض را به نمایش گذاشتند.
آنان خواستار:
پرداخت فوری معوقات؛
اجرای کامل تعرفه خدمات پرستاری؛
بهبود وضعیت معیشت و امنیت شغلی.
این حرکتهای همزمان، تداوم اعتراضات پرستاران در سراسر کشور و نشانهی جوشش موجی نو در بدنهی نظام درمانی است.
🔹 خیزش کشاورزان در ماکو
در شهرستان ماکو، این بخش از کردستان بسیار حساس، کشاورزان روستای بهلولآباد بار دیگر به میدان آمدند.
سالهاست که از حقآبهی کشاورزیشان محروم ماندهاند و وعدههای مسئولان دربارهی تخصیص آب از سد ارس هرگز عملی نشده است.
در تجمع اعتراضی اخیر، کشاورزان تهی دست فریاد زدند:
«زمین خشک است، وعدهها بیحاصل!»
مطالبات آنان روشن است:
تأمین حقآبه کشاورزی مطابق مصوبات؛
تخصیص آب از سدهای منطقه با اولویت تولید و زندگی مردم؛
بهبود زیرساختهای آبیاری و تجهیز اراضی.
این اعتراض، پژواک خشم کشاورزان به فرودستی و قحطی نشانیده شده در سراسر ایران است؛ از اصفهان تا خوزستان، از ماکو تا ورزنه – نشانهای از پیوند میان بحران آب و زیست محیطی و فساد حکومتی و ستم طبقاتی.
🔹 تجمع بازنشستگان مخابرات در دهها شهر
روز سهشنبه ۱۳ آبان، بازنشستگان شرکت مخابرات ایران در تهران، تبریز، اهواز، اصفهان، سنندج، زنجان، رشت، همدان و کرمانشاه گرد آمدند
شعارهای آنان طنینافکن بود:
«نه تهدید، نه زندان، دیگر اثر ندارد — کارگر بیدار است، از استثمار بیزار است.»
مطالبات:
اجرای کامل همسانسازی حقوقها؛
پرداخت معوقات مزدی و بیمهی تکمیلی؛
بازگرداندن مزایای رفاهی حذفشده.
بازنشستگان مخابرات، حلقهی پیوندی میان نسلهای کارگریاند و حضورشان در خیابانها، نشانهی فرارسیدن دورانی تازه از همبستگی طبقاتی است.
🔹 کارگران شهرداری ایلام – فقر در لباس خدمت
کارگران فضای سبز و خدمات شهری ایلام نیز در اعتراض به چهار ماه معوقهی مزدی و نبود امنیت شغلی، مقابل ساختمان شهرداری تجمع کردند.
یکی از کارگران گفت:
«ما با جارو و بیل شهر را تمیز میکنیم، اما سفرهی خانهمان خالی است.»
این فریاد، پژواک میلیونها مزدبگیرو تهی دست و زحمتکش در سراسرایران است که زیر سایهی تورم، سیاستهای خصوصیسازی و فساد اداری به ستوه آمدهاند.
🔹 متقاضیان طرح مسکن ملی – اردکان
در اردکان، جمعی از متقاضیان طرح «مسکن ملی» مقابل ادارهی راه و شهرسازی تجمع کردند.
شعارشان کوتاه و گویا بود:
«پول دادیم، خانه ندیدیم!»
آنها به تأخیرهای چندساله، افزایش قیمتها و سکوت مسئولان معترضاند.
🔻 جمعبندی و چشمانداز
اعتراضات و اعتصابهای روزهای ۱۳ و ۱۴ آبان، تصویری روشن از همزمانی و همسرنوشتی بخشهای مختلف طبقهی کارگر ایران ارائه میدهد.
در جنوب، نفتگران؛ در شمالغرب، کشاورزان ماکو؛ در شرق و غرب، پرستاران و معلمان؛ و در شهرهای بزرگ، بازنشستگان و کارگران شهرداری — همه در طبقهای واحد، زیر پرچم حقوق انسانی و طبقاتی، عدالت و کرامت انسانی.
این همزمانی دیگر صرفاً سلسلهای از اعتصابها و همایشهای اعتراضی پراکنده نیست؛ بلکه نشانهای از بلوغ یک جنبش اعتراضی فراگیر است که در مسیر اعتصاب سراسری گام برمیدارد.
در حالیکه حاکمیت از «مهار تورم» و «رونق تولید» سخن میگوید، واقعیت در خیابانها، کارخانهها و مزارع، چیز دیگری است:
فقر، خشم و اراده برای تغییر.
طبقهی کارگر ایران بار دیگر بر صحنه بازگشته است — این بار نه تنها برای مزد، بلکه برای زندگی، آزادی و آیندهای انسانی. با شعار توپ، تانک، فشفشه دیگر اثر ندارد!
عباس منصوران
۶ نوامبر ۲۰۲۵/۱۵ آبانماه ۱۴۰۴








2 پاسخ
طرح مسأله از طرف مارکس در سال ۱۸۵۲[*]
مرینگ در سال ۱۹۰۷ قسمتى از نامه مورخه ۵ مارس ۱۸۵۲ مارکس به ویدمیر را در مجله “زمان نو” (Neue Zeit، صفحه ۱۶۴، شماره ۲-۲۵) منتشر ساخت. از جمله محتویات این نامه، مبحث عالى زیرین است:
«و اما درباره خود باید بگویم، نه کشف وجود طبقات در جامعه کنونى و نه کشف مبارزه میان آنها، هیچکدام از خدمات من نیست. مدتها قبل از من مورخین بورژوازى تکامل تاریخى این مبارزه طبقات و اقتصاددانان بورژوازى تشریح اقتصادى طبقات را بیان کردهاند. کار تازهاى که من کردهام اثبات نکات زیرین است: ۱) این که وجود طبقات فقط مربوط به مراحل تاریخى معین تکامل تولید است (historische Entwicklungsphasen der Produktion)، ۲) این که مبارزه طبقاتى الزاما به دیکتاتورى پرولتاریا منجر میشود، ۳) این که خود این دیکتاتورى فقط گذارى است بسوى امحاء همه طبقات و جامعهاى بدون طبقه…» منبع دولت و انقلاب، لنین
کمون پاریس اثبات نمود بدون درهمکوبیدن دولت بورژوازی رسیدن بدیکتاتوری پرولترها غیر ممکن است.
کسانی که ادامه مبارزه طبقاتی را تا انقلاب قهری کمونیستی، درهم کوبیدن دولت سرمایه داری، ساختن دیکتاتوری پرولتاریای مسلح را، فراخوان نمی دهند مارکسیست – کمونیست – نیستند:
تنها افراد، احزاب، جریاناتی کمونیست – مارکسیست هستند، که به پیروزی رساندن انقلاب قهری کمونیستی – جنگ طبقاتی، ایجاد دیکتاتوری انقلابی پرولتاریا را بعنوان استراتژی شان قرار دهند و در جهت آماده کردن طبقه کارگر برای آن تلاش بیوقفه نمایند. لنین می نویسد :
فقط کسى به کُنه آموزش مارکس درباره دولت پى برده است که فهمیده باشد دیکتاتورى یک طبقه نه تنها براى هرگونه جامعه طبقاتى بطور اعم و نه تنها براى پرولتاریایى که بورژوازى را سرنگون ساخته بلکه براى دوران تاریخى کاملى نیز که سرمایهدارى را از “جامعه بدون طبقات” یعنى از کمونیسم جدا میکند – ضرورت دارد. دولت و انقلاب.
دولت میتواند داری اشکال مختلف باشد،اما در همه اشکال دیکتاتوری طبقه حاکم است. انقلاب قهری یک ضرورت ناگزیر برای محو کاپیتالیسم است.سکوت کنندگان اپورتونیستند!