مستند دولورس ایبارروری (پاسیوناریا) – حمید حسینی

دلرس ایبارروری ملقب به پاسیوناریا

در روز ۱۴ سپتامبر در اعتراضاتی بزرگ علیه شرکت تیم دوچرخه سواری اسراییل در مسابقات دور اسپانیا پژواک فریاد « هرگز از این جا نخواهند گذشت» آسمان مادرید را می‌لرزاند. میراث مبارزاتی پر شکوه دولورس ایبارروری همچنان زنده و پر طراوت در میان نسل‌های تازه اسپانیا به زندگانی خود ادامه میدهد.

در آغاز ورودم به  اسپانیا در سال ۱۹۸۳ و سالهای بعد از آن نام دولورس ایبارروری ملقب به پاسیوناریا را بیش از هر کس دیگری شنیده بودم و زندگی نامه او را به قلم خودش در کتابی بعنوان « تنها راه » خوانده بودم. احترام و علاقه ای خاص به او داشتم. از آن زمان تا کنون بخاطر جلب همبستگی بین المللی با مبارزات مردم ایران علیه فاشیسم مذهبی حاکم برآن مراودات بسیاری با حزب کمونیست و بطور عام با جنبش چپ و دمکراتیک اسپانیا داشته ام و از این طریق شناخت بسیار همه جانبه ای را از جنگ‌های داخلی اسپانیا، مبارزات قهرمانانه جمهوری خواهان و بعد از آن مقاومت علیه فاشیسم در طول چهل سال دیکتاتوری فرانکو بدست آورده ام.

آمپارو کلیمنت کارگردان مستند پاسیوناریا

 مدتها بود که شنیده بودم آمپارو کلیمنت مستندی از زندگی پاسیوناریا را در دست تهیه دارد و بیصبرانه منتظر دیدن آن بودم. قبل از آن دو مستند دیگر از این کارکردان را دیده بودم، « اشکهای آفریقا و نامه های گمشده » که هر دو فوق العاده بودند.

در روز ۲۸ ماه آگوست این امکان برایم پیش آمد تا مستند پاسیوناریا را در آکادمی سینمای مادرید ببینم. در تمامی ۸۰ دقیقه ای که فیلم ادامه داشت حتی نتوانستم پلک بزنم، بطور فوق العاده ای جذب محتویات فیلم بودم. خیلی دشوار است که یک مستند سیاسی اجتماعی بتواند آنچنان جذاب باشد که بیننده حواسش از آنچه در آن می‌گذرد منحرف نشود، ولی پاسیوناریا به این مهم دست پیدا میکند. بعنوان کسی که هنر سینما را دوست دارد و حتی بالاتر، آنرا ستایش میکند، میتوانم با جرات بگویم که آمپارو کلیمنت به بیننده احازه نمی‌دهد حتی لحظاتی را فکر و نظر به جایی دیگر داشته باشد.

 همچنان، در روزهایی که گذشت، بعد از دیدن فیلم به آن فکر میکنم و شکل و محتوای آنرا ارزیابی میکنم  هر بار بیشتر به اهمیت کار مهمی که آمپارو کلیمنت کرده است پی میبرم, قبل از هر جنبه ای بنظرم میاید، فیلم پاسخ به یک ضرورت سیاسی اجتماعی این لحظه تاریخی است، نه تنها در اسپانیا بلکه در عرصه جهانی . بنظرم می‌آید که بطور بسیار تحسین برانگیزی کارگردان  زمان و مکان بسیار مناسبی را برای تهیه و آفرینش این اثر هنرمندانه انتخاب کرده است.

راست افراطی از آمریکای شمالی و جنوبی تا اروپای غربی بمانند مرکبی سیاه بر صفحه کاغذ سفید پخش میشود و گام به گام دست آوردهای دمکراتیک سالیان طولانی بعد از جنگ دوم جهانی را محو میکند، نظم سیاسی نوینی در مناسبات میان دولتها شکل می‌گیرد بدون آنکه نظم گذشته کاملا از بین رفته باشد، نظم رو به افول برای جلوگیری از غروب خود حقوق تثبیت شده بین المللی را زیر پا میگذارد و قانون جنگل را در روابط میان ملتها و دولتها جاری میکند. 

مستند پاسیوناریا در این شرایط طلوع میکند. چهره و سیمای پر شکوه دولورس ایبارروری با آن لباس سرتا پا سیاه و موهای جمع کرده در بالای گردن بعنوان نمادی از مقاومت و مبارزه علیه فرانکیسم « شکل اسپانیایی فاشیسم» به صحنه آورده میشود. کارگردان با آگاهی از شرایط پر خطر نوین و قدرت گیری فاشیسم نو، به حافظه تاریخی رجوع میکند و مثل همیشه از بر پای دارندگان اتشها میخواهد که گام به جلو بگذارند و فریاد کنند که « هرگز از این جا نخواهند گذشت». و البته چه شکل و شمایلی زنده تر و بر انگیزاننده تر از دولورس ایبارروری در پیشاپیش آنها.

در مستند پاسیوناریا بخوبی نشان داده میشود که دولورس ایبارروری بر متن مبارزات ضد فاشیستی تبدیل میشود به یک نماد ملی و حتی جهانی برای نشان دادن راه، و اینکه اگر در مقابل ظلم قرار گرفتی تنها راه دفع آن، مبارزه با آن است, جمله تاریخی مردن در حال ایستاده بهتر از زندگی در حالت زانو زدن است مربوط به این دوران است.

جنگهای داخلی اسپانیا در فاصله سالهای ۱۹۳۶ تا ۱۹۳۹ پله اول مبارزه با فاشیسم و نازیسم در مقیاس بین المللی بود. تمامی دولتهای غربی در آن زمان که جمهوری خواهان اسپانیا علیه فرانکیستها در اسپانیا می‌جنگیدند آنها را تنها گذاشتند و نتیجتا فرانکیسم که معادل اسپانیایی فاشیسم بود با حمایت آلمان نازی بر جمهوری خواهان پیروز شد. در آن سالهای سخت و حماسی دولورس ایبارروری همیشه با آن لباس سرتا پا سیاه و با موهای همیشه جمع کرده بر بالای گردن و سخنان حماسی فریاد بسیج گر و سازمانده نیروهای آزادی بخش بود. و حالا تصادفی نیست که این اسپانیاست که برای اعتراض به هلو کاست ایجاد شده در فلسطین توسط دولت اسراییل، که بازهم سکوت غیر انسانی دولتهای غربی و حمایت همه جانبه آمریکا را بهمراه دارد   فریاد بر می آورند که: هرگز از اینجا نخواهند گذشت

در مستند پاسیوناریا بخوبی نشان داده میشود که اگر در آن مرحله، آزادی خواهان عقب نشینی کردند و صحنه را به فاشیستها واگذار کردند، ولی در مقیاس تاریخی در این نبرد پیروز شدند و امروز اگر دمکراسی در اسپانیا نفس میکشد نتیجه مبارزات قهرمانانه دولورس ایبارروری و هم نسلان او بوده است.

فیلم دارای بخشهای متفاوتی است، از جنبه های سیاسی بر زندگانی دولورس ایبارروری گذر میکند ونشان می‌دهد که میراث ماندگار دلرس ایبارروری تنها محدود به مبارزات سیاسی نیست و شاید، وسیع تر به جنبه های شخصیتی او در زندگی خصوصی می پردازد. در رابطه با فرازهای زندگی سیاسی مصاحبه های بسیار با ارزشی را شاهد هستیم، صحبت با ماریو آموروس نویسنده کتاب « هرگز از اینجا نخواهند گذشت», انریکه سانتیاگو« دبیر کل حزب کمونیست اسپانیا», ویلی مییر« نماینده سابق پارلمان اروپا», و تعدادی دیگر. مستند پاسیوناریا برای نگاه عمیق و همه جانبه به چگونه بودن دولورس ایبارروری در زندگی شخصی تکیه دارد به گفتگوهای بسیار وسیع با دختر او، آمایا، نوه او، لولا روئیس ایبارروری و دوست و منشی همیشه زندگانی او، ایرنه فالکون . از طریق مصاحبه با آنهاست که نور افشانده میشود به ناشناخته های زندگی دولورس ایبارروری، از طریق این گفت‌وگوهاست که به شخصیت صمیمی و بسیار ساده پاسیوناریا میرسیم که چگونه همیشه دستان گشاده داشت برای کمک به دیگران و همچنین می فهمیم که سراسر زندگانیش در رنج گذشت. از همان آغاز کودکی و گذران زندگی در گایارتا واقع در ایالت ویزکایا تا اقامت در مادرید و مبارزه برای جمهوری دوم و بعد از آن جنگ‌های داخلی و مهاجرت، سالهای زندگی در شوروی و از دست دادن فرزند در نبردهای استالینگراد و بعد بازگشت به مادرید و نمایندگی مجلس و تبدیل شدن  به شخصیتی بی بدیل در حیات سیاسی اجتماعی اسپانیا.

مستند دولورس ایبارروری ( پاسیوناریا ) روز ۳ اکتبر همین سال در سینماهای اسپانیا به نمایش در خواهد آمد. دیدن آنرا ضروری میدانم و بدین خاطر انرا توصیه میکنم. در این فیلم دولورس ایبارروری را از نو خواهیم شناخت:

“قلعه ای عظیم

که طلسم دروازه اش 

کلام کوچک دوستی است”

برچسب ها

سؤال اصلی  این است که چه اتفاقی برای اسب افتاد. فیلم «اسب تورین» با اشاره به رویدادی که گفته می‌شود فریدریش نیچه در زمستان ۱۸۸۹ شاهد آن بوده، آغاز می‌شود، رویدادی که گمان می‌رود واسطه‌ی فروپاشی روانی او بوده است
بن‌هنیا با نهایت پرهیز، صداقت و تسلط سینمایی، ما را در دل تراژدی‌ای فرو می‌برد که به‌واسطه‌ی آن، کودکیِ نابودشده در غزه نه فقط روایت، بلکه دوباره زندگی می‌شود؛ کودکی‌ای که کشته شد فقط برای این‌که فلسطینی بود
در اسپانيا بحث‌ها درباره سرنوشت بقایای قربانیان جنگ داخلی ادامه دارد. بر اساس اصلاحيه جديد پارلمان، در آینده، فعالیت‌هایی که فرانکویسم و ديکتاتوری را توجیه یا ستایش می‌کنند، ممنوع خواهد شد. حزب محافظه‌کار مردم و حزب راست افراطی وکس به این اصلاحیه رأی منفی دادند...

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی