
کمیتهی مرکزی حزب کمونیست فلسطین در بیانیهای ضمن محکوم کردن گسترش خشونتها در غزه، آن را بخشی از راهبرد سازمانیافتهی سرکوب و حذف مردم فلسطین توصیف کرد.
این بیانیه خواستار تقویت اشکال مختلف مقاومت، بهویژه مردمی و دموکراتیک، در برابر اشغالگری شد.
حزب همچنین با هشدار دربارهی پروژههای سیاسی پوششی و روندهای عادیسازی، از نقش تشکیلات خودگردان در بازتولید نظم موجود انتقاد کرده است.
کمیته همچنین تصمیم کنست برای تحمیل حاکمیت بر کرانهی باختری را بخشی از پروژهی استعمار صهیونیستی و تهدیدی موجودیتی توصیف کرده است.
در پایان، حزب بر لزوم بازسازی سازمان آزادیبخش بر مبنای اصول انقلابی، رد راهحلهای انحلالطلبانه، و تقویت همبستگی با مبارزات جهانی ضد امپریالیستی تأکید میکند.
کمیته بر لزوم بازسازی ساختار نمایندگی فلسطینیان، تقویت همبستگی جهانی، و رد هر راهحل ناعادلانهای که حقوق اساسی ملت فلسطین را نادیده بگیرد، تأکید دارد.
متن بیانیه:
کمیتهی مرکزی حزب کمونیست فلسطین نشست عادی خود را در شرایطی برگزار کرد که رویدادها در صحنهی فلسطین، بهویژه در نوار غزه و کرانهی باختری، شدت یافته و توطئههای بینالمللی و منطقهای علیه حقوق ملت ما ادامه دارد. کمیتهی مرکزی، پس از بررسی همهجانبهی تحولات اخیر، بیانیهی زیر را صادر میکند:
۱. محکومیت گسترش تجاوز در غزه و فراخوان برای گسترش مقاومت
کمیتهی مرکزی، تصمیم رژیم اشغالگر برای گسترش عملیات نظامی در نوار غزه را اقدامی مجزا نمیداند، بلکه آن را ادامهی راهبرد چند دههای نسلکشی و پاکسازی قومی ارزیابی میکند که هدف آن درهم شکستن ارادهی مردم ما و سوق دادن آنان به تسلیم سیاسی و اقتصادی است. گرسنه نگاه داشتن مردم ما و بستن مسیر ورود کمکها به نوار غزه، بخشی از راهبرد اشغالگر برای تضعیف مقاومت و شکستن حمایت مردمی از آن است.
حزب کمونیست فلسطین تأکید میکند که تنها پاسخ درخور به نسلکشی صورتگرفته علیه ملت ما در غزه، گسترش اشکال مقاومت—سیاسی، مردمی و مسلحانه—در داخل کشور، جهان عرب و در سطح بینالمللی است. ما باید برای ورود فوری و بدون قید و شرط کمکهای بشردوستانه به نوار غزه و به رسمیت شناختن آن بهعنوان حقی انسانی و قانونی برای مردم محاصرهشده، تلاش کنیم.
۲. هشدار نسبت به کنفرانسهای جهانی با شعارهای گمراهکننده
کمیتهی مرکزی نسبت به فریب خوردن از شعارهای سطحی برخی کنفرانسهای بینالمللی که بهظاهر در راستای صلح و «راهحل دو دولتی» برگزار میشوند، اما در واقع اهداف خطرناکتری برای حذف مسئلهی ملی ما دنبال میکنند، هشدار میدهد.
نمونهی بارز آن، کنفرانسی است که اخیراً تحت رهبری عربستان سعودی و فرانسه در نیویورک برگزار شد. اگرچه این کنفرانس بهعنوان جلسهای در حمایت از به رسمیت شناختن دولت فلسطین معرفی شده بود، بیانیهی پایانی آن هیچ اشارهای به «راهحل دو دولتی» نداشت. در عوض، بر خلع سلاح بیقید و شرط مقاومت تمرکز کرد—هدفی که کاملاً در راستای منافع رژیم اشغالگر است و حق بنیادی مردم ما برای دفاع از خود را تضعیف میکند.
۳. انتقاد از عملکرد تشکیلات خودگردان فلسطین و رهبری آن در سازمان آزادیبخش
کمیتهی مرکزی، اصرار تشکیلات خودگردان فلسطین و رهبری مسلط در سازمان آزادیبخش فلسطین بر برگزاری انتخابات شورای ملی فلسطین در این مرحلهی حساس را گسستی جدی از مسیر مبارزاتی ملت ما میداند. این اقدام نهتنها به تقویت وحدت ملی کمک نمیکند، بلکه شکافها را عمیقتر کرده و سلطهی جناحی را تقویت میکند که ارتباط خود با پروژهی رهایی ملی را از دست داده است.
در شرایط کنونی، بازسازی سازمان آزادیبخش فلسطین بر مبنای اصول ملی و انقلابی—و دربرگیرندهی همهی جریانها و نیروهای ملی—ضروری است. چنین بازسازیای میتواند به پایان دادن به تقسیمات داخلی و متحد کردن انرژیها در مسیر مبارزه با اشغالگر بینجامد.
۴. درخواست از تشکیلات خودگردان برای بازگشت به مسیر مبارزه
کمیتهی مرکزی تأکید میکند که تشکیلات خودگردان فلسطین سالهاست که کارکرد ملی خود را از دست داده و به ابزاری برای هماهنگی امنیتی با اشغالگر تبدیل شده است—نقشی که از زمان تأسیس، مأموریت اصلی آن بوده است.
این وضعیت، جایگاه تشکیلات را بهعنوان مأمور امنیتی اشغالگر تثبیت کرده است، و حزب ما قاطعانه آن را رد میکند. از همینرو، کمیتهی مرکزی از این نهاد میخواهد که بهطور ریشهای در سیاستهای خود تجدیدنظر کرده، به مسیر مبارزه و مقاومت بازگردد، و برنامهی رهایی ملی را بپذیرد؛ برنامهای که میتواند نقش تشکیلات را بهعنوان نمایندهی واقعی مردم در عرصهی بینالمللی و حامی مشروع مقاومت احیا کند.
۵. هشدار دربارهی تصمیم کنست برای تحمیل حاکمیت بر کرانهی باختری
کمیتهی مرکزی، تصمیم کنست برای تحمیل حاکمیت ملی اسرائیل بر کرانهی باختری را فصل تازهای از پروژهی استعمارگرایانهی صهیونیستی در قالب شهرکسازی میداند؛ پروژهای که از آغاز با هدف کنترل کامل بر فلسطین تاریخی و آواره کردن مردم آن دنبال شده است.
این تصمیم بار دیگر نشان میدهد که رژیم اشغالگر به هیچ راهحل سیاسی واقعی باور ندارد و پروژهی آن مورد حمایت امپریالیسم جهانی و نیروهای ارتجاعی عرب است. این واقعیت، مردم ما را ملزم میکند که راهبردی سیاسی و میدانی برای مقاومت همهجانبه در برابر این تهدید موجودیتی در پیش گیرند.
۶. چشمانداز حزب برای راهحل مسئلهی فلسطین
حزب کمونیست فلسطین تأکید میکند که هر راهحل سیاسیای که پایان کامل اشغال، تشکیل دولت دموکراتیک فلسطینی در مرزهای ملی به پایتختی اورشلیم، و حق بازگشت کامل مهاجران را تضمین نکند، راهحلی انحلالطلبانه است و مورد مخالفت ماست.
حزب، مبارزات رهاییبخش ملی را بخشی از مبارزهی جهانی علیه امپریالیسم، صهیونیسم و ارتجاع میداند و باور دارد که پیروزی ملت ما در گرو اتحاد فلسطینیان، ملتهای عرب، و همبستگی مبارزات بینالمللی است.
۷. دعوت به وحدت ملی برای مقابله با توطئهها
کمیتهی مرکزی، همهی جریانها و نیروهای ملی مخالف توافقات اسلو و اشغالگری را به اتحاد در جبههی ملی مقاومت فرا میخواند تا با توطئههایی که هدف آنها حذف مسئلهی ملی ماست مقابله کنند، و مبارزه را در همهی اشکال آن تا دستیابی به آزادی کامل، تشدید نمایند.
وضعیت کنونی جهان عرب
کمیتهی مرکزی خاطرنشان میکند که جهان عرب به دلیل سلطهی آمریکا و رژیم صهیونیستی، و همچنین همکاری رژیمهای ارتجاعی که به بهای ملتهای خود در خدمت منافع خارجی هستند، با بحرانی عمیق روبهروست.
سوریه
درگیریهای داخلی در سوریه، بهویژه پس از تسلط گروههای تروریستی—از جمله گروه موسوم به «احمد الشرع» (جولانی سابق)—بر بخشهای گستردهای از کشور، کشتار جمعی غیرنظامیان در مناطق ساحلی و سویدا، بیتوجهی به تجاوزات رژیم صهیونیستی در جنوب سوریه، و نفوذ ترکیه در شمال، وحدت و استقلال این کشور را تهدید میکند. راهحل این بحران در اتحاد ملیگرایان سوری، بهویژه کمونیستها، نهفته است تا طرح تجزیهی سوریه را خنثی کرده و دولت ملی مستقل را بازسازی نمایند.
لبنان
کمیتهی مرکزی، تصمیم قاطع دولت لبنان برای خلع سلاح مقاومت را تسلیم شدن در برابر دیکتههای صهیونیستی و آمریکایی میداند؛ تصمیمی که بدون هیچ تضمینی برای خروج اشغالگر از خاک لبنان یا توقف حملات آن به جنوب کشور اتخاذ شده است.
یمن
کمیتهی مرکزی، به مردم یمن—چه رهبران و چه تودههای مردم—درود میفرستد، بهخاطر تلاشهای قهرمانانهشان در حمایت از مردم غزه، مقابله با تهدیدهای آمریکایی و صهیونیستی، و اثبات اینکه همبستگی عربی ممکن و مؤثر است.
رژیمهای عادیسازیکننده روابط
کمیتهی مرکزی، موضع دولتهای عربیای که در حال عادیسازی روابط با رژیم اشغالگر هستند را محکوم میکند؛ دولتهایی که در ارسال کمک به غزه ناکام ماندهاند و روابط خود را با اشغالگری عادی کردهاند که طی ۲۲ ماه، بیش از ۶۰ هزار فلسطینی—که عمدتاً زن و کودک بودهاند—را به قتل رسانده است. این دولتها، برای توجیه بیعملی خود در برابر ملتهایشان، مقاومت فلسطینی را به «ابزار فارسی» متهم میکنند؛ گویی اشغالگری صهیونیستی یا غربی در کشورهای عربی، فاقد ماهیت تجاوزکارانه و ضدحاکمیتی است.
وضعیت بینالمللی کنونی
کمیتهی مرکزی باور دارد که تشدید کشمکشهای بینالمللی—از جمله نزاع میان روسیه و ناتو، یا تقابل چین و ایالات متحده—نه ناشی از مبارزات خلقها برای آزادی، بلکه نمایانگر رقابت میان امپراتوریهای جهانی برای تقسیم بازارها، منابع، انرژی و حوزههای نفوذ است.
موضع حزب کمونیست فلسطین در این زمینه روشن است: اینها مبارزات ما نیستند، و همچنین مبارزات طبقهی کارگر جهانی نیز بهشمار نمیآیند. این جنگها، نزاعهایی میان طبقات حاکمهی بورژواییاند، و کمونیستها وظیفه دارند در برابر سوءاستفاده از این درگیریها برای سرکوب و فقیرسازی ملتها مقاومت کنند.
سوسیالیسم؛ تنها گزینهی انسانی و ریشهای
کمیتهی مرکزی معتقد است که راهحل ریشهای برای جنگها، فقر، و وخامت روزافزون اوضاع اقتصادی، سوسیالیسم است. سوسیالیسم تضمینکنندهی توزیع عادلانهی ثروت، پایان دادن به بهرهکشی، و جلوگیری از رشد فاشیسم و ناسیونالیسم افراطی در جهان امروز است.
جاوید باد یاد جانباختگان ما،
آزادی برای زندانیان ما،
پیروزی برای مردم ما و مقاومت دلاورانهشان.
کمیتهی مرکزی حزب کمونیست فلسطین
*ترجمه ی متن به فارسی : داود جلیلی
منبع: سولیدنت





3 پاسخ
این متن حماس را فراموش کرده و مشکل سیاستهای کشورهای مسلمان و بنابراین تضادهای قومی و مذهبی را کاملا تاکید میکند. تاکید بر نحوه مبارزه بخصوص و عدم شناخت نقش نیروهای مخالف درون کشور اسراییل بطور خلاصه بسیار غیر سازنده و مخرب است.
موضع گیری روشن و صریح و شجاعانهای بود. این شجاعت، روشن بینی و پایداری بر سر موضوع به ویژه درباره امپریالیسم ، منازعههای قدرتهای بزرگ از جمله چین و روسیه با ناتو و تحولهای منطقهای و فرامنطقهای فقط میتواند ناشی از درک درست از شرایط مشخص دارد.به امید آزادی فلسطین
با درود, متاسفانه این بیانیه فاقد دیدگاه, و پیشنهاد تاکتیک و استراتژی عملی و واقعی میباشد. دهان باز کردن برای هیچ نگفتن. تبلیغ به جای تحلیل.انتقادی ازفاجعه ۷ اکتبر . در حقیقت بیان بارز وضعیت اسف بار فلسطینیها, تحت رهبری راست افراطی قرون وسطایی -مذهبی حماس /رژیم ایران میباشد .