از حکمتِ حروف – سیدعلی صالحی

به چشمِ دایره
پَر می‌زند حضور،
هم در تخیلِ نور،
که تلخ می‌زند سه‌تارِ سَبا.

مَلَک‌المَرایا
آیا
پُرسانِ پَری رویِ ماه
آمده بود که سایه‌سارِ سلیمان،
یا صحاریِ سینا؟
صبوری کن سارا…!
او که به لکنتِ واژه
الف از عبارتِ فرعون
گرفته بود،
هم بی‌عصا… آیا
به کرانه‌ی کنعان خواهد رسید؟

هی هارون!
تو با برادر خود بگوی:

عصا از آسمان بگیر وُ
حکمت از شهپرِ جبرئیل.

من به چشمِ دایره دیدم
حروفِ جلاله‌ی جبرئیل
باز به هزار آوازِ آدمی
ترجمه خواهد شد…!

برچسب ها

به قول همیشه بامداد ما، «روزگارِ غریبی‌ست نازنین!»البته این عبارت اندوهگسار، چهره‌نمای همان دو سه دهه‌ی نخست انقلاب بود. این سال‌ها و دهه‌های اخیر، «ما خود غریب روزگار و روزگارانیم»! ‌این غربت برای من آن شبی آغاز شد که شنیدم زنده‌نام «غلامحسین ساعدی» دنیا را به دردپذیران سپرد و رفت

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی