
نگاه آگهی نو به فیلم “زن و بچه”: تجربهای تلخ، واقعی و تکاندهنده از سعید روستایی
فیلم زن و بچه جدیدترین ساختهی جدید سعید روستایی است؛ فیلمسازی که بسیاری او را بهخاطر آثار اجتماعی تلخ اما تأثیرگذارش مثل ابد و یک روز و برادران لیلا میشناسند. این بار نیز روستایی سراغ موضوعی حساس رفته: مادری تنها که در دل مشکلات خانوادگی و اجتماعی، سعی میکند فرزندش را نجات دهد.
فیلم زن و بچه درباره چیست؟
شخصیت اصلی فیلم مهناز (با بازی پریناز ایزدیار) پرستاری ۴۵ ساله و بیوه است. او تمام عمرش را صرف مراقبت از پسر نوجوانش، علیار کرده؛ پسری که رفتارهای ناهنجارش باعث اخراج از مدرسه شده و مهناز را در موقعیتی بحرانی قرار داده است. وقتی مهناز تصمیم میگیرد زندگیاش را دوباره بسازد و با مردی به نام حمید ازدواج کند، یک حادثه ناگهانی در شب مراسم نامزدی، همه چیز را تغییر میدهد. فیلم از این نقطه، وارد فضایی سنگین و درگیرکننده میشود که تا انتها مخاطب را رها نمیکند.
چرا این فیلم مهم است؟
اگر اهل سینمای اجتماعی هستید، «زن و بچه» برای شما یک تجربه ضروری است. فیلم بدون قضاوت، واقعیتی را نشان میدهد که بسیاری از مادران ایرانی با آن روبهرو هستند: تنهایی، قضاوت اجتماعی، تربیت فرزندان بدون پشتیبانی مردانه و مبارزه با بیعدالتی. این فیلم پر از جزئیات است، اما هیچوقت پیچیده یا غیرقابل فهم نمیشود. روستایی، مثل همیشه، با دوربینش فقط تماشا نمیکند، بلکه وارد زندگی شخصیتها میشود.
آیا فیلم سرگرمکننده است؟ یا فقط تلخ و جدی؟
واقعیت این است که «زن و بچه» فیلمی برای سرگرمی لحظهای نیست. اما اگر دنبال فیلمی هستید که بعد از تماشا، ذهنتان را درگیر کند و تا روزها دربارهاش فکر کنید، این فیلم دقیقاً همان است. روایت بهاندازه کافی کشش دارد، شخصیتپردازیها عمیقاند، و بازیها بهقدری واقعیاند که احساس میکنید دارید زندگی کسی را تماشا میکنید، نه بازیگری را.
در این میان، پریناز ایزدیار واقعاً میدرخشد. حس درونی شخصیت را دقیق منتقل میکند و بازیاش پر از لحظات واقعی است. پیمان معادی هم در نقش مردی که حضورش گرچه کم است، اما تأثیرش در روند فیلم کلیدی است، کاملاً باورپذیر ظاهر میشود.
نکات فنی
– فیلمبرداری با دوربین روی دست انجام شده که حس واقعگرایانه را چند برابر کرده است.
– موسیقی متن کم است و بهجایش سکوتها نقش مهمی در ساخت حس دارند.
– تدوین دقیق و بینقص است، بدون آنکه باعث خستگی شود.
– ورپردازی سرد و طبیعی، کاملاً در خدمت فضاسازی است.
فیلم درباره چه چیزهایی حرف میزند؟
فیلم زن و بچه بدون شعار دادن، نشان میدهد که چقدر مادران تنها هستند؛ مخصوصاً وقتی بخواهند هم قوی باشند، هم مهربان، هم قاضی، هم قربانی.
نوجوانان سرکش و رهاشده
شخصیت علیار، فقط یک بچهلجباز نیست. او نمادی است از نسلی که میان مدرسه، خانه و جامعه سردرگم ماندهاند.
مرز باریک عدالت و انتقام
انتخابهای مهناز، مخاطب را وادار میکند از خودش بپرسد: اگر من جای او بودم، چه میکردم؟
بازخورد مخاطبان و منتقدان
فیلم در جشنواره کن ۲۰۲۵ نمایش داده شد و واکنشها به آن بسیار مثبت بود. منتقدان اروپایی آن را “شجاعانه و انسانی” توصیف کردند. در ایران، بعضی از مخاطبان آن را “واقعگرایانه و دردناک” و بعضی دیگر آن را “تلختر از حد لازم” دانستند. اما تقریباً همه بر این نکته توافق دارند که این فیلم چیزی برای گفتن دارد و نمیشود آن را نادیده گرفت.

درباره فیلم “زن و بچه”
سیمین کاظمی*
در بعضی رسانه ها گفته شده فیلم زن و بچه روایت ایستادگی زنی تنها در برابر جامعه مردسالار است. این تعریف امیدی در ذهن می آفریند که در سینمای به قهقهرا رفته ای که فیلم ها فقط برای ایجاد “حال خوب” مجوز لودگی می گیرند و سینمای اجتماعی با اتهام سیاه نمایی نفس اش گرفته شده، فیلمی درباره ستم بر زنان ساخته شده است. اما در این فیلم نه تنها هیچ عنصر مترقی دیده نمی شود که کاملا همسو با مفروضات مردسالارانه سینمایی است که از بدو تاسیس به توجیه و بازتولید نابرابری جنسیتی مشغول بوده است.
مهناز زنی شکست خورده است که در دیالوگ های محاکمه گونه ناظم و پدرشوهر و عاشق سابق و مادر و خواهر مشخص می شود نه همسر خوبی بوده و نه مادر موفقی. او در این محاکمات حتی نمی تواند از خودش دفاع کند و به راحتی محکوم می شود. تاکید فیلم به ویژه بر شکست مهناز در ایفای نقش مادری است. پسربچه ۱۴ ساله او،علییار، که به نظر می رسد کاملا به حال خود رها بوده، هیولابچه ای است که به درجه ای تکان دهنده از انحطاط اخلاقی رسیده است. خشونت، قمار، اعتیاد، معامله گری، استثمار، عشقی که به آزار جنسی زنی بزرگتر از خودش سر می زند همگی در این وجود ۱۴ ساله جمع شده است. بچه ای که پدر نداشته و مسوولیت تربیت او به عهده مادری بوده که دو شیفت کار می کند و به فکر ازدواج است و سعی در جوانسازی صورتش دارد. او به عنوان مادر، شناخت درستی از بچه اش ندارد و تنها بعد از مرگ بچه است که از خلال روایت های دیگران به واقعیت ها پی می برد. مهناز با وجود مرگ پسر، دختر هشت ساله اش را نادیده می گیرد و تنها وقتی خطر از دست رفتن سرپرستی بچه قوت می گیرد به تقلا می افتد که مانع جدایی شود.
مهناز حتی پرستار خوبی نیست و در نقش حرفه ای اش هم ناموفق است. بی اعتنایی و بی توجهی به بیمار و رابطه ای که هیچ احساس مسوولیت، خیرخواهی، شفقت و دلسوزی در آن دیده نمی شود، گویای این شکست است. او حتی با سوءاستفاده از موقعیت حرفه ای تا اقدام به دیگرکشی هم پیش می رود. بنابراین از منظر اخلاق مراقبت مهناز یک شکست خورده ی تمام و کمال و غیرقابل دفاع است که نمی تواند همدلی مخاطب را برانگیزد. تنها وقتی در پایان فیلم که علییار را در کالبد خواهرزاده اش در آغوش می گیرد، گویا به نقش مادر خوب و دلسوز برمی گردد.
شگفتا که رقیب مهناز خواهر جوان اش است و مهناز نقش مادر و همسر خوب (جوان و دارای قابلیت باروری) را به او باخته است. نقش هایی که مهناز از عهده آن برنیامده خواهرش مهری با موفقیت ایفا می کند. مهری غاصب فرصت طلبی به نظر می رسد که شانس ازدواج را از مهناز می گیرد و اسم علییار را هم بر فرزندش می گذارد تا بی کفایتی مهناز بیشتر آشکار شود. در رابطه مهناز و مهری خواهری به آسانی پایمال شده و البته علت جفای خواهر جوان به خواهر بزرگتر مشخص نیست. اصلا معلوم نیست چرا دختری جوان خواهان ازدواج با مردی می شود که خواهرش را چون شی ای به دردنخور دورانداخته است. مردی که هیچ امتیاز و جذابیتی در او دیده نمی شود و از نظر اخلاقی هم دچار انحطاط است.
فیلم زن و بچه دشواری های زندگی مادران تنها را روایت می کند، اما به هیچ وجه نمونه ی مثبتی از آگاهی و ایستادگی به مخاطب ارائه نمی دهد. در عوض زنی را نشان می دهد که چون خودخواه است و منافع خود را در اولویت گذاشته، و نقش مراقبت را فروگذاشته، در حل تعارض نقش هایش ضعیف است و در مواجهه با ناکامی هم به خود و هم دیگران صدمه می زند. سیگار می کشد، قرص اعصاب می خورد به ماشین دیگری می کوبد، راه تنفس را قطع می کند، تشویق به طلاق می کند و برای اخراج امضا جمع می کند. او ایستادگی نمی کند، خشم او راه به تعالی نمی برد بلکه عصبانیت کور و افسارگسیخته ای است که سرانجام به استیصال و تسلیم برای پذیرفتن نقشی که از او انتظار می رود، یعنی تمرین نقش مادری، ختم می شود. در مواجهه با قوانین ناعادلانه حضانت فرزند هم او حرفی برای گفتن ندارد و تنها برای اثبات صلاحیت به جدال با پدرشوهر رو می آورد و ماجرا به طریقی دیگر حل می شود.
نکات دیگری درباره زن و بچه می توان نوشت که همگی در این مجال کوتاه نمی گنجد. از جمله با آنکه قهرمان فیلم زن و بچه پرستار است، اما اشاره ای به وضعیت شغلی و معیشتی پرستاران که سالهاست برای بهبود آن مبارزه می کنند نمی شود. یا اینکه در این فیلم نامطلوب بودن کارکرد نهادهای اجتماعی مثل خانواده و آموزش به تصویر کشیده شده، اما ساختارهایی که نابرابری و تبعیض و انحطاط اخلاقی در جامعه را رقم می زنند نامریی هستند و در عوض تمرکز روی مسوولیت فردی است.
مشکل فیلم زن و بچه بر خلاف نظر برخی هنرمندان و منتقدان فقط این نیست که هنرپیشه های زن در خانه حجاب بر سر دارند، مشکل آن در فهم وضعیت و مسایل زنان و نحوه بازنمایی این مسائل است.
*از تلگرام سیمین کاظمی





2 پاسخ
از این قهرمان سازی ها در فیلم فارسی تا حالا زیاد بود با بازیگری هدیه تهرانی تا غیره که از مبارزه یکنفره زن ایرانی در جامعه مردسالار زن ستیز ایرانی حکایت ها کردند ولی از قدیم گفتند با یک گل بهار نمیشه یا یک دست صدا ندارد. اگر این فیلم سعید روستایی حتی کوچکترین خطری برای رژیم ملایان داشت مطمئنا مجوز تولید و پخش در داخل ایران نمیگرفت همانطور که فیلم خوب این کارگردان خوب بنام برادران لیلا اجازه پخش نگرفت ولی گویا نصف مردم ایران از طریق اینترنت و غیره قاچاقی دیدند که باز هم اثر کارگردانش مثبت بوده. سرچ کنم ببینم این فیلم را توی اینترنت گذاشتند برای دانلود یا تماشای آن آنلاین؟ به نظرم سعید روستایی باید مواظب باشد به شرایط خفقان و سانسور رژیم ملایان خیلی تن ندهد وگرنه وجهه خودش را خراب میکند. اصغر فرهادی را فراری دادن در نوبت نفر بعدی س. ر. میباشد؟ شخصا با فیلم برادران لیلا او حال کردم خصوصا آن سیلی ترانه علیدوستی به گوش پدر مخفیکاری که سیلی نسل جوان به والدین سنتی مذهبی هم بوده و پیام دار!
خانم دکتر سیمین کاظمی که جامعه شناس به خصوص در زمینه مسائل زنان هستن تحلیل درستی از این فیلم ارائه دادند