چند هایکو برای صلح! – خسرو باقرپور

از رگِ جهان

خون فوّاره می کند

با شروعِ جنگ!

*

گنجشگک ببین!

شیرجه می‌رود: موشک

بر زادگاهِ من!

*

هوا پُرغبار

میهنی داغ داریم و

فردایی داغدار!

*

ای کودکِ من!

دوستت ندارند انگار 

جنگجویان مست!

*

سراپا گوش‌اند،

بانگِ آژیرِ سرخ را

کودکانِ من!

*

بمب افکن گذشت، 

چشمِ ترسانِ مادر

بر آسمان ماند.

*

با فرودِ بُمب

خیلِ آواره ماند و؛

خاکسترِ شهر.

*

روزها در گذار

رهبرانِ تبهکار

گرمِ کلنجار!

*

بهار می‌رود!

شکوفه‌ای ندارد

درختِ آشتی.

*

آه! ای کودکم!

در انفجار بمب‌ها،

پنهان شد خدا!

*

همرنگِ مرگ است

حینِ ستایشِ جنگ

این عابدِ پیر.

*

خاورِ زمین

ملّتی درونِ خون

کُشته از جنون!

۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۸

* خوشنویس: استاد سهراب حسینی

**هنگامِ سرایش این هایکوها، تلاش کرده‌ام؛ قالبِ کلاسیکِ هایکویِ ژاپنی که فُرمِ هجابندی ی ۵/۷/۵ دارد، رعایت شود.

برچسب ها

مردم ايران غم بسیار دارند و شور و سرور اندک، اما نمی‌توان سنتِ گرامی‌داشتنِ شعله‌ی امید را در دل ایرانیان پاس نداشت. پس، می‌روم تا در این هنگامه‌ی غم، با قلم؛ به سپاس و ستایش امید برخیزم و یلدای پُر امید را گرامی بدارم

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی