
در محکومیت اخراج؛ به آنان که سالهاست زیر سایهی سنگین سرکوب، تحریم، سانسور و جنگ، برای زندگی بهتر تلاش میکنند
ما، جمعی از افغانستانیهای در ایران، فعالان حقوق بشر و همراهانمان در اقصی نقاط جهان، این بیانیه را نه با قضاوت، که با همدلی و درد مشترک مینویسیم.
ما میدانیم که شما، مردم ایران، خود درگیر روزگاری دشوار و بیرحماید؛ با جنگ، ناامنی، گرانی، سرکوب، بیثباتی سیاسی و آیندهای که هر روز تیرهتر میشود. ما میدانیم که این کشور سالهاست در حصار بحرانهای امنیتی، اقتصادی و حاکمیتی گرفتار است. در هفتههای اخیر، هزاران مهاجر افغانستانی، زن، کودک، سالخورده، دانشآموز، کارگر، حتی کسانی با مدارک قانونی، از خانهها، بیمارستانها، مدارس و خیابانهای ایران، بیمحاکمه و بیدفاع، به بیرون رانده شدهاند. ما مهاجران افغانستانی، که در کنار شما زیستهایم، و جنس تجربیات خوب، بدمان مشترک است، اکنون بیصدا و بیپناه، از همان جامعهای طرد میشویم که بخشی از آن بودیم. به ما برچسبهای سنگین و ناعادلانهای چون «نفوذی»، «تروریست»، یا «شبکهی جاسوسی» میزنید ؛در حالی که نه این جنگ را آغاز کردهایم، نه نقشی در بحرانهای سیاسی داریم، و نه توان دفاع از خود داریم.
ما از بخشی از مردم ایران که با سکوت خود یا دامن زدن به تبعیض، نقش غیرمستقیم در ادامه این وضعیت دارند، گلهمندیم و آنها را در همدستی با حکومت مسئول میدانیم. چرا که نژادپرستی فقط یک سیاست از بالا نیست؛ ریشه در رفتارها، نگاهها و سکوتهای روزمره شما هم دارد. اما در عین گلهمندی، هنوز باور داریم که صدای وجدان، هرچند خاموش شده باشد، میتواند دوباره برخیزد. این فرآیند دیگریسازی چیزی نیست که فقط انسان افغانستانی را تحتالشعاع قرار بدهد، این چرخه در ادامه ی بقای خود هر کسی را به دیگری تبدیل میکند، در واقع ما همه در حال دیگریشدن هستیم و برای ایستادن در مقابل چرخه و متوقف کردن خشونتهای آن و جلوگیری از آسیبها به جامعه نیاز داریم که سکوت نکنیم و نسبت به این وضع معترض باشیم.
وقتی فقر، بیکاری، ناامنی و فساد گسترش مییابد، بهجای گفتوگو درباره علل واقعی، نگاهها به سوی «غریبهها» منحرف میشود؛ و این سیاست آشناست، هم برای ما، و هم برای شما.
مردم ایران، ما شما را دشمن خود نمیدانیم. ما میدانیم که حکومتها میتوانند میان مردمان جدایی بیندازند، اما رنج مشترک میتواند دلها را به هم نزدیک کند. ما خواهان همدلیایم، نه همدستی. ما از شما نمیخواهیم که درد ما را بر درد خود مقدم کنید، بلکه میخواهیم بدانید که درد ما و شما، از یک ریشه است. ما نمیخواهیم مقایسه کنیم که چه کسی بیشتر زخم خورده؛ ما میخواهیم بگوییم که ستم، چهرههای متفاوتی دارد، اما روشاش همیشه یکیست: خاموش کردن، حذف کردن، و تقصیر را به گردن دیگری انداختن.
ما از شما نمیخواهیم که با خطر مواجه شوید یا هزینه بدهید، بلکه فقط میخواهیم این صدا را بشنوید: کودکی که امروز از مدرسهاش در یزد اخراج شده، جوانی که با مدرک قانونی در تهران دستگیر شده، زنی که با نوزادش از بیمارستان بیرون رانده شده، همگی انساناند. همسایههای دیروزتاناند. نه دشمن.
ما فقط میخواهیم که سکوت نکنید.سکوت، ابزار سرکوب است. ما خواستاریم:
· توقف فوری اخراج مهاجران، بهویژه کودکان، مادران، پناهندگان سیاسی و کسانی که به جمهوری افغانستان خدمت کردهاند؛
· انجام تحقیقات بینالمللی مستقل درباره وضعیت مهاجران افغانستانی در ایران؛
· پایان دادن به سیاستهای نژادپرستانه، تحقیرآمیز و تبعیضآمیز در رسانهها، قوانین و برخوردهای رسمی؛
· دعوت از مردم ایران برای نقد و بازنگری در کلیشههایی که با فریب ساخته شدهاند.
سرزمین ما «افغانستان» هنوز در آتش است. اخراج اجباری ما، برای بسیاریمان، معنایی ندارد جز مرگ، شکنجه یا دستگیری بهدست طالبان.
ما این بیانیه را از سوی جمعی از افغانستانیها، برای مردم ایران، با احترام، امید و اندوه مینویسیم. این صدا را نه در نفی دیگر رنجها، بلکه در امتداد آنها بلند میکنیم. همانگونه که مردم افغانستان، چه در وطن و چه در مهاجرت، همواره در کنار مردم کورد، بلوچ، عرب و دیگر گروههای به حاشیه راندهشده در ایران ایستادهاند، امروز نیز دست یاری به سوی همهٔ صداهای خاموششده و همهی انسانهایی در ایران دراز میکنیم که با شرافت، علیه این انسانزدایی ایستادهاند. اما باور داریم خاموشی مطلقی که امروز بر سر جامعهی مهاجران افغانستانی آوار شده، نیازمند صدایی مستقل، شجاع و متمرکز است. این بیانیه، تلاش ما برای بازیابی آن صداست، باشد که این صدا به قلبها برسد، پیش از آنکه دیر شود. ما به ساختن جهانی عاری از نژادپرستی میاندیشیم، و صلح و همبستگی میان ملل همسرنوشت را تخیل میکنیم.
با احترام،
از سوی جمعی از افغانستانیها و امضاکنندگانِ وجدانهای بیدار
اسامی امضاکنندگان، به زودی نمایش داده خواهد شد.






2 پاسخ
پاسخ من از همدان به عزیزان افغان.
ما هرگز نمیخواستیم بخش فارس زبان هم جوار ایران از کشور مادر جدا شود . همه ی ایرانیان باوجود گاهی اختلاف برادری ولی هرگز نمیتوانند رنج برادران و خواهران خود را ببینند. این کشور زنا زاده ی انگلیس و بی لیاقتی پادشاهان بود که بین ما جدائی انداخت تا حکومت کند. ولی بهر حال اینک سرنوشت ما چنین شده و گمان نمیکنم برگشتی هم باشد.
اینک کشور ایران هم همچون افغانستان دچار بلائی خود ساخته شده بنام دین اسلام. حکومت اسلامی ایران با پول ایرانیان میرود لبنان و سوریه خانه میسازد برای بقول خودشان برادران مسلمان و لی افغان های همسایه را بیرون میکند. یعنی دوراه پیش پای آنها میگذارد. یا با دولت اسلامی متحد شوید و اگر ما دستور دادیم ایرانیان را بکشید. ویا اخراج!
به عنوان یک ایرانی درخواست دارم به جای اخراج همه افغانها ، سر و سامانی به وضعیت مهاجرین افغان داده شود ، آنهایی که سابقه خلاف ،دزدی ، اعتیاد و مواد فروشی و تن فروشی و …. دارند با شرایطی انسانی اخراج و به بقیه مهاجرین مدارک شناسایی داده شود تا در صورت انجام خلاف رد مرز شوند و همچنین از مرز ها برای جلوگیری از هجوم مجدد افغانهای بدون مدارک محافظت شود