
نوشته زیر برگردان مقاله ای است که امروزدر روزنامه افتون بلادت پر تیراژترین روزنامه سوئد به چاپ رسید.
آفتونبلادت در تاریخ ۱۸ ژوئن ۲۰۲۵ مقالهای با عنوان ایرانیان خوشحال با تعجب به هواپیماهای فراز تهران نگاه میکنند؛ منتشر کرد. این مقاله بر پایهی مصاحبهای با مسعود حسینی، ایرانی-سوئدی، نوشته شده و تصویری یکجانبه از واکنشهای مردم نسبت به حملهی نظامی یک قدرت خارجی به ایران ارائه میدهد
تصاویر، ویدیوها و گزارشهای بسیاری از داخل کشور و همچنین از منابع مستقل بینالمللی مانند بیبیسی وجود دارد که نشان میدهند بسیاری از ایرانیان از حملات اسرائیل ترسیده، خشمگین و ناامید شدهاند. هرچند اکثریت مردم از رژیم ایران بیزارند – موضوعی که در چندین نظرسنجی در ایران تأیید شده – اما این به آن معنا نیست که آنها بمباران کشورشان را خوشآمد میگویند.
اشاره به اینکه ایرانیان از دیدن حمله به کشورشان خوشحال هستند، بخشی از تبلیغات جنگی اسرائیل است. البته برخی از ایرانیان هستند که امیدوارند رژیم سقوط کند و به همین دلیل مداخله خارجی را مثبت میبینند، اما ادعای اینکه اکثر ایرانیان از بمباران کشورشان خوشحالاند، تعمیمی نادرست و بدون هیچگونه مدرک است. این مقاله بر پایه ادعاهای شخصی و مشاهدات فردی از ایران نوشته شده و نمیتواند نماینده کشوری با بیش از ۹۰ میلیون جمعیت باشد.
همانطور که در دوران جنگ ایران و عراق نیز دیده شد، امروز هم بسیاری از ایرانیان منتقد رژیم با دخالت خارجی مخالفاند – مقاومتی که همچنان قوی است. برای نمونه، در روزهای اخیر چندین بیانیه از سوی کانون نویسندگان ایران، نهادهای جامعه مدنی، فمینیستها، کارگردانان سینما، دگراندیشان و مخالفان سیاسی – چه در داخل و چه در خارج از کشور – در مخالفت با جنگ منتشر شده است.
در این بیانیهها بهروشنی بر نقش جمهوری اسلامی و نقش آن در ایجاد تنشهای بینالمللی و سرکوب داخلی تاکید شده است. همزمان، حملات اسرائیل نیز بهشدت محکوم شدهاند. این بیانیهها خواستار توقف فوری جنگ، پایان غنیسازی اورانیوم در ایران و گذار مسالمتآمیز و دموکراتیک در کشور هستند.
اشاره به اینکه ایرانیان بهطور کلی از حمله به کشورشان خوشحالاند، بخشی از تبلیغات جنگی اسرائیل است – چیزی که نتانیاهو بارها تلاش کرده آن را القا کند. این نوع گزارشگری یکجانبه در آفتونبلادت میتواند افکار عمومی در سوئد را تحت تأثیر قرار دهد و زمینه را برای حمایت از ادامه جنگ فراهم کند، بهجای آنکه راهحلهای صلحآمیز را برای پایان دادن به جنگ تقویت کند.
قابل تأمل است که آفتونبلادت مقالهای با چنین ادعاهای کلینگر و گمانهزنانهای منتشر میکند، بدون آنکه به این واقعیت اشاره کند که بسیاری از ایرانیان خواهان تغییر رژیم هستند – اما از راههای مسالمتآمیز، مانند جنبش «زن، زندگی، آزادی».
بسیاری از ایرانیان ساکن سوئد با این نوع تبلیغات مخالفت میکنند؛ تبلیغاتی که در عمل به نفع یک قدرت مهاجم – در این مورد اسرائیل – تمام میشود، کشوری که با حمله به اهداف غیرنظامی قوانین بینالمللی را نقض کرده است.
ایرانیان برای رهایی از حکومت روحانیون نیازی به جنگ ندارند. کافی است از ارادهی مردم و مبارزهی مسالمتآمیز آنها برای دموکراسی در ایران حمایت شود.
جنگطلبان به بازندگان بیآبروی تاریخ بدل خواهند شد
هنوز مشخص نیست که پشت این آتشبس شکننده چه چیزی نهفته است – آیا رضایت موقت از نتایج جنگ، ناتوانی در ادامهی آن، نگرانی از گسترش منطقهای، یا واکنشهای داخلی و بینالمللی علیه ایران، اسرائیل و آمریکا؟
با این حال، بسیاری از طرفداران صلح، چه در ایران و چه در تبعید، از این آتشبس استقبال کردهاند و امیدوارند که به صلحی واقعی منجر شود. دستیابی به صلحی پایدار، بیتردید نیازمند تغییرات سیاسی و کنار رفتن رهبران افراطی در هر دو سوی درگیری است – امری که تنها با ارادهی مردم ممکن خواهد بود.
از همین رو، بسیاری از ایرانیانی که به «راه سوم» باور دارند – مخالف سیاستهای جنگطلبانهی اسرائیل و آمریکا و همچنین دیکتاتوری جمهوری اسلامی – برای رهایی از این وضعیت، بر قدرت جامعهی مدنی و مبارزات مسالمتآمیز تکیه کردهاند.
حتی اگر هنوز مشخص نباشد که آیا واقعاً کسی در این جنگ “پیروز” شده است یا نه، مردم ایران – همراه با مخالفان جنگ در سراسر جهان، از جمله در اسرائیل – در میانهی حملات موشکی و بمبارانها، چهرهای از همبستگی انسانی و وجدان اخلاقی به نمایش گذاشتهاند. در مقابل، این جنگطلبان هستند که به بازندگان بیآبروی تاریخ بدل خواهند شد.
مهرداد درویش پور، فعال حقوق بشر، استاد دانشگاه و دانشیار در مددکاری اجتماعی در دانشگاه ملاردالن
زهرا باقری شاد، روزنامه نگار و پژوهشگر دکترا در رشته مطالعات جنسیت در دانشگاه اوبو
لینک مقاله به زبان سوئدی در روزنامه افتون بلادت
https://www.aftonbladet.se/debatt/a/RzAPkx/ar-radda-och-arga-trots-att-de-avskyr-irans-regim






8 پاسخ
آقای درویش پور
لطفا ،تعریف ایران را در ارتباط با مولفه های پیشنهادی زیر به بحث بگذارید
ایران بعنوان کشور؟
سرزمین و خاک و وطن؟
مردم ایران؟
فرهنگ؟
منابع و توزیع آن؟
قانونیت دولت و سیستم حکومتی؟
نحوه دفاع هنگام صلح یا جنگ و حملات خارجی ؟
تعریف ایران از زوایای احزاب ، نخبگان ، روشنفکران ؟
ارتباط نقش ارتش و سپاه و نیروهای نظامی و سوگند آنها با ایران؟ به مرز؟ به مردم؟ به مذهب؟ به قانون اساسی؟
ارتباط مولفه های رفاه، امنیت ،آزادی، عدالت اقتصادی، عدالت اجتماعی ،؟
ارتباط ایران با مولفه های فرهنگ ، تاریخ ، دین، مذهب شیعه ، باور مردم، و مذهب حکومتی ؟
ارتباط نوع سیستم وضع قوانین عرفی یا بر اساس شریعت با ایران ؟
تفاوت ماهیت ایران در دوران مدرن با دوران گذشته ؟
ارتباط و نسبت سیستم قضایی ، ارگانهای جدید حکومتی، نوع حکومت ، قوه مجریه، مجلس پارلمان ، قضائیه، انتخابات ، حقوق بشر ، قانون اساسی با ایران و منافع ملی؟
مولفه هایی دیگر شما
وقت آنست که ایران را تعریف کنیم
دنباله نظر قبلی
می دانیم اگر در سه شهر عمده کشور: تهران، اصفهان، تبریز بر محور مبارزاتی آزادی خواهی و دمکراسی خواهی ، حرکت بدون خشونت با تجمع یک میلیونی بوجود آید، هر حکومتی در ایران بدون هیچ تلفاتی سرنگون و حذف خواهد شد همانطور که محمدرضا دیر متوجه شد و در این شهرها تجمع نردیک به میلیونی شکل گرفت و رژیمش رفت … تاریخ و ….
حکومت فعلی با درس گیری از گذشته، برای ایجاد نشدن چنین شرایط و تجمعات خاص روش هایی را بکار برده و خواهد برد؛
یکی از این روش را می توان چنین دانست : محوریت مبارزات داخل را به خارج انتقال دادن دانست که در این روش ، بخشی از معترضین که راحت طلبی و یا حفظ داشته هایشان مهمتر می شوند به این سمت خواهند رفت و این افراد داخل برای نگهداشت هویت مبارزاتیشان
در محافل خصوصیشان مدافع بعضی از خارج نشینان می شوند که آنها می آیند کار را تمام می کنند و… بعد از حرکت اعتراضی ،
زن زندگی آزادی ، پهلوی خواهی و شخصی بنام رضا فریبکارانه مشکوک پررنگ می شود
که اینها دو کار
آیا حکومت حاکم بر کشور خیلی قوی است
که گروهی حتا خائنانه می خواهند با تجاوز مخربانه و ویرانگرانه ،کشور از شر آخوندیسم خلاص شود ؟
پاسخ واضح است: خیر! حکومت حاکم بر کشور و
باند حاکم که نماینده حکومت سلامی است در مرحله ای از روند وجودیش قرار گرفته است که بقایش فقط به نیرو های مزدور و یا مزد بگیرد شغلی است ،پس بقای مستحکمی ندارد: در ابتدا استقرار این حکومت، حکومت از پشتوانه نیرو های ایده لوژی و فداکار خاصی بر خوردار بود و توان تجهبز و پای کار آوردن نیرو های مردمی را داشت اما الان چنین نیست، و می دانیم نیروها ی مزدور کارشان بر اساس چپاول و غارت گریست در صورت احساس خطر برای حفظ خودشان سریع اربابشان را عوض می کنند و اما مزد بگیران شغلی چون خانواده هایشان در بین مردم زندگی می کنند حس غریزه بقا در حرکتی بسمت نیروی مردمی خواهد آمد. اما
پرسش اینست با توجه به ضعف حکومت چرا مردم این رژیم را حذف نمی کنند؟
می دانیم اگر در سه شهر عمده کشور: تهران، اصفهان، تبریز بر روی محور مبارزاتی آزادی خو
برزن عزیز. گویا توجه نکرده اید که این مطلب ترجمه مقاله چاپ شده در روزنامه افتون بلادت است که حتی لینک آن در زیر مقاله آمده است. لطفا به لینک زیر مقاله کلیک کنید. کل مقاله را به زبان سوئدی در آنجا خواهید دید.
ممنون.
من سوئدی نمیدانم و چند خط اول برایم واضح نبود به این علت پرسیدم.
اکثریت مردم ایران که میگن از رژیم شیعه فاشیستی ملاها متنفر هستند و خواهان براندازی آن هستند لابد فکر میکنند که رژیم ملایان با گرفتن دسته گل از این جماعت خودش داوطلبانه از قدرت صرف نظر میکند؟ لابد فاشیسم هیتلری هم با تهاجم نظامی سرنگون نشد چون مردم آلمان آنزمان با بمباران آلمان مخالف بودند؟ یک حکومت فاشیستی آنهم بر پایه مذهب را غیرممکن است از درون با مقاومت یا شورش و انقلاب بشود سرنگون کرد چون چنان ماشین سرکوب اعتراضات قوی درست میکند که هر هر اعتراضی در نطفه خفه شود! وگرنه ۴۷ سال عمر ننگین رژیم! مخالفین موفق به براندازی آن میشدند. با همین چند روزه جنگ دیدیم که رژیم ملایی به لبه سقوط کشانده شد ولی گویا اسرائیل هم حریفش نمیشود؟ اصلا اگر هدف جنگ براندازی رژیم نبوده یا نباشد همه تلاش ها بیفایده بوده! در کشوری که حتی یک رسانه آزاد و حزب مخالف نیست و تظاهرات علیه رژیم هم ممنوع و سرکوب میشود حتی با کشتن کودکان ایرانی حالا چطور میخواهند رژیم را سرنگون کنند فقط به عقل جن میرسد!
استدلالت بر دل نشست .
آیا آقا و خانم درویش پور و باقری شاد این تشته یا مطلب روشنگرانه ای را به زبان سوئدی برای آن نشریه فرستاده اند؟
گفتن این حرف ها برای ایرانی ها به چه کار می آید؟