پیدا و پنهان… خسرو باقرپور

پیدا شدم با یافتنِ واژه ای؛
دود را یافتم.
گویا شدم با خواندنِ معنایی؛
آتش را یافتم.
مبهوت شدم با یافتنِ تو؛
عشق را یافتم.
پس، شاعر شدم به ناگزیر!
با دیوانی از دود و آتش و عشق
و گُم شدم به ناگاه؛
در بادی پیچان که مرا یافت!
و دود و آتش وعشق و شعر؛
در باد گُم شد!

برچسب ها

مردم ايران غم بسیار دارند و شور و سرور اندک، اما نمی‌توان سنتِ گرامی‌داشتنِ شعله‌ی امید را در دل ایرانیان پاس نداشت. پس، می‌روم تا در این هنگامه‌ی غم، با قلم؛ به سپاس و ستایش امید برخیزم و یلدای پُر امید را گرامی بدارم

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی