ادیتی مونت - برگردان: داود جلیلی
سرخوشی بر سر کشمیر:
آیا به ماهیت شیطانی نوع بشری ما اشاره می کند؟


• ما نمی توانیم بگوییم مادامی که (فاجعه) برای "دیگری" رخ می دهد و نه برای من، خوب است. لازم است نگاه نزدیک تر و عمیق تری به جایگاه خود در امور امروز بیندازیم. هر زمان که ما از "دیگرسازی" برخی جامعه ها، جنس ها، گروه های قومی، اقلیت ها چشم پوشی می کنیم لازم است بدانیم که ما برای از دست دادن آزادی خود، تسلیم کردن آزادی های مدنی خود، رقیق کردن دموکراسی خود گام نردیک تری بر می داریم ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه  ۲۱ مرداد ۱٣۹٨ -  ۱۲ اوت ۲۰۱۹



سرخوشی در کشور بر سر وضعیت کشمیر تنها نشانه دیگری از ماهیت شیطانی نوع ماست. مردم از لغو ماده ٣۷۰ و ٣۵ الف شادی می کنند و آن را حرکتی پذیرفتنی می خوانند. از رویکرد شجاعانه دولت قدردانی می کنند. ابزارهای پوشیده و وحشتناک استفاده شده برای رسیدن به این وضعیت برای بهبود کشور و خود کشمیر ضروری خوانده می شوند. یک ملت، یک تظام، یکنواختی، همگنی، تکینگی و کلمات بی شمار دیگر این چنینی منابع خبری رسانه ها و گفتگو های روزانه ما را، بدون کوچکترین اشاره ای به یک پارچگی، انسانیت و مدنیت انباشته اند.

خانواده و دوستان بسیار نزدیک، افرادی که با آن ها بزرگ شده اید، افرادی که فکر می کنید در تمام طول عمر آن ها را می شناختید، کسانی که دوستشان داشتید (یا حداقل چنین فکر می کردید)، تسلیم بازی شده اند و در حال تحسین دولت برای این هیولا هستند. همه تعصب و تبعیض ها اکنون به سطح آمده اند. آن ها می پرسند "چرا کشمیر باید وضعیت ویژه ای داشته باشد، و اگر این چیزی است که باید برای از بین بردن امتیازهای آن ها انجام داد، پس این تنها دولت است که توانایی انجام آن را دارد."

خاموشی کامل ارتباطات، حکومت نظامی، استهزا رهایی مدنی، رهبران محبوس در خانه، بی هیچ اندیشه یا جمع بستی از طرف تحت تاثیر قرار گرفته... و همه این ها برای بهبود مردم کشمیر و کشور؟ معکوس کردم اوضاع... تجسم بمبئی لیبرال یا پونه ...تصور در معرض حمله ای تروریستی بودن، احساس ترس در اوج فصل سفر، زمانی که شهرها و معابد مهم مذهبی که تعطیل و خالی از حضور توریست ها است. بعد در نظر داشتن عدم دسترسی به اینترنت، موبایل و خطوط زمینی. بعد تصور در قفس خانه ی خود بودن، تصویر خیابان های خالی از مردم خود، جایگزین شده با مردان چکمه پوشی که تفنگ بر دوش دارند. و همه این ها در زمانی که در ساختمان دور دستی در دهلی افرادی در حال تصمیم گرفتن برای زندگی شما هستند که شما اطلاعی از آن تصمیم ندارید. و زمانی که ملت پیروز به شما می گوید، حقوق شما برداشته شده و شما به خاک اتحادیه تنزل جایگاه یافته اید.

چه احساسی دارید؟ اگر هنوز چیزی احساس نکرده اید یا احساس می کنید انجام آن در شرایط معین ضروری بود، شما هنر "دیگر سازی" را مسلط می کنید. دیگری است که تحت تاثیر قرار گرفته است و نه من . لازم است دیگری این کار را برای کشور انجام دهد نه من. این رفتار غیرمنصفانه با دیگری انجام شده است نه با من. چنین گام های تندی برای درک و پذیرش دیگری ضروری است اما برای من نه. این ناراحتی موقتی برای دیگری است، نه من. وقتی که به "من" می رسد، من متفاوتم. من اکثریتم. من هندویم. من هندیم.

به مثابه یک کشور، یک نوع، ما از مفهوم "دیگر سازی" برای توجیه هر و تمام بی عدالتی ها و کژی ها استفاده کرده ایم. مادامی که (موضوع) آن من نیستم، عادلانه است. قرار است گوشت خواران لینچ شوند، نه من. مسلمان ها مجبورند فریاد "شری رام را زندانی کنید" سر دهند، نه من .لایحه سه طلاقه مردان مسلمان را بزهکار می کند، نه مرا. درست است. لازم است. برای بهبود وضع کشور است.

با دالیت ها ناعادلانه رفتار می شود، نه با من. آن ها باید آشغال ها را جمع کنند ، نه من. آن ها باید تانک های فاضلاب را تمیز کنند، نه من. قرن ها چنین بوده است. لازم است. این راه برای بهبود جامعه ایجاد شده است.

زن ها و کودکان مورد آزار و تجاوز قرار می گیرند، نه من. آن ها خجالت زده و آزار دیده اند، نه من. آن ها خرید و فروش می شوند، نه من. آن ها افراد ضعیف تر جامعه هستند. جهان این چنین کار می کند. آن ها باید نسبت به لباس هایشان بیشتر مراقب باشند و نسبت به اقداماتشان محتاط تر باشند. در نهایت اگر شما انسانی را فریب دهید، او چه می تواند بکند؟

جامعه دگرباشان LGTBTQ باید مورد تعقیب قرار گیرد، نه من. آن ها غیرطبیعی اند، نه من. آن ها نباید هیچ حقی داشته باشند، نه من. احساسات آن ها غیرمعمول و اکتسابی است. طبیعی نیست. محکوم کردن آن ها برای حفظ سلامت عقلی و حفظ ظاهر در جامعه لازم است.

لازم است اقلیت ها تعدیل و همساز شوند، نه من. اقلیت ها باید بپذیرند و شیوه های خودشان را تغییر دهند، نه من. من اکثریتم و لازم نیست مشمول یا روشنفکر شوم. فراتر از همه، این یک ملت هندو است و همه اقلیت های دیگر باید دیدگاه اکثریت را برای تطبیق و بقا بپذیرند.

زنان باید از خانه مراقبت کنند، نه من. کودکان، سالمندان، همه ی کارهای سخت روزانه شغل آن ها هستند، نه مال من. من نان آورم. برای بهبود زندگی آن ها است که من در دنیای بد بزرگ از خانه بیرون می روم!

گناه سیاه پوستان است، نه گناه من. مهاجران مشکل هستند، نه من. کشورهای درحال توسعه باید سرزنش شوند، نه من. ملت های پرجمعیت باری بر دوش منابع هستند، نه من. توده ها مجرمند، نه من. تغییرات آب و هوا روی فقرا و ضعفا تاثیر خواهد گذاشت، نه روی من.

خطر اعلام کردن دیگری چه ساده است. و چه راحت می تواند به تمام جهان گسترده شود. خطرناکترین بخش آن گسترش این "دیگر سازی" است. آن ها به خاطر منافع من این جا هستند. آن ها برای بهبود وضعیت من اینجا هستند. من برترم، آن ها پست ترند. من حق بیشتری از آن ها دارم. زندگی من ارزشمندتر از زندگی آن هاست. نیازهای من مهم تر از نیازهای آن هاست.

اول، ما خودمان را از "دیگری" متمایز می کنیم و بعد تمام کژی ها، بی عدالتی ها و شقاوت ها علیه "دیگری" را برای پوشاندن منافعی که می بریم یا امتیازاتی که در هر وضعیت معینی از آن بر خورداریم توجیه می کنیم.

در طول عمر زندگی کردن با خود محوری و نزدیک بینی بدون هیچ پی آمدی کاملا امکان پذیر است. اما در بلند مدت پی آمدهای غیرآشکاری وجود دارد. گذشته به اندازه کافی نمونه های راهی که در آن شرایط تغییر می کند دارد. تاریخ اغلب ثابت می کند که کوتاه بینی و خودخواهی یک جمع می تواند سبب استبداد و ایدئولوژی های سطحی و شرایط غیرقابل زیست در کل ملت ها و مناطق گردد.

وقتی چنین تغییرات بزرگی حادث می شود، افراد بسیار اندکی صدمه ندیده از آن عبور می کنند. این تغییرات تقریبا بر حقوق و آزادی های همه تاثیر می گذارد. پس از آن است که افراد در وحشت از وقوع همه این واقعه، بدون آن که نقش خود را در تداوم آن بپذیرند و درک کنند شگفت زده می شوند.

ما نمی توانیم بگوییم مادامی که (فاجعه) برای "دیگری" رخ می دهد و نه برای من، خوب است. لازم است نگاه نزدیک تر و عمیق تری به جایگاه خود در امور امروز بیندازیم. هر زمان که ما از "دیگرسازی" برخی جامعه ها، جنس ها، گروه های قومی، اقلیت ها چشم پوشی می کنیم لازم است بدانیم که ما برای از دست دادن آزادی خود، تسلیم کردن آزادی های مدنی خود، رقیق کردن دموکراسی خود گام نردیک تری بر می داریم. و فراتر از همه، لازم است مشارکت و سهم خود در شکل دادن جامعه، کشور و جهان را که ممکن است در آینده نزدیک مطابق میل ما نباشد بپذیریم.

countercurrents.org