آن یار پر ترانه ی من آن نگار رفت


اکبر ایل بیگی


• آن یار پر ترانه ی من آن نگار رفت
سیمرغ پر نشانه ی من آن سوار رفت

اکنون دگر هوای صبوری کجا کنم
وقتی تبر به جنگل آن گلعذار رفت ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۲۱ خرداد ۱٣۹٨ -  ۱۱ ژوئن ۲۰۱۹


 آن یار پر ترانه ی من آن نگار رفت

سیمرغ پر نشانه ی من آن سوار رفت


اکنون دگر هوای صبوری کجا کنم

وقتی تبر به جنگل آن گلعذار رفت


دانی که باد با گل صد باغ ما چه کرد

گلزار من به تیغ جفا بی قرار رفت


آن جام ها که داد به ما یار در کنار

آن شوکران چه بود که سرها به زار رفت


دریا که بود رام به چشمان پاک ابر

در جوی سرد شب همه با چشم تار رفت


چوگان که بود مست به میدان پر ز گوی

آواره گشت و گوی به زندان خار رفت


من در دیار گل همه بودم زبان عشق

آوازها به لب که بگویم بهار رفت


دیگر شراب یار به میخانه کی خورم

با جام من نگار به آخر شکار رفت


شب هست و ماه هست نگاری به آسمان

مهتاب من بیا که خداوندگار رفت


اکبر ایل بیگی