رضا پهلوی؛ تکرار گردگشت شوم استبداد شاه و شیخ


علی طایفی


• رضا پهلوی با زیرکی بدنبال بازگرداندن نظام شاهی است که همچنان خود را ولیعهد آن می داند ‌و این ایده فرح دیباست که کشور‌ و نظام شاهی را سند منقوله دار فرزند خود میداند (کتاب کهن دیارا). رضا پهلوی از نظر فرهنگی و‌ هویتی آمادگی پذیرش نقش مستبد دیگری را دارد که از نظام پدرشاهی به میراث ‌برده است ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه  ۱۴ آبان ۱٣۹۷ -  ۵ نوامبر ۲۰۱٨


هواداران رضا پهلوی چنانکه در فضاهای مجازی قابل ردیابی است دارای ویژگی های شخصیتی خاصی هستند:

‏۱. خوش نشینان وابسته به نظام شاهی سابق درمانده از تغییر سیاسی که سالهاست در امریکا و برخی کشورهای اروپایی مستقرند و در سودا و رویای بازگشت نظام سلطنتی هستند تا هویت های گمشده را بازیابی کنند.

‏۲. مصیبت دیدگان داخل کشور و درمانده از تغییر سیاسی که بدلیل غارت شدن توسط فساد سران حکومت دینی و سرکوب نیازهای بنیادین شان بشدت از وضع موجود ناراضی اند. این بخش از جامعه بدلیل فقدان آلترناتیو دیگری برای جانشینی قدرت و نبود چشم اندازی در آینده ناگزیر با مقایسه گذشته، رویاهای خود را با بازسازی نظام شاهی ‌محقق می دانند.

‏۳. بخشی از طبقه متوسط شهری که بدنبال تغییری هستند که ملازم با تفاخر سلطنتی است تا بتوانند ضمن فخر دمکراسی لیبرال و ادامه حیات در قصرها‌ و ویلاهایشان، شاهنشاه و ملکه ای نیز در پیشانی خود بمهر بنشانند.

‏۴. مجموعه ای از چماق بدستان که با همان ادبیات چماق بدستان ابتدای انقلاب اسلامی به سرکوب مخالف می‌پردازند. چماقداران اوایل انقلاب که بخش بزرگی از خشونت های سالهای انقلاب را رقم زدند و بعدها بسیاری از آنان وارد بدنه کمیته انقلاب، سپاه و سازمان اطلاعات و امنیت شدند. چماق بدستان هوادار رضا پهلوی اغلب در خشونت های خود، اندام جنسی مردانه شان را حواله مخالف می کنند.

‏۵. دانشجویان لیبرال منش اعضای انجمن های اسلامی مقیم خارج از کشور که در ناتوانی از تغییر سیاسی و قطع امید از اصلاح طلبان داخل و اپوزیسیون خارج از کشور و در عین حال ستیز اندیشگی و اجتماعی با مطالبات چپگرایان، سراغ رضا پهلوی رفته اند.

‏۶. عده ای مستخدم بنام روزنامه نگار و خبرنگار شاغل در رسانه های نوبنیاد که با کمترین دانش سیاسی و تجربه حرفه ای وارد عرصه فعالیت روزنامه نگاری شده و با واگذاری حداقل توان خود در نویسندگی یا مصاحبه و خبرنگاری سخیف و ضعیف برای کسب موقعیت در فضای رقابتی بسوی حمایت رضا پهلوی و شاهزاده گرایی او می شتابند.

۷. خیل جمعیتی که فقط می خواهند جمهوری اسلامی سر به تنش نباشد که حق هم دارند ولی متوسل به امام زاده بی محتوایی شده اند که نه حرمی در تبعید دارد و نه هیچ بیماری را شفا می دهد! فقر و خرافه در باور به «می رسد مردی که زنجیر غلامان بشکند» سبب توسل این بخش از جامعه به معجزه رضا پهلوی است.

‏۸. حضور رضا پهلوی و حمایت های برخی دول خارجی از او گاه آدمی را بیاد سالهایی می اندازد‌ که خمینی و یارانش در نوفل لوشاتو در خواب، پنبه شاه را می زدند و‌ اینک گویا در یک دور باطل همان وقایع تاریخی در حال وقوع است و بازگشت به گذشته و ارتجاع سفید بنام جمهوری سلطنتی با شاهنشاهی رضا پهلوی در رویای آنان بدنبال جایگزینی ارتجاع سیاه است!

‏۹. رضا پهلوی از نظر شخصیت سیاسی اش، فرزند رهبر رژیم سیاسی سابق بود و هنوز تلاش دارد لقب شاهزاده را باخود همراه داشته باشد. رضا چهل سال زندگی خارج از کشور را با تامین مالی مادر خود فرح دیبا گذرانده و هرگز شغلی نداشته است؛ اموالی که محمدرضا پهلوی پدر وی و شاه متوفی از کشور و کیسه مردم ایران خارج کرد.

‏۱۰. رضا پهلوی فاقد دانش سیاسی است او حتی تجربه مدیریت خانواده خود را نیز بدون‌ رهبری مادر، نداشته و نمی‌تواند کشوری با هزاران مصیبت مانده از تخریب جمهوری اسلامی را از بحران خارج سازد. او به تعبیر خود سالها مشغول جهانگردی و خوشگذرانی بوده و‌ در این رهگذر برخی مراودات سیاسی نیز داشته است.

‏۱۱. ساختار استبداد پذیر فرهنگ عمومی کشور چنان است که نه تنها مردم بلکه رهبران سیاسی نیز ناخواسته سراغ شبانی می روند. در این فرهنگ کافی است قدری ناهشیاری صورت بگیرد تا دوباره ولایت شاهی بجای ولایت فقیه جایگزین شده و شاهی مستبد و لمپن جای فقیهی پلشت و خشونت طلب را بگیرد.

‏۱۲. رضا پهلوی با زیرکی بدنبال بازگرداندن نظام شاهی است که همچنان خود را ولیعهد آن می داند ‌و این ایده فرح دیباست که کشور‌ و نظام شاهی را سند منقوله دار فرزند خود میداند (کتاب کهن دیارا). رضا پهلوی از نظر فرهنگی و‌ هویتی آمادگی پذیرش نقش مستبد دیگری را دارد که از نظام پدرشاهی به میراث ‌برده است.

سنجشگری مسایل اجتماعی ایران
https://t.me/alitayefi۱