دو پیام از کنگره ی چهاردهم سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران


اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۲۲ خرداد ۱٣۹۷ -  ۱۲ ژوئن ۲۰۱٨


پیام چهاردهمین کنگره سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران
به کارگران و زحمتکشان ایران


شرکت کنندگان در کنگره چهاردهم سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران درودهای گرم خود را به شما کارگران و زحمتکشان آگاه و مبارز و به همه فعالان جنبش کارگری ایران تقدیم داشته و همبستگی خود را با مبارزات آزادیخواهانه و حق طلبانه شما اعلام می دارند.
کارگران و زحمتکشان ایران!
استمرار حاکمیت جمهوری اسلامی، چنانکه عملکرد آن طی چهل سال گذشته به روشنی نشان داده، همراه با تداوم و تشدید تعرضات آن در همه حوزه ها علیه کارگران و زحمتکشان و محکوم کردن خانوارهای آنان به فقر و سیه روزی افزونتر بوده است. نتایج عملی سیاستها و اقدامات این رژیم، چیزی جز خالی تر کردن سفره خانوارهای زحمتکش و کم درآمد، سلب باقی مانده دستاوردهای مبارزات طولاتی طبقه کارگر در زمینه صنفی و احتماعی، و تحمیل هر چه بیشتر قشار بر دوش آنها نبوده است. در حالی که میلیونها نفر از جوانان و خانوارهای آنان از معضل بیکاری بیسابقه در رنج اند، رژیم با قبضه کردن بخش عمده ای از دارائی ها و امکانات عمومی در دست خود، از تأمین اشتغال، ایجاد کار و ممردرآمد آبرومندانه و یا تأمین بیمه بیکاری، طفره می رود. در شرایطی که حداقل دستمزد کارگران در سطح چند برابر زیر خط فقر تعیین می شود، همان دستمزد نازل شاغلان نیز از طرف کارفرمایان و سرمایه داران بموقع پرداخت نمی شود. مقررات زدائی در عرصه مناسبات کار، یعنی مسخ کردن قانون کار و یا نسخ و بی اثر کردن قوانین تأمین اجتماعی، بواقع حاکم کردن قانون جنگل به قصد چپاول و سودجوئی های افزونتر از جانب حکومت و سرمایه داران شریک آنست. در حالی که گرانی سرسام آور هر روز بخش دیگری از حقوق و مستمری اندک بازنشستگان را به یغما می برد، دولت با دست اندازی به منابع سازمان تأمین اجتماعی و صندوق های بازنشستگی، عملأ ورشکستگی هر چه سریعتر این صندوقها و نهایتأ آینده ای تیره و تار برای همه بازنشستگان را رقم می زند.
حکومت اسلامی هیچ راه حلی برای تخفیف بحران اقتصادی شدیدی که عوارض آن چون بیکاری و گرانی و رکود، پیش و بیش از همه، بر گرده کارگران و زحمتکشان سنگینی می کند، ندارد: ادامه اجرای سیاست «تعدیل اقتصادی»، حاصلی جز آنچه تا کنون بوده، نخواهد داشت، یعنی فقر و محرومیت باز هم بیشتری برای مزد و حقوق بگیران، زحمتکشان وقشرهای متوسط و متقابلا، سود و ثروتهای هنگفت برای حاکمان و شرکای سرمایه دارشان. هیاهوی «اقتصاد مقاومتی» نیز گذشته از محافظت از منافع اختصاصی بخشی از باندهای حکومتی، اساسأ ترفند دیگری برای تحمیل ریاضت اقتصادی به توده هاست. فسادی که سراپای رژیم حاکم را فرا گرفته است بخش بزرگی از امکانات کشور را که بایستی صرف پاسخگوئی به نیازهای زندگی انسانی و شایسته مردمان این سرزمین شود، به کام خود فرو می برد. تمرکز و تراکم ثروتهای بی حساب و کتاب در دست گروه هایی معدود، به بهای خانه خرابی و محرومیت بیشتر اکثریت جامعه، یعنی کارگران، زحمتکشان، معلمان، پرستاران، جوانان، بازنشستگان و دیگر قشرهای کم درآمد، نا برابری های طبقاتی، اجتماعی و منطقه ای کم سابقه ای را به وجود آورده است. با آغاز سال جدید، موج سهمگین دیگری از گرانی، همراه با تشدید رکود و بیکاری، و در پی افزایش قیمت نان، آب، برق، گاز و دیگر کالاها و خدمات عمومی از سوی دولت، خانوارهای مزد و حقوق بگیران و تهیدستان را آماج خود ساخته است. تشدید تشنج درمناسبات خارجی، به دنبال تداوم ماجراجوئی ها و قدرت نمائی های منطقه ای رژیم و آینده نامعلوم «برجام» نیز بر وخامت اوضاع افزوده است. علاوه بر تبعیض، نابرابری، فقر و فلاکتی که حاکمیت استبداد دینی بر جامعه ما تحمیل کرده، اکنون خطر جنگ نیز، با همه عواقب دهشتناک آن، نمایان تر گشته است.
هموطنان کارگر و زحمتکش!
با وجود همه سرکوبگری های رژیم حاکم، و به رغم تمامی بگیر و ببندها، حبس و شکنجه ها و همه تمهیدات جهت جلوگیری از برپائی تشکل ها و نهادهای مستقل کارگری و صنفی و اجتماعی، مقاومت و مبارزه شما در دفاع از حقوق خودتان و مقابله با زورگوئی های ارگانهای حکومتی و مدیران و کارفرمایان، هیچ گاه متوقف نشده است. در دوره اخیر، بر تعداد اعتراضات و اعتصابات کارگران و زحمتشکان افزوده شده، مدت وعده شرکت کنندگان در حرکتهای اعتراضی نیز بیشتر شده و مطالبات آنها نیز گسترش یافته است. به یمن مقاومت و پیکارهای شجاعانه فعالان کارگری و گسترش حرکتها، امروزه جنبش کارگری ایران فعال ترین جنبشهای اجتماعی جاری است. از اعتصاب یکپارچه و پر شور کارگران «کشت و صنعت نیشکر هفت تپه» گرفته تا تجمعات و اعتراضات رانندگان «شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه»، اعتراضات مکرر کارگران «کارخانه ماشین سازی هپکو»، اعتصابات در صنایع نفت و پتروشیمی، فولاد، مخابرات، برق و ...، حرکتهای اعتراضی گوناگون در اقصا نقاط ایران، به وقوع پیوسته است. فرهنگیان نیز دراعتراض به تبعیضات و اجحافات رایج و برای تأمین حقوق عادلانه خویش و پایه ریزی تشکل های صنفی مستقل شان، تلاشها و پیکارهای خود را استمرار بخشیده اند. دهقانان و روستائیان زحمتکشا در برخی مناطق، برای دفاع از حق کار و معیشت شان، اقدام به تجمع و راهپیمائی کرده اند. تجمعات اعتراضی بازنشستگان، اعم از معلمان، کارمندان و کارگران، از جمله حرکتهای چشمگیر در ماه های گذشته بوده است. زنان کارگر و فعالان جنبش های اجتماعی، در اعتراض به بیکارسازی و خانه نشین کردن زنان شاغل و مطالبه اشتغال و حقوق برابر، مقاومتهائی را سازماندهی کرده اند.
کولبران، زحمتکشان و پیشه وران شهر بانه، از ۲۵ فروردین در یک اعتصاب سراسری به سر می برند. رژیم حاکم با بستن مرزها و ممنوعیت مبادلات مرزی، هزاران نفر از زحمتکشان این شهر و دیگر شهرهای مرزی را از زیستمایه شان محروم کرده است. این نیز نمونه بارزی از تعرضات ضد مردمی رژیم است که بدون آنکه فرصتهای اشتغال مولد و کسب درآمد برای جوانان و جویندگان کار را فراهم آورد، جداقل امکانات کار و گذران زندگی را هم از آنان سلب می کند که این مسئله، در بانه و سایر شهرها و روستاهای کردستان نیز با تبعیض و ستم ملی سالیان طولانی عجین گشته است.
خیزش جوانان، بیکاران، تهیدستان و دیگر لایه های محروم جامعه، در دی ماه گذشته، که ٨۰ شهر کوچک و بزرگ کشور را در بر گرفت، نشانه بارزی از همگرائی و اشتراک مطالبات اکثریت توده های مردم بود. مبارزه برای «نان» و علیه بیکاری و محرومیت و بی آیندگی، مبارزه برای «آزادی» و «دموکراسی» و علیه استبداد، در این خیزش نیز پیوند خود را کاملأ آشکار ساختند. هرچند که این جنبش گسترده مردم، به واسطه سرکوبگری های وحشیانه رژیم، در این برهه متوقف شد، ولی ادامه حرکتهای حق طلبانه کارگران، زحمتکشان و سایر قشرها در ماه های اخیر، گویای آنست که این جنبش، در آینده ای نه چندان دور، سر بر خواهد آورد.
کارگران و زحمتکشان ایران!
تنها راه رهائی شما از ستم و سرکوب و سانسور و استبداد مذهبی حاکم، و برای ایجاد جامعه ای آزاد و آباد و عادلانه، مبارزات متحدانه خود شما و در پیوند با مبارزات آزادیخواهانه و عدالت طلبانه دیگر گروه ها و قشرهای مردم است. حکومت اسلامی نه می خواهد و نه می تواند گامی در راستای بهبود وضعیت کار و معیشت کارگران و زحمتکشان ایران بردارد. با برچیده شدن بساط تمامیت این رژیم است که راه برای تأمین خواستهای برحق و عادلانه اکثریت توده های مردم گشوده می شود. لکن استمرار و گسترش مبارزات جمعی و سازمانیافته کارگران و زحمتکشان، و پیوند آن با جنبشهای اجتماعی جوانان، زنان، فعالان حقوق ملیتها و تلاشگران حفاظت از محیط زیست است که می تواند توازن قوا را به نفع مردم دگرگون کرده و استقرار نظام جمهوری دموکراتیک لائیک را میسر کند. تلاش برای سازمانیابی مستقل صنفی، مدنی، اجتماعی کارگران و زحمتکشان، در این میان، حائز اهمیت اساسی است.
شرکت کنندگان در کنگره خود را در این راه، همراه شما و در کنار شما می دانند. ما از مطالبات انسانی، عادلانه و برحق شما دفاع و از مبارزات پیگیر شما برای بهبود شرایط کار و زندگی تان و توانمند تر شدن شما برای اعمال اراده تان که رژیم را ناگزیر به عقب نشینی می نمایند، حمایت می کنیم. ما بر این باوریم که با رفع مهمترین مانع تحول دموکراتیک ایران، یعنی جمهوری اسلامی، مسیر مبارزه برای استقرار دموکراسی، عدالت اجتماعی و سوسیالیسم هموارمی گردد. ما به سهم خود در این راه می کوشیم و دست همه کسانی را که در این راه مبارزه می کنند، می فشاریم.

از طرف شرکت کنندگان در چهاردهمین کنگره
کمیته مرکزی سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران
سوم خردادماه ۱٣۹۷


پیام چهاردهمین کنگره سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران
به مناسبت
سی‌مین سالگرد کشتار زندانیان سیاسی و عقیدتی


گورستانهای بی نام و نشان، خاوران!
خاکتان لهیده از خون
خاکتان تفتیده از اشک های گرم مادران
خاکتان هزاران بار غربال شده تا مگر لکه های ننگ حاکمان زودوده شود از پیکرتان
***

کنگره ی چهاردهم سازمان ما در سی مین سالگرد کشتار زندانیان سیاسی و به یاد همه زنان و مردانی که از بذل جان‌های عزیزشان برای تحقق آرمان های انسانی و در راه آزادی، برابری دمکراسی و سوسیالیسم دریغ نکردند، به پا ایستاد و با یک دقیقه سکوت و ادای احترام به آنان کار خود را آغاز کرد.
سی سال از آن تابستان خونبار گذشته است.
این رژیم از همان فردای استقرار و طی ۴۰ سال حکومت خود، همواره به سرکوب و اعدام مخالفین سیاسی و دگراندیشان مشغول بوده است.اعدام و کشتار زندانیان سیاسی و عقیدتی طی دهه شصت و بویژه در تابستان خونین ۶۷ اما جنایتی است که از نظر ابعاد آن، بدرستی از جانب بسیاری «جنایت برعلیه بشریت» اعلام شده است.
بدون شک، پایان جنگ ٨ ساله با عراق ، پذیرش قعطنامه ۵۹٨ و نوشیدن «جام زهر» توسط خمینی در سرعت بخشیدن کشتار دسته جمعی زندانیان سیاسی در سرتاسر ایران تاثیر داشته اند. اما شواهد بسیاری حاکی از آنند که این تصمیم جنایتکارانه ماهها قبل از پایان جنگ ، از جانب مسئولین حکومتی برنامه ریزی شده بود.
خمینی در فتوایی که درتیر ماه ۱٣۶۷ برای قتل عام زندانیان سیاسی صادر کرد با شقاوت و بیرحمی تمام به هئیت مرگ (متشکل از حسینعلی نیری، مرتصی اشراقی، ابراهیم رئیسی و مصطفی پور محمدی) دستور داد که به دشمنان اسلام رحم نکرده و آنان را هر چه سریعتر نابود کنند.
طی تابستان ۶۷ و در آغاز پاییز، هزاران زندانی سیاسی و عقیدتی که بسیاری از آنان در بیدادگاههای حکومت اسلامی به حبس محکوم شده بودند و برخی دوره زندان خود را نیز سپری کرده بودند، به دار آویخته شده و یا تیر باران شدند. پیکرآنان در گورهای دسته جمعی ، در بهشت زهرا، خاوران و یا گورستانهای بی نام و نشان در شهرهای مختلف ایران دفن شدند.هنوز وپس از گذشت سالها خانوادهها و بازماندگان قربانیان این جنایت نمیدانند که عزیزانشان در چه شرایطی اعدام شده ودر کجا به خاک سپرده شده اند. حکومت اسلامی در طی این سالها به سوالات و جستجوها و دادخواهی آنان با ، سرکوب ،ضرب وشتم، دستگیری و.. پاسخ داده است.
طی سالیان متمادی، مسئولین رژیم اسلامی، در تمامی ردههای حکومتی ، کوشیدند با اتخاذ شیوههای مختلف، سرکوب و یا انکار،این جنایت را به فراموشی بسپارند . اما پایداری، فداکاری خانواده ها و بازماندگان ، شهادتهای زندانیان سابق و تلاشهای فعالین سیاسی ، به یک کلام جنبش دادخواهی، باعث شد که این جنایت هولناک در پرده سکوت نماند.
برخی از به اصطلاح « اصلاح طلبان» که از دایره قدرت حکومت اسلامی به بیرون پرتاب شدند نیز با طرح این استدلال که« برای جلوگیری از تکرار چرخه خشونت باید بخشد ولی فراموش نکرد» ، کوشیدند خانواده ها و بازماندگان را عملا از تلاش برای افشارگری این جنایت ضد بشری و داد خواهی بازدارند. اینان بدون شک میدانند که حقیقت یابی، دادخواهی و محاکمه آمرین و عاملین جنایتهایی از نوع کشتاردسته جمعی واعدام زندانیان سیاسی و عقیدتی در سالهای ۱٣۶۰ و بویژه تابستان ۱٣۶۷، یکی از شیوه ایی است که میتواند از تکرار چرخه خشونت در ایران جلوگیری کند. افزون بر آن ، سرکوب و کشتاراین انسانها ، بخشی از تاریخ سرتاسرسیاه رژیم اسلامی در ایران است ومتعلق به افکار ، وجدان و حافظه عمومی جامعه می باشد.تردیدی نیست که آشکار ساختن تمامی ابعاد این نسل کشی و جنایت هولناک، از خواستههای ابتدایی و برحق خانوادهها و بازماندهگان است که طی تمامی این سالها از دادخواهی، هرچند با بهایی سنگین ، دست بر نداشته اند. همراهی و همصدایی با این دادخواهی همچنین و بدون شک به سهم خود می تواند مانع از تکرارجنایاتی از این دست شود. در مقابل ،سکوت ، توجیه و یا بیطرفی، عواملی هستند که زمینه را برای تکرار چرخه خشونت و فجایعی از این دست فراهم می سازنند.
دستگاه سرکوب ،شکنجه وکشتار رژیم از کار نخواهد افتاد مگرآن که توده ها با آگاهی هر چه بیشتر و بیش از پیش در مبارزات جاری آزادیخواهانه، مدنی و صنفی و سیاسی خود را متشکل سازند. تا در چنین پیکاری بتوانند طوماراین رژیم ضد انسانی را برای همیشه درهم پیچند، و بر ویرانه‌های آن حق حاکمیت مردم ، آزادی، دموکراسی، وایرانی آزاد برپا شود.
ما شرکت کنندگان در کنگره چهاردهم سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران، با ارج گذاردن بر تلاش شبانه روزی خانواده های اعدام شدگان سال ۱٣۶۷ و دیگر جانباختگان راه آزادی کشورمان در زنده نگهداشتن نام و یاد آنان از یک سو، و از سوئی دیگر در مقابله با اقدامات توطئه گرانه حکومت برای از بین بردن آثار جنایت خود در خاوران و دیگرخاورانهای سراسر ایران، همراه و همگام بوده و با دیگر سازمانها و گروههای مدافع حقوق انسانی، برای آشکار شدن تمام حقیقت ، و شناخته شدن همه آمران و عاملان این جنایت سازمان یافته و محاکمه آنان از هیچ تلاشی فروگذار نخواهیم کرد. این تلاشها جزئی جدائی ناپذیر از مبارزات مردم برای آزادی و استقرار دمکراسی و عدالت در ایران است.

زنده باد یاد و خاطره همه جانباختگان راه آزادی و سوسیالیسم
سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی ایران

از طرف شرکت کنندگان در چهاردهمین کنگره
کمیته مرکزی سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران
سوم خردادماه ۱٣۹۷
۲۴ ماه می ۲۰۱٨