سرزمینم


بهمن پارسا


• نامش زندگی است این سَرزمین
و در خاک ِ تازه ی باغچه می رویم هر روز!
رنگهایم را آفتاب ،
می آرایَد ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه  ۲۰ آبان ۱٣۹۶ -  ۱۱ نوامبر ۲۰۱۷


 
نامش زندگی است این سَرزمین
و در خاک ِ تازه ی باغچه می رویم هر روز!
رنگهایم را آفتاب ،
می آرایَد
          می پیرایَد.
آوندهایم می مِکَند از خاک، شیره ی حیات را.
جانم پر است از هزاهز ِ باد
آنگاه که می وَزَد.
اِدراکم از بودن را
بوی عناصر ِ چهار گانه انباشته است.
درتمامی جهات اصلی و فرعی پراکنده ام
در هیچ گُلدان نمیگنجَد ریشه هایم
چه فراخم من
چه بی پایان !
از بودنی به دیگر بودن در گُذَرَم
تا آنچه هست، نیست
وآنچه نیست،هست
به لمس ِ باوَرَت در آید
مثل نور به لمس ِ چشمانت
مثل ِ باد که در گوشهایت پِچ پِچ کنان
از سرزمینم بگوید،
از زندگی تا باور کنی
آنچه هست، نیست
و آنچه نیست، هست.
در سرزمینی که نامش زندگی است
چون من یکی بیش نیست، هست!

پنجم فروردین ۱٣۶٣ جادّه ی بین اهروتبریز، ایران