تحرکات نظامی - سیاسی منطقه ای در آستانه انتخابات ایران


ابوالقاسم گلستانی


• اما کم هزینه ترین گزینه برای واشنگتن آن است که به شیوه های گوناگون، از جمله غوغا سازی رسانه ای، کشورهای سرسپرده عرب را به خرید هر چه بیشتر جنگ افزارهای پیشرفته گوناگون سوق دهد، ضمن اینکه از این راه می تواند سایه جنگ بر سر مردم ایران را که پس از "برجام" به نسبت برداشته شده، بازگرداند – تحریم های اقتصادی علیه ایران نیز همچنان در مقیاس بزرگ به قوت خود باقی اند ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه  ۲۵ ارديبهشت ۱٣۹۶ -  ۱۵ می ۲۰۱۷



طبق اطلاعیه وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون)، این کشور قرار است یک شبکه دفاع ضد موشکی پاتریوت به ارزش 2 میلیارد دلار به امارات متحده عربی بفروشد. این قراداد شامل فروش و استقرار 60 واحد ردیاب پاترویوت و 100 موشک است که به اصطلاح برای "ایجاد ثبات سیاسی و پیشرفت اقتصادی" در منطقه خاورمیانه با هم پیمانان امریکا بسته شده است. با این معامله مهم تسلیحاتی، امارات متحده به دیگر کشورهای مرتجع عرب، از جمله عربستان سعودی، کویت، قطر و اردن می پیوندد که قبلا به شبکه دفاع ضد موشکی پاتریوت مسلح شده بودند، هر چند این واقعیت را باید در نظر داشت که امریکا هیچ گاه اجازه نمی دهد توازن نظامی منطقه خاورمیانه به زیان اسرائیل تغییر کند! شبکه به اصطلاح دفاعی پاتریوت قادر به ردگیری و انهدام موشک‌های بالیستیک قبل از اصابت آنها به هدف است.
امارات متحده عربی که از اعضای شورای همکاری خلیج فارس و همچنین عضو ائتلاف بین المللی به رهبری عربستان در جنگ علیه یمن است، همچنان و با حمایت این شورای ارتجاعی منطقه، مدعی مالکیت سه جزیره ایرانی در خلیج فارس است.
به گزارش بی بی سی (23 اردی بهشت)، "قرار است دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، اواخر ماه جاری به عربستان سعودی سفر کند و برنامه سفر او شامل شرکت در نشست سران کشورهای عرب حوزه خلیج فارس خواهد بود."
به نظر می اید استقرار شبکه ضد موشکی پاتریوت تنها برای مقابله احتمالی در برابر موشک های ایران از جمله بالستیک نیست، بل که برای بالا بردن آمادگی جنگی در صورت بروز درگیری نظامی با ایران به بهانه ی ادعای مالکیت جزایر سه گانه ایرانی از سوی امارات متحده عربی است.
تحرکات نظامی- سیاسی منطقه خلیج فارس از ان جهت اهمیت ویزه کسب می کند که ظاهراً ایران امروز به سمت خلا قدرت پیش می رود، و شایعه بیماری لاعلاج رهبر جمهوری اسلامی و احتمال تعیین جانشین برای او در چهار سال آتی ریاست جمهوری، به این موضوع دامن زده است. افشاگری های بی سابقه کاندیداهای ریاست جمهوری علیه یکدیگر در مناظره ها، هر چند تنها گوشه بسیار کوچکی از واقعیات تلخ ایران را نشان می دهد، می تواند از یک سو ناشی از احساس خلاء قدرت از سوی آنان و از سوی دیگر نشانه شدت گرفتن جنگ قدرت برای گرفتن کرسی رهبری باشد.
اما، در حالی که کسب مقام رهبری توسط رییس جمهور در صورت درگذشت رهبر جمهوری اسلامی بعید به نظر می رسد و وطیفه "مجلس خبرگان" است که جانشین رهبر را تعیین کند، برخی گمان دارند که این فرماندهان سپاه هستند که در تعیین رهبر آینده ایران نقش اساسی دارند. اکبر گنجی در مقاله "آینده رهبری نظام جمهوری اسلامی پس از آیت‌الله خامنه‌ای" (13 فروردین 94)، گفته است: "نظامیان- مانند دیگر اقشار اجتماعی- نمی توانند به عضویت مجلس خبرگان رهبری در آیند، چه رسد رهبری که قطعاً باید مجتهد باشد. از این نظر فرماندهی سپاه نقش مستقیمی در انتخاب رهبری نظام ندارد. اما آنان قطعاً از فرد مد نظر آیت الله خامنه ای حمایت به عمل خواهند آورد، مگر آن که ادعا شود پس از مرگ خامنه ای سپاه دست به کودتای نظامی خواهد زد. این مدعا را با هیچ قرینه ای نمی‌توان تأیید کرد."
صرف نظر از این که چه کسی در صورت درگذشت رهبر جمهوری جانشین او شود، اما به نظر می آید که خلاء قدرت از یک سو و شدت گرفتن جنگ قدرت در ایران ارتجاع منطقه ای را بر آن داشت تا در چنین "فرصت مناسبی" علیه ایران وارد عمل شوند. در این میان، اتحادی یهودی - اسلامی علیه "هلال شیعی" به محوریت ایران شکل گرفته است که اسرائیل و "هلال سنی" با محوریت عربستان سعودی از آن جمله اند. در عین حال، برخی گمان دارند که گویا ایالات متحده امریکا در تلاش است تا با جلب رضایت شخصیت های بانفوذ جهان مسحیت، از جمله پاپ فرانسیس، اتحاد فوق الذکر علیه ایران را به اتحاد یهودی - اسلامی - مسیحی فرارویاند، هر چند از شخص پاپ به سبب رویکردهای سیاسی خاصش این همراهی بعید به نظر می رسد.
تا جایی که به ایران مربوط می شود، هدف از این تحرکات نظامی- سیاسی که بی شک همراهی ایالات متحده را به دنبال خواهد داشت، می تواند از جمله بدین قرار باشد: واداشتن ایران به توقف همکاری با سوریه و فدراسیون روسیه در سیاست های منطقه ای؛ و، به تعلیق درآوردن فعالیت های فزاینده نظامی در حوزه دفاع موشکی. اما، محتمل ترین گزینه برای دستیابی به اهداف اشاره شده کدام می تواند باشد، نظر به اینکه هر اقدامی علیه ایران باید با هماهنگی، موافقت و برنامه ریزی واشنگتن به اجرا در آید؟
پس از فروپاشی اتحاد شوروی که به جهان یک قطبی به رهبری ایالات متحده امریکا منتهی شد، هر دولت مستقر در این کشور به نوبه خود مسوولیت جنگی را در پرونده خود داشته است: جنگ خلیج (علیه عراق) توسط جورج بوش پدر؛ جنگهای بالکان (علیه یوگسلاوی سابق) به دست بیل کلینتون؛ جنگ علیه عراق و افغانستان توسط جورج بوش پسر؛ و جنگ علیه لیبی به دستور باراک اوباما. اوباما در سخنرانی خود پس از "برجام" که در دانشگاه پان امریکن انجام شد، اذعان داشت که دولت امریکا در صورت عدم پذیرش برجام می بایست علیه ایران وارد جنگ می شد، اما پذیرش برجام مناسب ترین گزینه بود، زیرا امریکا توان جنگی تازه در خاورمیانه، آن هم با کشور بزرگی چون ایران با جغرافیای پیچیده و مردمی متفاوت را نداشت. او برای توجیه اقتدار و قاطعیت نظامی خود در برابر منتقدان نئوکان، همچنین گفت که "جورج بوش (پسر) دو بار دستور حمله نظامی به کشورهای دیگر صادر کرد، من پنج بار". به رغم رویکرد تندروانه رئیس جمهور فعلی، دونالد ترامپ که گفته بود برجام را پاره خواهد کرد و از او انتظار می رفت که احتمالاً وارد جنگ با ایران شود، اما با وجود مواضع ناپایدارش، ممکن است بر سیاست خارجی به زعم خود "صلح جویانه اش" استوار بماند. اما این "استواری" نه به معنای آن است که ایالات متحده واقعاً در رویکرد جنگ افروزانه اش تجدید نظر کرده، بل که اقتصاد به شدت آسیب دیده اش حداقل مجال جنگ مستقیم به آن نمی دهد. در عین حال، همسویی بالقوه ایران با فدراسیون روسیه که پس از ورود به جنگ سوریه به تهدیدی بالقوه علیه نظم کنونی یک قطبی جهان مبدل شده، می تواند به بازدارندگی جنگ با ایران کمک کند.   
اما کم هزینه ترین گزینه برای واشنگتن آن است که به شیوه های گوناگون، از جمله غوغا سازی رسانه ای، کشورهای سرسپرده عرب را به خرید هر چه بیشتر جنگ افزارهای پیشرفته گوناگون سوق دهد، ضمن اینکه از این راه می تواند سایه جنگ بر سر مردم ایران را که پس از "برجام" به نسبت برداشته شده، بازگرداند – تحریم های اقتصادی علیه ایران نیز همچنان در مقیاس بزرگ به قوت خود باقی اند. بی ثبات سازی (و ایجاد آشوب) در ایران می تواند گزینه تکمیلی باشد. نظر به اینکه تقریباً نیمی از مردم ایران با معضل معیشت دست و پنجه نرم می کنند، استخدام مزدوران گرسنه در میان برخی اقوام و ایجاد نزاع های قومی، از جمله در قالب عملیات تروریستی، بسیار محتمل است.
با وجود این، نشان دادن خویشتن داری از سوی ایران، از جمله عدم استفاده از ادبیات سیاسی تحریک امیز و تنش زا، می تواند در خنثی کردن این فریندها موثر باشد.

25/02/1396-15/05/2017
Abolghassem Golestani
Bristol, UK