به زبان قانون


سرور علی محمدی


• ناصر مهاجر و مهرداد باباعلی با الهام از دل متن دفاعیات بیژن جزنی و حسن ضیاظریفی دو تن از برجسته ترین مبارزان جنبش کمونیستی ایران کوشیدند تا غبار کینه توزانه ای که بدست عمال شاه و شیخ بر سطر سطر این برگ های زرین جنبش کمونیستی ایران پاشیده شده بزدایند ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۲۹ فروردين ۱٣۹۶ -  ۱٨ آوريل ۲۰۱۷


ناصر مهاجر و مهرداد باباعلی با الهام از دل متن دفاعیات بیژن جزنی و حسن ضیاظریفی دو تن از برجسته ترین مبارزان جنبش کمونیستی ایران کوشیدند تا غبار کینه توزانه ای که بدست عمال شاه و شیخ بر سطر سطر این برگ های زرین جنبش کمونیستی ایران پاشیده شده بزدایند.
پیشگفتار به آنچه که در زندان های رژیم خودکامه پهلوی برمبارزان گذشته بسنده نمی کند، اصراری هم ندارد تا خواننده را به زور به گذشتهء ببرد. آینه ای است که روزهای سیاه حاکمیت زور و قلدری محمدرضا شاه پهلوی را در برابر وجدان های بیدار به داوری می خواند، قضاوت را از پیش معین نمی کند. هرآنچه را که رخداده با اسناد و مدارکی غیرقابل انکار برای نسل جوان ایران به ودیعه می نهد و او را به قضاوت می خواند. این نسل است که در می یابد دقت و پیگیری در نگارش پیشگفتار او را در دالان های تنگ و تاریک زندان های شاهنشاهی به خود وا نمی نهد، کورسوئی هم نیست که ندیده از کنارش بگذرد، به باد هم نمی ماند که نوزیده بگذرد. دریائی است از دانسته ها و پژوهشهای در خور ستایش، همکاری جمعی که با دقت و وسواس داهیانه ناصر مهاجر و مهرداد باباعلی به انجام می رسد. در یک کلام کاری است کارستان که زبان و قلم را یارای ستایش آن نیست. با این حال برای تازه نفسان ریزه خوار سفره بخون آغشته ء دودمان پهلوی که از هر امکانی بهره می جویند تا ددمنشی های ساواک را از خاطر ها بزدایند نسیمی است بسان طوفان.
باز خوانی و یا بعبارت دقیقتر واقعیت خوانی تاریخ از ساعت ۱۷ روز ۱۹ دی ماه سال ۱٣۴۶ * با دستگیری بیژن جزنی و عباس سوروکی است و متعاقب آن زندان است و شکنجه، از اولین ساعات دستگیری دو مبارز، وحشانه انها را شکنجه می دهند، بیژن جزنی ۶۲ ساعت متوالی جسم و جانش در زیر شکنجه خرد می شود و لب به سخن نمی گشاید و حسن ضیاظریفی هم وحشانه ترین شکنجه ها را تاب می آورد و بدین ترتیب گروه از هجوم ساواک در امان می ماند. آن ها در یک قرارداد نانوشته با سوگند به آرمان هایشان که همانا دفاع از مردم ستمدیده ایران است وفادار ماندند. در بیدادگاه های رژیم، قانون مشروطه مصوب مجلس یکسره توسط کسانی زیر پا گذاشته می شود که طبق قانون نه تنها ناظر که باید مجریان مفاد آن باید باشند. آنها قوانین سازمان های مخوف سیا و موساد را بر مفاد قانون اساسی مشروطه مقدم دانسته و بی محابا دستاوردهای انقلاب مشروطه، یعنی هر آنچه را که دولت ملی مصدق با همیاری ملت بدست آورده بود برباد می دهند. از همین روست که دفاعیات بیژن جزنی و حسن ضیاظریفی در بیدادگاههای رژیم شاهنشاهی ارج و قربی در خور می یابد. دو تن از بنیانگذاران جنبش مسلحانه، با آین که آرمان هایشان بسیار فراتر از قانون اساسی است، به زبان قانون نه در مقام دفاع از خود که بارها تکرار می کنند برای دفاع از حقوق اولیه ملت ایران در چارچوب قانون اساسی رو دروی نظامیان حاکم بر دادگاه می ایستند و بنیاد رژیم را زیر سئوال برده و به سخره می گیرند، جزنی در دادگاه نظامی با اشاره به اسنادی که ساواک در محکومیت آنها به دادگاه نظامی ارائه داده می گوید* از میان دوهزار جلد کتاب چند جلد را جدا کرده و بعنوان کتاب های ضاله ضبط کرده اند که نشانه بی فرهنگی مامورانی است که می خواهند در مورد رویه و مرام مردم این مملکت تحقیق کنند.
در حالی که دانشجویان و روشنفکران دستگیر و تحت شدیدترین شکنجه ها قرار می گیرند، حکومت در تدارک کنفرانس حقوق بشر است. ۲۰۰۰ نماینده از ۱٣۲ کشور عازم ایران شدند بدون این که از خود بپرسند در کشوری که شهروندان از ابتدائی ترین حقوق انسانی محرومند، برپائی چنین کنفرانسی چه دستاوردی به همراه خواهد داشت؟ کنفرانسی که ریاستش را منفورترین چهره حکومت (اشرف پهلوی) برعهده دارد. حتی نامه ای که به پیشنهاد بیژن جزنی و به همت هدایت متین دفتری به زبان انگلیسی نوشته و توسط میهن جزنی و صدیقه (دوست عزیز سرمدی) بدست برخی از شرکت کنندگان می رسد درون کنفرانس انعکاسی نمی یابد. کنفرانس در شهری برگزار می شود که شریف ترین انسان های مبارز در زندان های با قوانین و قرون وسطائی شکنجه می شوند.
جان کلام را در روزهای برگزاری کنفرانس نشریه تریبون بگوش جهانیان رساند* کنفرانس تهران در باره حقوق بشر تمهید دیگر مردان هراسیده و مجرمی است که می خواهند افکار عموی جهان را منحرف کنند و به آن ها بقبولانند که قهرمان کرامت انسانی اند.
با پایان کنفرانس با همه تبلیغاتی که در پهنه ی بین المللی داشت، وجدان های بیدار و آگاه خیلی زود دریافتند که مردم ایران نه تنها از حقوق سیاسی برخوردار نیستند که از شان و کرامت انسانی نیز بی بهره اند. دادگاه جزنی و یارانش آستانه ی آن بیداری بود. *
داگاه بیژن جزنی و یارانش در حالی برگزار شد که کنفدراسیون دانشجویان در پیکار عظیمی افکار عمومی را علیه اقدامات فاشیستی سردمداران حکومتی بسیج کرده بود. از تلگراف برتدراند راسل * بزرگترین فیلسوف دنیا به شخص شاه گرفته تا اعزام لوئیچی کاوالیری و ویلیام ویلسون و بتی اشتون * به دادگاه همه و همه در راستای خبرگیری از دادگاهی بود که نمونه اش را در سالهای جنگ می توان یافت محاکمه غیرنظامیان در دادگاههای نظامی. رژیم پهلوی در جنگی نابرابر با مبارزان راه آزادی و استقلال ایران کوشید تا با سرپوش گذاشتن بر جنایات ساواک محاکمات را پشت در های بسته برگزار کرده و به درج خبری کوتاه بسنده کند که نتوانست. در اثر کارزار شبانه روزی کنفدراسیون و محافل روشنفکر و حضور نمایندگان اعزامی خبر محاکمات قرون وسطائی در سراسر جهان با واکنش های بی سابقه ای روبرو شد. ویلیام ویلسون در یاداشت هایش با تردید در جایگاه حقوقی دادگاه به صراحت می نویسد که: این دادگاه به خودی خود، یک ظاهر سازی شرم آور است. در پرتو دستگیری های گسترده ای که گزارش آن به ما می رسد باید پرسید آیا این حکومت سست بنیاد نیست؟ *
باید کتاب را به دل خواند تا فهمید که سیاست های سرکوبکرانهء شاه و ساواک راهی جز آنچه که مبارزان سیاهکل برگزیدند باقی نگذاشت.


۱/ چپ در ایران به روایت اسناد ساواک
۲/ پیشین
٣/ حقوق بشر در ایران نشریه تریبون ۲٨ آوریل ۱۹۶٨ / ۶ اردیبهشت ۱٣۴۷
۴/ به زبان قانون ص ۵۹،۵٨
۵/ص ۶٨ پیشین
۶/ ص ۴۴ پیشین
۷/ص ۲۴۲،۲۴۱ پیشین