جنگ وکالتی در سوریه در مرز جهنم


اردشیر زارعی قنواتی


• در صورت توافق دولت دمشق، اپوزیسیون داخلی و مسکو بر روی طرح حداقلی ابراهیمی، در آینده هزینه سیاسی اپوزیسیون برون مرزی و متحدین آن برای ادامه مسیر ویرانگر کنونی به شدت افزایش یافته و شکاف بین آنان خود را نشان می دهد. بحران سوریه به مفهوم واقعی کلمه در تعبیر ابراهیمی، در مرز مذاکره سیاسی و جهنم قرار گرفته است ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ۱۷ دی ۱٣۹۱ -  ۶ ژانويه ۲۰۱٣


 بحران سوریه در طی ۲۱ ماه گذشته از اعتراضات پراکنده مردمی برای اصلاحات آغاز شد و از همان ماه های اول با دخالت عنصر خارجی و موج اسلامگرایی محافظه کار سنی به سمت یک جنگ تمام عیار داخلی رفت. اپوزیسیون مسلح در قالب ائتلاف ملی سوریه که هم اینک با تلاش و هزینه عربستان، قطر، ترکیه و جهان غرب به عنوان تنها نماینده مردم سوریه به رسمیت شناخته شده است به واسطه همین حمایت های خارجی، خود را در جایگاهی می بیند که به هیچ راه حل سیاسی و مصالحه با حکومت مستقر در دمشق رضایت نمی دهد. در شرایطی که خشونت ها در این کشور تبدیل به جنگ داخلی و برخوردهای فرقه یی بین سنی های مخالف با شیعیان علوی، مسیحیان، کردها، دروزی ها و حتی طیف وسیعی از سنی های موافق "بشار اسد" رئیس جمهوری گردیده است، تلاش ها جهت برون رفت از این بن بست تاکنون به نتیجه نرسیده است. رویای سرنگونی قریب الوقوع بشار اسد که به یک بیماری مزمن برای اپوزیسیون مسلح مبدل شده است هرگونه پالس مثبتی از طرف دمشق یا متحدین آن را برای مذاکره تنها در چارچوب همین فوری بودن شکست حکومت اسد به عنوان بهانه و مانوری برای گریز از مهلکه به حساب آورده است. این در حالی است که سازمان ملل متحد و تمامی منابع مستقل بین المللی به صراحت از تبدیل بحران سوریه به یک جنگ فرقه یی و دست بالای گروه های تندروی اسلامگرا و مرتبط با القاعده در بحران اذعان کرده اند. به خلاف تصوری که وجود دارد اکثر فتوحات نظامی اپوزیسیون مسلح سوریه توسط "جبهه النصره" شاخه سوری القاعده و سلفی های تندرو انجام گرفته است و فراریان نظامی از ارتش این کشور در حوزه عملیاتی "آرتش آزاد سوریه" تنها یک نقش نمادین را ایفا می کنند. تظاهرات بدنه اجتماعی حامی جبهه النصره بعد از گنجاندن این گروه تروریستی در لیست سیاه آمریکا به خوبی نشاندهنده توازن قدرت به نفع تندروهای اسلامگرا در بین مخالفین اسد بوده است. واقعیت بحران سوریه در این است که حکومت موروثی و توتالیتر خاندان اسد در حالی به تقابل با مطالبات دمکراتیک بخش مهمی از مردم سوریه قرار گرفته است که عمده نیروی مخالف مسلح آن نیز هیچ سنخیتی با دمکراسی نداشته و اهداف جنبش تروریستی القاعده برای استقرار "امارت اسلامی" در بلاد شام را دنبال می کند. این در حالی است که اپوزیسیون داخل سوریه با نام "کمیته هماهنگی برای تغییرات ملی دمکراتیک سوریه" به رهبری "حسن عبدالعظیم" که تا قبل از نظامی شدن بحران موتور محرکه اعتراضات خیابانی و دمکراسی خواهانه در این کشور بود در مخالفت شدید با ائتلاف ملی سوریه و ارتش آزاد، همچنان خواهان روند مسالمت آمیز و تغییر در مسیر یک پروسه سیاسی است. سوریه امروز درگیر یک جنگ وکالتی منطقه یی و بین المللی است که بسیار فراتر از جنبش ملی و دمکراسی خواهانه، بازیگران متن و حاشیه آن در صدد دستیابی به اهداف خاص خود برای هژمونی بر منطقه و چیدمان خاورمیانه جدید حتی به بهای ویرانی و کشتار مردم این کشور می باشند. شکست تلاش های میانجی بین المللی "کوفی عنان" که با توافق شش ماه پیش ژنو به صحنه آمد و ناکام شد و ناظران بین المللی تحت امر وی به واسطه عدم رعایت مفاد توافقنامه از سوی دو طرف، خاک سوریه را ترک کردند، قطعه یی از همین پازل در هم ریخته کنونی است که تا به امروز ادامه دارد.
انتخاب "اخضر ابراهیمی" وزیر امور خارجه سابق الجزایر و میانجی کنونی بحران سوریه که توسط سازمان ملل متحد و اتحادیه عرب در این مسند به عنوان جایگزین عنان منصوب گردید، امید برای برون رفت از بحران و یافتن یک راه حل سیاسی را دوباره زنده کرد. وی که کاملا بر اوضاع جهان عرب مسلط بوده و درک واقعی تری نسبت به اوضاع سوریه دارد در راستای ماموریت خود تلاش ها برای حل مسالمت آمیز بحران و ارائه یک مکانیزم دوران گذار را شروع کرد. با اوج گرفتن بحران و تشدید خشونت ها آقای ابراهیمی در طول هفته گذشته با سفر به دمشق و ملاقات با دولتمردان سوری و از جمله بشار اسد یک طرح جدید برای مصالحه و مذاکرات سیاسی بین دو طرف را مطرح کرد. یک روز بعد وی به دیدار حسن عبدالعظیم رهبر کمیته هماهنگی رفت و بعد از مذاکرات فشرده بین آنان، رهبر اپوزیسیون داخلی با ابراز امیدواری به طرح جدید حمایت خود را از تلاش های تازه میانجی بین المللی اعلان کرد. ابراهیمی که ظاهرا در دمشق با پالس های مثبتی از سوی اسد و کمیته هماهنگی روبه رو شده بود امیدورانه به مسکو سفر کرد تا حمایت بزرگترین متحد بین المللی سوریه را نسبت به طرح خود جلب کند. ظاهرا روسیه نیز با طرح وی به دید مثبت نگریسته و حمایت خود را نسبت به تلاش های انجام گرفته ابراز کرده است در حالی که از قبل نیز گفته می شد که ابراهیمی در دیدار با معاون وزیر خارجه روسیه و همتای آمریکایی وی توانسته است حمایت آنان را از طرح مصالحه و مذاکرات سیاسی جلب کند. روس ها در طول یک ماه گذشته مرکز ثقل اخبار مربوط به سوریه بوده اند و با تشدید تلاش های خود جهت یافتن یک راه حل سیاسی با بیشتر بازیگران داخلی و خارجی این بحران به صورت مدام در حال مذاکره و رایزنی بوده اند. رویکرد رهبران مسکو و بعضا اظهارات بعضی از مقامات این کشور در خصوص بحران سوریه در بین بعضی از محافل سیاسی و تحلیلگران امور بین الملل یک برداشت اشتباه و گمراه کننده را ایجاد کرده که گویا مسکو با تغییر سیاست و چرخش به طرف اپوزیسیون سوری در صدد خالی کردن زیر پای اسد است. این در صورتی است که در جریان کنفرانس مشترک مطبوعاتی "سرگئی لاورف" وزیر امور خارجه این کشور و اخضر ابراهیمی کاملا مشخص شد که در سیاست راهبردی روسیه هیچ تغییر اساسی اتفاق نیافتاده است و عملکرد مسکو بیشتر در راستای نقش آفرینی فعال تر و ایجاد شکاف در اردوگاه مخالفین مسلح و حامیان خارجی آنان بوده است. در شرایطی که جنگ داخلی در سوریه به مرحله فرسایشی رسیده است، پیروزی هیچ کدام از طرفین منازعه بر دیگری قابل تصور نیست، تندروهای اسلامگرا و مرتبط با القاعده نقش آلترناتیوی در حوزه عملیاتی پیدا کرده اند، طرح حمله خارجی به شیوه لیبی با توجه به موقعیت حساس ژئوپلتیک سوریه تقریبا منتفی است، سرایت بحران هم اینک به ترکیه، عراق و لبنان در حال انجام می باشد و بلوک های قدرت بین المللی و منطقه یی همچنین بر مواضع متناقض خود استوار مانده اند، طرح مذاکرات سیاسی و مصالحه ملی پاسخ منطقی و بشردوستانه به واقعیت بحران است. عدم پذیرش دعوت روسیه از سوی "احمد معاذ خطیب" رئیس ائتلاف ملی سوریه و شروط سه گانه وی در پاسخ به این دعوت که برای مسکو توهین آمیز نیز تلقی گردید، نشان می دهد که اپوزیسیون مسلح همچنان به دنبال سرنگونی بشار اسد به هر بهایی می باشد. ائتلاف ملی بیش از آنچه متکی به تحلیل منطق سیاسی باشد به صورت یکجانبه خود را در اختیار کنش و مطالبات اغراق آمیز دستجات مسلح در حوزه میدانی قرار داده است. فتوحات سرزمینی و دست به دست شدن نقطه های خاکستری جبهه های نبرد در طی جنگ های داخلی یک امر طبیعی است که در ترسیم پیروزی و شکست نهایی اردوگاه های خصم نمی تواند نقش تعیین کننده یی را ایفا کند. اشتباه محاسبه معاذ خطیب در بی اعتنایی کامل به پروسه سیاسی کنونی که توسط اخضر ابراهیمی در حال دنبال شدن است بیش از آنچه ناشی از درک سیاسی و منطق شرایط بحران باشد، متکی به یک توهم ساده انگارانه خواهد بود. در صورت توافق دولت دمشق، اپوزیسیون داخلی و مسکو بر روی طرح حداقلی ابراهیمی، در آینده هزینه سیاسی اپوزیسیون برون مرزی و متحدین آن برای ادامه مسیر ویرانگر کنونی به شدت افزایش یافته و شکاف بین آنان خود را نشان می دهد. بحران سوریه به مفهوم واقعی کلمه در تعبیر ابراهیمی، در مرز مذاکره سیاسی و جهنم قرار گرفته است.