بازی پوتین در زمین خودی و داور گماشته


اردشیر زارعی قنواتی


• سرانجام انتخابات ریاست جمهوری روسیه با توجه به تمام اما و اگرها در خصوص تخلف و تقلب در آن که ناظران مستقل از موسسه نظارتی "گالوس" و ناظران سازمان امنیت و همکاری اروپایی بر آن صحه گذاشته اند با پیروزی پوتین به پایان رسید. ساخت سیاسی روسیه این اعتراضات هم چون اعتراضات به روند انتخابات پارلمانی گذشته هیچ تغییری در وضعیت کنونی ایجاد نخواهد کرد ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۱۶ اسفند ۱٣۹۰ -  ۶ مارس ۲۰۱۲


نتایج انتخابات ریاست جمهوری روسیه در روز یکشنبه ۴ مارس که به پیروزی "ولادیمیر پوتین" نخست وزیر کنونی و رئیس جمهوری سابق انجامید، هم چون انتخابات پارلمانی اخیر در این کشور با انتقادات و مخالفت اپوزیسیون روبرو شده است. بر طبق اعلام رسمی کمیسیون مرکزی انتخابات با شمارش ۶/۹۹ درصد آرای ماخوذه، پوتین ۶۹/۶٣ درصد آراء را کسب کرده است. بعد از وی "گنادی زوگانف" رهبر حزب کمونیست روسیه با ۱۹/۱۷ درصد، "میخائیل پروخوروف" میلیاردر و سومین ثروتنمد کشور ٨٨/۷ درصد، "ولادیمیر ژیرینوفسکی" رهبر حزب افراطی لیبرال دمکرات ۲٣/۶ درصد و "سرگی میرونوف" از حزب چپ میانه روسیه عادل ٨۵/٣ درصد آرای شهروندان را کسب کرده اند. بر اساس این نتایج آقای پوتین در دور اول توانسته است پیروزی در این انتخابات را کسب کند و این در حالی است که زوگانف رقیب اصلی وی با ناعادلانه و غیرمشروع خواندن این انتخابات مخالفت خویش را به صراحت از روند ساختاری و شکلی نتیجه انتخابات بیان کرده است. اولیگارشی حاکم بر روسیه در طول دوران پس از فروپاشی شوروی با در دست داشتن تمامی مجاری رسانه یی و بهره برداری از رانت قدرت توانسته است فضای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و هم چنین جهت دهی افکارعمومی را در اختیار خود گرفته و یک چارچوب ناعادلانه رقابت را در هر بزنگاه انتخاباتی شکل دهد. آنان حتی فراتر از شکل دهی ساختاری جریان انتخابات در حوزه شکلی موضوع نیز با تخلف و تقلب میدانی راه را برای بروز و ظهور قدرت بدیل سد کرده اند. از آنجا که تنها "آلترناتیو" بدیل در مقابل ساخت قدرت کنونی توسط حزب کمونیست خود را بروز می دهد به عکس تصور عمومی، جهان غرب نیز چندان تمایلی به بر هم زدن این فضای بازی نداشته و تمام انتقادات کنونی در خصوص نقض شرایط یک انتخابات آزاد و عادلانه صرفا در چارچوب شکلی و در راستای موجودیت یک پوتین تضعیف شده دنبال می شود. اینکه در طول چند ماه گذشته پوشش اکثر تظاهرات اعتراضی مردم روسیه به خصوص در مسکو توسط رسانه های غربی تصویر روبان های سفید (نماد مخالفان لیبرال) و در این انتخابات با تمرکز رسانه یی بر کاندیداتوری میخائیل پروخوروف معطوف بوده است، گویای همین وضعیت کلیشه یی می باشد. اینکه در روسیه امروز اصول انتخابات آزاد رعایت نمی شود و چیدمان سیاسی مسکو در قالب بازی پوتین – مدودف ترسیم کننده ی یک بازی با نتیجه از قبل پیش بینی شده است، شکل دهی یک فورماسیون با توافق ساخت درونی و حوزه بیرونی می باشد که قربانی آن بدون شک حزب کمونیست به عنوان تنها حزب فراگیر و واقعی کشور خواهد بود. اما تمرکز بر حوزه درونی روسیه برای تحلیل انتخابات ریاست جمهوری این کشور نشان می دهد که جدا از رانت های ویژه برای کاندیدای ساخت حاکم بعضی از خصوصیات ملی روس ها هم در این بین نقش تعیین کننده یی ایفاء می کند.
۱ – ملی گرایی روس : اسلاوها و به خصوص روس ها در طول تاریخ مدون خود همواره خصوصیت ملی گرایی و نژادی خود را در مقابل مجموعه ی همسایگان نامتجانس خویش از کرانه های اروپایی تا دامنه های آسیایی حفظ کرده اند. در کنار این خصوصیت بارز، روس ها هم چنین میراث دار ابرقدرتی شوروی سابق نیز می باشند که همین موضوع جایگاه آنان را برای بسط قدرت و حوزه نفوذ به عنوان یک بازیگر اصلی نظام بین المللی تشدید می کند. از آنجا که بعد از فروپاشی شوروی، غرب هجوم همه جانبه یی را به موقعیت ژئوپاتیک این کشور و حوزه های نفوذ آن آغاز کرد همیشه بازگشت به جایگاه قدرتمند سابق رویای مردم روس بوده است. در چنین شرایطی شخصیتی که به نماد ملی گرایی و بسط قدرت روسیه در عرصه بین المللی تبدیل شود در ذهن مردم روسیه حکم یک ابرمرد و قهرمان را پیدا می کند. پوتین با شناخت کامل از این موضوع و روانشناسی مردم روسیه با توجه به تجارب تلخ دوران مماشات "میخائیل گورباچف" آخرین زمامدار شوروی سابق و خیانت "بوریس یلتسین" اولین حاکم روسیه جدید، با تمرکز بر ملی گرایی روس توانسته است تا حدود زیادی افکارعمومی را به خود جلب کند.
۲ – رهبر کاریزماتیک و قدرتمند : روس ها در تمامی دوران های تاریخی خود جایگاه ویژه یی را برای حاکمان قدرتمند چه در نظام های استبدادی و چه در نظام شورایی سابق قائل بوده اند. نمونه "ایوان مخوف" و "پتر کبیر" در ساخت تزاری و "ژوزف استالین" در نظام شورایی شوروی که تا به امروز جایگاه و احترام خود را حفظ کرده اند در مقابل تنفر از گورباچف و یلتسین گویای همین موقعیت منحصر به فرد در ساخت سیاسی – اجتماعی روسیه می باشد. هم اکنون نیز با توجه به نوع بازی پوتین در طول حیات سیاسی خود، روس ها این رهبر کاریزماتیک را در هیبت وی دیده و او نیز با اظهارات، عملکرد و نمایشات خود به این باور دامن می زند.
٣ – فردمحوری در مقابل حزب محوری : مردم روسیه به تبع همین سوابق تاریخی، ملی گرایی و حاکم کاریزماتیک، همواره نقش فرد را بر نقش تشکیلات ارجح تر دانسته و به همین دلیل همواره می توان شاهد ظهور و افول احزاب یک بار مصرف و جعلی در مقابل ایستایی تنها حزب واقعی و فراگیر در محدوده جایگاه دومی بود. نتایج انتخابات پارلمانی اخیر این کشور به درستی نشان می دهد که حزب کمونیست به عنوان تنها نماد حزبی کشور متکی به تشکیلات حزبی خود، هم چنان در مرز بیست درصدی درجا می زند و حزب روسیه متحد که در آن انتخابات تنها توانست ۴٨ درصد از آراء را به خود اختصاص دهد در این انتخابات رهبر آن حدود ۶۴ درصد آراء را کسب می کند. میزان آرای ۷ درصدی پروخوروف به عنوان یک کاندیدای مستقل و رانت خوار ثروتمند که بالاتر از رای رهبران احزاب لیبرال دمکرات و روسیه عادل بوده است نشاندهنده همین خصوصیت غیر حزبی جامعه روسیه می باشد.
۴ – ضعف های حزب کمونیست : بدون شک تنها نیروی بدیل برای ساخت اولیگارشیک کنونی حاکم بر روسیه، حزب کمونیست این کشور بوده و به نظر نمی رسد در کوتاه مدت هیچ نیروی دیگری بتواند این جایگاه آلترناتیوی بدیل را تهدید کند. کمونیست ها در طول چند سال گذشته با رهبری زوگانف و طرح تئوری های جدید به خصوص در مورد تعریف فراگیرتر از "طبقه کارگر" و هم چنین نگاه مدرن به دمکراسی توانسته اند دستاوردهای بزرگی را کسب کنند. آنان هم چنین در عرصه داخلی و خارجی از یک سیاست هارمونیک مبتنی بر عدالت اجتماعی – دمکراسی توده یی در عرصه درونی و سیاست خارجی مستقل و غیرامپریالیستی پیروی می کنند که می تواند در صورت حاکمیت، جایگاه واقعی روسیه را در هر دو عرصه بهبود کیفی ببخشد. اما این حزب چند سالی بیش نیست که از کلیشه های قدیمی خارج شده و از ابزار مدرن و نگاه ویژه به اقشار جوان سود می برد و هنوز متکی به گاردهای قدیمی خود می باشد. زوگانف در قامت یک رهبر حزبی با تئوری های جدید بدون شک جایگاه ویژه یی در خصوص تجدید حیات دوباره حزب کمونیست روسیه بازی کرده است. این در حالی است که وی در طول چهار دوره رقابت بر سر انتخابات ریاست جمهوری همواره کاندیدای حزب بوده است و بر طبق روانشناسی سیاسی به خصوص در شرایطی که فردمحوری بر جامعه نگری رجحان یافته است، عدم موقعیت کاریزماتیک وی در عرصه ملی، موقعیت حزب کمونیست را از دست یافتن به آرای خاکستری محدود کرده است. به طور یقین جامعه امروز روسیه با جامعه شوروی به کلی متفاوت است و حزب کمونیست باید به اجبار این تفاوت ذائقه را در محور سیاست های خود لحاظ کرده و به دنبال جلوه های ویژه یی باشد که در قامت اشخاص یا سیاست های خاص بتواند نمود عینی در عرصه ملی داشته باشد. در اولین گام حزب کمونیست به واسطه بسط اینترنت و وفور شبکه های اجتماعی پراکنده می تواند فراتر از تمرکز بر تشکیلات حزبی خود وارد یک ائتلاف ملی و فراگیر بر اساس سیاست های مشخص حداقلی شود و دامنه قدرت اپوزیسیونی خود را گسترش کیفی و کمی دهد.
۵ – سرمایه گذاری پوتین بر اپوزیسیون جعلی: ولادیمیر پوتین که همواره خطر اصلی را از جانب حزب کمونیست متوجه خود و ساخت اولیگارشیک حاکم می داند، با سرمایه گذاری بر کاندیداتوری پروخوروف میلیاردر روس در وهله اول طیف وسیعی را به سمت وی متوجه کرده و در وهله دوم قصد دارد که با ورود وی به صحنه سیاسی کشور با یک حزب سازی جعلی سیکل معکوس فعلی را به نوعی دیگر بازسازی کند. وعده "دیمیتری مدودف" رئیس جمهوری فعلی روسیه مبنی بر تجدیدنظر در حکم زندان"میخائیل خودورکوفسکی" بزرگترین میلیاردر روس و رئیس پیشین شرکت نفتی یوکاس نیز به یقین در همین چارچوب انجام گرفته است. حزب میلیاردرها با توجه به توان مالی، حمایت غرب لیبرال از آن و تشتت بیشتر در جامعه سیاسی روسیه انجام می گیرد که در بزنگاه های انتخاباتی می تواند رقیب آلترناتیوی را تضعیف کند. پوتین به عنوان یک سیاستمدار زیرک و حقه باز هم زمان در دو حوزه عمل کرده و ابتدا در صدد تثبیت موقعیت خود بوده و سپس تضعیف اپوزیسیون واقعی را مدنظر قرار خواهد داد که پدیده پروخودروف از نشانه های بارز آن می باشد.
سرانجام انتخابات ریاست جمهوری روسیه با توجه به تمام اما و اگرها در خصوص تخلف و تقلب در آن که ناظران مستقل از موسسه نظارتی "گالوس" و ناظران سازمان امنیت و همکاری اروپایی بر آن صحه گذاشته اند با پیروزی پوتین به پایان رسید. هر چند که یک روز بعد مخالفان و اپوزیسیون در شهرهای مسکو و سن پترزبورگ در اعتراضات خیابانی شرکت کردند و پلیس نیز بیش از ۵۵۰ تن را بازداشت کرد اما در ساخت سیاسی روسیه این اعتراضات هم چون اعتراضات به روند انتخابات پارلمانی گذشته هیچ تغییری در وضعیت کنونی ایجاد نخواهد کرد. در عرصه داخلی اینکه آقای زوگانف می گوید "فکر می کنم که نباید به پوتین، تیمش و یا کشوری که به این شیوه انتخابات برگزار می کند تبریک بگوییم. همه در این انتخابات شکست خوردند. نتایج دستکاری شدند و مردم را مجبور به شرکت در میتینگ های تبلیغاتی کردند. این انتخابات بجز تحقیر چیزی برای مردم روسیه نداشت" فاقد تاثیر لازم جهت بازنگری در نتیجه ی انتخابات است. در عرصه خارجی نیز انتقادات ناظرین و شواهد تخلف و تقلب در این انتخابات بعد از چند روزی به ورطه فراموشی سپرده می شود و شرکای بین المللی همگی در صف تبریک به پوتین قرار خواهند گرفت. روسیه دوباره باید دوران جدید زمامداری پوتین را حداقل برای یک دوره ۶ ساله دیگر تجربه کند و اپوزیسیون نیز در چارچوب وضعیت فعلی نقش و جایگاه خود را سامان داده و در بهترین حالت دست به یک بازنگری اصولی و تطبق با شرایط نوین خواهد زد.